آشنایی با معاملات مشتقات

ساخت وبلاگ

این سایت از کوکی ها ، برچسب ها و تنظیمات ردیابی برای ذخیره اطلاعاتی استفاده می کند که به شما کمک می کند تا بهترین تجربه مرور را به شما ارائه دهند. این هشدار را رد کنید

موضوعات موضوعاتی
کشورها
سلسله
در باره
منابع

Logo Logo Logo Logo Logo Logo

  • فصل قبل
  • فصل بعدی

خلاصه

در این فصل به خطرات مشتقات ، که محور احتمال پیش فرض یکی از همتایان است ، می پردازد. شبکه در این تجزیه و تحلیل کاملاً مهم است.

معرفی

فصل او بر خطرات مشتقات متمرکز است ، که بر احتمال پیش فرض یکی از همتایان متمرکز است. شبکه در این تجزیه و تحلیل کاملاً مهم است.

هفت خطر مرتبط با مشتقات وجود دارد:

خطر شهرت ؛وت

این خطرات در گروه سی گزارش در مورد مشتقات مالی مشخص شد. 1 یکی از مهمترین یافته های این گزارش این است که ، در یک سطح و در واقع ، در بسیاری از سطوح ، خطرات مشتقات اساساً با انواع خطرات مرتبط با ابزارهای سنتی ، از جمله وام ، اوراق بهادار و سپرده تفاوت ندارند. با توجه به لیست فوق از خطرات موجود در زمینه یک محصول ، مانند وام با نرخ ثابت با گزینه پیش پرداخت (که یک محصول بسیار محبوب برای صاحبان خانه در ایالات متحده است) ، متوجه می شود که همان خطرات مرتبط با مشتقات وجود داردبرای وام های بانکی وام با نرخ ثابت. در حقیقت ، این ناتوانی در مدیریت آن سبد وام با نرخ ثابت بود که در هسته خرابی بسیاری از پس انداز و وام در ایالات متحده بود. همچنین شناخت - و این تمرکز کنگره ایالات متحده ، نهادهای نظارتی و دیگران در سراسر جهان است - این پیچیدگی های مرتبط با مشتقات باعث ایجاد شفافیت و سؤالات مربوط به پیوندهای حقوقی و بازار می شود که به سطح بالاتری نیاز دارندتوجه

نکته ای که ارزش ایجاد در ارتباط با مشتقات را دارد این است که این محصولات جدید نیستند. یکی از محصولات قبلی مشتقات از ضرورت متولد شد: پیوندی که در سال 1863 توسط کشورهای کنفدراسیون آمریکا در سال 1863 ، در طول جنگ داخلی ارائه شد. این یکی از مشتقات پیچیده تر بود که می توان تصور کرد. یک اوراق قرضه دو ارز ، یا در پوند انگلیس یا در فرانسه فرانسه پرداخت می شود. این یک عنصر قابل تبدیل به کالا بود: دارنده این گزینه را داشت که 40،000 پوند پنبه را که در خلیج مکزیک تحویل داده می شد ، مصرف کند. در سال 1863 ، این گزینه خوبی برای بسیاری از شرکت کنندگان در بازار نبود. این پیشنهاد اوراق قرضه وضعیتی را نشان می دهد که کنفدراسیون در جمع آوری پول با مشکل جدی برخوردار بود و ارز کنفدراسیون هیچ ارزشی در بازار جهانی نداشت. در نتیجه ، دولت کنفدراسیون محصولی را که با ارزهای شناخته شده و با یک عنصر کالا به عنوان راهی برای جمع آوری بودجه پرداخت می کند ، طراحی کرد. اگرچه پیچیدگی این محصول مهم و جالب است ، اما همان مشکل اصلی را که همه این محصولات وجود دارد ، داشت: ساختارهای پیچیده پرداخت به معنای چیزی نیست اگر اعتبار صادرکننده دلیلی برای نگرانی باشد. در این مثال تاریخی ، البته ، کنفدراسیون جنگ را از دست داد و بر روی اوراق قرضه پیش فرض کرد.

عدم مدیریت

مدیریت ارشد هر موسسه - بانک مرکزی ، شرکت یا صندوق بازنشستگی - برای تعیین استانداردهایی که توسط آن نهاد در مشتقات شرکت می کند و برنامه ای را که شرکت پس از آن پیاده سازی می کند ، تعیین می کند. 2 توصیه 1 گزارش گروه سی.

[D] EALERS و کاربران نهایی باید از مشتقات به روشی سازگار با مدیریت ریسک کلی و سیاست های سرمایه ای که توسط هیئت مدیره آنها تأیید شده است ، استفاده کنند. این سیاست ها باید با تغییر شرایط تجاری و بازار مورد بررسی قرار گیرد. خط مشی های حاکم بر مشتقات باید به وضوح تعریف شود ، از جمله اهدافی که این معاملات برای آن انجام می شود. مدیریت ارشد باید رویه ها و کنترل ها را برای اجرای این سیاست ها تأیید کند و مدیریت در همه سطوح باید آنها را اجرا کند. 3

عدم اجرای این توصیه به دلیل بخش عمده ای از مشکلات مشتقات بوده است. نکته اصلی این است که سلسله مراتب سازمان باید با مشتقات آشنا باشد. در غیر این صورت ، موسسه نباید با آنها درگیر شود. مدیریت ارشد نباید از هر یک از سرمایه گذاری ها یا استراتژی های سرمایه گذاری کلی که توسط دفتر خزانه دار آن یا هر واحد دیگری در موسسه انجام می شود ، شگفت زده شود. به عنوان مثال ، یک شرکت بزرگ ایالات متحده ضرر قابل توجهی در مشتقات را مشخص کرد و به دلیل سرمایه گذاری خود بیش از 100 میلیون دلار به پایان رسید. مدیریت ارشد آن در اطلاعیه ای به سهامداران اعلام کرد که از این ریسک شگفت زده شده است و تأثیر آن سرمایه گذاری را درک نکرده است. موقعیت گروه سی نفری این است که این یک سرمایه گذاری مسئول برای شرکت برای انجام آن نبود ، زیرا مدیریت ارشد نمی دانست که چه کاری انجام می دهد. تا زمانی که مدیریت ارشد این نوع سرمایه گذاری ها را درک کند ، سازمان نباید آنها را انجام دهد. این موضوع به عنوان "ریسک فکری" شناخته شده است ، ریسک ناشی از عدم وجود ظرفیت فکری یک سازمان یا دانش برای مدیریت یک سبد مشتقات. همچنین با مسئله کنترل های داخلی ، یعنی عدم تنظیم سیاست های مناسب مرتبط است. این خطر مشتقات اغلب نیز می تواند به عنوان یک شکست اساسی در مدیریت بیان شود.

خطر قانونی

جنبه اساسی ریسک قانونی ریسکی است که طبق قانون قابل اجرا معتبر و قابل اجرا است. این قانون می تواند مربوط به کشور وطن باشد ، که توسط طرفین انتخاب شده است ، یا صلاحیت صلاحیت که در آن پرونده ورشکستگی صورت می گیرد.

سیستم های حقوقی اکثر کشورها با توسعه مالی همگام نشده اند. این اظهار نظر کلی نه فقط برای مشتقات بلکه برای همه وسایل نوآوری مالی اعمال می شود. موارد بسیار کمی در هر کجا به مسئله اجرای قانونی مشتقات پرداخته شده است. شرکت کنندگان در بازار در نهایت مجبورند با عقاید قانونی کار کنند. ISDA کار پر زرق و برق در جمع آوری این عقاید انجام داده است. با این حال ، خواندن آنها باعث می شود که فرد به اندازه یک بیانیه مثبت از طرف قانونگذاری یک کشور خوب نباشد. به همین دلیل ، ISDA و دیگران در حال پیگیری چنین قوانینی هستند تا اطمینان حاصل کنند که یک پرونده منزوی یک دسته از مشتقات را تهدید نمی کند.

چهار موضوع تحت عنوان خطر قانونی بوجود می آید:

ورشکستگی و ورشکستگی (توری) ؛

ظرفیت و اقتدار ؛وت

قانونی بودن و اجرای آن.

شماره اول ، ورشکستگی و ورشکستگی ، بر قابلیت اجرای شبکه و عناصر مهم در فصل قبل است.

دوم ، مستندات و استفاده از توافق نامه های اصلی نیز بخش مهمی از روند توری است. در بدو تأسیس ، هرگونه توافق در مشتقات یا هر منطقه قرارداد دیگری باید در اکثر حوزه های قضایی به صورت کتبی قرار گیرد تا قابل اجرا باشد. حتی در آن حوزه های قضایی که همه توافق نامه ها قابل اجرا هستند ، یک توافق نامه کتبی در دادگاه یا زمینه حقوقی دیگر برای تحکیم حقوق و تعهدات طرفین کمک می کند.

سوم ، ظرفیت یا اقتدار طرف مقابل برای انجام معامله کاملاً مهم است تا اطمینان حاصل شود که معامله قابل اجرا است. متأسفانه ، یک پرونده بریتانیایی که شامل شوراهای لندن ، که شهرداری در شهر لندن و اطراف آن هستند ، هازل در مقابل هامرزمیت و شورای بورو لندن لندن 4 منجر به تصمیم توسط مجلس اعیان ایالات متحده ، بالاترین دادگاه شد که شوراها این کار را کردند. طبق اساسنامه های توانمند خود ، اقتدار نداشته باشید تا از هر نوع مبادله کنند. این تصمیم بسیاری از ناظران را شگفت زده کرد ، که احساس می کردند مبادله ای که توسط شوراها برای مدیریت ریسک وارد شده است باید قابل اجرا باشد. ISDA یک مطالعه ده ساله در مورد پیش فرض و ضرر در مبادله ها انجام داد و دریافت که حدود نیمی از این ضررها-500 میلیون دلار از تقریباً 1 میلیارد دلار در کل ضرر و زیان-نتیجه این بود که باید تمام مبادلات را با شوراها باز کنید. این موضوع شامل اقتدار نه تنها یک شورای لندن بلکه در مورد کلیه شهرداری ها ، صندوق های بازنشستگی ، شرکت های بیمه ، جوامع ساختمان و سایر سازمان ها است. بدیهی است ، یک فرض اشتباه در این زمینه می تواند برای مؤسسه ای که وارد معامله شده است ، ویران کننده باشد ، به ویژه اگر نتیجه یک بازده و بازگشت به مقام اول باشد. یک فروشنده در یک بازار مبادله ای که بین دو طرف موقعیت دارد ، همیشه فرض می کند که این موقعیت مطابقت دارد. با این حال ، اگر یک طرف پیش فرض کند و مجبور به باز کردن آن باشد ، نتیجه آن برای طرف مقابل بسیار جدی است.

چهارم ، مسئله قانونی بودن و قابلیت اجرای این سؤال را ایجاد می کند که آیا معامله مشتقات می تواند یا در دادگاه اجرا شود یا خیر. این گروه از سی نفر در معاینه خود یافتند که دو حوزه عمومی در بسیاری از حوزه های قضایی مشکل ساز بودند. اول ، مشتقات ممکن است در بسیاری از موارد مشمول قوانینی باشند که برای قراردادهای آتی اعمال می شود. به عنوان مثال ، در ایالات متحده ، کلیه قراردادهای آتی باید در مبادله تعیین شده مانند هیئت تجارت شیکاگو یا بورس تجاری شیکاگو معامله شود. این نگرانی وجود داشت که اگر مبادله ای به عنوان یک قرارداد آتی تلقی می شد ، غیرقانونی خواهد بود زیرا در یک مبادله تعیین شده معامله نمی شد. قانون در ایالات متحده در سال 1992 تغییر یافت ، 5 و مقررات در اوایل سال 1993 اجرا شد تا عمدتا این مسئله را حل کند ، 6 اما همین مشکل در سایر کشورها وجود دارد. یک مورد ناگوار در استرالیا این مسئله را برجسته می کند. 7

دومین نکته مشکل ساز در مورد قانونی بودن و قابلیت اجرای این احتمال وجود دارد که در بسیاری از کشورها مشتقات دیده شوند که یک اساسنامه قمار یا اساسنامه ای را نقض می کنند که نیاز به چنین معاملات در مبادله دارای مجوز دارد. این اساسنامه ، که مدت هاست روی کتاب ها بوده اند ، مربوط به شرط بندی به نوعی در یک رویداد آینده است که نتیجه آن توسط یک یا طرف دیگر کنترل نمی شود. در ایالات متحده ، این مشکل عمدتاً با قانون حل شده است. با این حال ، معاینه توسط گروه سی نشان می دهد که در کشورهایی مانند استرالیا ، برزیل ، کانادا و سنگاپور ، عدم اطمینان در مورد اینکه آیا مشتقات مقررات قانونی مربوطه را نقض می کنند ، وجود دارد. 8

این مسئله در حال تحول است و انتظار می رود تحولات و تغییرات جدید قابل توجهی باشد. این گروه از سی متمرکز بر ارائه توصیه هایی برای مقابله با عدم قطعیت های قانونی و نظارتی بودند. آنها این موضوع را توصیه کرده اند

  • شکل مستندات مورد نیاز برای ایجاد توافق نامه های قابل اجرا قانونی (اساسنامه کلاهبرداری).

  • ظرفیت احزاب ، مانند نهادهای دولتی ، شرکتهای بیمه ، صندوق های بازنشستگی و جوامع ساختمان ، برای ورود به معاملات (فوق العاده VIRE).

  • قابلیت اجرای توری های نزدیک و وثیقه دو طرفه در ورشکستگی.

  • قابلیت اجرای ترتیبات توری چند نوری در ورشکستگی.

  • قانونی بودن/اجرای معاملات مشتقات. 9

ریسک اعتباری

در صورت پیش فرض طرف مقابل ، ریسک اعتباری خطر ضرر است. نکته اصلی از دیدگاه کنترل داخلی یک شرکت این است که شرکت باید علاوه بر هزینه احتمالی جایگزینی ، هزینه های مرتبط با تعویض معامله مشتقات را نیز اندازه گیری کند. بنابراین ، در ارزیابی قرار گرفتن در معرض کلی آن با اعتبار ، یک شرکت باید این احتمال را در نظر بگیرد که بازار ممکن است بین زمان پیش فرض و زمان قادر به جایگزینی معامله خاص حرکت کند.

عنصر اصلی دیگر در توصیه های ریسک اعتباری گروه سی نفر این است که مدیریت ریسک اعتباری باید از معامله گر که معامله اصلی را جمع کرده است ، مستقل باشد. 10 انگیزه معامله گر برای انجام معامله ممکن است در نظر گرفتن کامل میزان قرار گرفتن در معرض اعتبار دشوار باشد. یک مدیر مستقل ریسک اعتباری شخص صحیحی برای ارزیابی اینکه آیا این نوع مناسب معامله برای شرکت است یا خیر.

در این راستا باید دو نکته اضافی بیان شود. اول ، استفاده بیشتر از وثیقه انجام می شود ، و ضمیمه پشتیبانی اعتباری ISDA 1994 در این زمینه کمک بزرگی خواهد بود. موسساتی مانند بانک جهانی علاقه خود را برای حرکت بیشتر به وثیقه در سبد مبادله خود به عنوان راهی برای کاهش قابل ملاحظه و مدیریت این ریسک جلب کرده اند. دوم ، در مطبوعات صحبت می شود-بیشتر از شرکت ها و سایر موسسات-در مورد توسعه یک خانه تر برای تعویض و انواع دیگر معاملات مشتقات. این تعهد بسیار دشوار خواهد بود ، اما تعدادی از افراد به دنبال آن هستند.

خطر بازار

ریسک بازار ریسک همراه با کاهش ارزش یک ابزار مشتقات است. نمونه ای از این نوع وضعیت استرس می تواند سقوط بازار سهام ایالات متحده در اکتبر 1987 باشد. شرکت کنندگان در بازار باید هنگام ارزیابی اعتبار بالقوه و سایر قرار گرفتن در معرض خطر خود با علامت گذاری مواضع خود به بازار ، ریسک بازار خود را محاسبه کنند. شرکت کنندگان ممکن است فرض کنند که بازار در انجام این محاسبات در محدوده تاریخی حرکت خواهد کرد. فروشندگان همچنین باید حداقل روزانه موقعیت ها را به بازار عرضه کنند.

ریسک نقدینگی

ریسک نقدینگی این خطر است که به دلیل حرکت بازار ، یک طرف مقابل قادر به برآورده کردن نیازهای خالص بودجه خود نخواهد بود. به طور خاص ، این خطر است که به دلیل نقدینگی در بازار ، قیمت عادلانه ای وجود نخواهد داشت ، یعنی قیمت بین پیشنهاد و پیشنهاد آنقدر گسترده خواهد بود که ممکن است بازار واقعی وجود نداشته باشد که در آنشرکت کننده می تواند موقعیتی را که سعی در جایگزینی دارد ، بفروشد یا خریداری کند. ریسک نقدینگی با ابزارهای مشتقات پیچیده تری مشکلی ایجاد کرده است. به عنوان مثال ، در ایالات متحده ، یک سازمان در هنگام تلاش برای فروش آن ، ارزش نمونه کارها را از 600 میلیون دلار به نزدیک به صفر کاهش داد. اگرچه این شرکت تصور می کرد که فرضیات منطقی در مورد ارزش نمونه کارها ایجاد کرده است ، عدم وجود نقدینگی در بازار به این معنی است که هیچ بازار خرید برای منافع آن وجود ندارد. 11 این خطر بدیهی است چیزی است که باید ارزیابی شود.

ریسک عملیاتی

خطرات عملیاتی خطرات مرتبط با خطای انسانی ، خرابی سیستم ها یا رویه ها و کنترل های ناکافی است. این وظیفه مدیریت ارشد است که پارامترها و طراحی و اجرای روشهای مناسب برای پشت دفتر و سایر برنامه های فناوری را برای خنثی کردن این خطر تنظیم کند. عدم وجود این کنترل های داخلی و همچنین خطر عملیاتی حاصل برای هر شرکت کننده مشتقات قابل قبول نیست. شرکت کنندگان آینده نگر تا زمانی که چنین سیستمهایی وجود نداشته باشد نباید وارد تجارت شوند.

خطر شهرت

ریسک شهرت ، نوعی ریسک خلاصه ، خطری است که شرکت کنندگان در بازار هر روز با آن برخورد می کنند. در صورت عدم برخورد عادلانه با آنها و یا به درستی مدیریت تجارت خود ، یک شرکت کننده در بازار ممکن است مشتری یا شهرت عمومی را در بازار از دست بدهد. این خطر همچنین ممکن است به عنوان خطر شرمساری حرفه ای مشخص شود.

خطر سیستمیک

تعریف خطر سیستمیک بسیار دشوار است. این خطری است که قانونگذاران ، بانکداران مرکزی و تنظیم کننده ها در آن تمرکز کرده اند. هیچ مدرک واقعی برای حمایت از دامنه ای که به این خطر نسبت داده شده است وجود ندارد ، اما این یک مسئله معتبر در سطح نظری است. این مبتنی بر "تئوری دومینو" است ، یعنی این ایده که عدم موفقیت یک نهاد باعث خرابی در یک سری از موسسات دیگر یا ایجاد اختلال در بازار در سیستم مالی خواهد شد. این یک واقعه فاجعه بار است که هیچ کس منتظر آن نیست یا پیش بینی می کند اما همیشه یک امکان پذیر است. ریسک سیستمیک ، در واقع ، گزارش دفتر حسابداری عمومی ایالات متحده در مورد مشتقات مالی است. 12

شناسایی عناصر خطر سیستمیک دشوار است. ابتدا سوال از اندازه و پیچیدگی بازار وجود دارد. مطبوعات گزارش مواجهه با مقدار مفهومی را گزارش می کنند. با این حال ، این مبلغ 12 تا 14 تریلیون دلار خطرات واقعی موجود در بازار را منعکس نمی کند. تعداد کمتری ، 68 میلیارد دلار ، به عنوان درصد قرار گرفتن در معرض کلی که بانک ها در وام خود و سایر اوراق بهادار دارند محاسبه شده است. دوم ، براساس تعداد محدود فروشندگان در بازار ، نگرانی در مورد تمرکز وجود دارد. با این حال ، آمار نشان می دهد که هیچ کس فروشنده بیش از 10 درصد از بازار را ندارد. در حقیقت ، پراکندگی گسترده ای از مشارکت بین فروشندگان و کاربران نهایی وجود دارد. سوم ، عدم شفافیت در بازار دلیلی برای نگرانی است. از این نظر ، حسابداران با نوآوری مالی روبرو نشده اند. امید است که پیشرفت در ارائه اطلاعات بیشتر انجام شود. چهارم ، یک نگرانی تا حدودی مبهم وجود دارد که اشخاص خاص در این بازار کنترل نشده اند. به عنوان مثال ، نویسندگان گزارش دفتر حسابداری عمومی ، این مسئله را به عنوان یک مشکل شناسایی کرده اند. پنجم ، نگرانی هایی وجود دارد که محصولات غیرمعمول و در نتیجه غیرقانونی هستند - نکته ای که قبلاً مورد توجه قرار گرفته است. سرانجام ، این نگرانی وجود دارد که بازارها در ارتباط هستند و به دلیل فناوری و نوآوری ، تأثیر منفی بر یک بازیکن در یک بخش از بازار به بازارهای دیگر گسترش می یابد. چگونه با این خطر برخورد می شود؟لزوماً ، سایر عناصر ریسک سیستمیک شامل ریسک اعتباری و ریسک قانونی است که قبلاً مورد توجه قرار گرفته است. امید این است که در بدست آوردن دسته بر روی هر یک از این عناصر افزایشی ، پیشرفت داشته باشد. در هر صورت ، پاسخ مناسب به خطر سیستمیک باید یکی از نگرانی ها باشد اما بیش از حد واکنش نشان نمی دهد.

خطر قانونگذاری و نظارتی

ریسک قانونگذاری و نظارتی (ریسکی که به طور رسمی در لیست ارائه شده در ابتدای فصل ارائه نمی شود) پتانسیل بیش از حد واکنش به خطرات مشتقات است. وکلای مشتقات به دلیل دشواری در تعیین نحوه قرار گرفتن در یک طرح قانونی یا نظارتی ، نسبت به قانونی بودن برخی معاملات ابراز نگرانی کرده اند. 14 در اینجا ، نگرانی این است - و گزارش دفتر حسابداری عمومی این موضوع را به رسمیت می شناسد - در صورتی که هر کشور بدون هماهنگی مناسب بین المللی ، الزامات نظارتی جدید یا قانونگذاری جدید را تحمیل کند ، بازار می تواند با تأثیرات بی ثباتی به صلاحیت دیگری منتقل شود.

همچنین این نگرانی وجود دارد که ، بدون هماهنگی بین المللی ، الزامات نظارتی یا قانونگذاری جدید چیزی جز تضعیف ابزار کالاهایی که مزایای بسیار مهمی را ارائه می دهند ، نه فقط برای کاربران نهایی که می توانند پرتفوی خود را مدیریت کنند ، بلکه به فروشندگان نیز برآیندبرای آنها مشتقات منبع سودآوری قوی را نشان می دهد. این امکان وجود دارد که الزامات جدید مانع استفاده برخی از بازیکنان از مشتقات شود. تنظیم کننده ها یا قانونگذاران ممکن است مناسب بودن ، افشای و نیازهای سرمایه را تحمیل کنند ، که همه آنها به طور بالقوه در توانایی شرکت کنندگان در استفاده از بازار تأثیر دارند. مطمئناً عدم افشای کافی چیزی است که بازار در تلاش برای تصحیح آن است. با این حال ، امید این است که قانونگذاران یا تنظیم کننده ها به شکلی که تجارت را بی ثبات کند ، بیش از حد واکنش نشان نمی دهند.

اظهار نظر

عدم وجود تنظیمات مشروبات الکلی از نظر قانونی یک عامل خطرناک است که می تواند وضعیت پریشانی یا پیش فرض در بازار مشتقات را تشدید کند. در یک وضعیت معمولی ، طرف مقابل فروشنده تعدادی از مطالبات علیه فروشنده ضمنی در قراردادهای بدون نسخه (OTC) که توسط طرف مقابل برگزار می شود ، دارد که در عین حال مدیون تعدادی از پرداخت ها یا مطالبات به آن خواهد بودفروشنده - دلال. هرگونه شک در مورد فروشنده بلافاصله در پرداخت تعهدات به فروشنده ، از طرف این همتای ترجمه می شود. نتیجه فوری یک بحران نقدینگی خواهد بود ، زیرا طرف مقابل می تواند پرداخت ها را تا زمان مناسب تر به تعویق بیندازد. مرتب سازی از اجرای قانونی بسیار دورتر از جاده اتفاق می افتد. این ماهیت مشکل است: بدون تمهیدات توری ، یک طرف مقابل می تواند به طور انتخابی پرداخت هایی را که به طور قانونی به دلیل فروشنده یا یک موسسه دیگر در آن طرف معامله است ، بازپرداخت کند.netting به از بین بردن این امکان کمک می کند و از این طریق احتمال خطر سیستمیک را از طریق تصرف پرداخت ها کاهش می دهد.

قانونی بودن توری

یک سوال مهم این است که آیا امکان ساخت طرح های توری به صورت قانونی امکان پذیر است یا خیر. باید از این نظر در نظر داشته باشید که طرح های توری ، اگر در مورد قابلیت اجرای قانونی آنها شکی وجود داشته باشد ، ممکن است به هیچ وجه بدتر از هیچ طرح توری باشد. هنگامی که هیچ طرح توری وجود ندارد ، می توان اوضاع را به طور دقیق ارزیابی کرد و بر این اساس قدم بردارد. با این حال ، هنگامی که یک طرح توری دارد اما کاملاً به آن اعتماد ندارد ، نمی توان ارزیابی دقیقی از خطر یا برخورد با آن با اطمینان انجام داد.

یک راه حل قانونگذاری تنها راه رضایت بخش برای دستیابی به سطح اطمینان لازم است. چنین راه حلی باید بهینه در سطح بین المللی تشویق شود. این امر می تواند از طریق تلاش های گسترده دو جانبه یا شاید یک تلاش چند جانبه به سرپرستی بانک برای شهرک های بین المللی حاصل شود. با این حال ، قانون خاص در کشورهای مربوطه وجود ندارد ، نمی توان مطمئن بود که توری در بازارهای OTC از نظر قانونی الزام آور است. در این راستا ، تجربه ایالات متحده احتمالاً سابقه خوبی را ارائه می دهد.

در ایالات متحده ، قوانین پیشگیرانه فدرال موجود در قانون اصلاحات ، بهبود و اجرای مؤسسات مالی 1989 ، 1 اصلاحات در قانون ورشکستگی ، 2 و زیرنویس A از عنوان چهارم قانون بهبود شرکت بیمه سپرده فدرال 1991(fdicia) 3 مسیری طولانی را به سمت قانونی کردن توری طی کرده اند. جالب اینجاست که عنوان چهارم FDICIA موقعیت های چند جانبه و دو جانبه را در بر می گیرد. انگیزه این قانون پرونده بانکی Herstatt و آنچه در معاملات ارزی سیستم پرداخت بین بانکی خانه پاکسازی (CHIPS) انجام داد. در آن زمان هیچ توری وجود نداشت. وقتی بازارهای آمریکا هنوز باز بود ، هستات بسته شد و هنوز هم پرداخت های خود را انجام نداده بود ، حتی اگر همتایان در خارج از کشور پرداخت کرده بودند. این حادثه باعث ایجاد مشکل اساسی برای تراشه ها شد و نگرانی بانک مرکزی ایالات متحده را برانگیخت.

هنگام در نظر گرفتن موقعیت هایی مانند پرونده Herstatt ، سؤال زیر باید مطرح شود: اگر یک بانک خارجی شکست بخورد ، آیا یک گیرنده در آن کشور از تنظیمات قراردادی تراشه های افتخار می کند؟برخی ممکن است ، اما برخی ممکن است نباشند. از آنجا که OTC و بازارهای ارزی بازارهای بین المللی هستند (آنها به طور انحصاری بازارهای ایالات متحده یا ایالات متحده نیستند) ، ابعاد بین المللی بسیار زیاد است. این واقعیت که شرکت کنندگان در بازار و تنظیم کننده ها باید نگران اقدامات گیرنده های آن طرف مرز باشند ، نشان می دهد که تلاش های اساسی دو جانبه اساسی چگونه است.

مزایای خانه های چند جانبه

یک سؤال اساسی در مورد معماری بازار مشتقات این است که چرا تقریبا نیمی از کل فعالیت های مشتقات در بازار OTC و نیمی از مبادلات آتی انجام می شود. پاسخ معمول داده شده نیاز به سفارشی سازی معاملات مشتقات است. با این حال ، این پاسخ اشتباه است ؛بررسی کتاب مبادله - و مبادله ها نزدیک به 60 درصد از کل معاملات را تشکیل می دهد - آشکار می کند که بیش از 75 درصد از کل معاملات مبادله معاملات استاندارد با سررسید 1 ، 2 ، 5 ، 10 و 15 سال است. همچنین ، با وجود حجم های بزرگ ، فقط حدود ده نمایندگی وجود دارد. کارمندان آنها نمی توانند 1. 5 تریلیون دلار اسناد اساسی مبادله ها را سفارشی کنند. بنابراین ، حتی بدون اینکه به کتابها نگاه کنید ، می داند که باید یک استاندارد عظیم از استاندارد سازی اتفاق بیفتد.

چرا یک قرارداد خاص در مبادله به عنوان یک قرارداد مبادله معامله نمی شود؟مزایای ارائه شده توسط یک ساختار پاکسازی چند جانبه چیست؟دو مزیت (i) نقدینگی و (ب) عدم ریسک اعتباری است. با توجه به اولین مزیت ، مبادله می تواند در صورت عدم موفقیت طرف اصلی ، طرف مقابل برای معامله در مبادله باشد. بنابراین قرارداد کاملاً قارچ است. این دیگر صرفاً یک قرارداد دو جانبه پشتیبانی نشده بین فروشنده و طرف مقابل آن نیست. این قرارداد مانند یک قرارداد آتی مایع می شود. دوم ، با توجه به ریسک اعتباری ، مبادله ای نیاز به یک مارک به صورت دوره ای ، به طور سنتی در پایان روز ، از طریق الزامات حاشیه ای خودکار و صریح خود دارد.

ساختار فعلی بازار در مواقع استرس ، رشد و تنوع فوق العاده عملکرد خوبی داشته است. چرا اینقدر فعالیت در بازاری وجود دارد که دارای گسل های قابل توجهی باشد و در معرض خطرات قابل توجهی باشد؟بخشی از پاسخ مقاومت صنعت ، به ویژه آن دسته از نمایندگی هایی است که دارای رتبه AAA هستند. اگر آنها در یک خانه پاکسازی شرکت کنند ، مزیت مقایسه ای حاصل از رتبه خود را از دست می دهند. در واقع خود Clearinghouse رتبه بندی می شود. احتمالاً به دلیل ویژگی های مدیریت ریسک ، رتبه AAA را دریافت می کند. یکی از دلایلی که علیرغم اعتراض نمایندگان ، بازار OTC یا بخش بزرگی از آن همچنان وجود دارد ، می توان در ساختار فعلی نیازهای سرمایه برای موسسات بانکی یافت. هزینه های مرتبط برای جایگزینی یک معامله پیش فرض ممکن است مبلغ حاشیه پول را که در صورت معامله این قراردادها در مبادله معامله می شود ، تقریبی کند. این هزینه ها ، که توسط بانک ها تأمین می شود و در مورد ترازنامه آنها نشان می دهد ، باید 8 درصد سرمایه را منعکس کند. بنابراین ، به طور مؤثر ، شرکت کنندگان با استفاده از بازار OTC از شارژ سرمایه خودداری می کنند.

اکنون فشار از چندین منبع در حال ایجاد است تا به سمت یک رویکرد Clearinghouse حرکت کند. اول ، فشار از طرف خود صنعت وارد می شود ، زیرا چندین بازیکن بزرگ دریافتند که قرار گرفتن در معرض نمایندگی ها پر است. در اصل ، آنها از طرف مقابل با فروشندگان در حال اتمام هستند و بنابراین ، به دنبال تنظیمات پاکسازی چند جانبه با ویژگی های طرف مقابل یا بدون آن هستند. دوم ، فشار از خود مبادلات وارد می شود ، که محصولات را معرفی می کنند تا گزینه های فلکس و سایر ویژگی هایی را که شبیه به بازار OTC هستند ، فراهم کنند. برخی از عناصر نقدینگی ممکن است با معرفی ویژگی های انعطاف پذیر از بین بروند ، زیرا این محصول قارچ تر خواهد بود. این مشکل باید برطرف شود. سوم ، در بازار ارزی ، تلاش های بسیار جدی برای ایجاد خانه های چند جانبه در حال انجام است - سازمان پاکسازی خانه پاکسازی خانه اروپا محدود و سازمان پاکسازی آمریکای شمالی. چنین تلاشهایی در حال رشد است و یک ساختار در حال ظهور است.

صنعت مشتقات به طور کلی برای جهان بسیار سودمند بوده است. بهره وری ، سودهای قیمت گذاری و سود نقدینگی غیرقابل مقایسه بوده است. اهمیت مشتقات در این قرن معادل ایجاد مسئولیت محدود در قرن نوزدهم است. به همین دلیل است که تلاش برای ایجاد تغییراتی در حاشیه برای مقابله با خطرات احتمالاً بسیار رضایت بخش نیست. به همین دلیل است که باید رویکرد چند جانبه ترخیص کالا از گمرک را تشویق کرد. تلاش هایی که باید برای این رویکرد برای کار انجام شود بسیار زیاد است. به عنوان مثال ، جنبه های حقوقی پاکسازی چند جانبه و وضعیت پاکسازی خانه ها چندین برابر پیچیده تر از مواردی است که در توری دو طرفه درگیر هستند.

در فکر کردن در مورد جنبه های نظارتی و نظارتی بازارهای مشتقات و طراحی معماری آنها ، باید نگاهی دقیق به مزایای ارائه شده توسط یک ساختار پاکسازی چند جانبه بیندازد. چنین ساختاری فعالیتی را که می تواند از سیستم بانکی استاندارد شود و سرپرستان بانکی را از بار تماشای آن برطرف کند ، انجام می دهد.

تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : زین‌العابدین مراغه‌ای بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 11 ارديبهشت 1402 ساعت: 13:26