بازارهای نفتی و قیمت ها

ساخت وبلاگ

در سال 1973/4 اوپک از هفت خواهر رژیم قیمت گذاری به ارث برد ، که به طور مؤثر توسط فیات قیمت نفت اداره می شد. با این حال تفاوت وجود داشت. بزرگان در دوره قبل از سال 1974 برای تعیین قیمت ارسال شده ، که در آن زمان برای محاسبه حق امتیاز و مالیات بر درآمد پرداخت شده به کشورهای تولیدکننده استفاده می شد. هنگامی که کشورهای اوپک به دست گرفتند ، قیمت اجرا شده (که در آن زمان GSOP یا OSOP نامیده می شود) در واقع قیمتی بود که نفت در معاملات طول اسلحه از کشورهای صادرکننده خریداری و خریداری می شد.

سیستم قیمت ثابت (یا اداره شده) در سال 1985 به هم ریخته است. این مشکل ناشی از دشواری است که اوپک در دفاع از یک قیمت معین در مواجهه با رقابت شدید از منابع ظهور و به سرعت در حال رشد ، غیر OPEC ایجاد شده است. افزایش منابع غیر OPEC ، در زمان تقاضای جهان راکد منجر به ظهور ظرفیت مازاد قابل توجهی در منطقه اوپک شد. این باعث رقابت داخل دهانی شد ، این به معنای تخفیف قیمت توسط چندین کشور برای محافظت از حجم صادرات آنها است. در پایان ، دفاع از قیمت تجویز شده منجر به سقوط چنین تولیدی در عربستان سعودی شد تا ناپایدار شود.

برای یک دوره نسبتاً کوتاه ، اما چشمگیر در سال 1986 قیمت Netback جایگزین قیمت های اداره شده شد. اثرات فاجعه بار بود. تجربه نیمه اول دهه 1980 همراه با تجدید حیات لیبرال "قانون بازارها" که مورد حمایت منافع قدرتمند سیاسی غربی قرار گرفته است ، منجر به این اعتقاد شده است که قیمت گذاری اداره شده یک سیستم خطرناک با نقص است که اساساً غیرقابل اجتناب است. این که بزرگان نفت حداقل در طی بیست و پنج سال حداقل آن را کاملاً مناسب دانستند ، و کشورهای اوپک به لطف این سیستم از یک درآمد درآمدی برخوردار بودند. این بدان معنا نیست که ما از بازگشت به یک سیستم قیمت مدیریت شده حمایت می کنیم. حرف ما این است که برای روشن کردن بحث قیمت گذاری ، یک قضاوت متعادل تر در مورد شایستگی و نقص آن لازم است. رژیم قیمت تجویز شده پس از چند دهه سقوط کرد. سیستم NetBack در کمتر از یک سال کامل!

قیمت گذاری Netback در سال 1987/1988 توسط یک سیستم فرمول قیمت مربوط به بازار جایگزین شد. اولین کشوری که آن را معرفی کرد مکزیک بود. مقامات این کشور از قیمت گذاری Netback خوشش نمی آمدند و هرگز نخواسته اند از آن استفاده کنند زیرا مذاکرات با خریداران در مورد اجزای مختلف محاسبات NetBack فاقد شفافیت و فرصت هایی برای فساد بود.

سیستم فرمول قیمت قیمتی را که یک کشور تولیدکننده می تواند نفت خود را به "قیمت بازار" یک مرجع نفت خام بفروشد ، پیوند می دهد. در ابتدا مرجع مرجع Ans Spot ، مورخ برنت ، دبی و عمان بود. ایده این است که اطمینان حاصل شود که قیمتی که یک خریدار یک نفت خام اوپک را خریداری می کند ، معادل آن با رقابت های غیر اپک در منطقه وارداتی مربوطه خواهد بود.

مانند همه سیستم های قیمت گذاری ، این یکی بدون نقص نیست. اگر بازاری که دنبال می شود ، ایده ای برای پیگیری بازار وجود دارد ، محلی است که در آن نیروهای تقاضا و عرضه در صحنه جهانی ملاقات می کنند. در چنین حالتی قیمتی که ظهور می کند ، عرضه و تقاضای جهان را به تعویق می اندازد. بازارهایی که مرجع قیمت نشانگر را ایجاد می کنند که کشورهای صادرکننده برای فروش روغن خود - برنت ، WTI یا دبی استفاده می کنند - محدودیت های مهمی دارند. اولین مورد این است که آنها بازارهای منطقه ای هستند. قیمت WTI به شدت تحت تأثیر تعادل بین تقاضای نفت در منطقه شیکاگو و منابع خام در منطقه خلیج فارس ایالات متحده است. قیمت برنت به همین ترتیب تحت تأثیر شرایط تقاضا و عرضه در NW اروپا قرار دارد. اگرچه بین مناطق مختلف حوضه اقیانوس اطلس داوری وجود دارد ، اما این نیرو بسیار ضعیف تر عمل می کند زیرا ما از آن حوضه دورتر حرکت می کنیم.

دوم این است که قیمت مرجع از طریق تعامل پیچیده بین بازارهای نقطه بسیار نازک ، یک بازار رو به جلو فیزیکی نسبتاً مایع (در مورد برنت) ، دو بازار آتی بسیار مایع (Nymex و IPE) و بازارهایی که تجارت می کنند ، پدیدار می شود. ابزارهای مختلفی مانند CFDS. بازارهای نقدینگی تر ، آنهایی که بنابراین نقش بیشتری در تعیین قیمت نفت دارند ، مواردی هستند که دورتر از اصول عرضه و تقاضای جسمی حذف می شوند. این بدان معنا نیست که اصول به هیچ وجه نقشی ندارد ، بلکه این که آنها فقط یک عنصر در مجموعه ای از عوامل تعیین کننده هستند که شامل پاسخ معامله گران به اخبار ، دیدگاه معامله گران در مورد نحوه تفسیر سایر معامله گران اطلاعات و اخبار و در بسیاری از موارد است. توسط سرمایه گذاران مالی به بازارهای نفتی از و به سایر بازارهای کالا ، اوراق قرضه یا ارزی تغییر می کند.

مشکلات دیگری نیز وجود دارد. بگذارید دو مورد را ذکر کنیم که به ویژه قابل توجه هستند.(الف) مجموعه ابزارهای موجود برای معامله گران ، تعداد کمی از بازیکنان قدرتمند و پیشرفته را قادر می سازد تا بتوانند فشارهای فشرده را انجام دهند یا سایر عملیات را راه اندازی کنند که باعث حرکت قیمت ها در جهت ها می شود ، همیشه منعکس کننده وضعیت واقعی تعادل عرضه/تقاضا نیست. این که آیا این "بازی ها" که فرکانس آنها در سالهای اخیر در حال افزایش است ، بر روند قیمت در میان مدت تأثیر می گذارد ، قابل بحث است. با این حال ، مسلم است که آنها باعث نوسانات قیمت بالاتری می شوند ، و قیمت ها را از مهمترین عملکرد خود که نشان دادن در هر حرکتی وضعیت تعادل عرضه/تقاضا است ، سرقت می کنند.

(ب) اطلاعات در دسترس نمایندگان اقتصادی-شرکت های نفتی ، معامله گران ، کشورهای صادرکننده نفت و غیره-در مورد پارامترهای کلیدی-تولید ، صادرات ، تقاضا و سهام-آنقدر ضعیف است که پاسخ به این اطلاعات که تعیین کننده های مهم قیمت هستندشکل گیری در مبادلات آتی و جاهای دیگر همیشه مربوط به شرایط اقتصادی واقعی نیست. همه مقصر این مشکل اطلاعات هستند: به ویژه کشورهای صادرکننده ، شرکتهای نفتی و IEA. یکی وسوسه می شود که بگوید عدم تشخیص این مشکل و جستجوی راه حل ها باید به معنای این باشد که همه افراد درگیر معتقدند که عدم شفافیت در خدمت منافع خودشان است. با این حال ، حقیقت این است که اطلاعات ضعیف عملکرد بازارها و قیمت ها را خراب می کند و در پایان باید به همه طرفین آسیب بیشتری وارد کند.

اعتماد به قیمت های مرجع ایجاد شده توسط بازارهایی که (1) تحت تأثیر اصول اقتصادی در مناطق خاص نسبت به صحنه جهانی تحت تأثیر قرار می گیرند ، (2) غالباً تحت فشار و دستکاری قرار می گیرند ، (3) با سوئیچ وجوه از نفت به غیر منتقل می شوند. تجارت نفتی ، (4) تحت سلطه پاسخ به اطلاعات فقیر یا اشتباه تفسیر شده و (5) به رهبری معاملات مانند آینده ، CFDS و غیره که در برخی از رابط عرضه/تقاضا حذف می شوند ، دلیل جدی است.

برای لیست مهمترین:

  • نوسانات قیمت نفت به یک پدیده بسیار مهم تبدیل شده است. حرکات قیمت زیر قرارداد WTI ماه اول را در NYMEX در سال 2000 در نظر بگیرید: 7 ژانویه 24. 64 $ 7 مارس 34. 13 $ 10 آوریل 23. 85 $ 20 ژوئن 33. 05 $ 1 اوت 27. 60 $ 21 اوت 32. 47 $ $
  • بیش از هشت هفته (7 ژانویه/7 مارس) قیمت در هر بشکه 9. 50 دلار افزایش یافت. سپس در کمتر از 5 هفته (7 مارس - 10 آوریل) قیمت بیش از 10 دلار در هر بشکه کاهش یافت. ما سپس طی ده هفته (10 آوریل - 20 ژوئن) 9. 50 دلار در هر بشکه حرکت کردیم و سرانجام 5 دلار در هر بشکه در مدت زمان 3 هفته (1 اوت - 21 اوت) تغییر کرد. برای چشم انداز این موضوع ، به یاد بیاورید که سقوط قیمت از 19 دلار به 11 دلار در هر بشکه در طول بحران مشهور 1998 در طی دوره ای طولانی تر از یک سال رخ داده است.
  • همانطور که قبلاً ذکر شد ، به دلیل عدم وجود اطلاعات خوب در مورد تولید ، سهام و تقاضا ، آنچه در بازار حاکم است ، دیدگاه اجماع در مورد این اعداد و نه وضعیت واقعی است. این پیامدهای مهمی برای اوپک دارد. هنگامی که اوپک برای معکوس کردن یک قیمت در سال 1998 و مارس 1999 باید در مورد سیاست تولید تصمیم بگیرد ، موظف است تولید را با حجم مورد نیاز معامله گران کاهش دهد و نه با مبلغ مورد نیاز برای بازگرداندن مانده عرضه/تقاضا. و بازار تمایل به اعتقاد به اسطوره ها ، مانند اسطوره "بشکه های مفقود شده" در سال 1998 دارد. در آن سال اوپک به همراه مکزیک و نروژ ، تولید نفت را دو بار (در مارس و ژوئن) کاهش دادند. قیمت نفت همچنان در حال سقوط است. بازار اعتقاد نداشت که این کاهش به اندازه کافی بزرگ بوده است. در مارس 1999 اوپک تولید را با مقدار زیادی که از بازار خواسته شده بود ، کاهش داد. این معلوم شد که بیش از حد با افزایش قیمت بی امان که در طول آن سال رخ داده است مشهود است. خوب است که بگوییم بازارها باید حاکم باشند. اگر کسی مشخص نکند کدام بازار را مشخص نمی کند و شرایطی که بازار واجد شرایط برای حاکمیت است ، این بیانیه بی معنی و در واقع خطرناک است. معاملات آتی نفت همانطور که امروز وجود دارد و به دلایلی که قبلاً در مورد آنها ذکر شد واجد شرایط نیستند. با این حال ، اوپک برای تأثیرگذاری بر روند قیمت نفت باید از هوی و هوس خود پیروی کند و به نظر می رسد این یکی از دلایل مهم نوسانات زیاد است.
  • تحولات سال های اخیر اکنون به جایی رسیده است که صنعت نفت، در ایالات متحده آمریکا و بسیاری از جاهای دیگر، بسیار با عملیات ابزارهای تجاری هماهنگ شده است. پالایشگاه ها پرچین سازی را یاد گرفته اند. آنها به ساختار اصطلاحی قیمت ها در بازارهای آتی (عقب افتادگی و کانتانگو)، فرصت های آربیتراژ و پوشش ریسک و غیره نگاه می کنند. آنها آموخته اند (و این اکنون به یک ویژگی تقریباً جهانی از رفتار تبدیل شده است) که وقتیبازار در حال رکود است و اگر بازار در رکود باشد، شما به اندازه ای که می توانید نفت به دست آورید، روی سهام انباشته می کنید. مشکل اینجاست که بازارهای آتی مراقب سطوح موجودی هستند و کاهش سهام را نشانه ای از انقباض عرضه/تقاضا و افزایش سهام به عنوان نشانه ای از کسادی عرضه/تقاضا تفسیر می کنند. سپس یک دور باطل ایجاد می شود. با سقوط سهام، قیمت های نفت افزایش می یابد و این اغلب منجر به عقب گردی شدیدتر می شود که بیشتر از افزایش سهام جلوگیری می کند. با افزایش سهام، قیمت نفت کاهش می یابد و این اغلب منجر به تندتر شدن ذخایر می شود که باعث افزایش بیشتر سهام می شود. سیستم در تعادل بسیار ناپایدار است. عقب ماندگی می تواند منجر به افزایش و افزایش قیمت ها شود، هم چنین منجر به کاهش و کاهش قیمت ها می شود. فقط شوک های بزرگ می تواند این حرکات را متوقف کند. اما شوک های بزرگ تنها حرکت قیمت را متوقف نمی کند. آنها می توانند آن را معکوس کنند و مشکل افزایش یا سقوط بی امان را تا شوک بعدی دوباره ایجاد کنند. ما شاهد برخی از آن ها در سال های 1998-2000 بوده ایم.

نتیجه گیری. وضعیت بسیار نامناسب است. معامله گران آن را دوست دارند زیرا همه آنها فکر می کنند که فرصت هایی برای کسب درآمد برای آنها فراهم می کند. این که امکان ندارد همه در یک زمان برنده شوند به آنها مربوط نمی شود زیرا همه بر این باورند که روزی فرصت خوبی پیش خواهد آمد و ثروت لبخند خواهد زد.

اینکه آیا این سیستم برای کشورهای صادرکننده، شرکت های نفتی، کشورهای واردکننده، دولت آمریکا و مصرف کننده نهایی خوب است یا خیر، بسیار مشکوک است. با قضاوت از تجربه اخیر، واضح است که هیچ کس قیمت نفت بسیار بالا یا بسیار پایین را دوست ندارد. وقتی آنها به این نتیجه رسیدند، سرزنش اوپک بسیار آسان است. اما مسئله به خودی خود اوپک نیست، بلکه سیستم در عملیات پیچیده آن، در پیوندهای بین بازارهای مختلف، و رابطه نامناسب بین بازارها و اوپک است. اصلاح اساسی لازم است. امیدواریم بتوانیم ایده هایی را برای تغییرات در ماه های آینده ارائه دهیم.

تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : زین‌العابدین مراغه‌ای بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 29 ارديبهشت 1402 ساعت: 16:31