مسلمانان تمام متون را با توانایی برقراری ارتباط دانش الهی مرتبط می کنند. از آنجا که محمد آموزه های خداوند را با مطالب فروتنانه یک کاتب تنظیم کرد ، همان عمل نوشتن اهمیت معنوی را به عهده گرفته است. نقاشی های مینیاتوری از یک سنت فرهنگی ناشی می شود که بالاترین احترام را به هنرهای ادبی نسبت می دهد. استادانشی و نقاشان استاد توسط دادگاههای فارس به عنوان ارز فرهنگی ارزشمندی تلقی می شدند. در مواقع مرفه ، آنها آژانس داشتند که آتلیه های خود را همانطور که می خواستند ، انجام دهند ، با این حال ، در مواقع تحول سیاسی ، هنرمندان اغلب برای خوشحال کردن قدرت مداخله جابجا می شدند. کپی رایت میر علی به زور از هرات به بخارا توسط یک ارتش خصمانه در سال 1528 منتقل شد. او سرنوشت خود را ابراز تاسف می کند ، "افسوس! تسلط بر خوشنویسی به یک زنجیره ای روی پای این دلهره تبدیل شده است."
نقاشان هنر و صنعت خود را به عنوان کارآموز در یک سیستم آتلیه آموختند. به طور کلی این آتلیه ها عملیات Faly بودند. پدران هنر خود را به پسران خود که از مهارت های خود به عنوان یک راز خانوادگی خوب محافظت می کردند ، آموختند. پذیرش جدید در نقاشی آتلیه ها ، به ویژه در مدارس فارسی ، بسیار نادر بود. با این حال ، توسط زمان مغول ، تأسیس مدارس نقاشی به سبک فارسی در خاک ناآشنا ، آرامش این هنجارها را تشویق می کند تا به هنرمندان با استعداد هندو اجازه دهد تا به آتلیه های نقاشی بپیوندند.
بخش قابل توجهی از آموزش دانشجویی از کپی کردن ترکیبات استاد شناخته شده در زیر چشم استاد آتلیه ناشی می شود. دانش آموزان برای به دست آوردن مهارت با یک برس و جوهر ، از طرح ها کپی کردند. روش غرق شدن بیشتر برای کپی کردن ترکیبات استفاده می شد. به یک دانش آموز یک نقاشی استاد ، یک تکه از ولگرد نازک ، شفاف و یک تکه کاغذ برای اجرای یک غرق شدن داده می شود. دانش آموز سپس از یک سوزن بسیار ریز برای سوراخ کردن ولو در امتداد اصلی ترین ترکیب اصلی استفاده می کند. سپس ولو به یک تکه کاغذ که در یک تخته چوبی قرار گرفته بود ، ایمن می شود. دانش آموز سپس از یک کیسه کوچک از گرد و غبار ذغال سنگ برای پودر سطح ولوم با یک لایه ریز ذغال استفاده می کند. گرد و غبار ذغال سنگ به سوراخ های خاردار در امتداد طرح های منتخب نفوذ می کند. از آنجا که پودر ذغال دارای هیچ ماده اتصال دهنده ای نیست ، می توان آن را به راحتی از سطح ورم یا سطح کاغذ بریزید. دانش آموز سپس Vellum Original را حذف کرده و از یک رنگدانه روشن قرمز رنگ برای پر کردن خطوط پیشنهادی توسط فرآیند pouncing استفاده می کند. سرانجام ، استاد کار را بازرسی می کند و هرگونه خطایی را با جوهر سیاه یا قرمز رنگ قرمز رنگ اصلاح می کند. این ورق های Vellum توسط نقاشان به عنوان سوابق با ارزش از ترکیبات موفق حفظ می شوند.
مواد مورد استفاده در نقاشی مینیاتوری: کاغذ ، رنگدانه ها ، رسانه ها
مواد فیزیکی که از آن نقاشی های مینیاتوری تحت تأثیر شیوه تولید آنها و همچنین وضعیت حفظ آنها در قرن ها از زمان ایجاد آنها قرار گرفتند. مواد نقاشی کالاهای تجاری با ارزش در سراسر منطقه بودند. هنرمندان دانش صمیمی از فرآیندهای پیچیده مورد نیاز برای تولید بهترین مواد داشتند.
کاغذ
ترجیح محلی برای زمینه های نوشتن خاص ، اغلب باعث می شد که هنرمندان با هزینه زیادی کاغذ را از شهرهای دوردست تهیه کنند. انواع مختلفی از کاغذ در ایران از نمونه های موجود در هند یافت شد.
مقاله توسط چینی ها در قرن هشتم میلادی ، تقریباً یک قرن پس از ظهور اسلام به جهان عرب معرفی شد. پیش از این ، متون روی Vellum نوشته شده بود ، نوعی از پوست حیوانات اندازه که برای دریافت خوشنویسی و دکوراسیون رنگ شده محدود آماده شده بود. متون اولیه عربی از این طریق ، به ویژه قرآن نوشته شده است. با این حال ، در سال 751 میلادی ، پس از نبرد کنگلی در غرب ترکستان ، گروهی از زندانیان چینی که در یک اردوگاه نظامی نگهداری می شدند ، به اسیران خود مهارت ساخت کاغذ را آموزش می دادند. اولین کارخانه کاغذ دولتی در سال 794 در بغداد در زمان سلطنت هارون الرشید تأسیس شد. کاغذ به سرعت جایگزین پاپیروس و perchment برای مصارف مشترک شد ، اگرچه تا حدود قرن دهم میلادی جایگزین ولو برای استفاده عمومی نبود. تا قرن 10 و یازدهم تولید کاغذ در کل جهان اسلام ، از طریق ترکیه ، مصر و ایران پخش شد. با تبدیل شدن کاغذ به یک زمینه نوشتن رایج تر ، مسلمانان دریافتند که می تواند مقدار بیشتری از دکوراسیون و روشنایی رنگ آمیزی را نسبت به ولوم سنتی دریافت کند. نوآوری تکنولوژیکی مقاله ، امکانات مصور جدیدی را برای خوشنویسی عرب به ارمغان آورد و توسعه نقاشی مینیاتوری و روشنایی نسخه خطی را امکان پذیر کرد. مقاله همچنین این مزیت را داشت که همه کاره تولید شود. می توان آن را در ورق های بزرگ تهیه کرد و برای برگهای کوچکتر برش داد. کاغذ در طیف وسیعی از اندازه های مختلف ، از 73 109 109 سانتی متر تا 6 9 9 سانتی متر ساخته شده است. این امر باعث شد گزینه های جدیدی در دسترس هنرمندان ، خوشنویسی ها و مراجعان ادبی قرار بگیرند.
ساخت کاغذ تا قرن شانزدهم به یک تخصص منطقه ای تبدیل شد. انواع کاغذ مورد علاقه هنرمندان فارسی فوق العاده نازک و ظریف بودند. غالباً ، چندین ورق با هم چسبانده می شوند تا زمینه ای محکم برای نقاشی بر روی آن ایجاد کنند. حداقل ده نوع کاغذ به عنوان سهام با کیفیت شناخته می شدند و در این زمان اغلب در ایران مورد استفاده قرار می گرفتند. اینها شامل:
- Daulatabadi - ساخته شده در Daulataba در مناطق شمال غربی مناطق نظام.
- Khatai - از Khatay ، شمال چین
- 'Adilshahi - از Adilshah
- Hariri - کاغذ ابریشم از Samarkand
- سلطان - از سمرکند
- هندی - از هند
- نظامشاهی - از نظامشاه
- قاسمبگی - از قاسم الدا
- حریری - کاغذ ابریشم از هند ، که در طول زمان شکسته شده است.
- Gauni - کاغذ رنگی از Tabriz. گفته می شود که رنگ شکر مرطوب ، زرد ضعیف است.
کاغذ از دمشق و آبیزینیا از نظر کیفیت نسبت به سامکارند و بغداد در نظر گرفته می شد. دادگاه های صفوی مشخص کردند که هیچ مقاله ای نباید در متون آنها استفاده شود که نسبت به سامکارند پایین باشد. امپراتور بابر ، بنیانگذار سلسله مغول ، حتی در خاطرات خود اظهار داشت كه بهترین مقاله در جهان از سماركند آمده است. تولید کاغذ تا اوایل قرن بیستم در بغداد و سمرکند ادامه داشت.
بسیاری از صنعتگران موظف بودند سطح کاغذ را برای دریافت خوشنویسی ، روشنایی یا نقاشی تهیه کنند. کارآموزان اغلب برای کار کردن برگهای کاغذ برای یک استاد نقاش یا کارآموزان پیشرفته تر در آتلیه خود کار می کنند. یک سطح صاف برای خط جریان خوشنویسی فارسی یا جزئیات دقیق نقاشی مینیاتوری ضروری بود. این کار با قرار دادن یک برگ بر روی یک تخته چوب شاه بلوط صاف با یک دانه یکنواخت حاصل شد. کاغذ سپس با یک سنگ سوخته کریستال یا عاج شکل تخم مرغ به وزن تقریبی نیم پوند مالیده شد. پس از سوزش مکرر ، سطح کاغذ به اندازه شیشه براق شد و همچنین به رنگدانه های مورد استفاده در نقاشی متخلخل تر شد. این امر به نقاش با کاهش تمایل به رنگدانه ها به اجرای یا خونریزی در سطح کاغذ ، کنترل فرایند نقاشی را افزایش داد. برخی از خوشنویسی ها و هنرمندان کاغذ خود را با روکش نازک از صابون سفید یا صابون سبک اندازه می گیرند تا آن را به خط سیال پذیرایی تر کنند. سازندگان کاغذ ایرانی به طور کلی از تخم مرغ سفید به عنوان اندازه استفاده می کردند ، در حالی که همتایان هندی آنها محلول نشاسته ای از آب برنج را ترجیح می دادند.

مقاله تا اواخر قرن چهاردهم ، به هند معرفی نشده است. پیش از این ، بودایی های هندی ، که برای آنها متن های نوشتاری مؤلفه های اساسی دین خود بودند ، خوشنویسی را روی نوارهای برگ نخل نوشتند و آنها را به کتاب متصل کردند. هندی ها به طور کلی سطح کاغذی درشت تر از همتایان فارسی خود را تحمل می کردند.
سه نوع کاغذ معمولاً در هند استفاده می شد:
- Bansaha - ساخته شده از بامبو خرد شده
- تاتا - از جوت
- تولات - از پنبه
پنبه همیشه قبل از استفاده از کاغذ سفید می شد. پارچه ، پارچه کتانی یا SILLC از بافندگی نساجی امتناع می کرد ، همچنین موادی بودند که اغلب از آنها کاغذ تهیه می شد.
رنگ
پالت گسترده ای از رنگدانه ها توسط مینیاتورهای نقاشی شده در مجموعه میناسیان نشان داده شده است. رنگدانه های معدنی ، جوهرهای ارگانیک و رنگها و رنگدانه های رنگ زمین همه اجزای مهم پالت نقاش مینیاتوری هستند. برای به حداکثر رساندن تطبیق پذیری مواد موجود ، نقاشان غالباً رنگهای خالص خود را مخلوط می کردند تا طیف وسیعی از رنگهای ثانویه و سوم را بدست آورند. به این رنگدانه های رنگی به درخشش برگ فلزی و برگ نقره ای اضافه شد که معمولاً در مینیاتورهای فارسی ، مغول و بعداً هند استفاده می شود.
قبل از اینکه برای استفاده در نقاشی مناسب باشد ، تمام رنگدانه ها باید تهیه شوند. برای رسیدن به بیشترین عمق ممکن رنگ و نشاط ، رنگدانه ها باید به طور کلی با خمپاره و پستانک زمین باشند. ثانیا ، برای از بین بردن ناخالصی هایی که باعث کاهش درخشش رنگدانه می شود ، باید رنگدانه ها با یک سری شستشو فیلتر شوند. سوم ، رنگدانه باید با یک محیط اتصال مخلوط شود. محیط اتصال به سه هدف مهم خدمت می کند: این باعث افزایش سیالیت مخلوط رنگ می شود و به آن اجازه می دهد تا راحت تر روی سطح کاغذ پخش شود. اتصال دهنده ها همچنین رنگدانه ها را به طور فزاینده ای محلول در آب می کنند. سرانجام ، اتصال دهنده ها رسانه ای را تشکیل می دهند که از نظر جسمی رنگ را به سطح کاغذ نگه می دارد پس از تبخیر آب موجود در مخلوط رنگ. این مراحل در بین نقاشان جهانی بود که جزئیات در دسترس بودن مواد ، آموزش و سنت های فرهنگی ممکن است بسیار متفاوت باشد. به همین ترتیب ، محدودیت های محیط ممکن است به طور کلی درمان شود. با این حال ، برخی از اختلافات منطقه ای از نظر ترجیحات محلی برای انواع خاص رسانه های الزام آور نسبت به دیگران وجود دارد. این بخش ها در بخش هایی که هر رنگدانه را توصیف می کنند ، مورد توجه قرار می گیرد.
سیاه: سیاه یکی از مهمترین رنگ ها برای همه نقاشان مینیاتور بود. از آن برای تهیه طرح ها و برداشت های زیر برای برگهای نهایی و فراهم آوردن عمق تن در خود نقاشی ها استفاده می شد. سیاه اغلب از منبع کربن خالص ، غالباً با سوزاندن مواد آلی مانند استخوان ، روغن یا چوب و جمع آوری دودهایی که در احتراق تولید می شد ، بدست می آمد. این دوده سپس زمین بود. برای استفاده به عنوان یک رنگ ، یک اتصال دهنده محلول در آب به دوده اضافه شد. ذغال سنگ در چوبهای مناسب برای طراحی با سوزاندن شاخه های ، که دارای لوازم نوشتن مناسب بودند ، تولید شد. پودر ذغال سنگ همچنین برای انتقال ترکیبات از طریق pouncing ، فرایندی که در جای دیگر شرح داده شده است ، استفاده شد. بلک این مزیت را دارد که در دسترس جهانی ، ارزان و بسیار دائمی باشد.
سفید: هنرمندان فارسی و مغول از سرب سفید ، روی سفید و گچ برای تولید پیگنت های سفید استفاده می کردند. 46 سفید برای پیشبرد سطح کاغذ قبل از افزودن رنگ استفاده می شد. همچنین از آن به عنوان رنگدانه استفاده می شد و جزئیات خاصی از یک ترکیب را برجسته می کرد. سفید اغلب با رنگدانه های دیگر برای به دست آوردن سایه های پاستیل ، به ویژه بلوز و بنفش مخلوط می شد.
قرمز: قرمز به عنوان رنگ جشن و جشن در نظر گرفته می شد. انواع زیادی از رنگدانه های قرمز در دسترس نقاش فارسی بود. یکی از مهمترین این موارد ، چشمه قرمز بود که از اکسید آهن به دست آمد. چشمه قرمز در مقایسه با سایر رنگدانه های قرمز کمیاب و گران نبود. این ماده اغلب در تهیه طرح مقدماتی برای یک نقاشی مینیاتوری استفاده می شد. قرمزهای درخشان دیگری از ورمیلون یا سولفید جیوه ساخته شده اند.
سبز: تعداد زیادی از رنگدانه های سبز در دسترس نقاش فارسی بود. گرچه مناظر اغلب در رنگهای واقعی به زندگی نشان داده نمی شدند ، اما سبز به عنوان یک رنگ لهجه از اهمیت قابل توجهی برخوردار بود. تاکنون مخرب ترین رنگدانه موجود در پالت ، Verdigris Green است. این رنگدانه با مخلوط کردن پرونده های مس با سرکه ساخته شده است. رنگدانه حاصل یک رنگ درخشان مس پاتینا است. با این حال ، برای تمام جذابیت های بصری خود ، Verdigris از نظر سطح کاغذ بسیار سوزناک است. در مناطق جدا شده از آسیب ، رنگدانه اغلب از بین می رود و یک لکه قهوه ای باقی می گذارد که اغلب از طریق کاغذ به طرف معکوس خیس می شود. در موارد جدی تر ، رنگدانه با ساختن آن چنان شکننده ، سوراخ را از طریق کاغذ می سوزاند که خود کاغذ به راحتی از بین می رود. پوسیدگی Verdigris با شرایط استرس زا ، به ویژه با رطوبت بیش از حد تشدید می شود. بسیاری از نقاشی ها در مجموعه میناسیان از مناطقی از آسیب های Verdigris رنج می برند که برای اطمینان از حفظ رضایت بخش باید اصلاح شوند.
با مخلوط کردن رنگدانه های پایدار زرد و آبی می توان برخی از رنگ های سبز غیر کادمی را ایجاد کرد. به نظر می رسد که این برای نقاشان هندی نسبت به همتایان فارسی خود بسیار رایج تر بوده است.
آبی: رنگدانه های آبی یا از منابع معدنی یا ارگانیک بدست آمد: آبی معدنی یا لاپیس لازولی ، همان رنگدانه آبی که توسط نقاشان رنسانس و قرون وسطایی قرون وسطایی مورد نیاز بود ، به دلیل درخشش درخشان نیز در ایران به دست آمد. این در مقایسه با سایر آلتماتورها پرهزینه بود و به طور کلی به مناطق نسبتاً کمی از نقاشی های مینیاتوری محدود می شود. با این حال ، آبی معدنی اغلب در روشنایی ، غالباً در پتم های مجلل از طلای فلزی ، با لهجه های ظریف در نارنجی یا قرمز استفاده می شد. آبی ارگانیک در واقع نوعی رنگ آبی نیلی بود. این رنگدانه های آبی غالباً با رنگ سفید مخلوط می شدند تا سایه های پاستلی از آبی را بدست آورند ، که به ویژه در نشان دادن صحنه های داخلی پیچیده کاشی نقاشی شده مفید بود.
نارنجی: رنگهای پرتقال پر جنب و جوش که در نقاشی های فارسی دیده می شود ، نتیجه مخلوط های قرمز و زرد است. orpiment رایج ترین رنگدانه زرد بود که برای ساخت نارنجی پر جنب و جوش استفاده می شد. این زرد روشن با یک قرمز مناسب و روشن مخلوط شد تا خالص ترین نارنجی ممکن را بدست آورد.
زرد: زرد به ندرت توسط نقاشان فارسی استفاده می شد ، هرچند که اغلب به عنوان یک رنگ لهجه. orpiment ، مشتق آرسنیک ، رایج ترین زرد روشن بود. چشمه زرد ، که با فیلتر کردن نوع خاصی از خاک به دست می آید ، اغلب در نقاشی در سراسر جهان اسلام نیز مورد استفاده قرار می گرفت.
Mauve یا Lavender: دامنه تن های Mauve و اسطوخودوس که در نقاشی های مینیاتوری دیده می شود ، مخلوط رنگ ثانویه از یک قرمز ، آبی و سفید است. بعضی از تن های بنفش پر جنب و جوش گاهی اوقات با آن روبرو می شوند که فقط از قرمز و آبی تشکیل شده است. مخلوط های ورمیلیون و نیلی یک رنگ بنفش به خصوص موفق ایجاد کردند.
برگ طلای فلزی و نقره ای: برگ طلا یک رسانه بسیار متنوع در پالت فارسی بود. از برگ طلا غالباً در روشنایی متن ، در نقاشی ها و دکوراسیون برای مرزهای برگهای دستنوشته استفاده می شد. جزئیات زره پوش ، معماری ، کشتی های فلزی ، نیمبوس شعله ور در اطراف سر یک چهره الهی ، حتی عناصر چشم انداز یا آسمانی اغلب در طلا درمان می شدند. از برگ نقره غالباً برای به تصویر کشیدن آب استفاده می شد ، اگرچه از آن برای زره ، جزئیات معماری و مقالات شخصی نیز استفاده می شد. متأسفانه ، برگ نقره ای که در تمام نقاشی های مینیاتوری مورد استفاده قرار می گیرد ، به مرور زمان به یک رنگ سیاه تیره اکسیده شده است. این اکسیداسیون غیرممکن است زیرا خود لایه نقره بسیار نازک و شکننده است.
برگ فلزی برای استفاده در روشنایی نسخه خطی با استفاده از قطعات کوچک فلز مورد نظر با ورق های deerskin نرم تهیه شده است. این شمع ها با هم سیمی می شوند تا یک بسته نرم افزاری را تشکیل دهند که بارها با یک گلدان چوبی لخته می شد. سپس طلا یا با لثه عربی یا چسب مخلوط می شود تا خمیر تشکیل شود ، که سپس با یک شستشوی آب شفاف فیلتر می شود. رسوبی که به پایین افتاد ، خالص ترین طلا بود. این جمع آوری و با زعفران و چسب خشک برای ایجاد رنگ طلایی مخلوط و مخلوط شد.

افزودن برگ فلزی به طور کلی کار متخصصان مرتبط با آتلیه های روشنایی و هنرمندان مینیاتوری بود. برگ فلزی با استفاده از هر یک از تعدادی از رسانه های اندازه به سطح کاغذ چسبیده بود. آب برنج یک راه حل رایج بود ، زیرا پس از تبخیر آب ، چسبناک باقی نماند. برای این منظور از لثه عربی ، چسب حیوانات یا خمیر نشاسته نیز استفاده شد. چندین برگ موجود در مجموعه میناسیان حاوی مرزهای کاغذی با رنگ طلایی و با رنگ است. برای به دست آوردن این نتیجه از دو روش استفاده شد. صنعتگران می توانند سطح کاغذ را با محیط اندازه مورد نظر آماده کنند ، سپس از یک کیسه پارچه ای که حاوی تکه های برگ طلا است برای ریختن ماده بر روی سطح کاغذ استفاده کنید. با تهیه یک رنگ ساخته شده از طلای پودر ریز ، می توان نتیجه مشابهی را بدست آورد. یک برس با این رنگ اشباع می شود ، سپس برای پاشیدن رنگ در سطح کاغذ استفاده می شود. پس از استفاده از سطح کاغذ به روش دلخواه ، این هنرمند سطح طلا را با یک برس خوب سوزاند.
رسانه ها
نقاشان فارسی از منابع حیوانی و گیاهی برای اتصال دهنده ها استفاده می کردند. از چسب حیوانات غالباً برای ویسکوزیته و ماندگاری عالی آن استفاده می شد. صنعتگران چسب حیوانات را با جوشاندن مخفی ، غالباً مخفی گاومیش ، در آب آماده می کردند. پس از خرد کردن مخفیگاه در بیت ها ، این قطعات در آب جوشانده شدند تا پروتئین های خود را استخراج کنند. هنگامی که این مخلوط بافت قصابی به دست آورد ، خنک شد و درون توپ ها چرخید. این توپ های چسب می توانند برای مدت طولانی ذخیره شوند. نقاشان در صورت نیاز به متوسط تر ، آنها را در آب گرم حل می کردند.
آدامس عربی رایج ترین چسب گیاهی بود که توسط هنرمندان فارسی و هندی به طور یکسان استفاده می شد. هنرمندان قرنهاست که از این ماده به دلیل خاصیت و ویسکوزیته عالی آن در هنگام مخلوط کردن با رنگدانه استفاده کرده اند. حتی امروز ، لثه عربی یکی از رسانه های پرکاربرد برای رنگ آبرنگ و گواچ است. نقاشان فارسی دارای درجه خوبی و درجه درشت تر در دسترس آنها بودند. تنوع ظریف به شکل کریستالی در دسترس بود و برای مخلوط کردن با رنگدانه ها استفاده می شد. لثه درشت عربی با رنگدانه های درشت تر که برای چیدن سطح کاغذ استفاده می شود مخلوط می شود.
لوازم نوشتن: برس و قلم
قلم های ساخته شده از نی های حک شده ، ابزارهای نوشتاری ارجح بسیاری از خوشنویسی و نقاشان فارسی بودند. قلم نی ، یا قلام ، ابزاری برای نوشتن همه کاره بود که برای حک کردن صحیح به حساسیت فوق العاده ای نیاز داشت. نقاشان و خوشنویسی ها دارای چاقوهای تیز مخصوصی بودند که آنها برای تنها هدف از حک کردن قلم های نی استفاده می کردند. NIB با توجه به استفاده ای که قلم در نظر گرفته شده بود حک شده است. از آنجا که سبک های مختلف خوشنویسی قوانین سختگیرانه ای داشت که نسبت نسبی ضخامت خط به اندازه نامه را به خود اختصاص می داد ، هر سبک به یک قلم از یک شکل خاص نیاز داشت. خوشنویسی مشهور سلطان علی اظهار داشت که کاتبان از یک قلم جدید برای اجرای یک سری نقاط استفاده می کنند. اگر قلم می تواند نقاط مرتباً شکل و بدون پاشیدن جوهر شکل بگیرد ، می توان از آن برای اجرای تمام حروف الفبا با دقت استفاده کرد.
برس های رنگ از جمله دارای ارزش ترین دارایی نقاشان بودند. نقاشی مینیاتوری به دلیل دقیق و جزئیات بسیار مفصل شناخته شده است. چنین ظرافتی به یک برس همه کاره و پاسخگو نیاز دارد ، همراه با آموزش شدید در خواص انواع مختلف برس. برس ها در ضخامت های مختلف ساخته شدند. این نقاش از انتخاب ابزار مناسب برای دستیابی به تأثیر او بسیار آگاه بود. نقاشان مینیاتور به طور کلی از هر قلم مو فقط برای یک رنگدانه استفاده می کردند تا از آلودگی توسط رنگدانه هایی که باعث کاهش درخشش نقاشی تمام شده می شود ، جلوگیری شود.
مواد مورد استفاده برای ساختن برس های رنگ با توجه به مواد موجود و ترجیح محلی تهیه شده است. هنرمندان مغول طرفدار برس هایی بودند که از خز کمرنگ یک نوع مشترک سنجاب ساخته شده بودند. هنرمندان فارسی از برس های ساخته شده از موهای یک گربه سفید که مخصوص تهیه مو برای برس ها پرورش داده می شد ، طرفداری می کردند. سایر مواد مورد استفاده برای برس های درشت بیشتر شامل موهای گوش داخلی یک بز ، الیاف از گیاهان خاص و غیره است. این الیاف در داخل یک قطعه از پر کبوتر جمع می شدند. این Quill به یک دسته از انتخاب این هنرمند بریده شد.
الزامات حفاظت
به نظر می رسد اکثر رنگدانه ها در شرایط صوتی قرار دارند. بخش بزرگی از پالت از تن زمین مانند قهوه ای سوخته سین ، چشمه زرد ، چشمه قرمز و سوخته سوخته تشکیل شده است. اینها تا حد زیادی پایدار و دائمی هستند. تن های قرمز ، مشتق شده از منابع مختلف ، در سطح کاغذ بسیار پر جنب و جوش و پایدار هستند. یک نارنجی درخشان به طور مداوم از طریق قطعات موجود در این مجموعه دیده می شود ، که فوق العاده پر جنب و جوش و پایدار است. رنگ های سیاه و سفید نیز به طور مداوم به خوبی حفظ می شوند. تن از نور و آبی تیره در سراسر مجموعه یافت می شود که تعدادی رنگدانه های مختلف را نشان می دهد. به نظر می رسد اکثر این موارد کاملاً پایدار است. رنگ های اسطوخودوس یا بنفش اغلب در نقاشی های فارسی و در حد کمتری در نقاشی های مغول دیده می شود. این رنگدانه نیز به خوبی حفظ می شود. تن های زرد به ندرت در تصاویر فارسی دیده می شود ، اگرچه در نقاشی های هند بسیار رایج است. تن های زرد با کیفیت بالا و حفظ عالی نشان می دهد.
به نظر می رسد مهمترین نیاز به حفاظت در این مجموعه ، وقوع مکرر رنگدانه verdigris است که برای سطح کاغذ بسیار مخرب است. تنها مجموعه ای از رنگ هایی که یک معضل حفاظت قابل توجهی را ایجاد می کند ، تن سبز است. Verdigris Green غالباً در ماده فارسی مورد استفاده قرار می گرفت و منجر به آسیب کاغذ برای بخش بزرگی از مواد شده است. ترک خوردگی رنگدانه و پوسته پوسته شدن یک مشکل مداوم است که در آن رنگدانه یافت می شود. برخی از نمونه ها به دلیل خاصیت سوزنی رنگدانه ، سطوح کاغذی و قهوه ای گسترده را به خطر انداخته اند. انواع دیگری از نمایشگر سبز رنگ سبز نیازهای حفاظت کمتری دارد ، اگرچه به نظر می رسد بسیاری از سبزیجات فارسی از مقادیر اصلی خود تا حدودی محو شده اند. در مقابل ، بسیاری از سبزیجات مورد استفاده نقاشان هندی پر جنب و جوش و نسبتاً پایدار هستند و این نشان دهنده تفاوت در مواد رنگدانه است. البته من با گروه بندی آنها بر اساس رنگ ، وضعیت این رنگدانه ها را تعمیم داده ام. به راستی ، برخی از مشکلات به صورت پراکنده در کل مجموعه مینیاتور با چند نمونه از آسیب ها که برای هر رنگ یافت می شود ، رخ می دهد. رنگدانه ترک خورده و پوسته پوسته شدن یک مشکل مداوم در کل مجموعه است. این باید توسط یک محافظه کار حیرت انگیز که با مواد رنگدانه سنتی فارسی و هندی آشنا است ، مورد توجه قرار گیرد. با این حال ، بخش اعظم این مجموعه با توجه به سن مواد و استفاده بسیار خوبی که هنگام محدود کردن در آلبوم های اصلی خود قرار داده اند ، به طرز شگفت انگیزی حفظ می شوند.

افزودن نسبتاً اخیر برچسب های چسب یا نوار سلفون ، سطح کاغذ بسیاری از برگهای موجود در آن را رنگ آمیزی کرده است ، به نظر من ، دومین مسئله مهم که نیاز به درمان حفاظت دارد. بسیاری از این برگها دارای نوار سلفون در اطراف محیط خود هستند. چسب از این نوار تخریب شده است و لکه های مایل به قهوه ای زرد را روی کاغذ اصلی می گذارد. برچسب های چسبنده شماره های جمع آوری شده توسط فروشندگان برای تعداد یا سازماندهی این برگها در قسمت بینش بسیاری از این برگها نیز یافت می شوند. دو طرح به طور مکرر مجدداً مورد استفاده قرار می گیرند. یکی طراحی ستاره دایره ای به رنگ قرمز یا سبز است ، دیگری یک برچسب سفید مستطیل شکل با نوارهای قرمز چاپ شده در اطراف مرز. در مناطقی که کاغذی که بر روی آنها قرار داده شده نازک یا شکننده است ، از این برچسب ها می تواند به کاغذ نفوذ کند و یک اثر قهوه ای را در آن طرف برگ بگذارد. این برچسب ها اهمیت داخلی خود را به عنوان سیستم شماره گذاری برای مواردی که به آنها مراجعه می کنند از دست داده اند و باید در اسرع وقت حذف شوند.
در زمان نظرسنجی من ، هیچ درمان اخیر حفاظت به برگها داده نشده است ، به غیر از درمان پیشگیرانه قرار دادن آنها در یک محیط پایدار ، کنترل شده با آب و هوا و بدون اسید. بسیاری از قطعات شواهدی از ترمیم ظریف ، احتمالاً توسط صنعتگران بومی یا توسط شخصی که در تکنیک های ظریف کاغذ با توجه به تکنیک سنتی فارسی و/یا عثمانی مهارت دارد ، نشان می دهد. چند مورد از این بخش ها شواهد احتمالی در مورد روتوش بعدی را نشان می دهد ، اگرچه تجزیه و تحلیل جامع تر از رنگدانه ها برای حمایت از این مشاهدات ضروری است. به طور کلی ، این مجموعه در شرایط عالی قرار دارد. تقریباً تمام قطعاتی که حاوی متن هستند قابل خواندن هستند و فقط تعداد کمی از تصاویر نقاشی شده به حدی آسیب دیده اند که باعث اختلال در تفسیر موضوع آنها می شوند. از تاریخ انتشار ، درمان حفاظت هنوز برنامه ریزی نشده است ، هرچند که توسط کتابخانه به عنوان یک نیاز شناخته شده است.
تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : زینالعابدین مراغهای
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
4 تير
1402 ساعت: 17:19