این مقاله بر توسعه اقتصادی در تایوان تمرکز دارد. این مقاله تاکید می کند که در زمان ژاپنی ها بود که اولین توسعه تجاری مهم در تایوان اتفاق افتاد زیرا این مستعمره به تامین کننده مواد غذایی، به ویژه برنج و شکر، برای فروش در ژاپن، مطابق با دیدگاه های عادی آن زمان، تبدیل شد. نقش یک وابستگی استعماریژاپنی ها زیرساختی را در قالب سیستم های برق، ارتباطات و کنترل آب ایجاد کردند. آخرین سهم مهمی بود.
در بحث مسائل اقتصادی، حتی در مطبوعات غیرتخصصی، اصطلاحات زیادی به کار می رود که تا همین اواخر فقط توسط اقتصاددانان یا سایر افراد مرتبط حرفه ای به کار می رفت. این سری از مقالات برای توضیح کوتاه نویسی اقتصاددانان طراحی شده است.
بازارهای صرافی فوروارد در تعهدات جاری برای خرید و فروش ارزها برای تحویل و پرداخت در زمان مقرر در آینده معامله می کنند. آنها ممکن است به عنوان بازارهایی متمایز از بازارهای عادی ارز خارجی (اگرچه به طور مستقیم با آنها مرتبط هستند) در نظر گرفته شوند که در معاملات جاری یا "نقطه ای" معامله می شوند، زیرا آنها قیمت های خاص خود را دارند و روش های خاص خود را برای تعیین آنها دارند که با آنها متفاوت است. در بازارهای بورس نقدیبرای سادگی، اجازه دهید فرض کنیم که تنها دو ارز وجود دارد، A و B، که دارای نرخ مبادله ای «پیوند شده» برای یکدیگر هستند که هیچ تغییری ندارند، مگر اینکه دولت مربوطه آن را تغییر دهد. نرخ نقدی برای ارز A تعداد واحدهای ارز B را که یک A می تواند در محل بخرد (در عمل برای تسویه ظرف دو روز پس از معامله در بیشتر بازارها) و نرخ آتی برای A تعداد واحدهای B را اندازه گیری می کند. که یک واحد A می تواند در زمان معینی در آینده برای قراردادی که اکنون منعقد شده است خریداری کند. اگرچه در واقع دوره های سررسید مختلفی برای قراردادهای آتی وجود دارد، از سه روز به بعد، فرض کنیم فقط یک دوره سه ماهه در حال استفاده است. گفته می شود که نرخ فوروارد برای ارز A با توجه به نرخ لحظه ای زمانی که بیشتر ارز B را نسبت به نرخ نقدی خریداری می کند، دارای حق بیمه است و حق بیمه به عنوان تفاوت بین دو نرخ به عنوان درصدی در سال بیان می شود. نرخ نقطه ایبرعکس، زمانی که واحدهای کمتری ارز B را خریداری می کند، گفته می شود که تخفیف دارد و تخفیف به همین صورت بیان می شود.
چرا باید چنین بازاری برای خرید و فروش در آینده اصلاً وجود داشته باشد؟وجود آن به این دلیل است که معاملات صادرات و واردات معمولاً شامل دوره های انتظار برای پرداخت و دریافت می شود و میزان ارز که ممکن است در آینده برای ارز خارجی دریافت یا پرداخت شود کاملاً مشخص نیست. تغییر جزئی در نرخ ارز ممکن است معامله گران را در سود یا ضرر و زیان غیر مرتبط با جریان عادی تجارت درگیر کند. بنابراین ، یک خطر مبادله ای برای هر کسی که ارز خارجی یا بدهی خارجی را در اختیار دارد بدون حمایت که با فروش فعلی یا خرید ارز داخلی یا با معامله رو به جلو انجام می شود ، وجود دارد که خطر را جبران می کند. گفته می شود هر کسی در این شرایط دارای موقعیت خالص است. و از آنجا که او محافظت نشده "رو به جلو" است ، موضع وی به عنوان "کشف نشده" توصیف می شود. بنابراین ، هر معامله گر که مایل به جلوگیری از ریسک مبادله است ، باید کاملاً در معاملات فعلی بدون هیچ موقعیت کشف نشده در ارزهای خارجی برخورد کند یا خود را کاملاً در بازار رو به جلو قرار دهد. از آنجا که بیشتر معامله گران و سرمایه گذاران کوتاه مدت در معاملات شرکت می کنند که ضرورت شامل پرداخت های آینده یا انتقال در آینده است ، آنها باید وارد قراردادهای رو به جلو شوند ، مگر اینکه آنها عمداً تصمیم بگیرند که خطر مبادله یک قرارداد کشف نشده را به عهده بگیرند. به عنوان مثال ، صادرکننده ای که انتظار دارد چند ماه از این پس به ارز خارجی بپردازد ، اکنون می تواند آن ارز را به جلو بفروشد. یا یک سرمایه گذار که اکنون برای سرمایه گذاری در اوراق قرضه در یک کشور خارجی ، ارز خارجی خریداری می کند می تواند درآمد حاصل از سرمایه گذاری خود را به جلو بفروشد تا زمانی که او پیش بینی می کند بازگشت وجوه خود را پیش بینی کند. و به همین ترتیب ، به طوری که تقاضا و عرضه ارزهای مختلف در بازار رو به جلو ، قیمتی را برای مبادله رو به جلو مربوط به بازار نقطه تعیین می کند اما کاملاً توسط آن تعیین نمی شود. این بازار رو به جلو را نباید صرفاً به عنوان یک جانبی از بازار نقطه تصور کرد. این بخش مهمی از کل بازار مبادله است و بخش عمده ای از تجارت عادی بین المللی را اداره می کند.
می توان سه نوع معاملات خصوصی را در بازارهای مبادله رو به جلو تشخیص داد: برای داوری بهره ، برای گمانه زنی ها و برای اهداف تجاری. برای درک کامل از این امر مهم است که از ماهیت طرفین درگیر مطلع شوید. فقط "نمایندگی های مجاز" در واقع می توانند سر و کار داشته باشند ، و چنین فروشندگان مجاز به طور کلی موسساتی هستند ، از نظر شخصیتی ، با منابع مالی بزرگ. مشتریانی که از طریق چنین فروشندگان تجارت می کنند ، مشاغل کوچک یا بزرگ یا خصوصی هستند. هنگامی که فروشندگان مجاز به حساب خودشان معامله می کنند ، ممکن است به عنوان "دلالان" عمل کنند (به تصویر زیر مراجعه کنید). چنین گمانه زنی ها سیستماتیک و بسیار پیشرفته و از منابع عالی تخصص و تجربه پشتیبانی می شود. ممکن است افرادی وجود داشته باشند که (از طریق نمایندگی های مجاز) حدس می زنند که در حال بازی نوعی رولت مالی هستند ، اما اینها مشخصه دلالان ، چه موسساتی یا نه ، که دیدگاه های آگاهانه و قضاوت دقیق آنها ممکن است بازار را به گونه ای سوق دهد. در مورد تأثیرگذاری بر مقامات مالی.
داوری علاقه
داوری بهره به معنای تغییر وجوه توسط یک سرمایه گذار از دارایی است که نرخ بهره کم در یک کشور به یک کشور را ارائه می دهد و نرخ بالاتری را در یک کشور متفاوت ارائه می دهد. این بخشی از روند عادی حداکثر رساندن درآمد از سرمایه گذاری است. با این حال ، یک سرمایه گذار که مایل به خرید دارایی در بازارهای پول در خارج از کشور است ، ابتدا می تواند ارز خارجی لازم را خریداری کند. و بعد ، هنگامی که او مایل است بودجه خود را در بلوغ سرمایه گذاری خود بازگرداند ، مجبور است ارز خارجی را بفروشد. هرکسی که در خارج از کشور سرمایه گذاری کند ، تا زمانی که دارای موقعیت کشف نشده در ارز خارجی باشد ، خود را در معرض خطر مبادله قرار می دهد. برای خلاص شدن از این خطر ، او می تواند در آن زمان که آن را در بازار نقطه خریداری می کند ، ارز خارجی را در بازار رو به جلو بفروشد ، و به این ترتیب وارد آنچه مبادله نامیده می شود ، وارد می شود. به این ترتیب ، وی می تواند از نرخ بهره بالاتر در خارج از کشور بهره مند شود بدون اینکه خطر تغییر در نرخ ارز را داشته باشد. چنین معاملات ممکن است به عنوان "داوری خالص" توصیف شود.
اختلاف بین نرخ رو به جلو برای دو ارز تمایل دارد که تفاوت بین نرخ بهره داخلی کشورهای مربوطه را منعکس کند. چه موقع "داوری خالص" رخ خواهد داد؟بدیهی است ، اگر نرخ رو به جلو برابر با نرخ نقطه باشد ، هرگونه تفاوت در نرخ بهره بین دو کشور باعث سودآور داوری می شود. بنابراین ، اگر بازگشت به یک سرمایه گذار از سرمایه گذاری به مدت سه ماه در کشور B 5 درصد بیشتر از بازده در کشور A باشد ، و اگر نرخ رو به جلو به مدت سه ماه برابر با نرخ نقطه باشد ، سود حاصل از داوری خواهد بود5 درصد (منهای هزینه معامله واقعی). اگر نرخ رو به جلو برای ارز A با تخفیف با نرخ نقطه ، سود حاصل از سرمایه گذار کشور A بیشتر از 5 درصد باشد. اگر نرخ رو به جلو دقیقاً با توجه به نرخ نقطه حق بیمه 5 درصد باشد ، هیچ سود از داوری حاصل نمی شود زیرا سود حاصل از بهره بالاتر با هزینه بالاتر ارز داخلی در بازار رو به جلو لغو می شود. برعکس ، اگر نرخ رو به جلو پایین تر از نرخ نقطه باشد ، سود داوری بزرگتر از آن است که توسط دیفرانسیل بهره حاصل می شود.
به طور کلی ، اگر تفاوت در بازده بهره بین دو کشور دقیقاً با اختلاف قطر بین نرخ بورس و نقطه مبادله برای ارزهای مربوطه مطابقت داشته باشد ، پس هیچ گونه سود در داوری بهره تحت پوشش در هر دو جهت وجود ندارد. این ممکن است "وضعیت بی طرفی" نامیده شود. اگر نرخ رو به جلو با ارزش آن در شرایط بی طرفی متفاوت باشد ، با فرض اینکه نرخ بهره بدون تغییر است ، داوری خالص سودآور می شود زیرا سود حاصل از اختلاف نرخ بهره با هزینه پوشش رو به جلو کاملاً جبران نمی شود. با توجه به دیفرانسیل نرخ بهره ، داوری تمایل دارد تا نرخ های رو به جلو را تحت تأثیر قرار دهد به گونه ای که وضعیت بی طرفی حاصل شود.
این واقعیت که داوری صندوق های کاملاً تحت پوشش نه تنها با نرخ بهره بلکه با شرط بازار رو به جلو تعیین می شود ، برای سیاست های اقتصادی از اهمیت برخوردار است. مقامات یک کشور معمولاً ترجیح می دهند نرخ بهره خود را با ملاحظات اقتصادی بلند مدت تعیین کنند و از تغییر آنها متناسب با نیازهای جریان پولی بین المللی کوتاه مدت استفاده می کنند. بازار رو به جلو یک روش مناسب برای تأثیرگذاری بر صندوق های داوری تحت پوشش ضمن حفظ یک سیاست پولی مستقل داخلی فراهم می کند. استفاده از بازار رو به جلو به عنوان ابزاری برای سیاست ، با این حال ، عاری از مشکلات نیست ، همانطور که بعداً خواهیم دید.
حدس و گمان
تمایز بین داوری و حدس و گمان مهم است. در حالی که داوری مستلزم انصراف از خطر مبادله است ، حدس و گمان در اصل فرض آگاهانه چنین ریسکی در انتظار سود سرمایه است. دلال در Exchange دیدگاه مشخصی از وقایع آینده در بازارهای ارزی می گیرد و عمداً موقعیتی را به صورت ارز به دست می آورد تا از تغییر نرخ ارز بهره مند شود. به عنوان مثال ، اگر یک دلال معتقد باشد که به زودی ارز A باید کم ارزش شود ، او سعی خواهد کرد که ارز B را بخرد و نگه دارد تا پس از کاهش ارزش ، او بتواند به A تبدیل شود و بیشتر از آنچه در ابتدا پرداخت می کرد ، بدست آورد. او می تواند به عنوان یک جایگزین ، در بازار رو به جلو با همان نتایج مشابه فعالیت کند. او می تواند در حكم نرخ فعلی در بازار رو به جلو (خرید ب) به جلو بفروشد. بگذارید فرض کنیم که این نرخ برابر با نرخ نقطه است. پس از سه ماه قرارداد او بالغ می شود و او B را با نرخ برابر با نرخ نقطه قبلی بدست می آورد. در همین حال ، ارز A از نظر B کم ارزش شده است ، و او اکنون می تواند واحدهای B را که با نرخ جدید قرارداد بسته بود ، بفروشد و مقدار بیشتری از A را از آنچه که در ابتدا پرداخت کرده بود به دست آورد. بنابراین ، سود سوداگرانه با ورود همزمان به بازارهای نقطه و رو به جلو در زمان بلوغ قرارداد رو به جلو ، با تفاوت بین دو نرخ انجام می شود. اگر دلالان متعلق به کشور A باشد ، دولت یک ارز داخلی را برای او از دست می دهد. اگر او متعلق به کشور B باشد ، پس دولت یک ذخایر از دست می دهد تا میزان سود خود را از دست بدهد.
این امکان وجود دارد که یک دلال ، که باید یک فروشنده مجاز در بازار مبادله (یک بانک یا یک موسسه مشابه) باشد بدون داشتن بودجه آماده در بازار رو به جلو فعالیت کند ، زیرا او می تواند اکنون به ضمانت امضای خود وارد قراردادهای رو به جلو شودیا دارایی های ثابت در انتظار یافتن بودجه سه ماه از این رو با انحلال برخی از دارایی های وی یا وام گرفتن برای یک روز واحد ، در زمانی که (امیدوار است) از سود خود اطمینان خواهد یافت. در حقیقت ، او حتی ممکن است در روز بلوغ قرارداد وام نگیرد ، بلکه فقط سود خود را جمع آوری کرده یا ضرر خود را پرداخت می کند. وام واقعی و بازپرداخت اصلی ضمنی می شود. در صورت تمایل به ادامه حدس و گمان ، می تواند سه ماه دیگر به پیش برود. چنین معامله ای را می توان "حدس و گمان خالص" نامید ، بر خلاف حدس و گمان هایی که توسط بودجه آماده پشتیبانی می شود. اهمیت "حدس و گمان خالص" این است که فشارهایی را در بازار رو به جلو ایجاد می کند که بر جریان صندوق های داوری تأثیر می گذارد و بنابراین به طور غیرمستقیم تأثیر می گذارد. برای بازگشت به مثال کاهش ارزش ارز A ؛فشار سوداگرانه برای فروش ارز A به جلو ، قیمت رو به جلو A را کاهش می دهد ، و اگر قبلاً وضعیت بی طرفی به دست آمده (یعنی هیچ داوری از وجوه تحت پوشش وجود نداشته باشد و اگر نرخ بهره افزایش نیافته باشد) اکنون القاء خواهد شدداوری تحت پوشش کشور A به کشور B. این باعث کاهش ذخایر ارزی مقامات A (با فرض کسری اساسی در توازن پرداخت) می شود و این تصور را ایجاد می کند که بحران بدتر می شود. چنین فشار سوداگرانه ممکن است از دست دادن اعتماد به نفس در ارز تأکید کند که در موارد شدید کاهش ارزش را به مقامات مجبور می کند. بنابراین ، گمانه زنی های خالص می تواند تأثیرات قدرتمندتر و چشمگیرتری از تأثیر نهایی آن بر ذخایر داشته باشد ، و به همین ترتیب هر زمان که ارزش آینده ارز در آن شک باشد ، یک خطر بالقوه است.
اگر فرض بر این است که حدس و گمان انجام می شود ، نادرست است ، البته این مجازات خود را نیز به همراه دارد. برای نشان دادن ، اگر تعداد زیادی از دلالان ارز B را به جلو بخرند و با این عقیده که ارز A در حال کاهش ارزش است ، به جلو بفروشند ، و در واقع هیچ کاهش ارزش وجود ندارد ، آنها خود را در حال نگه داشتن ارز B که آنها را با قیمت بسیار گران قیمت خریداری می کنند ، می یابندنرخ و آنها باید با نرخ نقطه ای بدون تغییر و نسبتاً نامطلوب تبدیل شوند. ترس از این امر ممکن است حدس و گمان را پس از نرخ رو به جلو برای ارز A (و برای افزایش B) به برخی از سطحی که در زیر آن از دست دادن احتمالی پیش بینی شده از کاهش ارزش پیش بینی می شود ، جلوگیری کند. در یک وضعیت از این نوع ، بسیار بستگی به این دارد که چه اقدامی از طرف مقامات پولی انتظار می رود. موضع محکمی که مقامات A در مورد ثبات ارز در نظر گرفته می شوند ، ممکن است با ایجاد دلالان متحمل خسارات قابل توجهی شود.
تأثیر بی ثبات کننده گمانه زنی ها فقط در مواقع بحران اعتماد به نفس در ارزش خارجی یک ارز بازی می شود. در مواقع عادی ، تأثیر حدس و گمان برعکس است. این نرخ رو به جلو را از نوسان ناعادلانه با فراهم آوردن پیوند قوی بین بازار و بازارهای رو به جلو ، حفظ می کند و در نتیجه باعث وحدت و تداوم در بازار ارز به طور کلی می شود.
مبادله رو به جلو تجاری
معامله گران از انواع مختلف را می توان در یکی از سه کلاس قرار داد: (1) کسانی که هرگز در بازار رو به جلو قرار نمی گیرند ، (2) کسانی که همیشه در بازار رو به جلو قرار می گیرند ، و (3) کسانی که گاهی اوقات پوشش می دهند و در مواقع دیگرانجام ندهید. دو نوع اول نه با هزینه مبادله رو به جلو و نه با انتظارات از تغییرات در نرخ ارز تحت تأثیر قرار می گیرند و بنابراین هیچ ارتباطی با تجزیه و تحلیل ما ندارند. کلاس سوم معامله گران را می توان به داوران معامله گر و دلالان معامله گر تقسیم کرد.
داوران معامله گر کسانی هستند که بعضی اوقات از یک کشور و در زمان های دیگر از کشور دیگر پوشش می دهند تا هزینه پوشش رو به جلو را به حداقل برسانند. آنها با همان عواملی اداره می شوند که بر داوران خالص تأثیر می گذارد. دلالان معامله گر کسانی هستند که در مورد آینده نرخ نقطه دیدگاه قطعی دارند و بعضی اوقات معاملات خود را در بازار نقطه و در مواقع دیگر در بازار رو به جلو انجام می دهند به گونه ای که موقعیت های کشف شده را در یک ارز کشف کرده اند که از یک بهره می بردکاهش ارزشرفتار آنها مشابه با دلالان خالص است ، اما تفاوت معنی داری بین دلالان خالص و تجاری وجود دارد تا آنجا که اولی بودجه آماده ندارد و دومی نیز انجام می دهد. به عنوان مثال ، واردکنندگان در کشور A که باید در آینده به کشور B پرداخت کنند ، حق دارند و وسیله ای برای تبدیل به ارز B از طریق بازار در صورت تمایل دارند. تنها شرایطی که آنها در بازارهای رو به جلو بمانند این است که نرخ رو به جلو کاهش نمی یابد اما با ارزش بالایی حفظ می شود. اگر نرخ رو به جلو به شدت کاهش یابد ، مطمئناً ، برای یک دلال با بودجه آماده برای خرید واحدهای ارز B و نگه داشتن آنها تا زمان کاهش ارزش ، سودآورتر است. این پیامدهای مهمی برای سیاست دارد.
سیاست برای بازارهای رو به جلو
در سالهای اخیر برخی از اختلافات در مورد مطلوبیت مداخله رسمی در بازارهای مبادله رو به جلو قرار گرفته است. مورد مداخله بر دو زمینه مختلف استوار است. شناخته شده بهتر حمایت از نرخ رو به جلو در مواقع بحران ، به منظور جلوگیری از خروج صندوق های داوری و در نتیجه محافظت از ذخایر است. مورد دیگر افزایش نرخ رو به جلو در زمان های عادی به منظور تقویت ذخایر است. این تاکنون یک پیشنهاد دانشگاهی باقی مانده است و توجه نسبتاً کمی را به خود جلب کرده است.
پشتیبانی در طول بحران
ما دیدیم که چگونه یک بحران اعتماد به نفس به یک ارز (اجازه دهید با ارز ادامه دهیم) باعث ایجاد فعالیت سوداگرانه در بازار رو به جلو می شود که باعث ضرر در ذخایر با خروج صندوق های داوری می شود. تا زمانی که دلالان با فروش A و خرید B به جلو ، نرخ پیش رو برای ارز را حفظ کنند ، ذخایر Country A باعث ضرر می شود و بحران اولیه را بدتر می کند. از دست دادن ذخایر ، گمانه زنی ها را توسط موسساتی با توازن مازاد ارز که آنها را در بازار محل فروش می کند ، تشدید می کند و بیشتر وضعیت ذخیره ارز را بدتر می کند. اگر این اتفاق در مدت زمان کافی رخ دهد و سایر اقدامات پیشگیرانه نتواند اعتماد به نفس را بازگرداند ، ممکن است کاهش ارزش برای مقامات مجبور شود که در غیر این صورت بحران بدون کاهش ارزش ، آب و هوا شود. با این حال ، اگر ذخایر به اندازه کافی بزرگ باشد که بتواند جریان موقت وجوه را تحمل کند ، ممکن است بهتر باشد ، با مداخله نکردن ، اجازه دهید نرخ رو به جلو پایین تر از نرخ نقطه کاهش یابد و در نتیجه مجازات های خالص را مجازات کند ، و پس از آن ، به عنوان تراز پرداخت. وضعیت بهبود می یابد و گمانه زنی ها کاهش می یابد ، اجازه دهید نرخ رو به جلو افزایش یابد و وجوه داوری به عقب برگردد. آیا مداخله مطلوب است یا خیر ، تا حدی بستگی به این دارد که آیا ذخایر کافی است یا نه ، بحران به اندازه کافی کوتاه مدت است که اجازه می دهد تا رویدادها مسیر طبیعی خود را طی کنند و مجازات شوند و مجازات شوند. گمانه زنی های مضر در همان زمان. بدیهی است که این بستگی به این دارد که آیا مداخله در بازار رو به جلو تأثیرات مثبت یا منفی بر اعتماد به نفس در ظرفیت مقامات برای حفظ ارزش ارز خواهد داشت.
تمایز بین دلالان خالص و تجاری مهم است زیرا اولی نمی تواند قبل از بلوغ قرارداد ، در حالی که دومی می تواند با تغییر به بازار نقطه ، به طور مستقیم بر ذخایر تأثیر بگذارد. اگر تعداد دلالان با بودجه آماده در یک زمان خاص به اندازه کافی بزرگ باشد که تأثیر بسیار مضر بر ذخایر داشته باشد ، بدیهی است که جلوگیری از تبدیل عمده فروشی به B در بازار نقطه ، مهم است که اگر نرخ رو به جلو به شدت کاهش یابد ، اتفاق می افتد. به همین دلیل ممکن است توصیه شود که از نرخ رو به جلو برای یک ارزش خنثی بودن خود در طی یک بحران پشتیبانی کند ، اعتماد به نفس را با ایجاد جریان خروجی وجوه داوری بازگرداند و از تبدیل دلالان تجاری به طور گسترده جلوگیری کند. البته ، حمایت از نرخ ممکن است خود را با از بین بردن مجازات موجود در نرخ رو به جلو که زیر نرخ نقطه قرار می گیرد ، ترغیب کند ، اما اگر انتظار می رود این بحران کوتاه مدت باشد و کاهش ارزش آن به طور قطع مطلوب نیست چنین قیمتی ممکن است ارزش پرداخت آن را داشته باشد. بشراگرچه دانستن هویت فروشندگان بورس بورس کار دشوار است ، زیرا قراردادها خیلی وقت ها دست را تغییر می دهند ، مقامات می توانند حدس و گمان آگاهانه ای راجع به چقدر پول نقد سخت از دانش صمیمی خود از بازار حمایت کنند. اثربخشی مداخله تا حد زیادی به زمان و روش آن بستگی دارد. پیش بینی این مسئله دشوار است که حدس و گمان به چه روشی پیش برود - یک بار مداخله گسترده ممکن است اعتماد به نفس را بازگرداند ، در دیگری ممکن است آن را به طور کامل از بین ببرد. اعلام مداخله یا رازداری آن به طور مشابه ممکن است اثرات متضادی داشته باشد.
به دست آوردن ذخایر
کینز پیشنهاد کرد ، مدتها قبل از اینکه بازار رو به جلو به دلیل طغیان سوداگرانه خود ، استفاده از مداخله رسمی برای افزایش نرخ رو به جلو و القاء داوری به یک کشور در مواقع عادی به عنوان ابزاری برای آزاد کردن نرخ بهره داخلی از وضعیت تجارت و ذخیره خارجی ، پیشنهاد کند. ابزار نرخ ارز رو به جلو به عنوان تضمین بهترین های هر دو جهان - یک سیاست پولی مستقل داخلی و جنبش های قابل کنترل سرمایه خارجی دیده می شد.
با این حال ، دستکاری نرخ رو به جلو برای این منظور مشمول محدودیت هایی است. اول ، افزایش نرخ پیش رو با مداخله در بازار در طی یک دوره طولانی امکان پذیر نیست. اگر دانش تعهدات رسمی رسمی گسترش یابد ، ممکن است این ترس ایجاد کند که مقامات نتوانند تمام تعهدات خود را برآورده کنند ، و ممکن است باعث ایجاد بحران شود و منجر به گمانه زنی های نامطلوب شود. دوم ، تأمین بودجه کوتاه مدت برای داوری بین المللی محدود است و پس از یک مرحله ممکن است برای پاسخ به افزایش بیشتر حق بیمه رو به جلو متوقف شود. مقامات پس از آن برای جذب صندوق های کانال های داوری که معمولاً در جای دیگر سرمایه گذاری می شوند ، مجبور به پرداخت حق بیمه بزرگتر و بزرگتر می شوند. پس از مدتی هزینه ها ممکن است از مزایا فراتر رود. سوم ، هزینه های مبادله رو به جلو بخشی از هزینه های عادی صادرات و واردات برای معامله گران است که همیشه معاملات خود را کاملاً پوشش می دهند. افزایش نرخ رو به جلو باعث می شود پوشش صادرکنندگان داخلی گرانتر شود ، بنابراین قیمت کالاهای خود را در خارج از کشور افزایش می دهد در حالی که آن را برای واردکنندگان ارزان تر می کند و در نتیجه قیمت داخلی واردات را کاهش می دهد. این اثر برعکس کاهش ارزش ارز داخلی است و باعث افزایش واردات و کاهش صادرات می شود - مطمئناً نتیجه ای که توسط اکثر کشورها مورد نظر است.
همه اینها حاکی از آن است که یک سیاست تبادل فعال برای تقویت ذخایر باید عمداً به عنوان یک سیاست کوتاه مدت و محدود استفاده شود ، که اگر میزان مداخله اندک و اعتماد به نفس در ارز قوی باشد ، خوب کار می کند. در غیر این صورت روش کینزی ممکن است در دراز مدت مضر باشد. به هر حال این پیشنهاد به عنوان یک سیاست بلند مدت محاکمه نشده است ، و مداخله محدود به مبارزه با گمانه زنی ها شده است.
در حال حاضر موضوع تاریخ است که مداخله رسمی در بازارهای رو به جلو توسط دولت های مختلف با اندازه گیری موفقیت انجام شده است - به عنوان مثال توسط بانک انگلیس در سال 1965 و 1966 ، دولت کانادا در سال 1962 و مقامات ایالات متحده از آن زمان1961. چنین مداخله ای در بازارهای رو به جلو باید از معاملات رسمی مبادله رو به جلو بین بانکهای مرکزی مختلف که بخشی از معاملات مبادله هستند متمایز شود. این معاملات معمولاً در خارج از بازارهای واقعی انجام می شود (شاید حتی با نرخ های مختلف ارز) ، و هدف آنها ارائه اضافی مناسب برای ذخایر در دوره های دشوار با توجه به مدت زمان بسیار کوتاه است. کشوری که از بانکهای مرکزی سایر کشورها حمایت می شود ، اعتماد به نفس بیشتری به توانایی خود برای زنده ماندن از یک بحران کوتاه مدت بدون کاهش ارزش دارد و این اعتماد به نفس ممکن است آن را ترغیب کند تا سریعاً در بازارهای رو به جلو مداخله کند. تمام این اقدامات تا حدودی حدس و گمان را کاهش داده است که مانع سیستم پولی بین المللی فعلی است.
جهت تجارت
مکمل آمار مالی بین المللی
گسترش بزرگ در تجارت جهانی در سالهای اخیر بر اهمیت اطلاعات فعلی در مورد تحولات و تغییر در الگوهای تجاری کشورهای صنعتی و کمتر توسعه یافته تأکید کرده است. جهت تجارت برای رفع این نیاز طراحی شده است.
این نشریه اطلاعات مربوط به تجارت به کشور را به سرعت در دسترس تقریباً همه کشورهای جهان قرار داده و به سرعت در دسترس قرار می دهد ، که با الگوی یکنواخت از کشورهای شریک تنظیم شده و به دلارهای ایالات متحده بیان شده اند.
مسائل ماهانه آخرین داده ها را برای سال جاری و داده های مقایسه ای برای سال قبل در تجارت هر کشور با سایر کشورها ارائه می دهد. کل برای مناطق مهم جغرافیایی و اقتصادی نشان داده شده است. یک شماره سالانه داده های دقیق کشور را برای چندین سال ارائه می دهد و شامل کل جهان و تعدادی از میزهای خلاصه و تحلیلی برای مناطق اصلی است.
Direction of Trade به طور مشترک توسط صندوق بین المللی پول و بانک بین المللی بازسازی و توسعه منتشر می شود.
اشتراک برای شماره های ماهانه و شماره سالانه 10. 00 دلار در سال است. نسخه های تک شماره ماهانه با قیمت 1. 00 دلار ارسال می شود و نسخه های شماره سالانه ممکن است هرکدام با 3. 00 دلار خریداری شوند. نوشتن به:
صندوق پولی بین المللی
خیابان های 19 و H ، N. W.
واشنگتن ، D. C. 20431 ، ایالات متحده آمریکا
تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : زینالعابدین مراغهای
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
2 مرداد
1402 ساعت: 18:21