کسب سود دارندگان کوتاه مدت

ساخت وبلاگ

با وجود فشارهای شدید برای تمرکز روی کوتاه مدت ، می توان برای طولانی مدت مدیریت کرد و پاداش های قابل توجهی را به دست آورد ، تیم کولر ، جیمز مالایکا و Sree Ramaswamy را در بررسی موسسه Milken بنویسید.

سیاست گذاران و صاحبنظران به طور یکسان در برابر "کوتاه مدت" از طرف مدیران شرکت ها برای ده ها سال در حال افزایش است. این نقد کاملاً مشهور است: تحت فشار تحلیلگران وال استریت و سرمایه گذاران که قصد دارند از افت تعداد سه ماهه ناامیدکننده خارج شوند ، مدیر عاملان نتایج کوتاه مدت را به ضرر عملکرد بلند مدت می اندازند. اما شواهد کمی گرانبها وجود دارد که نشان می دهد عدم فکر کردن در دراز مدت در واقع به عملکرد شرکت ها آسیب می رساند - و به طور گسترده تر عملکرد اقتصاد آمریکا. یعنی تاکنون

مک کینزی این شکاف تجربی را با اندازه گیری سیستماتیک کوتاه مدت و طولانی مدت در سطح شرکت های انفرادی پر کرده است و آنها را بر روی آنچه که ما آن را شاخص افق شرکت می نامیم ، قرار داده است. این یافته ها نشان می دهد که شرکت های در پایان بلند مدت طیف به طرز چشمگیری از شرکتهای طبقه بندی شده به عنوان کوتاه مدت بهتر عمل می کنند. و پایه و اساس را برای برون یابی هزینه های اقتصاد در کل کوتاه مدت که توسط تولید ناخالص داخلی و ایجاد شغل از دست رفته اندازه گیری می شود ، ارائه می دهد.

این فقط یک قدم اول است. موسسه جهانی مک کینزی قصد دارد ویژگی های شرکت - اشکال مالکیت ، صنعت و اختلاف سنی و موارد مشابه را شناسایی کند - که شرکت ها را به سمت انتخاب افق برنامه ریزی طولانی یا کوتاه سوق می دهد. و ما می خواهیم تجزیه و تحلیل را گسترش دهیم تا ببینیم که آیا کوتاه مدت با رکود سکولار مرتبط است ، باعث کاهش رشد بهره وری و افزایش رقبا از بازارهای نوظهور می شود.

سبد خرید قبل از اسب

در بین بنگاه هایی که ما به عنوان متمرکز بر بلند مدت ، متوسط درآمد و رشد درآمد به ترتیب 47 درصد و 36 درصد بیشتر بود ، به ترتیب ، تا سال 2014 ، و بازده کل سهامداران نیز بالاتر بود. بازده به جامعه و اقتصاد کلی به همان اندازه چشمگیر بود. با اقدامات ما ، شرکت هایی که برای طولانی مدت اداره می شدند ، از سال 2001 تا 2015 به طور متوسط تقریباً 12،000 شغل بیشتر از همسالان خود اضافه کردند.

ما محاسبه می کنیم که تولید ناخالص داخلی ایالات متحده طی یک دهه گذشته ممکن است با یک تریلیون دلار اضافی افزایش یابد اگر کل اقتصاد در سطح نمونه شرکتهای ما انجام داده باشد که این کاهش را به عنوان طولانی مدت انجام می دهند و در این دوره حدود پنج میلیون شغل اضافی ایجاد می کنند.(البته در این برون یابی ، باید فرض کنیم که کیفیت و کمیت نیروی کار مورد نیاز در دسترس خواهد بود ، و این که فدرال رزرو از ترس از گرمای بیش از حد اقتصاد اقدام به مهار رشد نمی کند.)

پیام مهمی که از تحقیقات ما پدیدار می شود این است که ، با وجود فشارهای شدید برای تمرکز روی کوتاه مدت ، می توان برای طولانی مدت مدیریت کرد و پاداش های قابل توجهی را به دست آورد. 14 درصد کوچک اما قابل توجه از نمونه شرکتهای ما به عنوان استراتژیست های بلند مدت شروع به کار نکردند بلکه از یک ذهنیت کوتاه مدت در طول دوره 15 ساله که ما اندازه گیری کردیم ، از یک ذهنیت بلند مدت تغییر یافت.

کوتاه مدت در حال افزایش است

ما بررسی کردیم که چگونه یک شرکت در میانگین شاخص ما در سال 1999 در سالهای بعد اجرا خواهد کرد و فهمیدیم که نمره متوسط در کل نمونه ما با گذشت زمان به طور فزاینده ای کوتاه مدت شده است. ما در سالهای قبل از بحران مالی ، یک حرکت جزئی به دور از کوتاه مدت را تشخیص دادیم ، اما گرایش به سمت تفکر کوتاه مدت در طول بحران از سر گرفته شد و از آن زمان تاکنون همچنان به افزایش خود ادامه داده است.

این یافته توسط نشانه های موجود در پانل بررسی سه ماهه مک کینزی بیش از 1000 مدیر C-Suite و اعضای هیئت مدیره در اواخر سال 2015 و اوایل سال 2016 تأیید شده است. اکثر پاسخ دهندگان گفتند که فشار برای ایجاد نتایج مالی قوی در طی دو سال رو به افزایش است. در دو سال از انجام یک بررسی مشابه ، سهم پاسخ دهندگان که چنین فشارهایی را گزارش کرده اند از 79 درصد به 87 درصد افزایش یافته است. کسانی که بیش از هفت سال یا بیشتر فشار را احساس کردند به صفر کاهش یافته اند ، اما کسانی که بیشترین فشار را در طی یک دوره کمتر از شش ماه احساس کردند از 26 درصد به 29 درصد افزایش یافته است.

تریلیون دلار ایجاد ارزش در معرض خطر

تجزیه و تحلیل شاخص افق شرکت ما نشان می دهد که بنگاه هایی که از یک رویکرد بلند مدت استفاده می کنند ، از کسانی که دارای نمای کوتاه مدت در سراسر هیئت مدیره هستند بهتر عمل می کنند.

بنگاههای بلند مدت اصول قوی تری را به نمایش می گذارند

شرکت های بلند مدت با بالاترین نمرات شاخص به طور قابل توجهی از سایر شرکت ها در رشد درآمد بهتر عمل می کنند ، که به طور متوسط 47 درصد بیشتر برای آنها تا سال 2014 نسبت به شرکت های کوتاه مدت افزایش یافته است. این گروه بلند مدت در سال 2008 با سایر شرکتها در بحران مالی کمی پیگیری کرد ، اما درآمد آنها در طول بحران کمتر کاهش یافت و متعاقباً با سرعت بیشتری افزایش یافت. از سال 2009 تا 2014 ، درآمد شرکتهای بلند مدت با متوسط نرخ سالانه 6. 2 درصد در مقایسه با 5. 5 درصد برای سایر شرکت ها رشد کرد.

این اصول قوی شرکت های بلند مدت را قادر می سازد تا بحران را بهتر از سایرین آب و هوا کنند. توجه داشته باشید که در کل دوره نمونه ، درآمد شرکتهای بلند مدت نسبت به سایر بنگاهها بی ثبات تر بود ، با انحراف استاندارد رشد متوسط درآمد 5. 6 درصد در مقایسه با 7. 6 درصد برای دیگران.

همین داستان برای رشد درآمد بازی می کند. درآمد طولانی مدت در طول بحران مالی کمتر از سایر شرکت ها کاهش یافت و خیلی سریعتر دوباره برگشت. در پایان دوره 14 ساله ، درآمد شرکتهای بلند مدت به طور متوسط 36 درصد بیشتر از سایر بنگاهها رشد کرده بود.

عملکرد شرکتهای بلند مدت حتی در هنگام اندازه گیری از نظر سود اقتصادی ، حتی بیشتر از هزینه های سرمایه گذاری شده یک شرکت برای سنجش چگونگی استفاده شرکت های مؤثر در استفاده از سرمایه خود برای رشد مشاغل خود ، حتی بیشتر قابل توجه است. به طور متوسط ، شرکت های بلند مدت سود اقتصادی خود را 81 درصد بیشتر از سایر بنگاه ها افزایش دادند. این نشان می دهد که درآمد و درآمد بالاتر به نمایش گذاشته شده توسط بنگاه های بلند مدت ، هیچ گونه فریبی نیست و ارزش ایجاد شده در یک شبه تحقق نمی یابد. اگرچه بنگاههای بلند مدت رشد متوسط سود اقتصادی بالاتری نسبت به کل نمونه داشتند ، اما با گذشت زمان برنامه های بلند مدت ، این شکاف با گذشت زمان گسترش یافت.

اگر همه بنگاههای دیگر با همان نرخ شرکتهای بلند مدت قدردانی می کردند ، بازارهای سهام عمومی ایالات متحده می توانستند بیش از 1 تریلیون دلار ارزش بازار را از سال 2001 تا 2014 اضافه کنند.

شرکت های بلند مدت عملکرد مالی برتر را ارائه می دهند

افزایش ارزش ارائه شده توسط بنگاه های بلند مدت از نظر درآمد ، درآمد و سود اقتصادی که به سرمایه بالاتر بازار ترجمه شده است. به طرز عجیبی ، بنگاههای بلند مدت کاهش بیشتر در سرمایه گذاری در بازار را نسبت به سایر بنگاهها در طول بحران مالی تجربه کردند ، با کاهش اوج به تسویه حساب 38 درصد در مقایسه با 34 درصد برای دیگران. با این حال ، پس از بحران ، کلاه های بازار شرکت های بلند مدت به طور متوسط دو درصد بیشتر در سال بیشتر از سایر شرکت ها افزایش یافته و 7 میلیارد دلار سرمایه گذاری اضافی در بازار را از سال 2001 تا 2014 ارائه می دهد.

اگر همه بنگاههای دیگر با همان نرخ شرکتهای بلند مدت قدردانی می کردند ، بازارهای سهام عمومی ایالات متحده می توانستند بیش از 1 تریلیون دلار ارزش بازار را از سال 2001 تا 2014 اضافه کنند و کل سرمایه گذاری در بازار ایالات متحده را تقریباً 4 درصد افزایش دهند. این ممکن است خیلی به نظر نرسد. با این حال ، از جمله موارد دیگر ، برای از بین بردن بخش قابل توجهی از کل بودجه برای برنامه های بازنشستگی عمومی که از بزرگترین سهامداران این شرکت ها هستند ، کافی خواهد بود.

شرکت های بلند مدت همچنین بازده بیشتری را به سهامداران تحویل دادند. در طول دوره نمونه ، آنها تقریباً 50 درصد بیشتر از سایر شرکتهای خود در صنایع خود در صنایع خود قرار داشتند و از سایر شرکتها در صنایع خود قرار داشتند و تقریباً 10 درصد کمتر احتمال دارد که کل سهامدار را زیر میانه های صنایع خود بازگرداند. شرکت های بلند مدت (27 درصد از کل نمونه) از سال 2001 تا 2014 44 درصد از رشد کل بازده به سهامداران را به دست آوردند.

در گروه های صنعتی که بازده سهامداران بالاتر از حد متوسط را در این دوره 14 ساله تحویل داده اند ، شرکت های بلند مدت سهم حتی بیشتر از کل بازده (47 درصد) را به دست آوردند در حالی که تنها 26 درصد از گروه نمونه را به خود اختصاص می دادند. حتی در صنایع با بازده سهامدار زیر متوسط ، شرکت های بلند مدت درصد بیشتری از کل بازده را از آنچه انتظار می رود با توجه به سهم آنها از نمونه ، به دست آوردند.

شرکت ها هنگامی که مدیران موفق به ایجاد ارزش بلند مدت و مقاومت در برابر فشار سرمایه گذاران کوتاه مدت شوند ، نتایج برتر را ارائه می دهند.

شرکت های بلند مدت همچنان در دوران دشوار سرمایه گذاری می کنند

توانایی شرکت های بلند مدت در ارائه رشد درآمد بالاتر و مداوم تر و درآمد بالاتر نسبت به سایر بنگاهها حتی در طول بحران مالی نشان می دهد که این شرکت ها منابع رشد مداوم و پایدار را حفظ کرده اند-اهداف اصلی برنامه ریزی بلند مدت. به عنوان مثال ، شرکت های بلند مدت در طی 14 سال به طور متوسط بیشتر در تحقیق و توسعه سرمایه گذاری کردند. این روند به ویژه در طول بحران مالی ، هنگامی که شرکت های بلند مدت به سرمایه گذاری خود ادامه دادند در حالی که دیگران هزینه های خود را کاهش می دادند. بین سالهای 2007 و 2014 ، هزینه های تحقیق و توسعه توسط شرکت های بلند مدت با نرخ سالانه 8. 5 درصد رشد کرد ، در مقایسه با 3. 7 درصد توسط سایر شرکت ها. از آنجا که شرکت های بلند مدت با وجود شرایط دشوار اقتصادی ، به سرمایه گذاری در رشد آینده ادامه دادند ، آنها پاداش گرفتند.

شرکت های بلند مدت بیشتر به تولید و رشد اقتصادی اضافه می کنند

شرکت های بلند مدت که سهام بزرگی از رشد شرکت های ایالات متحده را به دست آوردند و بازده های بزرگ را به سهامداران تحویل دادند ، میلیون ها کارگر را نیز استخدام کردند تا رشد خود را تقویت کنند. در طول دوره نمونه ، شرکت های بلند مدت به طور تجمعی نزدیک به 12،000 شغل بیشتر به طور متوسط نسبت به سایر شرکت ها ایجاد کرده بودند. با استفاده از این تفاوت ، شرکت های آمریکایی در صورت طولانی مدت کل بازار تقریباً 5 میلیون شغل دیگر از سال 2001 تا 2015 اضافه می کردند.

براساس این تخمین های ایجاد شغل ، بیش از 1 تریلیون دلار ارزش بالقوه می تواند تولید شود اگر همه شرکت های دارای لیست عمومی ایالات متحده در طول دهه گذشته موضع بلند مدت را اتخاذ کرده باشند. اگر فرض کنیم که نرخ اشتغالزایی مشاهده شده از سال 2001 تا 2015 طی یک دهه آینده ادامه داشته است ، متوسط دیفرانسیل تا سال 2025 به حدود 25،000 شغل رشد می کند. این حاکی از تولید ناخالص داخلی 2. 7 تریلیون دلار (در سال 2015) یا 350 میلیارد دلار است. یک سال ، تا سال 2025 ، اگر همه شرکت ها با عملکرد بنگاه های بلند مدت در این دوره مطابقت داشته باشند.

شاخص افق شرکت

شاخص افق شرکت برای ایالات متحده توسط موسسه جهانی مک کینزی ، استراتژی و عمل مالی شرکت مک کینزی و FCLT Global ساخته شده است.

این داده ها از 615 شرکت غیر مالی تهیه شده است که نتایج مداوم را از سال 2001 تا 2015 گزارش کرده بودند و سرمایه بازار آنها در آن دوره حداقل در یک سال از 5 میلیارد دلار فراتر رفته است. این نمونه به طور جمعی بین 60 تا 65 درصد از سرمایه گذاری در بازار عمومی ایالات متحده (به استثنای شرکت های مالی) را تشکیل می دهد. این انتخاب با تمایل به تمرکز بر شرکت های بزرگ به اندازه کافی انگیزه ایجاد شد تا فشارهای بالقوه کوتاه مدت را که توسط سهامداران ، هیئت ها ، فعالان و دیگران اعمال می شود ، احساس کنند.

ما مجموعه ای از شرکت های بلند مدت را شناسایی کردیم-کسانی که دارای نمرات شاخص بالاتر از میانگین صنعت خود برای حداقل 12 از 15 سال نمونه هستند ، یا اینکه به وضوح از کوتاه مدت در نیمه اول نمونه به طولانی مدت در نیمه دوم تبدیل شده اندبشرایده این بود که هر دو شرکتی را که همیشه چشم انداز بلند مدت را به نمایش می گذارند و کسانی که "آزمایش طبیعی" تغییر دیدگاه خود را در این دوره تجربه کرده اند ، ضبط کنیم. با این معیارها ، 27 درصد از نمونه ها به عنوان بلند مدت طبقه بندی شدند.

شاخص بدون وزنه بر اساس پنج متغیر ، با استفاده از داده های پایگاه داده تجزیه و تحلیل عملکرد شرکت مک کینزی است. هر متغیر مربوط به فرضیه ای است که شرکت های بلند مدت متفاوت از شرکت های کوتاه مدت متفاوت رفتار می کنند و چگونه ممکن است این اختلافات در داده های مالی هنگام مقایسه شرکت ها با همسالان صنعت آشکار شود. ما فرض می کنیم که شرکت های بلند مدت گرا در درجه اول در:

  • نرخ سرمایه گذاری ، با شرکت های بلند مدت سرمایه گذاری بیشتری-و به طور مداوم.
  • کیفیت درآمد آنها ، با شرکت های بلند مدت کمتر به تعهدی و روش های حسابداری برای افزایش درآمد گزارش شده متکی هستند.
  • با تکیه بر رشد درآمد به جای کاهش هزینه برای افزایش سود ، در حالی که شرکت های بلند مدت کمتر احتمال دارد سالهای متوالی افزایش حاشیه داشته باشند.
  • مدیریت درآمد ، با شرکت های بلند مدت کمتر احتمال دارد که درآمد سه ماهه را برای برآورده کردن اجماع تحلیلگران مدیریت کنند.
  • اعتماد به مهندسی مالی ، با شرکتهای بلند مدت کمتر از خرید مجدد سهم و سایر روشهای غیر عملیاتی برای افزایش درآمد هر سهم استفاده می کنند.

مبارزه با کوتاه مدت

شرکت ها از خودشان سؤال کرده اند که چه کاری می توانند برای غلبه بر کوتاه مدت بیش از حد در روشی که اکنون سالهاست فعالیت می کنند ، انجام دهند. در اواخر سال 2014 ، مک کینزی به همراه برنامه تجارت و جامعه مؤسسه ASPEN ، با گروهی از CFO از شرکتهای دارای فهرست عمومی و سرمایه گذاران "ذاتی"-سرمایه گذاران پیشرفته طولانی مدت با دوره های طولانی و پرتفوی متمرکز را مورد بررسی قرار دادند. یک پیام مهم پدیدار شد: مدیران عامل ، CFO و هیئت های شرکتی باید هر کاری که می توانند برای جذب و حفظ سرمایه گذاران ذاتی انجام دهند تا بتوانند فشار را برای اتخاذ تفکر و استراتژی های کوتاه مدت و پشتیبانی از ایجاد ارزش بلند مدت انجام دهند.

در طی این مکالمات ، به نظر می رسد چهار رویکرد بیشترین طنین انداز با سرمایه گذاران ذاتی است:

ارزش بلند مدت را حتی با هزینه درآمد کوتاه مدت دنبال کنید. هنگامی که از آنها خواسته شد تا در مورد معاملات فرضی بین درآمد کوتاه مدت و ایجاد ارزش بلند مدت واکنش نشان دهد ، بررسی های گذشته مک کینزی نشان داده است که تنها نیمی از شرکت ها هنگام مقابله با یک چالش مهم استراتژیک ، تصمیم طولانی مدت را ناشایست می گیرند. در مقابل ، سرمایه گذاران ذاتی به شدت از تصمیماتی که منجر به ایجاد ارزش بلند مدت می شود ، حمایت می کنند. 19 از 24 سرمایه گذار ذاتی گفتند که اگر این شرکت هیچ اقدامی نگیرد و به سادگی سود کمتری را گزارش کند ، در صورت مواجهه با یک تغییر ارز نامطلوب و بدون تغییر استراتژیک آینده برای این شرکت ، آنها گفتند که اگر این شرکت هیچ اقدامی نگیرد و به سادگی از سود کمتری خبر دهد. اما تقریباً دو سوم گفتند که آنها نظر منفی به سفارش برای کاهش هزینه های موجود در هیئت مدیره می دهند.

سرمایه گذاران ذاتی ظاهراً متوجه می شوند که شرکت ها نمی توانند نرخ ارز را پیش بینی کنند و نمی خواهند شرکت ها اقدام به کاهش هزینه های خودسرانه صرف نظر کنند تا انتظارات درآمد را برآورده کنند. ما سپس پرسیدیم ، با فرض اینکه نرخ ارز یکسان باقی مانده است ، آیا شرکت باید در سال بعد کاهش هزینه را تسریع کند تا درآمد خود را افزایش دهد ، حتی اگر درآمد بلند مدت بتواند تأثیر منفی بگذارد. بیست و یک از 23 سرمایه گذار ذاتی این موضوع را منفی مشاهده کردند. در مصاحبه های بعدی ، برخی از سرمایه گذاران گفتند که این می تواند به یک مارپیچ نزولی منجر شود که در آن کاهش سرمایه گذاری در بازاریابی و فروش ، به عنوان مثال ، رشد درآمد را کاهش داده و سپس ، در یک حلقه شرور ، برای کاهش بیشتر هزینه های بازاریابی و هزینه های فروش برای جلوگیریدرآمد کوتاه مدت از کاهش.

ما همچنین با وجود این واقعیت که از دست دادن پول و هیچ چشم انداز سودآوری نداشتیم ، واکنش های بین سرمایه گذاران ذاتی را در مورد تصمیم مدیرعامل جدید برای ادامه فعالیت یک واحد میراث آزمایش کردیم. هفده از 24 سرمایه گذاران از پانل ما گزینه حفظ چنین واحدی را منفی مشاهده کردند ، در حالی که 20 نفر در مورد تعطیل شدن شرکت با وجود یک بار به درآمد ، خنثی یا مثبت بودند. بیشتر طرفدار تلاش برای منحرف کردن واحد در سال اول مدیرعامل در این کار بودند.

مسئولیت ارتباطات سرمایه گذار را بر عهده بگیرید. سرمایه گذاران ذاتی در هیئت ما گفتند که آنها با تیم های اجرایی طرفداری می کنند که با اطمینان انتخاب می کنند که چگونه ، چه و چه موقع در مورد تجارت خود ارتباط برقرار می کنند. سرمایه گذاران گفتند که آنها می خواهند تحصیل کنند تا شرکتی را که با پول خود حمایت کرده اند درک کنند. اطلاعاتی که آنها به دنبال آن هستند شامل مزایای رقابتی شرکت و چگونگی ایجاد استراتژی آن بر این مزایا ، نیروهای خارجی و رقابتی است که یک شرکت با آن روبرو است و چه اقدامات مشخصی را برای تحقق آرزوهای خود انجام می دهد.

سرمایه گذاران ذاتی همچنین می خواهند بدانند که یک مدیرعامل چگونه تصمیم می گیرد ، آیا رویکرد شرکت با ایجاد ارزش بلند مدت هماهنگ است و اینکه آیا کل تیم مدیریتی در اطراف استراتژی تراز شده است یا خیر. همه به جز یکی از 24 سرمایه گذار ذاتی در اعتبارنامه مدیریت پانل ما به عنوان یکی از مهمترین عواملی که آنها در انجام سرمایه گذاری در نظر می گیرند - و بخشی از این اعتبار ، باز بودن است حتی اگر اوضاع خوب پیش نرود.

برای تحقق اهداف درآمدها در برابر حرکات مصنوعی بایستید. تعدادی از مطالعات نشان داده اند که شرکت ها برای به تعویق انداختن سرمایه گذاری ها برای تحقق اهداف درآمد کوتاه مدت از طریق ، به عنوان مثال ، کاهش هزینه های اختیاری برای فعالیت های ایجاد ارزش مانند بازاریابی و تحقیق و توسعه متداول هستند. یک مطالعه نشان داد که تقریباً دو پنجم CFO تخفیف هایی را به مشتریان می دهد تا در این سه ماه به جای دیگری خریداری کنند. سرمایه گذاران ذاتی این فرض را رد می کنند که شرکت ها باید هنگام گزارش سود سه ماهه ، هر کاری را که برای تأمین شماره اجماع انجام می دهند ، انجام دهند. فقط سه مورد از 24 سرمایه گذار در هیئت ما تصور می کردند که شرکت ها مهم است که به طور مداوم برآورد اجماع برای درآمد یا درآمد را برآورده یا ضرب و شتم کنند. بیشتر آنها گفتند که آنها از شرکتی که گاهی اوقات تخمین ها را ضرب و شتم می کند و گاهی مفقود می شود ، راضی بودند ، تا زمانی که این شرکت در جهت اهداف بلند مدت خود پیشرفت می کرد.

این مطابق با یافته های قبلی مک کینزی است که بیش از 40 درصد از شرکت ها تخمین درآمد اجماع خود را از دست نمی دهند ، با این وجود تجربه در قیمت سهم خود افزایش می یابد. علاوه بر این ، به نظر می رسد که سرمایه گذاران ذاتی به طور کلی با موضوع راهنمایی درآمد ، به ویژه به صورت سه ماهه مخالف هستند. فقط پنج مورد از 24 هیئت ما گفتند که آنها اعلامیه شرکت را در نظر می گیرند که قصد دارد راهنمایی های درآمد را در یک سال به عنوان یک پرچم زرد قطع کند. به قول یکی: "سرمایه گذاران بلند مدت در مورد تعداد سه ماهه به راهنمایی های مفصلی زیادی احتیاج ندارند. آنها به وضوح ، سازگاری و شفافیت مدیران در برقراری ارتباط اولویت های استراتژیک و انتظارات بلند مدت آنها نیاز دارند."

تماس های سه ماهه را تجدید نظر کنید. تنها چهار مورد از 24 هیئت ما گفتند که آنها فکر می کنند تماس های سه ماهه درآمدهای بخش مهمی از درگیری آنها است. اما 19 گفتند که آنها جلسات یک به یک را ارزیابی می کنند و روزهای سرمایه گذار یا کنفرانس های استراتژی کمتر (هرچند طولانی مدت بیشتر در تمرکز).

انتقادات اصلی از تماس های سه ماهه خود عمل نبود بلکه روشی بود که آنها انجام می شود - بیش از حد نوشته شده و در معرض سؤال ضعیف قرار گرفتند. سایر سرمایه گذاران گفتند که آنها قبل از غواصی در نتایج کوتاه مدت ، به سرمایه گذاران استراتژی و اهداف بلند مدت شرکت یادآوری می کنند که به سرمایه گذاران یادآوری می کنند. پانزده نفر از 25 سرمایه گذار بلند مدت گفتند که آنها از سرمایه گذاران یا تحلیلگرانی که از قبل سؤالاتی را ارسال می کنند ، حمایت می کنند تا شرکت ها بتوانند به سؤالاتی که بیشتر از آنها پرسیده می شود و مواردی که بیشتر مربوط به تفسیر نتایج سه ماهه به عنوان شاخص های عملکرد بلند مدت هستند ، برجسته کنند. بشر

تیم کولر در استراتژی مک کینزی و شرکت و عمل مالی شرکت شریک است. جیمز ماسایکا شریک ارشد مک کینزی و مدیر موسسه جهانی مک کینزی ، بازوی تحقیقات تجارت و اقتصاد مک کینزی است. Sree Ramaswamy شریک MGI است.

تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : زین‌العابدین مراغه‌ای بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 2 ارديبهشت 1402 ساعت: 19:56