ارز فیات 101: تاریخچه، مثالها، مزایا/معایب و آینده

ساخت وبلاگ

ارز فیات یک ارز قانونی صادر شده توسط دولت و تحت حمایت دولت است که به ارزش هر چیز فیزیکی مانند طلا، نقره یا حتی مس مرتبط نیست.

شاید بخواهید اسمش را بگذارید: نمی توانم باور کنم-در واقع پول است، پول.

اگر کتاب مقدس را به زبان لاتین بخوانید - شرط می بندم که نمی خوانید - در صفحه اول آیه سوم پیدایش، با کلمات "fiat lux" به معنای "اجازه دهید نور باشد" برخورد می کنید. با داشتن این اطلاعات می توانید استنباط کنید که اصطلاح "ارز فیات" به معنای واقعی کلمه به معنای "بگذار ارز وجود داشته باشد" است.

این اصطلاح پرکاربرد اولین بار در کتاب «تورم پول فیات در فرانسه» که در سال 1875 منتشر شد، روشن شد. این یک اثر دانشگاهی بود که توسط اندرو دیکسون وایت، مورخ آمریکایی و یکی از بنیانگذاران دانشگاه کرنل نوشته شده بود.

در زمان نگارش کتاب، بحث هایی در مورد ماهیت پول وجود داشت. اندرو وایت کلمات "ارز فیات" را برای توصیف پولی که ارزش ذاتی ندارد، انتخاب کرد. اگر هرگز این موضوع را مطالعه نکرده باشید، از تعداد چیزهای مختلف که ارزش خود را دارند در زمان های مختلف به عنوان پول استفاده شده اند، شگفت زده خواهید شد. البته، این در مورد سکه های طلا و نقره صادق است، اما در مورد پوست بیش از حد (که به عنوان ارز در فرانسه جدید، که اکنون بخشی از کانادا است) و سیگار (به عنوان ارز برای بیش از دو سال در آلمان پس از جنگ جهانی دوم استفاده می شود) نیز صادق است.

با کمال تعجب، صدف های گاو برای قرن ها محبوبیت داشتند. آنها به عنوان ارز در چین باستان مورد استفاده قرار می گرفتند، به طوری که نویسه چینی کلاسیک برای "پول/ارز"، 貝، تصور می شود که تصویری از پوسته کاوری باشد. و از آنجایی که گاوها در نزدیکی سواحل همه کشورهایی که با اقیانوس هند هم مرز هستند وجود دارد، در هند و کشورهای آفریقایی هم مرز با اقیانوس هند از آنها به عنوان پول استفاده می شد.

تولد پول کاغذی

بنابراین، اگر چیزی ارزش «ذاتی» داشته باشد، به عنوان پول واقعی شناخته می شود - مردمانی که آن ها را به عنوان پول می پذیرفتند، پوست بیش از حد، سیگار، و کاکائو مانند طلا و نقره ارزشمند تلقی می شوند.

چینی ها در زمان سلسله تانگ (618-907 پس از میلاد) پول کاغذی را اختراع کردند و از بلوک های چوبی حکاکی شده برای چاپ آن استفاده کردند. آنها به تدریج در فعالیت های مالی پیچیده تر شدند و مکانیسم های اعتباری را توسعه دادند - بازرگانان شروع به استفاده از سفته (اسنادهای اعتباری) برای تجارت از راه دور کردند. در طول سلسله سونگ (960-1276) از بازرگانان دعوت شد تا سکه های خود را در ازای "پول پرنده" (Fey-thsian) نزد خزانه داری دولت واریز کنند.

عجیب است که انگیزه پرواز پول، تمایل به افزایش عرضه پول نبود. این کار به دلیل تمام شدن سکه های چین انجام شد. این یک مشکل عرضه پول است که اکنون به ندرت درباره آن می شنویم، اما اغلب اقتصادهای مبتنی بر سکه را آزار می دهد. برخی از بازرگانان پیش نویس های خصوصی (در واقع اسکناس) منتشر می کردند که پشتوانه آن سکه و نمک و بعداً با طلا و نقره بود. در سال 1024، دولت به تنهایی کنترل صدور این اسکناس ها را در دست گرفت.

سپس در زمان سلسله یوان (1279-1367)، پول کاغذی به عنوان تنها ارز قانونی اعلام شد. آزمایش پول کاغذی در طول سلسله مینگ (1368-1644) به شدت اشتباه شد. اسکناس های جدید بدون حذف اسکناس های قدیمی تر وارد گردش شدند. تورم پولی به دنبال داشت، همانطور که به طور طبیعی شب به دنبال روز است. در سال 1380 یک گوان چینی 1000 سکه مسی ارزش داشت که در سال 1535 ارزش آن به 0. 28 سکه مسی کاهش یافت.

تورم چیست؟

در اینجا شایان ذکر است که کلمه "تورم" در زمینه مالی اغلب توسط مردم به اشتباه به معنای "افزایش قیمت ها" درک می شود. معنایش این نیست. این دقیقاً به معنای "افزایش عرضه پول" است. افزایش قیمت ها یک نتیجه احتمالی، اما تضمین نشده از افزایش عرضه پول است.

اگر عرضه پول را افزایش دهید، اما آن پول جدید به افرادی ختم شود که هرگز آن را خرج نکنند، باعث افزایش قیمت ها نمی شود. قیمت ها تنها در صورتی افزایش می یابد که پول در گردش باشد. و قیمت ها می تواند به دلایل دیگر افزایش یابد - برداشت ضعیف، قیمت غلات را بدون هیچ کمکی از عرضه پول متورم افزایش می دهد.

داستان دو شهر

اروپا قرن ها از چین در استفاده از پول کاغذی عقب بود، که تا زمانی که ماشین چاپ اختراع نشد، رواج پیدا نکرد. این ایده در سال 1661 توسط بانک استکهلم در سوئد آزمایش شد و اسکناس ها را مستقیماً به سپرده گذاری سکه ها مرتبط کرد. سپس بانک به طرز احمقانه ای بیشتر از سپرده های موجود اسکناس چاپ کرد. بعد از سه سال ورشکست شد. تقریباً در همان زمان، بانکداران طلافروش در لندن شروع به ایجاد اسکناس های مرتبط با سپرده ها کردند، اما در انتشار آنها محافظه کار بودند. ثابت شد که اینها نمونه اولیه یک پول ملی هستند.

در سال 1694 دولت انگلیس بانک انگلستان را تأسیس کرد و اسکناس هایی چاپ کرد که دسترسی به مقداری نقره را تضمین می کرد. اما تا سال 1745 بود که اسکناس های با ارزش ثابت از 20 پوند تا 1000 پوند منتشر کرد - اولین اسکناس های واقعی بریتانیا.

در حالی که لندن به آرامی حرکت کرد ، پاریس به سرعت ، تحت تأثیر اقتصاددان اسکاتلند ، جان لاو حرکت کرد. او یک متفکر اقتصادی اصلی و از لحاظ تاریخی تأثیرگذار بود. وی تئوری کمبود ارزش را اختراع کرد - الگویی برای تعامل بین عرضه و تقاضا. وی دکترین لوایح واقعی را نوشت ، که رابطه مورد نیاز بین دارایی های بانکی و بدهی ها را در نظر می گیرد و پایه و اساس بانکداری مدرن را تعیین می کند. وی معتقد بود كه تورم پولی باعث تحریک اقتصاد می شود - و در كوتاه مدت نیز انجام می شود. اما این نظر منجر به سقوط وی شد.

قانون همچنین یک قمارباز موفق با درک خوب از احتمال بود. این مهارت های قمار او بود که او را مورد توجه اشرافی فرانسه و ایده های اقتصادی وی قرار داد که دوک اورلئان را ترغیب کرد تا وی را به عنوان کنترل کننده کل امور مالی فرانسه منصوب کند.

وقتی جان لاو مسئولیت را بر عهده گرفت ، فرانسه در یک آشفتگی مالی قرار داشت. جنگ جانشینی اسپانیایی لوئیز چهاردهم فرانسه را در پریشانی اقتصادی ترک کرده بود. اقتصاد راکد بود و بدهی ملی فلج کننده بود. کمبود فلزات گرانبها باعث کمبود سکه در گردش خون شد.

راه حل قانون جایگزینی طلا با اعتبار کاغذ و سپس به تدریج افزایش اعتبار بود. او معتقد بود که این امر باعث تحریک تجارت می شود و در نتیجه به کاهش بدهی ملی کمک می کند. وی قصد داشت بدهی ملی را با سهام در سرمایه گذاری های اقتصادی مرفه جایگزین کند.

برای کوتاه کردن یک داستان کوتاه ، قانون اسکناس های بانکی را بر اساس سکه های طلای ترکیب شده در نسبت 1 به 3 با اوراق قرضه دولتی ناچیز صادر کرد و ارز را با ضریب 3 از دریافت دریافت کرد. وی سپس با تأسیس شرکت می سی سی پی ، یک شرکت بازرگانی انحصاری ، حباب سوداگرانه را تحریک کرد. سهام این شرکت با 60 برابر ارزش اولیه خود افزایش یافت و سپس سقوط کرد و باعث شد تا شهروندان فرانسوی پول کاغذ خود را برای سکه ها حذف کنند. وقتی این اتفاق افتاد ، در را نشان داد.

پول کاغذ واقعی: استاندارد طلا

تا قرن نوزدهم ، پدیده تورم پول کاغذ بهتر درک شد. آزمایش فاجعه آمیز فرانسوی جان لاو یک درس شیء و یک عامل بازدارنده بسیار مؤثر بود. ایمان به سکه (طلا و نقره) حتی در قانون اساسی ایالات متحده نیز ثبت شده است ، جایی که در ماده 1 ، بخش 10 آمده است:

"[هیچ کشوری] چیزی جز سکه طلا و نقره در پرداخت بدهی ها ایجاد نمی کند."

از سال 1837 تا 1863 ، یک دوره 26 ساله ، ایالات متحده هیچ بانک مرکزی نداشت ، فقط بانکهای دولتی را که به شدت تنظیم می کردند ، که اسکناس علیه خاص (سکه های گرانبها مبتنی بر فلز) صادر می کردند ، تنظیم کردند. سپس ، با قانون ملی بانکی در سال 1863 ، سیستم بانک های ملی با هدف ایجاد یک ارز ملی یکنواخت و پرداخت هزینه های جنگ داخلی اتحادیه تأسیس شد.

جنگ ها پرهزینه است. ایالات متحده دلار "گرین بک" صادر کرد که از فلزات گرانبها برای پرداخت هزینه آن حمایت نمی شد. اما در یک سری از تغییرات قانونی ، که در سال 1873 آغاز شد ، ایالات متحده به تدریج با تمام یادداشت های بانکی که توسط طلا حمایت می شود ، به یک استاندارد طلا منتقل شد.

انگلیسی ها از سال 1844 استاندارد طلا را اداره می کردند و بخش اعظم امپراتوری انگلیس به طور طبیعی در صف قرار گرفتند. در سال 1873 ، آلمان استاندارد طلا را پذیرفت و فرانسه از این پرونده پیروی کرد. در طول قرن نوزدهم ، اسکناس های پشتیبانی شده توسط طلا به تدریج از سکه های طلا و نقره ای جانشین می شوند.

یک استاندارد طلا پدیدار شد. این امر مانع از چاپ پول غیرقابل توصیف و تورمی شد و نیاز به سکه ها را کاهش داد. همچنین نرخ ارز ثابت بین ارزها را تسهیل کرد و تجارت جهانی را تسهیل کرد. از آنجا که ارز برای طلا قابل تعویض بود ، طلا به طور طبیعی به اقتصادهای موفق تر مهاجرت می کرد و عرضه پول را مطابق با تعادل ملی تجارت افزایش می داد.

چه چیزی را دوست ندارد؟

طلا مبنای مناسبی برای ارز تحت حمایت کالاها فراهم نمی کند ، اما از نظر تاریخی ، بهترین انتخاب است. در حال حاضر ، سهام طلای زیر زمین جهان سالانه 1 تا 2 درصد رشد می کند. حدود نیمی از طلا موجود برای جواهرات استفاده می شود ، حدود 20 ٪ متعلق به بانکهای مرکزی است ، 20 ٪ بیشتر توسط سرمایه گذاران خصوصی و مابقی آن از نظر صنعتی به کار می رود. نکته شسته و رفته در مورد طلا این است که با استفاده از بین نمی رود. تقریباً تمام طلای مورد استفاده صنعتی بازیافت و بازیافت می شوند.

اشکالات موجود در ارزهای مبتنی بر طلا با اکتشافات سپرده های جدید قابل توجه اتفاق می افتد. اما این نادر است. این اتفاق افتاد كه اسپانیا به آزتكس و اینكاها برای طلا حمله كرد و در نتیجه عجله طلای كالیفرنیا در سال 1849 ، راش طلای استرالیا در سال 1851 ، و Witwatersrand Gold Rush از سال 1886. این امر به یك طلای جدید واقعاً چشمگیر نیاز دارد. سهام موجود طلا را به میزان قابل توجهی افزایش دهید.

در حال حاضر حدود 190،000 تن طلای معدن وجود دارد که حدود 54000 تن تخمین زده می شود که هنوز زیر زمین است. بیشتر این 190،000 تن از آنچه تصور می کنید اخیر است. دو سوم آن از سال 1950 استخراج شده است.

جاده صخره ای به ارز فیات

سوال این است: چرا استاندارد طلا شکست خورد؟

اما سوال اشتباهی استاستاندارد طلا شکست نخورد؛کار کردهدف استاندارد طلا این بود که با تبدیل ارز کاغذی قابل مبادله با چیزی که نمی توان آن را پایین آورد: طلا، از افت ارزش پول کاغذی جلوگیری کرد. همه شواهد نشان می دهد که کار می کند، حتی اجازه می دهد اختلالی که گاه به گاه کشف بزرگ طلا ایجاد می کند، ایجاد کند.

پول کاغذی که مستقیماً با طلا مرتبط است - چیزی که با فیات نمی توان آن را باد کرد، پول فیات نیست. وقتی پیوند بین کاغذ و طلا قطع شود، پول کاغذی تبدیل به پول واقعی می شود.

در دهه اول قرن بیستم، اقتصادهای بزرگ جهان ارزهای خود را برای اجرای استاندارد طلا تغییر دادند. سپس جنگ ها آمدند - بدون پول، نمی توان با آنها مبارزه کرد. و ساده ترین راه برای پرداخت پول فیات است زیرا می توانید بدون اینکه فوراً برای شهروندانتان آشکار شود، آن را چاپ کنید. اقتصاددانان نمی توانند مخالفت کنند - شکست در جنگ از نظر اقتصادی بسیار بدتر از دوز تورم خواهد بود.

پس از جنگ جهانی اول، تنها ایالات متحده واقعاً بر روی استاندارد طلا باقی ماند. کشورهای دیگر سعی کردند به آن بازگردند، اما رکود بزرگ آن را خنثی کرد.

در سال 1934، کنگره ایالات متحده قانون ذخیره طلا را تصویب کرد که با دستور بانک های فدرال رزرو برای تحویل طلاهای فیزیکی خود به خزانه داری ایالات متحده، تمام طلا را ملی کرد. در مقابل، بانک ها گواهی های طلا دریافت کردند تا به عنوان ذخیره در مقابل سپرده ها و اسکناس های فدرال رزرو استفاده شود. این قانون به رئیس جمهور اجازه داد تا ارزش دلار مرتبط با طلا را کاهش دهد، که او به سرعت انجام داد. این امر ارزش طلای دلار را از 20. 67 دلار به 35 دلار در هر اونس افزایش داد که بیش از 40 درصد کاهش ارزش داشت.

نتیجه این بود که به فدرال رزرو اجازه داده شد تا به امید مبارزه با کاهش قیمت افسارگسیخته پول چاپ کند. درست است، کاهش تورم به جای تورم!!

نیروی تورم

عرضه پول می تواند گسترش یابد و همچنین منقبض شود. اگر پول کاغذی چاپ شود و در گردش باشد، به طور کلی قیمت ها افزایش می یابد. با این حال، زمانی که یک اقتصاد وارد رکود یا رکود می شود، بسیاری از مردم و مشاغل دیگر قادر به پرداخت بدهی های خود نیستند. بدهی پرداخت نشده پولی است که ناپدید می شود. راه معمول برای مبارزه با چنین انقباضی عرضه پول، چاپ پول و در دسترس قرار دادن آن در اختیار بانک ها است تا آنها حلال باقی بمانند.

در مورد پول فیات این روی دیگر سکه است. پول فیات نه تنها تورم را ممکن می کند، بلکه کاهش تورم را نیز ممکن می کند. هیچ کدام از این دو برای سلامت اقتصاد خوب نیست.

در پایان جنگ جهانی دوم ، یک جنگ بسیار گران قیمت دیگر ، که تنها ایالات متحده با اقتصاد خود دست نخورده زنده مانده بود ، یک استاندارد بین المللی جدید برای ارزها اجرا شد که به نام برتون وودز انجام شد.

ایده این بود که کشورها نرخ ارز خود را در برابر دلار آمریکا برطرف می کنند و می توانند در هر زمان که می خواستند ، با نرخ ارز رسمی 35 دلار در هر اونس ، دارایی های دلار خود را برای طلا 35 دلار مبادله کنند. نه مشاغل و نه افراد مجاز به انجام این کار بودند ، بنابراین تبدیل بسیار محدود بود. محروم کردن افراد از داشتن طلا (به جز جواهرات) نقدینگی زیادی را از بازار برداشته و به این ترتیب به تثبیت قیمت دلار طلا کمک کرد.

بنابراین دلار آمریکا پس از آن به ارز اصلی ذخیره جهان تبدیل شد - ارز که کشورها و مشاغل بزرگ برای انجام تجارت بین المللی نیاز داشتند. آنها به همان دلیلی که مردم و شرکت ها یک بار سکه های طلای نگه داشتند ، دلار نگه داشتند: به عنوان یک ارز مشترک. دلار به دلیل پیوند با طلا مناسب بود و همه کشورها می توانند هر زمان که می خواستند ، سهام دلار خود را برای طلا مبادله کنند.

این خیلی خوب کار کرد تا زمانی که این کار را نکرد.

با شروع از سال 1959 و ادامه بیش از یک دهه ، فرانسه تصمیم گرفت به طور مداوم ذخایر دلار خود را برای طلا با نرخ رسمی مبادله کند. در قسمت دوم دهه 1960 ، ایالات متحده به شدت صرف جنگ ویتنام می شد و تعادل مداوم کسری پرداخت را اداره می کرد. سرانجام ، ایالات متحده موظف شد کسری را قطع کند یا پیوند را به طلا قطع کند.

رئیس جمهور نیکسون دومی را انتخاب کرد - در 15 اوت 1971 ، ایالات متحده تبدیل دلار آمریکا به طلا را رها کرد.

و سپس فیات وجود داشت

این یک واقعیت قابل توجه است که برای 50 سال گذشته هیچ ارز در جهان هیچ ارزش ذاتی نداشته است. آنها چیزی بیش از کاغذ نیستند ، مهم نیست که در کدام کشور زندگی می کنید. و تعداد کمی از مردم اهمیت می دهند.

تنها چیزی که از دلار آمریکا حمایت می کند ، ایمان است که دولت ایالات متحده از آن پشتیبانی خواهد کرد و سیستم فعلی مبادله ارز را در بازارهای جهان حفظ می کند. با این حال ، این سیستم به نفع ایالات متحده است. هنوز مشخص است که آیا تسلط دلار به چالش کشیده می شود.

چه چیزی می تواند آن را به چالش بکشد؟

چرا ، ارزهای رمزپایه ، البته. ارزهایی که می توانند در برابر تهدیدهای سیستمیک دوقلوی تورم و تورم اثبات شوند.

Robin Bloor Ph D. انجیلی فناوری برای مجوز است. او بنیانگذار و پیشرو در تحقیقات Bloor ، در انگلستان و بعداً گروه Bloor در ایالات متحده ، هر دو شرکت تحلیلگر برجسته فناوری بود. او یک نویسنده منتشر شده ، یک وبلاگ نویس مکرر و یک متخصص شناخته شده در بسیاری از زمینه های آن است. کتابهای وی شامل جبر داده ها و "عقل سلیم" ارز رمزنگاری شده است.

تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : زین‌العابدین مراغه‌ای بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 11 ارديبهشت 1402 ساعت: 18:08