امروز ، ما یک دوره شلوغ و سریع از تغییر در همه زمینه های زندگی خود را مشاهده می کنیم. این فرایند به طور مداوم به ویژه دامنه مدیریت تغییر می کند و مدیران تجارت را وادار می کند تا در هر لحظه آماده تغییر شوند. تغییر در سراسر جهان بسیار سریع شده است و به یک مفهوم چند بعدی تبدیل شده است. دوره تغییر که در آن به صورت تعاملی و سریع در مناطق سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی زندگی می کنیم ، فرآیندهای مختلفی مانند شروع سریع ، تصمیم گیری سریع ، ایجاد پویایی بیشتر و ساختار انعطاف پذیری را به مدیریت می بخشد. در این زمینه ، ایده اصلی مطالعه ما مبتنی بر این است که مشاغل باید با استفاده از استراتژی ها روند تغییر را مدیریت کنند. مشاغل که به وضوح می فهمند استراتژی چیست و برنامه های آینده خود را بر اساس آن استراتژی ها طراحی می کنند ، از رقبای خود در محیط هایی که رقابت شدید و تغییر سریع دارند ، موفق تر از رقبای خود خواهند بود. در مطالعه ما که پیرامون این پایان نامه اساسی تشکیل شده است ، ابتدا یک تحلیل مفهومی مربوط به استراتژی ها انجام خواهیم داد ، سپس به اهمیت مدیریت استراتژیک اشاره خواهیم کرد و ما سهم مدیریت استراتژیک در مشاغل را بررسی خواهیم کرد و در آخر ، ما به اهمیت ارتباط بین استراتژی و ما اشاره خواهیم کردفرهنگ یک سازمان برای موفقیت بیشتر در فرایند مدیریت استراتژیک امکان پذیر است.
کلمات کلیدی فرهنگ بهره وری سازمان استراتژی استراتژیک مدیریت استراتژیک
طبقه بندی ژل M10 ، M19
مقاله کامل
1. معرفی
در سالهای اخیر ، در سراسر جهان رقابت شدید به دلیل برخی از مفاهیم مانند جهانی سازی ، تغییرات سریع فناوری ، بازارهای جدید و تغییر امید به مشتری پدید آمده است و رقابت بیشتر و بیشتر شده است. بنابراین مشاغل مجبور می شوند با استفاده از برنامه ریزی استراتژیک بیشتر به فکر استراتژیک و تصمیم گیری باشند.
در واقع ، در حالی که مدیریت استراتژیک در بخش های خصوصی شناخته شده و مورد استفاده قرار می گرفت ، برخی از شرکت های فراملی ، شرکت های بزرگ و منابع در دهه 1980 ، امروزه بسیاری از مشاغل از آن به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف خود استفاده می کنند (آکتان ، 2007 ، ص 1).
امروز ، هدف اصلی مشاغل ، توسعه استراتژی و تکنیک هایی است که بهترین خدمات و تولید را به روشی پربارترین و مؤثرترین ارائه می دهند و بنابراین هدف آن دستیابی به اهداف و اهداف به صورت مطلوب و تولیدی است. این امر با داشتن یک مأموریت بلند مدت امکان پذیر است تا بتوانند تجارت خود را در دنیای به سرعت در حال تغییر سازگار کنند. بنابراین ، آنها باید استراتژی های لازم را شناسایی کرده و آنها را به عمل برسانند (Güçlü ، 2003 ، p. 62).
با رضایت مشترک ، مشاغل باید اهداف و اهداف خود و استراتژی های ممکن را شناسایی کنند که می توانند در محیط رقابت شدید امروز به موفقیت برسند. این فرایند باید با دیدگاه محتاطانه و دیرینه تحقق یابد. این بخش شامل تهیه اهداف بلند مدت ، اهداف و اولویت های بودجه عملیاتی مدیریت استراتژیک ، تخصیص منابع با توجه به این اولویت ها و در پایان پاسخگویی است (Mediha Yalcin ، 2015). به این معنا ، مدیریت استراتژیک یک تلاش محتاطانه است. شیوه درک در آینده با بینایی و تلاشهای محتاطانه با این مأموریت عینی می شود. علاوه بر آگاهی از فرصت ها و تهدیداتی که می تواند از خارج حاصل شود ، مشاغل باید از پتانسیل یا نقاط ضعف آنها نیز آگاه باشند (گنر ، 2004 ، ص 42).
2. مدیریت با استراتژی ها
امروزه ، هدف استراتژی ها ، از نظر مشاغل ، به عنوان ارائه نتایج در نظر گرفته شده برای موسسه در جو عدم اطمینان شناخته می شود زیرا استراتژی فرصتی را برای تجارت فراهم می کند تا با توجه به هدف خود ، فرصت طلب باشد (Helvacı ، 2005 ، p. 169). فرصت طلب بودن مزیتی را برای مشاغل در یک محیط رقابت شدید فراهم می کند.
در این یادداشت ، این استراتژی در مورد انتخاب های پایدار است. برنامه هایی که تفکر استراتژیک را در عمل انجام می دهند ، شامل وسعت ، هدف ، منابع و دوره کنترل در تجارت است. این فرمولاسیون AIM ، اهداف و ابزارهایی را که به صورت سیستماتیک مورد استفاده قرار می گیرند نشان می دهد (Okur ، 2007 ، P. 74). این پیوند نزدیک بین استراتژی و برنامه باعث گسترش شیوه های استراتژیک حاکمیت در شیوه های مدیریت مدرن امروز می شود.
مفهوم "استراتژی" در مدیریت که شامل پیش بینی آینده با برنامه ریزی از طریق دوره های محتاطانه و طولانی مدت است ، به طور مکرر در ادبیات مدیریت تجارت مورد بحث قرار می گیرد. در نتیجه پیروی از شیوه های مدیریت با استراتژی ها ، مشاغل آماده سازی سیستماتیک برای آینده را آغاز کرده اند (Akçakaya ، 2003 ، p. 235). این وضعیت راه را برای برجسته کردن مفهوم استراتژی در سراسر جهان ، به ویژه برای مشاغل چند ملیتی ، هموار می کند.
2. 1 تجزیه و تحلیل مفهومی
معنای واژگانی استراتژی نشان می دهد که ، در دراز مدت ، تصمیمی پیش بینی شده که بر توانایی تحقق هدف یک تجارت یا کاملترین تصمیمات است (Nnd Dictionary ، 2016). این مفهوم از نظر نظامی است. استراتژی با داشتن پایه های خود در اقدامات نظامی ، دلالت بر استفاده از اقدامات تسلیحاتی دارد که به اهداف تعیین شده مشخص شده توسط تصمیم گیرندگان می رسد. در صورت لزوم ، قدرتهای نظامی ، سیاسی ، اقتصادی و اخلاقی را در یک انسجام هدایت می کند.
تشکیل یک استراتژی بر عهده مدیریت عالی تجارت است. با این حال ، پس از شکل گیری استراتژی ، در هر مرحله از برنامه آماده ، مدیریتی که آن قسمت را بر عهده دارد مسئول است. این موضوع است که هر مدیر با توجه به اقتدار خود ، طیف وسیعی از تصمیمات تاکتیکی را در مورد اجرای این طرح اتخاذ می کند (بوزکورت و ارگوون ، 1998 ، ص . 226).
در محتوای مفهوم استراتژی ، تفکر طولانی مدت ، درک خوب از محیط و شناسایی چاه هدف وجود دارد. بر این اساس ، هنگامی که گفته می شود استراتژی است ، به عنوان هدف و اهدافی ذکر می شود که دارای روش ها و تکنیک های دیدنی ، احتیاطی و برنامه ریزی شده است. کلمه استراتژی منتقل شده توسط فرانسوی به ترکی ، معادل دقیقی در ترکی ندارد. این مفهوم که پس از دهه 1970 در علوم اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته است به معنای ارسال ، کارگردانی ، انتقال و هدایت است (Güçlü ، 2003 ، p. 66). به عبارت دیگر ، این به معنای تعیین راه های دستیابی به اهداف کمی است که با تعداد در زمان پیش بینی شده بیان می شود (گاری ، 2005 ، ص 85).
منشأ اخلاقی کلمه "استراتژی" از یونان باستان ناشی می شود. این ترکیب با ترکیب "Stratos" (ارتش) و "AGO" (اداره ، مستقیم) است (Akdoğan ، 2007 ، p. 449). برخی از نویسندگان اظهار می دارند که این کلمه از نظر اخلاقی از "stratum" لاتین مشتق شده است. در لاتین "stratum" به معنای "راه ، خط ، بستر رودخانه" است. معنای واژگانی استراتژی را می توان به عنوان "انجمن اقدامات ساختمانی و هنر مقررات برای دستیابی به هدف" شناسایی کرد (آکتان ، 2007 ، ص 1).
در واقع ، استراتژی یک مفهوم نظامی گرا است که به معنای هدف به دست آوردن نبرد یا درگیری در یک جنگ است. با این حال ، امروز ما در هر زمینه ای از زندگی خود از این مفهوم استفاده می کنیم. این به معنای راه ها و تکنیک هایی است که برای دستیابی به یک هدف یا هدف مشخص شده با استفاده از همه ابزارها استفاده می شود (çevik ، 2001 ، p. 310). مباحث اصلی تحقیقات مدیریت استراتژیک تشکیل یک استراتژی ، تعیین بهترین استراتژی در بین گزینه های دیگر ، اجرای استراتژی های قوی تر و مؤثرتر به سمت استراتژی های حریف در بازارهای رقابتی است (آکتان ، 2005 ، ص 97).
حتی در کوچکترین مشاغل ، تعیین سیاست ها توسط کسی که تمام فرصت ها و پیوند یک بازار خاص را می شناسد یا حدس می زند. در تجارت ، استراتژی های اصلی و استراتژیست برای ایجاد سیاست های واقعی که ویژگی های AIM را دارند ، لازم است. استراتژی ها ، با جمع آوری فرصت های عددی موجود ، استراتژی هایی را تولید می کنند که می توانند آن سیاست ها را تحقق بخشند. در این فرآیند ، اگر مشاغل مبتنی بر مدیر ارشد یا تحت ریاست مدیر ارشد یک کمیته اجرایی تجارت به جای مدیران هیئت مدیره عمل کنند ، چشم انداز آنها زیاد خواهد بود (گاری ، 2005 ، ص 84).
در محتوای مفهوم استراتژی ، تفکر طولانی مدت ، درک خوب از محیط و شناسایی چاه هدف وجود دارد. بر این اساس ، هنگامی که استراتژی بیان می شود ، به اهداف و اهدافی نیز اشاره می شود که دارای روش ها و تکنیک های دیدنی ، احتیاطی و برنامه ریزی شده ای هستند (çevik ، 2001 ، p. 310).
مفهوم استراتژی را می توان به عنوان نشان دادن عمل توسط مدیر ارشد برای دستیابی به اهداف خود یا مشاغل خود در یک محیط رقابت تصور کرد. همچنین ، خاطرنشان می شود که امروز چیز مهم استراتژی نیست بلکه مفهوم استراتژی است. تأکید می شود که یک تجارت ممکن است چندین استراتژی داشته باشد. اشخاصی که تشکیل می دهند که تجارت ممکن است استراتژی های مختلفی داشته باشد حتی استراتژی های برخی از نهادها با یکدیگر مغایرت دارند (Tortop and ̇birvd ، 2007 ، p. 231).
مفهوم استراتژی و همچنین یک مفهوم فعلی در حوزه دفاع ، برای مدت زمان بسیار طولانی در مدیریت استفاده شده است. استراتژی در علم مدیریت روشهای دستیابی به اهداف مشاغل را نشان می دهد. به خصوص در علوم مدیریت ، استراتژی های تجاری در جهت افزایش برنامه ریزی استراتژیک اول و سپس یک رشته به نام مدیریت استراتژیک (Aktan ، 2007 ، p. 1).
یک رویکرد استراتژیک تعیین و شناسایی اهداف و اهداف ، تهیه یک برنامه استراتژیک عمل است که یک واسطه بین تجارت و محیط آن خواهد بود و بهترین راه حل و در نهایت ایجاد تکنیک های مؤثر برای اجرای آن طرح است (çevik ، 2001، ص 313). به این معنا ، برای رسیدن به اهداف تعیین شده ، استراتژی شامل اهداف اولیه ، اهداف یا اهداف ، سیاست های مهم و برنامه ها است.
استراتژی در مدیریت تجارت ، کاملترین میزان شفاف سازی سردرگمی است که در بین کارکردهای مختلف تجارت رخ می دهد ، و ویژگی های تعیین شده اهداف عمومی و تصمیمات انتخابی در مورد دستیابی به بهینه در یک محیط اقتصادی را تنظیم می کند. این انتخاب ها وجود و توسعه مشاغل مانند موجود زنده را تضمین می کند (çınar ، 2010 ، p. 1).
با هدف برآورده کردن انتظارات از تحمل ریسک ، استراتژی را می توان به عنوان یک فعالیت سازگاری با منطقه فعالیت ، محیط و منابع شناسایی کرد. طبقه بندی استراتژی هایی مانند طراحی ، ارائه شده و انتظار می رود توسط مدیر ، استراتژی های داستانی محتاطانه و استراتژی های برجسته واقع شده است. استراتژی های داستانی شامل اهداف ، سیاست ها و برنامه هایی است که می توانند به طور کلی و باریک جدا باشند. برعکس ، استراتژی های داستانی ، استراتژی های متمایز ، گذشته را پایه گذاری می کنند زیرا استراتژی های داستانی همیشه همانطور که داستانی است به واقعیت نمی پیوندند. مدیران باید با توجه به شرایط ساختاری تغییراتی ایجاد کنند (Yüzbaşıoğlu ، 2008 ، p. 388).
یکی دیگر از استراتژیست های مهم ، یعنی چندلر ، استراتژی را به عنوان تهیه برنامه های عملیاتی مناسب با شناسایی هدف و اهداف طولانی مدت و تخصیص منابع لازم برای تحقق این اهداف معرفی می کند. علاوه بر این ، این استراتژی را می توان به عنوان اهداف تجاری و تغییر در این اهداف تصور کرد ، منابعی که برای ساخت واقعی استفاده می شوند ، مشخص کردن ویژگی های این منابع در مورد توزیع و استفاده از سیاست ها (Güçlü ، 2003 ، p. 66). در اینجا ، این بدان معناست که قبل از تصمیم گیری ، انتخاب مناسب ترین گزینه در بین گزینه های مختلف برای حل یک مشکل و هدف واقعی تجارت مهم است (Aytürk ، 2007 ، p. 2005). مشاغل قصد دارند از بین گزینه های مختلف مناسب ترین گزینه را انتخاب کنند و آن را به تمرین منتقل کنند. به این ترتیب ، این تکنیک سهم زیادی در عملکرد کلی آنها خواهد داشت.
2. 2استراتژی ها و مدیریت استراتژیک
قبل از اکتشاف بیشتر ، لازم به ذکر است که استراتژی یک فرایند برنامه ریزی است که برای دستیابی به اهداف سازمانی با محیط رقابتی در تعامل است. برنامه هایی که مؤلفه اصلی آن فرایند هستند ، به طور کلی ابزارهای رسمی ، واضح و طولانی هستند که بر نحوه عملکرد تجارت در محیط خود تأثیر می گذارد (Arslan ، 2001/B ، p. 189).
مدیریت استراتژیک که مستقیماً با عملکرد آن برنامه ها در ارتباط است ، یک تکنیک مدیریتی است که امکان تعیین اهداف و اهداف احتمالی و شناسایی یک فرایند لازم برای دستیابی به اهداف پیشنهادی را فراهم می کند (Güçlü ، 2003 ، p. 66). در اینجا ، عمومی ترین ، گسترده ترین و گسترده ترین اهداف با کمک بینایی تولید می شود. یک عکس آینده از تجارت برای بیان ابزارها و منابع لازم برای ساختن اهداف در نظر گرفته شده توصیف شده است (Karaman ، 2005 ، P. 22).
حقایق اصلی استراتژی های مدیریت استراتژیک شامل برنامه اقدامات ، روش ها ، تاکتیک ها ، دیدگاه ها و هدف واقعی در راه اقدامات است. استراتژی های موجود در مشاغل هدف تحقق یادگیری ، انتقال یافته و استفاده شده در اقدامات در سطح بهینه را هدف قرار می دهد (آرگون و ارن ، 2004 ، ص . 203).
در این زمینه ، به مدیران پیشنهاد می شود که آنها باید مشکلات استراتژیک و مشکلات مدیریتی را در دسته های مختلف گروه بندی کنند. کاملاً ، مدیران باید تشخیص دهند که آیا مشکلات ناشی از تصمیم استراتژیک یا تصمیم مدیریت در کلیه فرآیندها است. بر این اساس ، اقدامات استراتژیک باید به عنوان سرمایه گذاری های طولانی مدت تصور شود (ماتسون و ماتسون ، 1999 ، ص . 53). از این رو ، اقدامات باید پیش بینی استراتژیک طولانی را انجام دهد.
مدیریت استراتژیک یک تکنیک مدیریتی است که امکان شناسایی اهداف و اهداف محتاطانه در مشاغل را فراهم می کند ، خواه این مشاغل بخش سوم خصوصی ، عمومی و غیرانتفاعی و تعیین فرایندهای لازم برای دستیابی به این اهداف باشد. در این زمینه ، چشم انداز به معنای هدف و اهداف احتمالی احتمالی است (Stratejik Yönetim ، 2015).
به عبارت دیگر ، چشم انداز تصویر آینده در نظر گرفته شده از تجارت است. این مأموریت بیانیه وظیفه و ثبات هدف گرا است که در آینده قرار است به آن برسد. برای تجارت ، این پاسخ "چرا ما وجود داریم؟"(دینچر و فیدان ، 1996 ، ص . 24). مدیریت استراتژیک با استفاده از هر دو این مفهوم ، برنامه ریزی آینده تجارت را انجام می دهد.
اساساً ، می توان گفت که مدیریت استراتژیک یک عمل مدیریتی است که نمایانگر حوزه کار ویژه مدیران ارشد است. با توجه به این جنبه ، ما در حال تجزیه و تحلیل محیط داخلی و خارجی هستیم ، با توجه به این تحلیل ها ، جنبه سازمانی را با دیدگاه طولانی مدت مشخص می کنیم ، برای دستیابی به اهداف بیان شده ، آثار و تکنیک های لازم را تشکیل می دهیم. این تکنیکی است که ما برنامه را ارزیابی می کنیم و تا چه حد تحقق استراتژی ها به نام پروژه ها ، نگرش و اقدامات (گنر ، 2004 ، ص . 42).
از این جنبه ، مدیریت استراتژیک مشاغل را هدایت می کند ، مانند قطب نما که راه کشتی های از دست رفته در طوفان را نشان می دهد و با توجه به موفقیت آن ، اهمیت آن روز به روز افزایش یافته است.
2. 3 افزایش اهمیت مدیریت استراتژیک
شغلی که استراتژی ندارد که نتواند آینده را ببیند و این تجارت جهت ندارد. کارهای روزمره ، کارهای روزمره نمی توانند یک هدف مناسب و هماهنگ ایجاد کنند. این استراتژی برای ایجاد هدف با تمرکز ، توافق و هماهنگی با تهیه برنامه های راهنمایی ، مدل ها ، موقعیت ها و دیدگاه های اقدامات استراتژیک استفاده می شود (çevik ، 2001 ، p. 309).
امروزه ، ساختارهای سازمانی مشاغل بر اساس استراتژی های مشخص شده است. ساختار تجارت باید یک عمل انعطاف پذیر را ایجاد کند که به سرعت پاسخ های خارجی را با کار تیم و منابع مبتکر امکان پذیر می کند. محیط وظیفه یک تجارت به عنوان صنعتی شناخته می شود که در آن فعالیت های خود را انجام می دهد. محیط اجتماعی در مدت زمان کوتاه بر فعالیت های تجارت تأثیر نمی گذارد. این شامل قدرتهای طولانی و مؤثر است که دارای ساختار کلی هستند (çınar ، 2010 ، p. 1).
توسعه ساختارهای سازمانی و تمایل به تجارت که از تولید تقاضا گرا استفاده می کنند ، پس از جنگ جهانی دوم به وجود می آید. نیومن ابتدا اهمیت و ماهیت استراتژی را در سال 1951 نشان داد. این مراحل با تعمیم مدلهای عملکرد کلی مشخص شده توسط محققان ادامه می یابد. هدف ، هدف ، تئوری و ابزارهای امروز با این مطالعات نهایی می شود. در دهه 1980 ، موضوعی که در مورد آن صحبت می شود ، از برنامه ریزی تا برنامه ریزی استراتژیک متمرکز شده است. در آن دوره ، برای اینکه بتوانیم با شناسایی و حدس زدن موارد ، از مزیت های رقابتی از اهداف بهره مند شویم ، منجر به توسعه مفهوم و تکنیک های گسترده می شود (blogcu.com ، 2006).
در این جهت ، مطالعات انجام شده امکان توسعه ابزارهای استراتژی را فراهم می کند. محققان بحث کردند که ممکن است در دهه 1970 و 1980 بین استراتژی اعتراف و هدفمند شکاف ایجاد شود. آنها تأکید کردند که فرآیندهای استراتژی مختلفی را می توان در مشاغل مختلف مشاهده کرد و بنابراین توسعه استراتژی را نمی توان به عنوان یک طراحی مکانیسم آسان دانست. تغییر سریع ، افزایش محیط رقابتی ، درجه عدم قطعیت بالا ، ضرورت برای توسعه استراتژی پویا و سازگاری مداوم با آن تغییر ایجاد کرده است (çınar ، 2010 ، p. 3). به طور مستقیم ، این ضرورت اهمیت مدیریت استراتژیک برای مشاغل را افزایش داده است.
2. 4کمک های مدیریت استراتژیک به مشاغل
به طور کلی ، مدیریت استراتژیک توانایی استفاده از فناوری اطلاعات را در مرزهای جغرافیایی ، فرهنگی و سازمانی دارد. آنها به انتقال داده ها به انفورماتیک ، انفورماتیک به اطلاعات و اطلاعات برای اقدام در توانایی های کمک به مشتری خود متکی هستند. آنها همچنین توانایی ارائه خدمات و محصولات انفورماتیک را توسط آگلومراتیو و خصوصی دارند (همل و پرالاد ؛ 1999 ، ص 55).
در این فرآیند ، توانایی تفکر استراتژیک نیاز به جستجوی حقایق ، مشکلات ، تغییرات محیطی در سطح دیگری و پاسخ دادن به آنها دارد. هنگامی که فرض بر این است که بین سطح تفکر جایگزین تصمیم گیرندگان و سبک های پاسخ آنها رابطه ای وجود دارد ، می توان ادعا کرد که تفکر استراتژیک نیاز به مقابله با رویدادها ، مشکلات و تغییر در یک استاندارد و شیوه دارد (بارسا ، 2002 (الف) ، ص. 9).
به طور معمول ، استراتژیست ها مشاغل را به عنوان یک جعبه سیاه می دانند و به عنوان ساختاری که می خواهد با ارزیابی فرصت های جدید در بازار ، تحولات را بر اساس قانون اساسی خود سازگار کند. این دیدگاه کلاسیک نیاز به تحقق قدرت بازار مانند آثار استراتژیک و عوامل رقابت در هنگام تهیه یک مدل استراتژی دارد (مور ، 2005 ، ص . 147).
استراتژی شیوه ای را نشان می دهد که تصمیماتی را نشان می دهد که عملکرد و سیاست بلند مدت را تحت تأثیر قرار می دهد. به این معنا ، استراتژی تحت شرایط داخلی و خارجی به طور مرتب به روزرسانی بینایی است. همچنین استراتژی ، برای دستیابی به سطح بالا و پربارترین عملکرد سازمانی ، کاملترین تصمیمات و سیاست هایی است که مسئولیت های آنها توسط مدیران انجام می شود (بارسا و اوزان ، 2012).
در آن دوره ، مدیریت استراتژیک ، که قرار است مورد استفاده قرار گیرد ، به طور دائم ترتیب سه نقطه مختلف را که توسط مدیران لایه بالایی انجام می شود ، ارائه می دهد ، مرتبط و تداوم را نشان می دهد. اینها ارزشهای مدیریت عالی ، محیط و منابع هستند. مدیریت استراتژیک به ویژه بر لزوم استفاده و پیروی از فرصت های زیست محیطی با دقت و بررسی فرصت ها و تهدیداتی که از نقاط قدرتمند و ضعیف سازمان ناشی می شود ، تأکید می کند (Bayraktaroğlu ، 2002 ، صص 49-50).
2. 5رابطه بین استراتژی و فرهنگ تجاری
تعاریف زیادی از استراتژی وجود دارد. به عنوان مثال ، این برای یافتن راهی برای پیروزی و جستجوی قوانین جدید بازی است. این شیوه عملی است که سعی می کند اهداف تجاری را در محیط رقابتی شدید واقعی بسازد. این سردرگمی را روشن می کند که در بین کارکردهای مختلف تجارت رخ می دهد و در آخر ، این میزان کامل از تصمیمات انتخابی است که ویژگی های تنظیم عمومی را تعیین می کند (Güçlü ، 2003 ، p. 66).
مدیریت استراتژیک به این معنی است که تغییر و تغییر باید با فرهنگ تجارت مطابقت داشته باشد. اگر پشتیبانی لازم در هنگام انتقال از قدیمی به جدید ارائه نشود ، قدرت فرهنگ تجارت این تغییر را بررسی می کند. فرهنگ قدرتی است که تجارت را به هم متصل می کند. قبل از اینکه تغییر توسط مدیریت عالی تجارت گسترش یابد ، توسط عناصر فرهنگی فیلتر می شود. هیچ فرهنگ نفوذپذیری همه تغییرات را مسدود نمی کند و باعث تنش در تجارت می شود. و این باعث از بین رفتن انرژی و احساس بدی می شود.
استراتژی های سازمانی که با فرهنگ تجارت سازگار است ، به توسعه درک با برخی از اصول مانند تدوین سیاست های پیش رو ، قدرتمند بودن ، متحد بودن نیروها ، ارائه هدف و مناسب بودن ابزار ، تحقق استفاده کارآمد از قدرت ، انعطاف پذیر و محتاط بودن کمک می کند. استراتژی های مدیریتی در نظر گرفته شده است که در یک محیط رقابتی و مشاغل در یک محیط رقابتی ، از نظر اقتصادی و اجتماعی و اداری هوشیار باشند.
در عملیات ، همبستگی بین استراتژی و فرهنگ سازماندهی واقعی است ، مأموریتی که مفهومی گسترده تر از استراتژی است. در یک مأموریت قدرتمند ، فرهنگ و استراتژی باید به هم بپردازند. در غیر این صورت ، قدرت و اثربخشی مأموریت ممکن است کاهش یابد (Karaman ، 2005 ، p. 43). مشاغل که مأموریت های خود را مشخص می کنند و به طور مؤثر از مأموریت های خود با فرهنگ و استراتژی های سازمانی خود پشتیبانی می کنند و از مخالفان خود موفق تر می شوند.
در ادبیات مدیریت ، محققان در مورد استراتژی به طور کلی بر استراتژی و محتوای آن تمرکز دارند. محتوای این استراتژی بر نحوه رقابت مشاغل در کدام بازارها متمرکز است. فرآیند استراتژی در مورد مراحل و مکانیسم های کاربردی است در حالی که استراتژی تعریف شده است (Arslan ، 2001 (A) ، P. 42).
به این ترتیب ، استراتژی های سازمان شناسایی شده سازگاری با محیط و بر همین اساس زنده ماندن طولانی مدت را فراهم می کنند. قبل از هر چیز دیگری ، ارزیابی محیط و حدس زدن آینده را امکان پذیر می کند. این استراتژی ها فرصتی برای ارزیابی خود به تجارت می بخشد. آنها ثبات را سازماندهی می کنند و به طور کلی به هدف مشترک می روند. این استراتژی ها به اقدامات سازمانی به یک جهت خاص اشاره می کنند و شکلی را برای قوانین ارائه می دهند و در نتیجه آنها کیفیت مدیریت را بهبود می بخشند (Ayriçin. and Dinçer ، 1998 ، p. 27-30).
این امکان وجود دارد که با توانایی های خود ، سرمایه فکری و فرهنگ سازمانی مشاغل بتواند در سطح مدیریت استراتژیک موفق باشد. در حالی که فرهنگ سازمانی به معنای ارزش های کلیدی ، استانداردها ، هنجارها ، اعتقادات و درک های مشترک توسط اعضای تجارت است ، مدیریت استراتژیک نیاز به تمایز ، تقسیم کار و تخصص دارد. با این حال ، اگر به دلیل مواضع خود به بخش واگرا و مردم تمایل به یک هدف مشترک داشته باشند. این وضعیت توافق و هماهنگی را دشوارتر می کند. با توجه به اهداف استراتژیک با نمایندگی در چارچوب روابط برتر زیربنای افراد مختلف از نظر آموزش ، فرهنگ و ذهنیت می توان مدیریت کرد (Ballıoglu ، 2012).
امروزه ، مدیریت مؤثر سرمایه فکری به شکل تحمیل یک وظیفه مرتبط به مردم ، نماینده به مردم است. این هماهنگی با نمایندگی مدیران به دارایی ها و همکاران آنها ارائه می شود (Rodoplu ، 2002 ، p. 256). مشاغلی که می توانند این خصوصیات را ارائه دهند ، در روند اجرایی خود بهینه سازی کرده و بهینه سازی را ارائه داده اند.
امروزه ، همه مشاغل کیفیت ، بهره وری ، اثربخشی و عملکرد را به عنوان اهداف اساسی کالاها و خدمات خود می دانند. برای دستیابی به این هدف ، آنها درک جدیدی را اتخاذ کرده و آنها را عملی می کنند.
3. نتیجه گیری
همانطور که در این مطالعه به روش مفصلی مورد بحث قرار گرفت ، یک مفهوم مدیریت جدید به نام مدیریت استراتژیک در 20 سال اخیر در سراسر جهان پدیدار شده است و این امر اقدامات بسیار زیادی را انجام داده است. طبق این الگوی جدید ، موفقیت سازمانها از رویکرد استراتژیک نسبت به مدیریت سرچشمه می گیرد (بارسا ، 2002 (ب) ، ص 9). سازمانهایی که بر اساس مدیریت استراتژیک در کل فرآیند مستقر هستند می توانند تصمیمات منطقی بگیرند و از این طریق می توانند در یک محیط رقابت شدید مزیت کسب کنند.
مدیریت استراتژیک و روشهای مشابه ، که اخیراً به ویژه در بخش خصوصی توسعه یافته اند ، با گذشت زمان توسط بنگاه های بخش دولتی اعمال می شوند. مدیریت استراتژیک احتمالاً از همه مهمتر است. همانطور که ما در مطالعه خود به تفصیل رسیدگی کردیم ، سازمان ها قصد دارند با تدوین استراتژی های بلند مدت با مفهوم مدیریت استراتژیک ، یک چشم انداز ایجاد کنند. بنابراین ، تصمیم گیری در مورد نحوه اجرای برنامه های استراتژیک به بهترین وجه و الزامات برای دستیابی به اهداف ، موضوع مدیریت استراتژیک است.
با تعیین یک استراتژی ، سازمانها همچنین روشی را مطابق با تغییر در دوران تکامل تعیین می کنند و آنها همچنین اهداف جدیدی را از این طریق تصمیم می گیرند. با بررسی در این زمینه ، سازمان هایی که هیچ استراتژی ندارند نمی توانند از آینده خود اطمینان داشته باشند زیرا آینده آنها از قبل برنامه ریزی نشده و نامشخص است. در چنین حالتی ، به طور طبیعی منجر به شکست خواهد شد.
سازمان های بدون استراتژی نمی توانند از منابع خود به طور مؤثر و کارآمد استفاده کنند زیرا آنها نمی توانند یک تحلیل استراتژیک انجام دهند که امکان استفاده مؤثر از منابع مالی و انسانی را فراهم کند. مدیریت استراتژیک فرصتی را برای ایجاد یک تحلیل استراتژیک فراهم می کند زیرا حاوی سازگاری ، شهود و ایجاد تغییر در سازمان و محیط زیست است. مدیریت استراتژیک نه تنها سازمانها را قادر می سازد تا به طور مؤثر در یک محیط رقابتی رقابت کنند بلکه به آنها کمک می کند تا آینده را حس کنند.
هدف از مدیریت استراتژیک ، امکان سازگاری سازمانها با شرایط محیطی است که به تدریج ویژگی های متغیر تری کسب می کنند. هدف مدیریت استراتژیک این است که به سازمانهایی با متغیرها فکر کنیم و تصمیمات اداری را به تغییرات احتمالی زیست محیطی تبدیل کنند. نکته مهم در مدیریت استراتژیک تکرار موفقیت ها در گذشته نیست بلکه مقابله با موقعیت های غیر منتظره و مشکلات زیست محیطی است (Güçlü ، 2003 ، p. 82). هنگامی که این موارد فراهم شود ، سازمان ها می توانند در به دست آوردن موفقیت آینده گرا ، ثبات نهادی را بدست آورند.
اصطلاح اصلی مدیریت استراتژیک آینده است. این ممکن است آینده ای قابل مشاهده و شناخته شده نباشد. از مدیریت استراتژیک برای بررسی و برنامه ریزی آینده استفاده می شود. سپس ، سازمان ها راه خود را در آینده ای نامرئی و ناشناخته قرار دادند. مفهوم اصلی دوم محیط است. سازمان ها منابع خود را از محیط زیست دریافت می کنند و پس از طی کردن منابع ، آنها را به محیط زیست باز می گردانند. محیط سرنخ هایی را در مورد چگونگی تشکیل سازمان ها به ما می دهد (Ozgür ، 2004 ، p. 211). به همین دلیل است که تحلیل های زیست محیطی در فرایند مدیریت استراتژیک از اهمیت زیادی برخوردار هستند.
مدیریت استراتژیک دارای پنج فرآیند اساسی است که در این تحقیق به تفصیل به آنها پرداخته ایم. در طول این فرآیندها راه سازمان مشخص می شود و ماموریت، چشم انداز، فلسفه مدیریت، ارزش ها، مدیران ارشد و اهداف فعلی سازمان مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. از نظر شناخت وضعیت مدیران اجرایی مهم است. هدف در اینجا شکل دادن به آینده با دستیابی به اهداف تعیین شده برای سازمان است.
در تحلیل های داخلی و خارجی بعدی، فرصت ها و چالش ها و همچنین نقاط قوت و ضعف سازمان مورد بررسی قرار می گیرد. عوامل موثر بر آینده سازمان ها به عنوان عوامل استراتژیک نام برده می شوند و از طریق تحلیل SWOT تعیین می شوند. پس از این فرآیند، انتخاب استراتژی ها، همکاری، کار و کارکردها در قالب فرمول استراتژیک ارزیابی می شود. برای این منظور، کارکنان ارشد با تجزیه و تحلیل عوامل استراتژیک، برخی از انتخاب های استراتژیک را در جهت هدایت اهداف تعیین شده در سازمان انجام می دهند.
در طول فرآیند مدیریت استراتژیک در یک سازمان مواردی مانند رهبری، ساختار، سیستم های کنترل و منابع انسانی تمرکز اصلی و همچنین تکنیک های مورد استفاده مدیران در اجرای استراتژی تعریف شده است. همچنین برخی از موضوعات دیگر دغدغه این فرآیند مانند اجرای استراتژی ها و سبک رهبری منطبق با استراتژی ها، ساختار سازمانی، سیستم های اطلاعات و کنترل و مدیریت منابع انسانی است (Bayraktaroğlu, 2002, p. 49-). 50). یک ساختار سازمانی مناسب باید طراحی و کاربردی شود تا یک استراتژی در این فرآیند موفق شود، زیرا در دنیای امروز آنچه شما را قادر به برنده شدن می کند طراحی یک ساختار کامل نیست، بلکه داشتن ساختاری بهتر از مخالفان است (Efil, 1999). ص 295). این مدیریت استراتژیک است که سازمان ها را قادر می سازد تا در این فرآیند بر مخالفان خود برتری پیدا کنند.
از طرف دیگر ، این مفهوم اخیراً در بخش دولتی مورد استفاده قرار گرفته است. پیاده سازی های تفکر و برنامه ریزی استراتژیک و الگوهای که در نظر گرفته می شود برای مدیریت سازمان های سود محور در بخش خصوصی ، در ساختار منحصر به فرد و الزامات خدمات بخش دولتی در رویکرد اخیر مدیریت عمومی و عموم مردم نقش ایفا کرده اندخدمات (Aşgın ، 2006 ، p. 7). با این حال ، بسیاری از مشکلات در بخش دولتی در فرآیندهای مدیریت استراتژیک و برنامه ریزی رخ می دهد ، زیرا بسیار سخت است که با هسته اصلی سیستم هماهنگ باشید.
معیار کنترل اساسی سود سازمانها است. چنین معیار قابل توجهی یا معتبری برای شرکتهای دولتی وجود ندارد زیرا آنها به دنبال سود نیستند. بارزترین معیار میزان خدمات برای آنها است. نظارت بر کیفیت و هزینه خدمات به عنوان مهمتر از میزان آن به نظر نمی رسد.
هر یک از فرصت های جدید بازار در سازمان ها از تولید جدید پشتیبانی می کند و با توجه به تحولات اخیر ، بودجه عملیات و منابع انسانی را به سرعت تنظیم می کند. از نظر بودجه و منابع انسانی فضای کمی برای انعطاف پذیری در شرکتهای عمومی وجود دارد. مهمتر از همه ، انجام یک سرویس جدید معمولاً به عنوان یک فرصت دیده نمی شود بلکه یک مشکل است.
بقای سازمان ها به ادامه کارکنان به کار ، تطبیق با رقابت در بازار و کسب سود بستگی دارد. سیاست های منابع انسانی سازمان های عمومی مستقل از میزان تولید یا کار یک سازمان است. سیستم تضمین برای تمایز بین کارمندانی که سخت کار می کنند و کسانی که کم کار می کنند ، مناسب نیست ، برکناری ، پاداش و مجازات را به طور مؤثر انجام نمی دهد. بنابراین ، سازمان های عمومی با مقیاس های بهینه و با ارزیابی ها مطابق تکنیک های مدیریت تجارت تشکیل نمی شوند. در عوض ، آنها به طور کلی با تصمیمات سیاسی تأسیس می شوند. علاوه بر این ، سیاست تأثیر مهمی در توزیع بودجه ، کارکنان و تجهیزات دارد. بیشتر اوقات ، ما سرویس و سازماندهی منطقی و بهینه را در موسسات دولتی نمی بینیم.
علاوه بر این ، شرکت های عمومی برای تأثیرات اجتماعی و سیاسی باز هستند. کارمندانی که برای این شرکت ها کار می کنند بیشتر به مواردی از قبیل عدم شکایت ، عدم مسئولیت قانونی یا مالی و حفظ محل وظیفه و موقعیت اهمیت می دهند تا از الزامات خدمات.
از طرف دیگر ، استفاده از روشهای نامناسب در انتصاب کارمندان ارشد بر مدیریت تأثیر منفی می گذارد اگرچه مدیریت استراتژیک نیاز به حرفه ای بودن ، آموزش و تجربه دارد. بر این اساس ، از نظر واقعی سازی موضوعات مربوط به اجرای و نتایج مدیریت استراتژیک از جمله مشارکت ، مدیریت شهروندان محور ، باز بودن و پاسخگویی برخی موانع در مدیریت دولتی وجود دارد. این موانع به شرح زیر ذکر شده است:
ساختار بیش از حد متمرکز مدیریت عمومی باعث ایجاد مشکل در برنامه ریزی و نمایندگی به زیردستان برای استفاده از منابع می شود.
حضور فرهنگ بوروکراتیک ، که هدف آن محافظت از منافع اجتماعی ، درآمد و وضعیت خود قبل از نیازهای شهروندان است و تغییر و نوآوری ها را تهدیدی برای وضع موجود می داند ، یکی از مهمترین موانع است.
این تعهد وجود دارد که تصمیمات باید به نفع بقای ملت و دولت اتخاذ شود ، در صورتیاین عناصر
هیچ تمایل به مشارکت و به اشتراک گذاشتن مسئولیت در فرهنگ شهروندی وجود ندارد ، با هدف بدست آوردن سهم بیشتری از منابع عمومی و دیدن دولت به عنوان "پدر" زیرا این امر برای منافع خود معنی دار تر است (گنر ، 2004 ، ص 52). بنابراین ، مدیریت استراتژیک به مبارزه با این مشکلات کمک می کند.
اجرای موفقیت آمیز مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک در بنگاه های دولتی بسیار دشوار است که در بخش خصوصی وجود دارد. همانطور که در طول مطالعه ما مشاهده می شود ، مزایای مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک را نمی توان در سازمان های دولتی و خصوصی انکار کرد.
در نتیجه ، همه سازمانها ، به ویژه سازمان های عمومی ، باید برای ایجاد و اجرای سیستم مدیریت استراتژیک و همچنین آموزش و ایجاد انگیزه کارکنان خود در این زمینه تلاش زیادی کنند. یک اراده توتالیتر که در ایجاد و اجرای سیستم تنظیم شده است ، امکان غلبه بر مشکلات ذکر شده در بالا را فراهم می کند.
منابع
- Akçakaya ، M. ، 2003. معیار ve kamu yönetimine uygulanabilirliği. در ادAykaç B. and Kavruk H. Kamu Yönetimi Seçme Yazılar ، Ankara: Gü ̇bf yay.
- Aktan ، C. C. ، 2005. Değişim çağında Yönetim. استانبول: Sistem Yayıncılık.
- Aktan ، C. C. ، 2007. راه برای پیروزی در آینده: مدیریت استراتژیک [آنلاین] در دسترس: www.canaktan.org.[دسترسی به 20. 07. 2007]
- Argon ، T. and Eren ، A. ، 2004. مدیریت منابع انسانی. آنکارا: نوبل بله.
- Arslan ، M. ، 2001 (A). برخی از مفاهیم اساسی مدیریت و سازمان. مدیریت و سازمان ، ویرایش. صالح گنی ، آنکارا: نوبل بله.
- آرسلان ، م. ، 2001 (ب). فرهنگ تجاری. در ادصالح گونی. مدیریت و سازمان ، آنکارا: نوبل بله ..
- در حال حرکت ، س. ، 2006. توسعه مفهوم برنامه ریزی استراتژیک در کشور ما. ژوئن: مجله اداری ترکیه ، ص . 451.
- Aytürk ، N. ، 2007. هنر مدیریت ، مهارت های مدیریت و مدیریت مؤثر ، آنکارا: نوبل.
- Ballioglu ، B. ، 2012. توسعه و مدیریت استراتژی در مشاغل [آنلاین] در دسترس است: http://www.academia. edu/3234010/ صفحه صفحه
- Barca ، M. and Ozcan ، K. ، 2012. مدیریت استراتژیک: راه های مؤثر برای پاسخ به تغییر جاده های زیست محیطی [آنلاین] در دسترس است: http://gulceradedin.com/2012/01/30/stratejik-cevre-yollarina- سا ل-ETCiLi-YOLLARI/
- بارسا ، م. ، 2002 (الف). زاویه استراتژیک: سطح تفکر استراتژیک ، سبک و ضرورت. در ادDalay ، i. و Coşkun ، R. ، رویکردهای مدیریت مدرن ، استانبول: بتا یای.
- بارسا ، م. ، 2002 (ب). رویکردهای مدیریت استراتژیک. در ادDalay ، i. و Coşkun ، R. ، رویکردهای مدیریت مدرن ، استانبول: بتا یای.
- Bircan ، ̇. ، 2002. مدیریت استراتژیک و چشم انداز در بخش عمومی. مجله برنامه ریزی ، [آنلاین] در دسترس است: http://ekutup. dpt. gov. tr/planlama/42nciyil/bircani. pdf.
- Blogger ، 2006. مدیریت استراتژیک چیست؟[آنلاین] در دسترس است: http://enm. blogcu.com/stratejik- nedir-2/619730
- بوزکورت ، ö. و Ergun ، T. 1998. فرهنگ لغت مدیریت عمومی ، آنکارا: تودی.
- Celep ، C. and Cetin ، B. ، 2003. مدیریت اطلاعات ، Ankara: Ani Yay.
- Cevik ، H. H. ، 2001. مدیریت استراتژیک در سازمان ها. در ادصالح گنی ، مدیریت و سازمان ، آنکارا: توزیع انتشار نوبل.
- CINAR ، F. ، 2010. ارزیابی عناصر موفقیت استراتژیک در فرآیند توسعه استراتژی.[آنلاین] در دسترس: www.isguc.com [دسترسی به 20. 03. 2010].
- دینچر ، ö. و Fidan ، Y. ، 1996. مقدمه ای بر مدیریت بازرگانی ، استانبول: بتا بله.
- Dinçer ، ö. ، 1998. مدیریت و سیاست استراتژیک ، گسترش و تجدید 5. چاپ ، استانبول: بتا بله.
- Efil ، ̇. ، 1999. مدیریت و سازمان در شرکت ها. 6 اد. استانبول: نسخه ، آلفا.
- Eren ، V. and çalik ، F. ، 2007. مدیریت استراتژیک منابع انسانی در بخش عمومی. در ادEryilmaz B. and Eken M. ، مقالات مدیریت عمومی ، آنکارا: نوبل بله.
- Garih ، ü. ، 2005. تکنیک های مدیریت ، استانبول: انتشارات حیات.
- Strong ، N. ، 2003. مدیریت استراتژیک. GU. مجله GEF جلد 23 ، ص 2.
- گنر ، س. ، 2004. درک مدیریت استراتژیک و مدیریت عمومی. مجله اداری ترکیه ، ص . 446
- همل ، G. و C. K. Prahalad ، C. K. ، 1999. برنده شدن در آینده. مدیریت عدم اطمینان ، بررسی تجارت هاروارد ، ترانس. Gündüz Bulut ، Stantanbul: Mess Yay.
- Helvacı ، M. A. ، 2005. مدیریت تغییر در مشاغل آموزش و پرورش ، آنکارا: نوبل بله.
- Karaman ، A. ، 2005. مدیریت بینایی ، چگونه و چرا؟استانبول: ضریب هوشی.
- Matheson ، D. and Matheson ، J. ، 1999. تجارت هوشمند ، ترانس. M. Tüzel ، استانبول: انتشارات Holding Boyner.
- مور ، ب. ، 2005. مدیریت استراتژیک محرک های ارزش غیر قابل انعطاف. مدیریت استراتژیک ، Emerald InsightStaff (CB) ، ایالات متحده: EmeraldGroupPub. آموزشی ویبولیتین
- NND Dictionary ، 2016. استراتژی چیست ، این استراتژی به چه معنی است؟[آنلاین] Avalaleti
- Okur ، Yasar. ، 2007. Ombudsman در ترکیه ، روند تغییر و نظارت عملکرد ، آنکارا: نوبل.
- Ozgür ، H. ، 2004. مدیریت استراتژیک در شرکت های عمومی. در ادAcar ، M. and Ozgur ، H. ، مدیریت عمومی معاصر II ، Ankara: Nobel Yay.
- Rodoplu ، D. ، 2002. اقتدار در سطح مدیریت استراتژیک. مرور مطالعات اجتماعی ، اقتصادی و تجاری ، جلد 3/4 ، ص . 251-273.
- مدیریت استراتژیک ، 2015. مدیریت استراتژیک [آنلاین] در دسترس است: http://stratejikyonetim.org/strategic-yonim-
- Tortop ، N. ، Aykac ، B. ، Yayman ، H. and Ozer ، M. A. ، 2007. مدیریت منابع انسانی ، آنکارا: نوبل. ، چاپ 2 ،.
- Tutar ، H. ، 2004. بحران و مدیریت استرس ، آنکارا: Seçkin Yay.
- Captainoglu ، N. ، 2008. مدیریت و ابزارهای استراتژیک هزینه از نظر مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک در شرکت ها.[آنلاین] در دسترس: www.sosbil. selcuk. edu. tr [دسترسی به 20. 01. 2008].
حقوق و مجوز مقاله
© 2016 نویسندگان. منتشر شده توسط Sprint Investify. ISSN 2359-7712. این مقاله تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution 4. 0 مجوز است.
نویسنده متناظر
Yakup Durmaz ، دانشکده اقتصاد علوم اداری و اجتماعی ، دانشگاه حسن کالونکو ، فرودگاه جاده 8. کیلومتر. Gaziantep ، ترکیه
تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : زینالعابدین مراغهای
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
4 تير
1402 ساعت: 22:07