نگرش به نابرابری اقتصادی: توافق توهمی

ساخت وبلاگ

مطالعات اخیر در مورد نگرش به نابرابری اقتصادی حاکی از آن است که بیشتر مردم در سراسر جهان با وجود روندهای شناخته شده به سمت نابرابری بیشتر در بسیاری از کشورها ، سطح نابرابری بسیار کمی را ترجیح می دهند. گفته می شود که حتی در داخل کشورها ، مردم در سراسر طیف سیاسی در مورد سطح ایده آل نابرابری اقتصادی توافق قابل توجهی دارند. با استفاده از داده های نظرسنجی از 40 کشور و یک آزمایش بررسی جدید در ایالات متحده ، ما نشان می دهیم که این توافق آشکار توهم آور است. هنگام تکیه بر یک اندازه گیری بررسی متقابل ملی از نسبت های دستمزد ایده آل ، سطح نابرابری ارجح به شدت تحت تأثیر دو منبع خوب مستند از اعوجاج ادراکی است: اثر لنگر و تعصب نسبت. این تأثیرات قابل توجه و بسیاری اوقات بزرگتر از تأثیر پیشگویی های اساسی سیاسی است. در نتیجه ، این اقدامات بین المللی ، ترجیحات مربوط به نابرابری اقتصادی نتیجه گیری های گمراه کننده در مورد سطح مورد نظر نابرابری را به همراه می آورد.

مقاله های اصلی را تایپ کنید اطلاعات تحقیقات و روش های علوم سیاسی ، دوره 7 ، شماره 4 ، اکتبر 2019 ، صص 835 - 851 کپی رایت © انجمن علوم سیاسی اروپا 2018

موضوعات نابرابری اقتصادی در قلب سیاست است ، و نگرش به نابرابری به طور کلی به عنوان مهمترین ویژگی تعریف کننده زنجیره چپ و چپ در نظر گرفته می شود (آریان و شمیر مرجع آریان و شمیر 1983). علاوه بر این ، نابرابری درآمدی در سالهای اخیر هم در ایالات متحده و هم در بسیاری از کشورهای اروپایی به طرز چشمگیری افزایش یافته است (پیکتی و سائز مرجع پیکتی و سائز 2001 ؛ پیکتی و سائز مرجع پیکتی و سائز 2006 ؛ پیکتی مرجع پیکتی 2014). در نتیجه ، نابرابری اقتصادی دوباره به عنوان یک مسئله مهم در مطالعه سیاست ظاهر شده است (شاو و گافی مرجع شاو و گافی 2012 ؛ مرجع Luttig Luttig 2013 ؛ McCall Reference McCall 2013 ؛ Iversen and Soskice Reference Iversen و Soskice 2015 ؛ SHARIFF ، WIWAD و SOSKICE ؛مرجع AKNIN SHARIFF ، WIWAD و AKNIN 2016).

مطالعات بی شماری با استفاده از مجموعه ای از سؤالات نظرسنجی خاص در مورد درآمد درک شده و ارجح مردم در مشاغل مختلف ، نگرش عمومی نسبت به نابرابری را بررسی کرده اند. دو نتیجه گیری اصلی از مطالعات با استفاده از این اقدامات پدید آمده است. اول ، محققان با مقایسه پاسخ به این سؤالات نظرسنجی با داده های پرداخت واقعی از کشورهای مختلف ، به طور مکرر نتیجه گرفته اند که مردم به طور کلی نابرابری اقتصادی کمتری نسبت به آنچه در واقع در کشورشان وجود دارد ، می خواهند (Kelley and Evans Reference Kelley and Evans 1993 ؛ Svallfors مرجع Svallfors 1993؛ Svallfors Reference Svallfors 1997 ؛ Kelley and Zagorski Reference Kelley and Zagorski 2004 ؛ Osberg and Smeeding Reference Osberg and Smeeding 2006). دوم ، این اقدامات همچنین یک اجماع به ظاهر قوی در مورد سطح مورد نظر نابرابری درآمد در طیف سیاسی نشان داده است. افراد سمت چپ و راست در طیف سیاسی سطح قابل توجهی از توافق در مورد سطح ایده آل نابرابری را نشان می دهند (کیاتپونگسان و نورتون مرجع کیاتپونگسان و نورتون 2014). در این مطالعه استدلال می کنیم که هر دو این یافته ها مصنوعات سؤالاتی هستند که معمولاً برای اندازه گیری نگرش به نابرابری استفاده می شود.

ترجیحات مربوط به نابرابری بیشتر یا کمتر ، بیشتر با استفاده از مجموعه ای از سؤالات در مورد دستمزد واقعی مدیران و کارگران و مدیر عامل و کارگران ایده آل ، مورد استفاده قرار می گیرد. این موارد به طور گسترده توسط بسیاری از سازمان های نظرسنجی از جمله بررسی عمومی اجتماعی در ایالات متحده مورد استفاده قرار گرفته است (به عنوان مثال ، McCall Reference McCall 2013) ، و ، برجسته ترین برنامه بین المللی بررسی اجتماعی (ISSP) ، یک برنامه مداوم از متقابلهمکاری ملی با 53 کشور جهان. این اقدامات اولویت های مربوط به نابرابری را با پرسیدن پاسخ دهندگان به عنوان متوسط حقوق مدیران عامل و کارگران در ارز ملی ، و سپس بلافاصله پس از درخواست ترجیحات پاسخ دهندگان مبنی بر اینکه ، در حالت ایده آل ، متوسط مدیرعامل و کارگر باید انجام شود ، مورد توجه قرار می دهد. نسبت بین دو سؤال اول به عنوان معیار ادراک از نابرابری دستمزد واقعی استفاده می شود ، در حالی که نسبت بین دو سؤال دوم به عنوان معیاری از ترجیحات افراد در مورد نابرابری ایده آل استفاده می شود. هرچه نسبت مدیرعامل ایده آل به دستمزد کارگران بیشتر باشد ، یک پاسخ دهنده خاص در کشور خود ترجیح می دهد. برای اهداف بحث ما ، به ترتیب به این دو نسبت به عنوان نسبت دستمزد درک شده و نسبت دستمزد ایده آل اشاره می کنیم.

همانطور که نشان می دهیم ، ترجیحات مردم در مورد پرداخت فقط به مقادیر اولیه ای که برای پرداخت واقعی درک شده ارائه می دهند ، به شدت لنگر می زنند ، هم در شرایطی که چنین مقادیر اولیه توسط خود پاسخ دهندگان تولید می شوند و چه زمانی ارزش اولیه ارائه می شود. علاوه بر این ، ما می دانیم که نتایج ممکن است به نحوه سؤال از این سؤالات بسیار وابسته باشد. درخواست مبلغ حقوق و دستمزد برای مدیران عامل و کارگران و داشتن محقق نسبت به آنها (به عنوان مثال ، 200،000 دلار/25،000 دلار یا 8/1) ایجاد می کند و حاکی از پذیرش نابرابری اقتصادی بسیار پایین تر از پرسیدن مستقیم در مورد نسبت مورد نظر یا چندگانه است (به عنوان مثال ، به عنوان مثالمدیران عامل باید هشت برابر بیشتر از کارگران بسازند). یافته های ما دلالت بر این دارد که آیا افراد در سمت چپ و راست تا چه اندازه دیدگاه های مشترک در مورد نابرابری و همچنین چگونگی برداشت از پرداخت فقط به صورت ایده آل برای ارزیابی در مقایسه های بین المللی دارند.

ما تحقیقات خود را با بررسی شواهد از تحقیقات قبلی در مورد ترجیحات برابری بیشتر آغاز می کنیم. در مرحله بعد ، ما از تحقیقات در مورد اثر لنگر انداختن استفاده می کنیم تا توضیحی در مورد اجماع گیج کننده در مورد نابرابری در طیف سیاسی ارائه دهیم. سوم ، با استفاده از تحقیقات قبلی در مورد تعصب نسبت و تأثیرات واحد ، ما این سؤال را مطرح می کنیم که آیا اقدامات فعلی در واقع به سطح نابرابری اقتصادی افراد ترجیح داده شده است. ما سپس از داده های بررسی بین ملی و داده های تجربی اصلی برای آزمایش این تئوری های پیشنهادی در مورد اقدامات فعلی استفاده می کنیم. سرانجام ، به منظور بررسی گزینه های بالقوه برای این اقدامات گسترده از نگرش نسبت به نابرابری ، ما از آزمایش خود برای بررسی شش روش ممکن استفاده می کنیم و اعتبار پیش بینی آنها را آزمایش می کنیم.

اجماع شگفت آور در مورد نابرابری درآمدی

بیشتر مردم نابرابری اقتصادی فعلی را کم کم ارزیابی می کنند (نورتون و آریلی به نورتون و آریلی 2011 اشاره می کنند). حتی در ایالات متحده ، جایی که اکثریت تشخیص می دهند که نابرابری در طی 20 سال گذشته افزایش یافته است (بارتلز مرجع بارتلز 2005) ، آمریکایی ها به طور فوق العاده ای از نابرابری را دست کم می گیرند. در واقع ، در بین بسیاری از کشورهای غربی ، توافق گسترده ای در بین مردم گسترده وجود دارد که اختلافات درآمد بسیار بزرگ است (Svallfors Reference Svallfors 1993 ؛ Svallfors Reference Svallfors 1997 ؛ Kelley and Zagorski Reference Kelley و Zagorski 2004 ؛ Osberg and Smeeding Osberg و Smeedinging و Smeedinging2006). علاوه بر این ، اکثریت آمریکایی ها از درآمدهای بسیار بالایی برخوردار هستند (Burak Reference Burak 2013) ، و به نظر می رسد یک تمایل گسترده و گسترده برای نابرابری اقتصادی کمتر وجود دارد.< SPAN> بیشتر مردم نابرابری اقتصادی فعلی را دست کم می گیرند (نورتون و آریلی به نورتون و آریلی 2011 اشاره می کنند). حتی در ایالات متحده ، جایی که اکثریت تشخیص می دهند که نابرابری در طی 20 سال گذشته افزایش یافته است (بارتلز مرجع بارتلز 2005) ، آمریکایی ها به طور فوق العاده ای از نابرابری را دست کم می گیرند. در واقع ، در بین بسیاری از کشورهای غربی ، توافق گسترده ای در بین مردم گسترده وجود دارد که اختلافات درآمد بسیار بزرگ است (Svallfors Reference Svallfors 1993 ؛ Svallfors Reference Svallfors 1997 ؛ Kelley and Zagorski Reference Kelley و Zagorski 2004 ؛ Osberg and Smeeding Osberg و Smeedinging و Smeedinging2006). علاوه بر این ، اکثریت آمریکایی ها از درآمدهای بسیار بالایی برخوردار هستند (Burak Reference Burak 2013) ، و به نظر می رسد که یک تمایل گسترده و گسترده برای نابرابری اقتصادی کمتر وجود دارد. بیشتر افراد نابرابری اقتصادی فعلی را دست کم می گیرند (نورتون و آریلی به نورتون و آریلی اشاره می کنند. 2011). حتی در ایالات متحده ، جایی که اکثریت تشخیص می دهند که نابرابری در طی 20 سال گذشته افزایش یافته است (بارتلز مرجع بارتلز 2005) ، آمریکایی ها به طور فوق العاده ای از نابرابری را دست کم می گیرند. در واقع ، در بین بسیاری از کشورهای غربی ، توافق گسترده ای در بین مردم گسترده وجود دارد که اختلافات درآمد بسیار بزرگ است (Svallfors Reference Svallfors 1993 ؛ Svallfors Reference Svallfors 1997 ؛ Kelley and Zagorski Reference Kelley و Zagorski 2004 ؛ Osberg and Smeeding Osberg و Smeedinging و Smeedinging2006). علاوه بر این ، اکثریت آمریکایی ها از درآمدهای بسیار بالایی برخوردار هستند (Burak Reference Burak 2013) ، و به نظر می رسد یک تمایل گسترده و گسترده برای نابرابری اقتصادی کمتر وجود دارد.

این توافق نامه گسترده فقط در سراسر کشورهای غربی یافت نمی شود ، بلکه بین افراد چپ و راست در این کشورها نیز یافت می شود: وقتی از آنها خواسته می شود توزیع ثروت خود را نشان دهد ، پاسخ دهندگان با ترجیحات سیاسی متفاوت "اجماع بسیار بیشتری از اختلاف نظر" دارند (نورتونو آریلی به نورتون و آریلی 2011 اشاره می کنند). یک مطالعه جدید توسط کیاتپونگسان و نورتون (مرجع کیاتپونگسان و نورتون 2014) الگوی مشابهی را پیدا می کند: با استفاده از داده های 40 کشور ، آنها می دانند که بیشتر افراد نابرابری دستمزد واقعی بین مدیران و کارگران غیرشخص را دست کم می گیرند. در تمام کشورهایی که کیاتپونگسان و نورتون (مرجع کیاتپونگسان و نورتون 2014) تخمین ها را با داده های واقعی مقایسه می کنند ، نابرابری دستمزد تخمین زده شده با نابرابری دستمزد واقعی به طور قابل توجهی پایین است. دوم ، این مطالعه نشان می دهد که بیشتر افراد حتی در مقایسه با تخمین های کم نابرابری ، دستمزد برابر تر را ترجیح می دهند. به عنوان مثال ، در ایالات متحده ، نسبت دستمزد واقعی مدیران عامل به کارگران غیر ماهر 354: 1 است ، اما پاسخ دهندگان این نسبت را فقط 30: 1 تخمین می زنند ، و پاسخ دهنده متوسط دارای نسبت دستمزد ایده آل فقط 7: 1 است (کیاتپونگسانو نورتون مرجع کیاتپونگسان و نورتون 2014). با کمال تعجب ، ترجیحات مربوط به نسبت دستمزد ایده آل نیز در پاسخ دهندگان با معنایی متفاوت ، یعنی ارزیابی های نابرابری ، مبتنی بر کلمه ، بسیار مشابه است. کیاتپونگسان و نورتون این موضوع را با مقایسه گروهی از افرادی که "کاملاً موافق هستند" نشان می دهند که نابرابری های فعلی با گروه افرادی که "به شدت مخالف هستند" بسیار زیاد است. با کمال تعجب ، آنها می دانند که "نسبت های ایده آل برای هر دو گروه به طرز چشمگیری مشابه بودند (4. 7: 1 و 4. 8: 1)" (کیاتپونگسان و نورتون مرجع کیاتپونگسان و نورتون 2014 ، 590).

هنگامی که پاسخ دهندگان با توجه به خود جایگاه سیاسی چپ و راستگرا ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت ، نتیجه ای نسبتاً گیج کننده یافت شد. پاسخ دهندگان در سمت چپ ، نسبت دستمزد ایده آل 3. 4: 1 داشتند ، در حالی که افراد در سمت راست نسبت به دستمزد ایده آل 4. 0: 1 داشتند و افراد در مرکز طیف سیاسی بالاترین نسبت ایده آل ایده آل 5. 6: 1 را داشتند. بشرپاورقی 1 به عبارت دیگر ، این نویسندگان نشان می دهند که وقتی صحبت از سطح مطلوب نابرابری درآمدی است ، اجماع نسبی در طیف سیاسی وجود دارد ، نه فقط از ارزیابی های معنایی آنها از شدت وضعیت فعلی. این توافق کلی در سراسر طیف سیاسی با کیاتپونگسان و نورتون (مرجع کیاتپونگسان و نورتون 2014) متناسب است. با این حال ، برای بیش از دو قرن ، تمایز بین چپ و راست در سیاست برای بیان مواضع مختلف در مورد نابرابری اقتصادی صورت گرفته است (مرجع آریان و شمیر آریان و شمیر 1983). مطمئناً ، چپ و راست نیز به مواضع سایر موضوعات غیر اقتصادی ، سیاسی اشاره می کنند ، اما مطالعات متعدد اخیر نشان می دهد که رای دهندگان چپ هنوز هم به طور متوسط نسبت به نابرابری اقتصادی نسبت به رأی دهندگان متمایل به سمت راست ، نسبت به نابرابری اقتصادی نسبت به نابرابری اقتصادی متأسفند (مرجع بارتلزBartels 2005 ؛ Rekker et al. Reference Rekker ، Keijsers ، Branje and Meeus 2017). بنابراین ، بعید به نظر می رسد که مردم از طرف مقابل طیف سیاسی واقعاً باید در مورد سطح ایده آل نابرابری اقتصادی توافق کنند و به همین دلیل تنها نسبت به دستمزد ، نگاه دقیق تری را می بخشد. پاورقی 2

چگونه پاسخ دهندگان نسبت دستمزد ایده آل خود را به محققان بررسی می کنند؟نکته مهم این است که از پاسخ دهندگان خواسته نمی شود که هنگام استفاده از این روش ارزیابی ، نگرش خود را نسبت به نابرابری بیان کنند. درعوض ، محققان با تمرکز بر گزارش های عددی پاسخ دهندگان مبنی بر اینکه "رئیس" (مدیرعامل) و "یک کارگر غیر ماهر در یک کارخانه" از نظر ایده آل برای کسب درآمد سالانه ترجیح می دهند ، ترجیحات مربوط به سطح نابرابری را به دست می آورند. با استفاده از این موارد ، سطح ایده آل نابرابری پاسخ دهنده توسط محقق به عنوان نسبت آنچه که یک مخاطب فکر می کند باید یک مدیرعامل نسبت به آنچه که فکر می کند یک کارگر کارخانه غیر ماهر پرداخت می شود ، محاسبه می کند. به همین ترتیب ، نابرابری درک شده به عنوان نسبت آنچه که یک مخاطب فکر می کند در واقع یک مدیرعامل به آنچه که فکر می کند یک کارگر غیر ماهر پرداخت می شود ، محاسبه می شود.

نکته قابل توجه ، هنگام استفاده از تکنیک نسبت پرداخت ، پاسخ دهندگان هرگز به طور مستقیم درباره نابرابری اظهار نظر نمی کنند. در عوض ، محقق معیار "اولویت" پاسخ دهنده را بر اساس برآورد عددی باز که پاسخ دهنده ارائه می دهد ، می سازد. آیا این روش پرسیدن در مورد نابرابری اقتصادی به توضیح توافق تعجب آور در مورد نابرابری در طیف سیاسی کمک می کند؟ما ابتدا این احتمال را بررسی می کنیم که این یافته مصنوعی از یک اثر لنگر است.

لنگر انداختن نگرش ها

هر وقت از مردم خواسته می شود پاسخی به سؤالی در قالب یک شماره ارائه دهند ، چه در یک نظرسنجی و چه در شرایط دیگر ، آنها وظیفه دارند یک کار بسیار دشوار را انجام دهند. افراد در برخی شرایط می توانند پاسخ های معنی داری به چنین سؤالاتی در مورد مقادیر ارائه دهند (Ansolabehere ، Meredith و Snowberg Reference Ansolabehere ، Meredith و Snowberg 2013). اما برخلاف سؤالات سنتی بررسی نزدیک ، تعداد پاسخ های احتمالی به چنین سؤال عددی ، در اصل ، بی نهایت است. برای آسانتر کردن این کار ، مردم غالباً به "اکتشافی لنگرگاه" تکیه می کنند (Tversky and Kahneman Reference Tversky و Kahneman 1974). استفاده از یک اکتشافی لنگرگاه به این معنی است که مردم با شروع یک مقدار (یک "لنگر") و سپس تنظیم دور از این شماره ، به پاسخ می پردازند که یک عدد معین باید باشد. با این حال ، این تنظیم تمایل به کافی ندارد ، و بنابراین پاسخ با مقدار اولیه مغرضانه خواهد بود و یک اثر لنگر را ایجاد می کند.

لنگر انداختن برای اولین بار در مقاله اصلی توسط Tversky و Kahneman (مرجع Tversky و Kahneman 1974) نشان داده شد. در یکی از آزمایشات خود ، از پاسخ دهندگان خواسته شد درصد کشورهای آفریقایی در سازمان ملل را تخمین بزنند. قبل از تهیه تخمین خود ، از پاسخ دهندگان خواسته شد كه آیا تعداد واقعی بالاتر یا پایین تر از تعداد تصادفی تولید شده توسط چرخاندن چرخ ثروت است. معلوم شد این اعداد تصادفی دلخواه تأثیر قابل توجهی در پاسخ های پاسخ دهندگان دارند. پاسخ دهندگان با توجه به اینکه تعداد تصادفی بسیار بالاتری نسبت به پاسخ دهندگان تعداد تصادفی کم داشتند ، با وجود این که آنها آگاه بودند که این تعداد تصادفی است.

مکانیسم روانشناختی دقیق پشت اثر لنگر انداختن مورد بحث قرار گرفته است. در حالی که Tversky و Kahneman (مرجع Tversky و Kahneman 1974) در ابتدا آن را به عنوان تعدیل ناکافی از لنگر توضیح دادند، دیگران استدلال کرده اند که باید به عنوان یک نتیجه پرایمینگ در نظر گرفته شود، جایی که یک لنگر معین، ملاحظات به نفع این تخمین را فعال می کند (Strack and Mussweilerمرجع استراک و موسویلر 1997). مطالعات اخیر نشان می دهد که این توضیحات برای اثر لنگر، متقابلاً منحصر به فرد نیستند، بلکه مکمل یکدیگر هستند (Simmons, LeBoeuf and Nelson Reference Simmons, LeBoeuf and Nelson 2010) و مکانیسم های متعدد ممکن است توضیح دهند که چرا اثر لنگر را می توان در بسیاری از حوزه ها یافت.. مستند شده است که در پیش بینی (کریچر و گیلوویچ مرجع کریچر و گیلویچ 2008)، تخمین ارزش املاک (نورث کرافت و نیل مرجع نورث کرافت و نیل 1987) و احتمالات خطر جنگ هسته ای (پلوس مرجع پلوس 1989) رخ می دهد. در واقع "در تنظیمات تجربی غیرعادی است که نتوان آن را نشان داد" (Fuham and Boo Reference Fuham and Boo 2011).

بسیاری از آزمایش های انجام شده بر روی اثر لنگر نشان داده اند که چگونه لنگر بر قضاوت های ذهنی اعداد واقعی تأثیر می گذارد، نه ارزش گذاری ها یا ترجیحات ذهنی (Ariely، Loewenstein و Prelec Reference Ariely، Loewenstein و Prelec 2003). با این حال، چند مطالعه نشان داده اند که تثبیت نه تنها در رابطه با تخمین های صرفاً شناختی از اینکه برخی اعداد واقعی هستند، بلکه همچنین در ارزیابی های هنجاری از اینکه یک عدد معین باید چه باشد، کار می کند. به عنوان مثال، لنگر انداختن بر تمایل به پرداخت برای کالاهای خاص تأثیر می گذارد (وو و چنگ مرجع وو و چنگ 2011)، و تصمیم گیری در مورد میزان پس انداز برای بازنشستگی (چوی و همکاران. مرجع چوی، هایسلی، کورکوسکی و ماسی 2012). اینکه آیا اثر لنگر را می توان با توجه به ارزیابی های پرداخت منصفانه نیز یافت، تاکنون آزمایش نشده است.

هنگامی که به باورها در مورد سطح ایده آل نابرابری اقتصادی می رسد، یک لنگر بالقوه آشکار سطح درک شده از نابرابری اقتصادی فعلی است. علاوه بر این، این لنگر بالقوه در دنباله سؤالات ISSP بسیار برجسته می شود زیرا از پاسخ دهندگان به صراحت در مورد ارزیابی آنها از نابرابری واقعی در پرداخت بلافاصله قبل از سؤال در مورد میزان نابرابری در پرداخت سؤال می شود. چگونه ممکن است اثر لنگر این یافته شگفت انگیز را توضیح دهد که به نظر می رسد افراد همان سطح نابرابری دستمزد را ترجیح می دهند، صرف نظر از ارزیابی معنایی آنها از اینکه آیا نابرابری فعلی خیلی زیاد است یا خیر؟ما پیشنهاد می کنیم که دلیل این یافته این است که افرادی که سطوح فعلی نابرابری را بسیار زیاد می دانند - بر اساس ارزیابی های معنایی - همچنین تمایل دارند تخمین های عددی از نابرابری فعلی ارائه دهند که بزرگ تر از تخمین های ارائه شده توسط افرادی است که نابرابری را بیشتر می پذیرند.. اگر تخمین های عددی افراد از سطح فعلی نابرابری به عنوان یک لنگر در هنگام ارائه تخمین های عددی بعدی از میزان نابرابری اقتصادی باشد، این ممکن است توضیح دهد که چرا هر دو گروه در ساختن نسبتی از میزان ایده آل تقریباً به یک عدد می رسند. نابرابری اقتصادی: اولاً، پاسخ دهندگان به دلیل تثبیت سطوح فعلی درک شده، ارزیابی هایی از دستمزد ایده آل مدیرعامل و کارگر ارائه می کنند که با حقوق فعلی درک شده آنها مرتبط است. دوم، در حالی که افرادی که نابرابری های فعلی را بسیار بزرگ می دانند، هنگام انتقال از دستمزد فعلی به ایده آل، بیشتر تنظیم می شوند، اما از نقطه ای بالاتر شروع می کنند، به این معنی که تمایل دارند به نسبت های ایده آل بسیار شبیه به افرادی که نابرابری را بیشتر می پذیرند، بپردازند..

مطابق با این مشاهدات، آزبرگ و اسمیدینگ (مرجع آزبرگ و اسمیدینگ 2006) به یک همبستگی قوی بین نسبت های پرداخت ادراک شده و ایده آل اشاره کردند. آنها همچنین کنترل نابرابری ادراک شده را هنگام تجزیه و تحلیل نسبت های پرداخت ایده آل پیشنهاد کردند. با این حال، اینکه آیا این همبستگی توسط اثرات لنگر ایجاد می شود تا کنون ناشناخته باقی مانده است، و مطالعات بعدی اغلب نسبت های ایده آل را بدون کنترل نسبت های درک شده مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند (به عنوان مثال، کیاتپونگسان و نورتون مرجع کیاتپونگسان و نورتون 2014).

از اعداد خام به نسبت

علاوه بر اینکه مستعد ابتلا به اثرات لنگر انداختن است ، ما گمان می کنیم که این سؤالات نظرسنجی گسترده نیز از آنچه به عنوان "تعصب نسبت" یا "اثر واحد" شناخته می شود ، رنج می برند (Pandelaere ، Briers and Lembregts Reference Pandelaere ، Briers and Lembregts 2011). نکته مهم ، در حالی که سؤالات توضیح داده شده در بالا در مورد سطح ایده آل پرداخت یک مدیرعامل و یک کارگر می پرسند ، این اقدامات پرداخت به ندرت به عنوان شاخص های ترجیح برای نابرابری بیشتر یا کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. در عوض ، این نسبت حاصل بین این دو عدد است که فرض می شود یک اندازه گیری معنی دار از نگرش به نابرابری است. به عنوان مثال ، یک پاسخ دهنده با پرداخت 200000 دلار مدیرعامل ترجیحی و پرداخت هزینه کارگر ترجیحی 25000 دلار را در نظر بگیرید. از دیدگاه کاملاً منطقی ، این پاسخ ها حاکی از آن است که مخاطب ترجیح می دهد که یک مدیرعامل هشت برابر بیشتر از یک کارگر کسب کند. با این حال ، مطالعات در مورد اثرات واحد ، ما را به این گمان می اندازد که لزوماً پاسخ این پاسخ دهنده نخواهد بود ، اگر ما به جای شماره های خام مستقیماً از این نسبت خواسته ایم: در حالی که 200،000 دلار/25،000 دلار از نظر منطقی معادل 8/1 است ، مردم غالباً "نسبت تعصب را نشان می دهند، "یعنی ، آنها تمایل دارند که نسبت ها را به عنوان تعداد زیاد بیان کنند و نه تعداد کمی از آنها ، نسبت ها را درک کنند (Burson ، Larrick and Lynch Reference Burson ، Larrick and Lynch 2009).

اثر تعصب نسبت ، که "غفلت مخرج" نیز نامیده شده است (Okan et al. Reference Okan ، Cokely و Maldonado 2012) ، "اثر عددی" (Reyna and Brainerd Reference Reyna and Brainerd 2008) و "اثر واحد"(Pandelaere ، Briers and Lembregts Reference Pandelaere ، Briers and Lembregts 2011) ، یک پدیده بسیار کلی است که بر تصمیم گیری در چندین حوزه مختلف تأثیر می گذارد (Denes-Raj ، Epstein و Cole Reference Denes-Raj ، Epstein و Cole 1995) از جمله بازی های شانس(Kirkpatrick and Epstein Reference Kirkpatrick and Epstein 1992 ؛ Denes-Raj و Epstein Reference Denes-Raj و Epstein 1994) ، خریدهای مصرف کننده (Burson ، Larrick and Lynch Reference Burson ، Larrick and Lynch 2009 ؛ Pandelaere ، Briers and Lembregts Reference Pandelaere ، Briers و Lembregregregts Pandelaere ، Briers و Lembregregts Pandelaere ، Briers و Lembregregts Pandelaere ، Briers and Lembregregts Pandelaere ،Lembregts 2011) و برداشت از خطر. به عنوان مثال ، افراد هنگامی که به عنوان کشتن "1،286 از 10،000 نفر" به عنوان خطرناک تر توصیف می شود ، خطرناک تر از آن است که به عنوان کشتن "24. 14 از 100 نفر" توصیف شده است (مرجع یاماگیشی یاماگیشی 1997). به طور مشابه ، مردم تمایل دارند که در صورت فراهم شدن تعداد مرگ و میرها در سال ، پتانسیل مرگ را به عنوان خطرناک تر ارزیابی کنند تا زمانی که به آنها تعداد معادل مرگ و میر در روز داده می شود (Boer and Newell Reference Boer and Newell 2008). با همین نکته ، یک مطالعه جدید نشان می دهد که وقتی این افزایش در هزینه های سالانه به جای هزینه های ماهانه توصیف می شود ، مردم نسبت به افزایش مالیات بیزار هستند (Pedersen Reference Pedersen 2017). این دو نمونه اخیر - دلهره و مالیات - همچنین نشان می دهد که چگونه تعصب نسبت در مواردی که مخرج به صراحت بیان نشده باشد ، کار می کند.

با توجه به همه گیر بودن اثرات تعصب نسبت ، به نظر می رسد وقتی پاسخ دهندگان به سؤالات عددی در مورد پرداخت مشاغل مختلف پاسخ می دهند ، انتظار می رود این اثر در حال بازی باشد. از این رو ، ما انتظار داریم که همان تفاوت بین یک مدیرعامل و کارگر در هنگام بیان در دلار بزرگتر از زمانی که به عنوان یک نسبت صریح بیان می شود ، بزرگتر به نظر برسد. هنگامی که نسبت مدیرعامل و کارگران به دلار بیان می شود ، به عنوان مثال ، 200،000 دلار در مقابل 25000 دلار ، نابرابری در دستمزدها به عنوان بزرگتر از زمانی که همان رابطه به عنوان مدیرعامل توصیف می شود ، هشت برابر بیشتر از یک کارگر توصیف می شود. در نتیجه ، ما انتظار داریم که درخواست مستقیم در مورد چند برابر به جای دلار خام منجر به نسبت دستمزد ایده آل قابل ملاحظه ای شود.

مواد و روش ها

به عنوان اولین قدم در آزمایش دو فرضیه اصلی ما ، ما داده های موجود را که در بسیاری از مطالعات نابرابری استفاده می شود ، مجدداً مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم. همانطور که اشاره شد ، داده های نسبت پرداخت ISSP توسط بسیاری از محققان به عنوان اقدامات سطح مورد نظر نابرابری اقتصادی مورد استفاده قرار گرفته است (Kelley and Evans Reference Kelley و Evans 1993 ؛ Svallfors Reference Svallfors 1993 ؛ Svallfors Reference Svallfors 1997 ؛ Kelley and Zagorski Reference Kelley and Zagorski 2004 2004؛ کیاتپونگسان و نورتون مرجع کیاتپونگسان و نورتون 2014). ما از مجموعه داده های سال 2009 استفاده می کنیم که مبتنی بر پاسخ دهندگان از 40 کشور مختلف است. ما تجزیه و تحلیل های خود را به مواردی محدود می کنیم بدون اینکه مقادیر از دست رفته در متغیرهای مورد علاقه برای ما باشد ، که هنوز ما را با 23،096 پاسخ دهنده ترک می کند. یک چالش گسترده با استفاده از نسبت پرداخت بین یک مدیرعامل و یک کارگر این است که این متغیر محاسبه شده به شدت راست است و حاوی برخی از مسافت های افراطی است. برای پاسخگویی به این ، ما از همان رویکردی که در مطالعات قبلی استفاده کردیم (به عنوان مثال ، Kelley و Evans Reference Kelley and Evans 1993) ، با گرفتن گزارش طبیعی هر دو متغیر در تحلیل های خود استفاده کردیم. ما از این متغیرهای ISSP برای اهداف ارزیابی اینکه آیا اقدامات ترجیحات مربوط به نابرابری تحت تأثیر اثرات لنگر است ، استفاده می کنیم. پاورقی 3

علاوه بر تجزیه و تحلیل مجدد داده های موجود ، ما یک آزمایش آنلاین را برای ارزیابی این فرضیه انجام می دهیم که خطای اندازه گیری بیشتر توسط اثرات تعصب نسبت تولید می شود. بر خلاف تجزیه و تحلیل ISSP ، این مطالعه به صراحت برای مقایسه استراتژی های اندازه گیری جایگزین و ارزیابی اعتبار پیش بینی آنها طراحی شده است. با استفاده از موضوعاتی که از طریق مکانیکی ترکی آمازون (MTURK) استخدام شده اند ، ما دستکاری کردیم که آیا از پاسخ دهندگان این سؤالات درآمدی را از نظر دلارهای خام (مشابه ISSP) یا از نظر متعدد درآمد متوسط کارگر که باید برابر با درآمد مدیرعامل باشد ، خواسته شده است. پاورقی 4

یک عامل آزمایشی سه سطحی دوم ، زمینه لنگر انداختن را تغییر داد که در آن نسبت دستمزد ایده آل انتخاب شد. یک سطح از این عامل از پاسخ دهندگان یا از تخمین درآمد درک شده در ابتدا و درآمد ایده آل دوم خواسته است. سطح دوم این عامل سفارش را معکوس کرد و ابتدا درآمد ایده آل را درخواست کرد و درآمد دوم را درک کرد. سطح سوم فاکتور زمینه لنگر انداختن ، لنگر صحیح را برای حقوق موجود یا چند برابر در متن ایالات متحده به پاسخ دهندگان داد و سپس درآمد ایده آل خود را که براساس سطح تعیین شده یا چند برابر آنها بیان شده است ، براساس سطح تعیین شده آنها برای اولین عامل از آنها خواسته است. بشر(کلمات دقیق سؤال را می توان در پیوست آنلاین A. یافت.) این دو عامل شامل یک طرح آزمایشی کامل 3 در 2 است ، و 577 پاسخ دهندگان به طور تصادفی به یکی از این شش روش مختلف برای انتخاب نسبت ایده آل دستمزد اختصاص داده شدند.

علاوه بر ارزیابی اینکه آیا این رویکردهای اندازه گیری تخمین های منظم بالاتر یا پایین تر از سطح ایده آل نابرابری را ایجاد می کنند ، ما از این جمع آوری داده های اصلی به عنوان فرصتی برای تعیین بهتر اعتبار پیش بینی اقدامات جایگزین نسبت های ایده آل استفاده کردیم. از این رو از پاسخ دهندگان نیز در مورد 25 سؤال مختلف مربوط به نابرابری اقتصادی خواسته شد. این موارد شامل پاسخ های کاملاً مبتنی بر کلمه ، بدون مراجعه به اعداد ، با پشتیبانی بیشتر از نابرابری که به طور مداوم به عنوان نمرات بالاتر کدگذاری می شود. همانطور که در پیوست آنلاین B نشان داده شده است ، این موارد شامل سؤالات کلی در مورد تفاوت در درآمد و همچنین سیاست هایی است که برای کاهش نابرابری طراحی شده است. این موارد یک شاخص یک بعدی و بسیار قابل اعتماد از نگرش ها به نابرابری اقتصادی را تشکیل می دهند (94/0 = α) ، بنابراین ما ارزش متوسط استاندارد را در هر 25 سؤال معنایی گرفتیم تا به عنوان نگرش هر پاسخ دهنده نسبت به نابرابری اقتصادی خدمت کنیم (کلمات دقیق سؤال را می توان به صورت آنلاین یافت. ضمیمه B). این شاخص به ما اجازه می دهد تا مشخص کنیم که کدام استراتژی اندازه گیری به بهترین وجه انواع نتایج مورد نیاز را پیش بینی می کند.

آزمایش ما در مورد Mturk ، که در دسامبر سال 2014 انجام شد ، در دسترس ساکنان ایالات متحده بود که حداقل 18 سال سن داشتند. پاورقی 5 پاسخ دهندگان MTURK نمونه احتمال جمعیت عمومی را تشکیل نمی دهند ، اما این مسئله مشکل ساز نیست زیرا ما از آنها برای تخمین اندازه اثر برای درمان در جمعیت به طور کلی استفاده نمی کنیم. درعوض ، ما از آنها برای آزمایش آزمایشی فرضیه های خود استفاده می کنیم که شامل دو عامل مختلف (دلارهای خام در مقابل چند برابر درآمد متوسط کارگران و زمینه لنگر انداختن) بر تخمین هایی که احتمالاً پاسخ دهندگان می دهند تأثیر می گذارد. علاوه بر این ، در حالی که ما ادعا نمی کنیم نمونه ما نمونه ای از جمعیت مبتنی بر جمعیت است ، یا اینکه نتایج تجربی کاملاً آینه هایی را که از چنین نمونه نماینده ای آینه می کند ، نشان می دهد که نمونه های MTURK نماینده تر از نمونه های متشکل از دانشجویان کالج هستند (Berinsky ، Huberو لنز مرجع برینسکی ، هوبر و لنز 2012).

نتایج

تجزیه و تحلیل مجدد نظرسنجی ISSP

نسبت پرداخت ایده آل تا چه اندازه مستعد اثرات لنگر انداختن است؟اگر این معیار ساخته شده از تعداد درآمد ایده آل به طور مؤثر نگرش پاسخ دهندگان را نسبت به نابرابری برطرف کند ، باید چندین معیار پیش بینی اساسی را رعایت کند. اول ، نسبت دستمزد ایده آل باید با نشانگر معنایی بیان شود که پاسخ دهنده معتقد است اختلاف در درآمد بسیار زیاد است. به عبارت دیگر ، کسانی که تمایل به نسبت کمتری دارند (به عنوان مثال ، اختلافات کوچکتر در درآمد بین مدیران عامل و کارگران) باید بیشتر موافقت کنند که اختلاف درآمد بسیار زیاد است. علاوه بر این ، اگر این اندازه گیری نشانگر نگرش نسبت به نابرابری باشد ، پاسخ دهندگان در سمت راست باید دیدگاه هایی را با تمایل کمتر از برابری نسبت به پاسخ دهندگان در سمت چپ بیان کنند. از آنجا که مواردی که در مورد دستمزد درک شده از آنها سؤال می شود ، ابتدا خواسته می شود ، ما فرض کردیم که هرچه نسبت فعلی درک شده برای مدیران عامل فعلی به کارگران بالاتر باشد ، نسبت ایده آل نیز باید بالاتر باشد.

جدول 1 سه مدل رگرسیون حداقل مربعات معمولی را نشان می دهد. متغیر وابسته در همه مدل ها ، ورود طبیعی نسبت دستمزد ایده آل بین یک مدیرعامل و یک کارگر غیر ماهر است. در مدل 1 ما یافته های قبلی را از کیاتپونگسان و نورتون (مرجع کیاتپونگسان و نورتون 2014) و دیگران تکرار می کنیم ، و نشان می دهد که نگرش پاسخ دهندگان نسبت به نابرابری اقتصادی پیش بینی کننده های بسیار ضعیفی از نسبت دستمزد ایده آل خود هستند. هیچ رابطه خطی قابل توجهی بین نگرش پاسخ دهندگان در مورد اینکه آیا اختلافات فعلی در درآمد پاورقی بیش از حد بزرگ است و نسبت دستمزد ایده آل آنها بین یک مدیرعامل و یک کارگر غیر ماهر وجود ندارد.

جدول 1 پیش بینی نسبت دستمزد ایده آل پاسخ دهندگان (مدیرعامل/کارگر)

تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : زین‌العابدین مراغه‌ای بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 5 تير 1402 ساعت: 0:13