عراق و جنگ خلیج فارس: تصمیم گیری در بغداد
عراق و جنگ خلیج فارس: تصمیم گیری در بغداد F. Gregory Gause ، III * دانشیار دانشگاه علوم سیاسی ورمونت اکتبر 2001
عراق و جنگ خلیج فارس: تصمیم گیری در بغداد (متن کامل ، PDF ، 34 صفحه ، 60 کیلوبایت)
صفحه: [1] [2] [3]
مقدمه/چرا پرونده مهم است
جنگ خلیج فارس از سال 1990-91 بزرگترین درگیری نظامی آمریکا از زمان ویتنام ، اولین رویداد مهم بین المللی جهان پس از جنگ سرد ، نقطه عطفی در سیاست بین المللی درگیری خاورمیانه و تصویب این واقعیت است که متحدایالت ها و سایر قدرتهای مهم اقتصادی اجازه نمی دهند که یک رهبر منطقه ای واحد مستقیم یا غیرمستقیم نفت خلیج فارس را کنترل کند. نتایج جنگ خلیج فارس برای درک سیاست های نظامی و خارجی متعاقب آن به طور کلی ، پیچ و تاب و چرخش خاورمیانه در دهه 1990 و فراز و نشیب های بازار جهانی نفت مهم است. این یک داستان جالب به خودی خود است.
اما گذشته از این موضوعات مهم تجربی ، جنگ خلیج فارس و به ویژه رفتار عراقی در آن ، سؤالات نظری گیج کننده ای را مطرح می کند که چرا رهبران به جنگ می روند و در استراتژی های جنگ ادامه می دهند. چرا صدام حسین ، رهبر یک کشور غنی از نفتی که به تازگی از جنگ طولانی و ناتوان کننده با ایران پدید آمده بود ، در وهله اول به کویت حمله کرد؟چرا او در مقابل ائتلاف به رهبری ایالات متحده که علیه وی جمع شده بود ، به کویت ادامه داد و از پیشنهادات دیپلماتیک برای عقب نشینی که باعث شکست نظامی وی شد ، امتناع ورزید؟
مطمئناً شخصیت صدام حسین در این تصمیمات نقش داشته است. او به اثربخشی خشونت در داخل کشور و جنگ بین المللی برای رسیدن به اهداف خود اعتقاد دارد و هیچ كاری در مورد قربانی كردن زندگی مردم خود به این اهداف ندارد. اما تمرکز فقط روی شخص صدام بسیار ساده است. او در گذشته نشان داده بود كه حاضر است در مقابل قدرت برتر عقب نشینی كند. چرا این قسمت متفاوت بود؟در اواخر دهه 1980 ، هنگامی که عراق می توانست به کویت حمله کند ، موارد متعددی وجود داشت که از دهه 1970 (هنگامی که صدام به عنوان بازیکن مسلط در دولت عراق تبدیل شد). چه شرایطی تصمیم وی برای حمله به اوت 1990 را برانگیخت؟
در بررسی زمینه تصمیم گیری عراق در جنگ خلیج فارس است که این پرونده می تواند ارتباط نظری با این سؤال کلی داشته باشد که چرا رهبران ، به ویژه رهبران غیر دموکراتیک کشورهای نسبتاً جدید ، تصمیم می گیرند به جنگ بروند. ما می توانیم سپاسگزاریم که بسیاری از رهبران جهان به اندازه صدام حسین وحشیانه نیستند. اما بسیاری از رهبران وجود دارند که مانند صدام در سال 1990 ، با موقعیت های دشوار داخلی روبرو هستند. قدرت او ، مانند صدام ، توسط انتخابات دموکراتیک و نه ریشه های تاریخی طولانی مورد توجه قرار نمی گیرد. همسایگان آنها ، مانند صدام ، اهداف دعوت کننده را ارائه می دهند. در درک تصمیمات جنگ عراق در سال 1990 و 1991 ، ما بهتر می توانیم درک کنیم که چرا پایان جنگ سرد به معنای پایان جنگ های منطقه ای در آسیا و آفریقا نیست.
این مطالعه موردی بر طرف عراق معادله جنگ خلیج فارس متمرکز است. سیاست آمریکا در طول بحران و جنگ فقط با ما رفتار خواهد شد زیرا به ما کمک می کند تا درک کنیم که چرا عراق آنچه را که انجام داد انجام داد. تعدادی کتاب و خاطرات جالب وجود دارد که در این دوره با سیاست ، دیپلماسی و استراتژی نظامی آمریکا سروکار دارد.1خوانندگان علاقه مند به سیاست آمریکا نسبت به عراق قبل از حمله به کویت باید با آثار بروس جنتلسون مشورت کنند2و زاخاری کارابل.3
نمای کلی از رویدادها
الف) عراق قبل از جنگ خلیج فارس
برای درک اینکه چرا عراق در آگوست 1990 به کویت حمله کرد ، ما باید کمی در مورد تاریخ عراق بدانیم. این معدود پاراگرافها پرشورترین استخوان ها در این موضوع هستند ، به اندازه کافی برای اینکه خواننده را با آنچه اتفاق می افتد قبل و در طول جنگ خلیج فارس باشد. علاقه مندان به جزئیات بیشتر می توانند برخی از تاریخ های عالی مدرن کشور را بخوانند.4برای مرور سریع کشور ، با دفترچه جهانی CIA (http://www. odci. gov/cia/publications/factbook/geos/iz. html) مشورت کنید.
عراق ، مانند سایر کشورهای جهان شرقی عرب ، پس از جنگ جهانی اول از سرزمین هایی که متعلق به امپراتوری عثمانی بود ، ایجاد شد. بریتانیا توسط لیگ تازه تشکیل شده ملل برای اجرای عراق "وظیفه" اعطا شد ، با این اثبات اینکه لندن برای آماده سازی کشور برای استقلال در اسرع وقت کار می کند. این انگلیسی ها به عنوان پادشاه کشور جدید فیندال ابن حسین از خانواده هاشمیت مکه ، در حال حاضر عربستان سعودی نصب شده اند. انگلیسی ها در طول جنگ جهانی اول به عنوان رهبران شورش عرب علیه عثمانی ها ، که با آلمان متحد بودند ، از هاشمی ها حمایت کرده بودند. ساخت پادشاه فیزال عراق ، تلاش انگلیس برای بازخرید وعده هایی بود که در طی آن شورش به خانواده وی داده شد.
کشوری که فیصل به ارث برد، مجموعه ای از سه استان سابق عثمانی بود که هرگز در گذشته یک واحد سیاسی واحد و یکپارچه نبودند. اقلیت بزرگ کرد در بخش شمالی کشور، نزدیک مرزهای ترکیه و ایران وجود داشت. کردها از لحاظ قومیتی و زبانی قومی متمایز هستند، مسلمان اما نه عرب، که نه تنها در شمال عراق، بلکه در جنوب شرقی ترکیه و شمال غرب ایران نیز یافت می شوند.5جنبش های جدایی طلب کرد، دولت های مرکزی بغداد را در طول تاریخ عراق آزار خواهند داد. اکثریت جمعیت عرب بین اقلیت مسلمان سنی و اکثریت مسلمان شیعه تقسیم شده بود. از زمان فیصل تا به امروز، نخبگان سیاسی کشور به طور نامتناسبی مسلمان سنی بوده اند. حفظ کشور در غیاب بوروکراسی مستقر کار دشواری بود و فیصل به شدت به نیروهای نظامی و مدیران بریتانیا متکی بود. عراق رسماً در سال 1932 مستقل شد، اما بریتانیا برای مدتی پس از آن به عنوان بازیگر اصلی در سیاست عراق باقی ماند.
سلطنت هاشمی در عراق در سال 1958 در یک کودتای نظامی سرنگون شد. نوه فیصل که به عنوان فیصل دوم حکومت می کرد، خانواده هاشمی و بسیاری از نخبگان سیاسی طرفدار انگلیس کشته شدند. این پایان نفوذ بریتانیا در عراق بود. دولت های نظامی از سال 1958 تا 1968 حکومت کردند. در آن سال یک کودتای نظامی دیگر، شاخه عراقی حزب بعث را که یک گروه سیاسی پان عرب بود، از نظر تئوری، از وحدت اعراب حمایت می کرد، به قدرت رساند.(شاخه سوریه این حزب پنج سال قبل حکومت دمشق را به دست گرفته بود، اما دو شاخه یکدیگر را رقیب می دیدند و هیچ تلاشی برای اتحاد دو کشور بعثی صورت نگرفت.)6رئیس رژیم جدید یک ژنرال ارتش بعث به نام احمد حسن البکر بود. اما به سرعت، در اواسط دهه 1970، یکی از مقامات غیرنظامی حزب به نام صدام حسین، که مسئول امور امنیت داخلی بود، به عنوان قدرت واقعی در رژیم ظاهر شد.7در سال 1979، البکر که سلامتش چند سالی رو به افول بود، از ریاست جمهوری استعفا داد و صدام جانشین او شد. صدام پس از به قدرت رسیدن دستور اعدام ۲۲ تن از مقامات بلندپایه حزب بعث را صادر کرد که متهم به توطئه علیه او بودند.8
صدام حسین در زمان تخمیر بزرگ در سیاست خاورمیانه به ریاست جمهوری رسید. مصر ، بزرگترین کشور عربی و رهبر جهان عرب ، به تازگی پیمان صلح را با اسرائیل امضا کرده بود و توسط سایر کشورهای عربی خفه شده بود. در ایران ، همسایه شرقی عراق ، یک انقلاب عامه پسند مستقر ، رژیم سلطنتی طرفدار غربی را سرنگون کرده و روحانیون مسلمان شیعه را به سرپرستی آیتالله روح الله خمینی ، که در میان "جمهوری اسلامی" در میان ادامه انقلاب "جمهوری اسلامی" قرار گرفتند ، سرنگون کرد. آشوب. زمان آن زمان برای رئیس جمهور جدید جاه طلب عراق رسیده بود ، و با ثروت که افزایش قیمت نفت در دهه 1970 به کشورش رسیده بود ، برای نمایش برای رهبری منطقه ای. هدفی که وی انتخاب کرد ایران بود و وی در سپتامبر 1980 حمله به جنوب غربی ایران را آغاز کرد.9
ارتش ایران با انقلاب از بین رفته بود. این درگیری دیپلماتیک شدید با ایالات متحده به دلیل تصاحب سفارت آمریکا و برگزاری پرسنل دیپلماتیک آمریکایی توسط "دانشجویان" ایرانی که توسط رژیم جدید انقلابی پشتیبانی می شود ، پذیرفته شد. مطمئناً یک هدف جذاب بود. اما سهولت ظاهری که ایران با آن شکست می خورد ، تنها عامل حمله عراق نبود. دولت انقلابی ایران ، از طریق نمونه موفقیت و دستگاه تبلیغاتی خود ، جنبش های مخالف اسلامی را در سایر کشورهای خاورمیانه ترغیب می کرد.10شیعیان عراقی ، که برای ده ها سال از قدرت سیاسی نگهداری می شدند ، مخاطبان پذیرایی بودند. روابط تاریخی طولانی بین روحانیت شیعه ایرانی و رهبران و مؤسسات شیعه عراقی ، انتقال پیام را تسهیل می کند. تظاهرات خشونت آمیز در شهرهای مقدس عراق شیعه نجف و کربلا در ژوئن سال 1979 به زمین نشسترتبه بندی عراق شیعه آیتالله و ده ها هزار ایرانیان از نجف و کربلا را اخراج کرد. با این کار ، تمام محدودیت ها در جنگ تبلیغاتی بین دو پایتخت کاهش یافت. درگیری مرزی آغاز شد و راه جنگ ، که از سپتامبر 1980 آغاز شد ، آسفالت شد.11
جنگ ایران و عراق به مدت هشت سال به طول انجامید و سرانجام در اوت 1988 به پایان رسید. هر طرف صدها هزار تلفات و میلیارد ها دلار خسارت متحمل شد و درآمد خود را از دست داد. عراقی ها ، پس از برخی موفقیت های اولیه نظامی ، تا تابستان سال 1982 از قلمرو ایران بیرون رانده شدند. از آن زمان تا سال 1987 ، ایران مزیت نظامی را در اختیار داشت و بخش های کوچکی از قلمرو عراق را به دست آورد و به طور منظم تهاجمی را در برابر نیروهای مروارید عراقی انجام داد. در سال 1988 ، جزر و مد نظامی دوباره چرخید. حملات موشکی عراقی به شهرهای ایران باعث ایجاد روحیه انقلابی ایرانیان شد. تهاجمی عراقی نیروهای ایرانی را به سمت مرزها سوار کرد و سربازان عراقی پیش از آنکه هر دو طرف قطعنامه آتش بس در ایالات متحده را پذیرفتند ، تعداد زیادی از افراد را به سرزمین ایران تبدیل کردند (قطعنامه 598 شورای امنیت).
ب) جاده عراق به حمله کویت
بر اساس این موفقیتهای نظامی دیررس و استوار بودن آن در مقاومت در برابر حمله های قبلی ایران ، رژیم صدام حسین ادعا کرد که در جنگ پیروزی دارد. اما این یک پیروزی توخالی بود. عراق هیچ قلمرو جدیدی به دست نیاورد. اختلالات اقتصادی از بین بردن بخشی از کار ارتش آن برای کسانی که از جبهه باز می گردند ، با پایان کمک های اقتصادی به عراق از کشورهای خلیج فارس تشدید شد. از سال 1982 ، درآمد حاصل از تولید نفت کویت و سعودی از قلمرو منطقه خنثی در مرز آنها (تقریباً 650،000 بشکه در روز) برای حمایت از تلاش جنگ به عراق "وام" داده شد.12این تزریق منظم نقدی ، به همراه سایر اشکال کمک خلیج فارس ، هنگامی که جنگ انجام شد متوقف شد. این جنگ عراق را با بار بدهی عظیم ، که معمولاً 80 میلیارد دلار تخمین زده می شود (40 میلیارد دلار به کشورهای حوزه خلیج فارس ، که بازپرداخت نمی شود بلکه در کتاب ها باقی مانده است و 40 میلیارد دلار به سایر دولت ها و طلبکاران خصوصی تخمین زده می شود).13علاوه بر این ، در طول جنگ ایران و عراق ، بغداد یک برنامه آزادسازی و خصوصی سازی اقتصادی در مقیاس بزرگ را آغاز کرد ، که در نهایت به نفع کرونی های رژیم بود. پیامدهای ناخواسته این برنامه شامل "سطح بالای تورم ، بیکاری ، کمبود در کالاهای اساسی ، نابرابری اقتصادی در حال رشد و بسیار مشهود و ظهور بازار سیاه سریع در ارزهای خارجی بود.14
از آنجا که این مشکلات اقتصادی در سال 1989 آشکارتر شد ، عراق سعی کرد ثمره "پیروزی" خود را در جهان عرب به دست آورد ، اما از طریق دیپلماسی عادی ، نه صابر. در فوریه 1989 ، بغداد ابتکار عمل را در تشکیل شورای همکاری عرب ، گروه بندی شل از عراق ، اردن ، مصر و یمن شمالی انجام داد که هدف آن اعلام شد که هدف عمومی ایجاد تبادل اقتصادی بیشتر و ادغام بین اعضا بود.15برای جلب نگرانی های سعودی در مورد این گروه جدید ، در آوریل 1989 صدام به یک پادشاه حیرت انگیز فهد پیشنهاد داد و در آن زمان به بغداد سفر کرد ، که آنها پیمان غیر تجاوز را امضا می کنند. دیپلماسی عراقی نسبت به کویت ، در حالی که به وضوح با هدف تضمین امتیازات ارضی و مزایای اقتصادی بود ، تهدیدآمیز نبود. مسئله مرزی در تعدادی از جلسات در سال 1989 مطرح شد ، گاهی اوقات توسط طرف عراق ، گاهی اوقات توسط طرف کویت ، اما کویت ها فکر نمی کردند که به خصوص فشرده است و عراقی ها هیچ کاری برای نشان دادن غیرقانونی انجام نمی دهند.16در اواخر سپتامبر 1989 ، شیخ جبیر الحمد ال صباح ، حاکم کویت ، از بغداد بازدید کرد. وی در میان ستایش های اسراف از خود صدام به بالاترین افتخار عراق اعطا شد. به همین ترتیب ، لفاظی عراقی نسبت به ایالات متحده و اسرائیل در سال 1989 در رگ متوسطی بود که توسط بغداد در طول جنگ ایران و عراق به تصویب رسید.
با افزایش مشکلات اقتصادی عراقی ، علائم نارضایتی سیاسی در عراق نیز پدیدار شد. در اواخر سال 1988 و اوایل سال 1989 ، تعداد زیادی از افسران ، که بسیاری از آنها به دلیل قهرمانی در جنگ با ایران تزئین شده بودند ، به اتهام توطئه برای سقوط دولت دستگیر و اعدام شدند. صدها نفر از مقامات عالی رتبه به طور غیرمستقیم به متهم متصل شدند و مجبور به بازنشستگی شدند.17در سپتامبر 1989 گزارش هایی مبنی بر تلاش برای کودتای ناموفق در سپتامبر 1989 وجود داشت ، و قرار گرفتن در معرض یک کودتای دیگر ، همراه با طرحی برای ترور صدام حسین ، در ژانویه 1990.18سقوط امپراتوری اروپای شرقی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1989 باعث افزایش ترس صدام در مورد رژیم خودش شد. در تابستان سال 1989 ، صدام بحث و گفتگو را در بین کارشناسان عراقی در مورد تأثیرات فروپاشی قدرت اتحاد جماهیر شوروی انجام داد و نتیجه گرفت که دشمنان عراق از این رویدادها در اروپا استفاده می کنند تا تصور در بین عراقی ها ایجاد کنند که تغییر آنها نیز آسان خواهد بود که آنها را تغییر دهند. دولت.19
در سال 1989 ، صدام حسین به طور فزاینده ای به دیدن مشکلات اقتصادی و سیاسی داخلی خود به عنوان بخشی از تلاش بزرگتر ، که از خارج از عراق ارکستر شد ، برای بی ثبات کردن رژیم خود و کاهش نقش عراق در منطقه. رهبران این رژیم در طی آن سال اعتقاد داشتند كه تعدادی از قدرتهای خارجی ، از جمله ایران ، عربستان سعودی و ایالات متحده ، در تلاش بودند تا به جامعه عراق برای جمع آوری اطلاعات و فشار دولت نفوذ كنند.20در اکتبر 1989 ، در دیدار با جیمز بیکر ، وزیر امور خارجه آمریكا ، طارق عزیز ، وزیر امور خارجه در آن زمان عراق ، واشنگتن را به انجام تلاش های مخفی برای واژگون كردن رژیم عراق متهم كرد.21بیکر سعی کرد به عزیز اطمینان دهد که سیاست ایالات متحده برعکس است و به دنبال روابط بهتر با عراق است. پرزیدنت بوش در آوریل 1990 همان پیام را به صدام منتقل کرد ، از طریق سفیر عربستان سعودی در واشنگتن ، شاهزاده بندر بن سلطان آل سعود ، هنگامی که صدام از طریق سعودی ها سوء ظن مشابهی از اهداف آمریکایی ایجاد کرد.22
دیدگاه صدام مبنی بر ایجاد یک توطئه بین المللی علیه وی در اوایل سال 1990 متبلور شد. وفیق الصمارائی ، معاون مدیر اطلاعات نظامی عراق ، که رئیس جمهور را با فرکانس دید ، سه ماهه اول سال 1990 را به عنوان زمان متوجه شد که صدام متوجه شدکه سیاست های فعلی وی ناکام بود."این در وضعیت روانشناختی رئیس جمهور منعکس شده بود و او را به بیان اظهارات و پیروی از سیاستهایی که بیشتر و بیشتر اسپاسمودیک بودند ، ادامه داد."23این توطئه ، از نظر صدام ، نه تنها ایالات متحده ، بلکه کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را نیز درگیر کرد. الحمارائی گزارش می دهد که در آغاز سال 1990 ، اطلاعات نظامی شروع به دریافت موجی از هشدارها از دفتر صدام در مورد برنامه های اسرائیلی برای اعتصاب در امکانات سلاح های هسته ای ، شیمیایی و بیولوژیکی عراق کرد.24سعد البزازاز ، سردبیر یکی از روزنامه های مهم عراق ، گزارش می دهد که رهبری عراق به طور کامل انتظار حمله نظامی اسرائیل را در اوت 1990 داشت.25الصمارائی گفتگوی با صدام را بیان می کند ، پس از بازگشت اولی از سفر به بحرین در مارس 1990 ، که در آن رئیس جمهور عراق به او گفت: "آمریکا در توطئه ای علیه ما با عربستان سعودی و امارات و کویت هماهنگ است. آنها در تلاشند تا قیمت نفت را برای تأثیرگذاری بر صنایع نظامی و تحقیقات علمی ما کاهش دهند تا ما را وادار کنیم تا اندازه نیروهای مسلح خود را کاهش دهیم. از اهداف مهم ما به عنوان بخشی از این توطئه. "26
تصمیم گیرندگان عراقی ، با صدام در صدر ، رویدادهای فزاینده ای را از طریق این چارچوب توطئه فیلتر می کنند. مشکلات اقتصادی عراقی در مورد پایین آمدن قیمت نفت مقصر شناخته شد ، که به نوبه خود در مورد "تولید بیش از حد" کویت و امارات متحده عربی ، مشتریان ایالات متحده مقصر شناخته شدند. تغییرات کوچک در سیاست های ایالات متحده ، مانند محدودیت در اعتبار برای خرید عراقی از صادرات برنج آمریکایی و قطعنامه های کنگره محکوم به عراق به دلیل نقض حقوق بشر ، به عنوان شواهدی از خصومت واشنگتن نسبت به رژیم خوانده شد. توجه رسانه ها به برنامه هسته ای عراق در سال 1990 و تلاش های متعاقب آن انگلیس و آمریکایی برای جلوگیری از صادرات فناوری کاربرد دوگانه به عراق ، به عنوان بخشی از تلاش هماهنگ برای ایجاد پرونده ای برای اعتصاب در عراق تلقی شد. از نظر عراق ، در پشت این تلاش ها ، اسرائیل بود.27(برای یک گزارش قبلی از این درک عراقی ، به مصاحبه با طارق عزیز ، وزیر امور خارجه عراق در طول جنگ خلیج فارس ، در مستند BBC/PBS "جنگ خلیج فارس" مراجعه کنید. متن موجود در: http://www. pbs. org/wgbh/pages/frontline/gulf/oral/aziz/1. html)
از آنجا که صدام و رژیم وی در اوایل سال 1990 به وجود آمدند تا مشکلات آنها را به عنوان سرچشمه گرفتن از ماشین های دشمنان خارجی ببینند ، لفاظی و لحن سیاست خارجی عراق به طور فزاینده ای خصمانه و پرخاشگرانه شد. در فوریه 1990 ، صدام در اجلاس موسس شورای همکاری عرب به حضور نظامی ایالات متحده در خلیج حمله کرد و بخش اعظم سخنان خود را به انتقاد از اسرائیل اختصاص داد.28اظهار نظر وی مبنی بر اینکه عراق نیمی از اسرائیل را با سلاح های شیمیایی می سوزاند اگر اسرائیل در اوایل آوریل 1990 به عراق حمله کند. در همان زمان ، موضع عراق نسبت به کشورهای خلیج فارس سخت شد. در ژانویه 1990 عراق برای اولین بار پیشنهاد کرد که "وام" کویت 10 میلیارد دلار باشد.29در اجلاس عرب ماه مه 1990 ، صدام سیاست های تولید نفت کویت و امارات را به یک عمل جنگ علیه عراق تشبیه کرد.30
دشوار است که دقیقاً مشخص شود وقتی صدام حسین تصمیم به حمله به کویت گرفت. سعد البزازاز در مورد مجموعه ای از جلسات که از اواسط ژوئن 1990 آغاز می شود ، گزارش می دهد که برنامه حمله را تدوین کرده است. دو برنامه تنظیم شده است ، یکی خواستار اشغال منطقه مرزی با کویت و دو جزیره کویت و دیگری خواستار اشغال کامل کویت است. به گفته البزاز ، فقط در 29 ژوئیه 1990 بود که صدام تصمیم به اجرای برنامه دوم گرفت.31منابع دیگر تصمیم را اندکی در اوایل سال 1990 قرار می دهند. وافیک الشمارائی به تهیه کنندگان مستند BBC/PBS "جنگ خلیج فارس" گفت که وی فکر می کند این تصمیم در آوریل 1990 گرفته شده است ، اگرچه وی هیچ مدرک مستقیمی در مورد این ادعا ارائه نمی دهدبشر32گفته می شود که رئیس شورای امنیت ملی ایران ، حسن روهانی ، به مقامات عرب گفته است که صدام حسین پیامی را به رئیس جمهور ایران هاشمی رافسانجانی در ماه مه 1990 ارسال کرد که "برخی از وقایع" به زودی در خلیج انجام می شود که ایران نباید به عنوان کارگردانی تعبیر شود. در برابر آن33محافل مخالف عراقی ادعا می کنند که این تصمیم در مارس 1990 گرفته شده است.34هیچ منبعی که به طور خاص به زمان تصمیم گیری اشاره کند ، آن را زودتر از بهار سال 1990 قرار می دهد.
پیوند در نیمه اول سال 1990 بین صدام حسین به این نتیجه رسید که توطئه ای با هدف تضعیف او ، تغییر لحن و لفاظی سیاست خارجی عراق انجام شده است و تصمیم به حمله به کویت بسیار قوی است. این احساس که شرایط در برابر رژیم رو به رو شده بود ، و این که باید به سرعت انجام شود تا روند منفی را معکوس کند ، در اظهارنظرهای صدام و افراد نزدیک به او پس از حمله کویت مشخص است. در جلسه ای از شورای فرماندهی انقلابی و رهبری حزب Ba'th که در 24 ژانویه 1991 برگزار شد (در حالی که جنگ در حال انجام بود) ، صدام به کسانی گفت که او برخی از افراد را شنیده است که نشان می دهد کویت برای جلوگیری از جنگ باید برگردانده شود. او گفت:
شما باید به آن افراد بگویید ، قبل از 2 آگوست ، وقتی عراق بدون کویت بود؟ آنها علیه شما توطئه می کردند تا شما را گرسنه کنند ، بعد از اینکه ما را از ظرفیت اقتصادی ما محروم کردند. حتی استاندارد زندگی ما در آن زمانآنها قصد داشتند آن را به عقب در توطئه های نفرت انگیز خود فشار دهند ، ما را از نظر معنوی خرد کنند و ما را مجبور به ترک نقش خود کنند.35
در همان جلسه ، طاها یاسین رمضان ، معاون نخست وزیر اول عراق ، گفت: "من نمی گویم که 2 اوت 1990 بهترین روز برای مادر نبردها بود. ما حتی یک سال اوضاع را مطالعه نکرده بودیم. ماه ها ، آماده شدن برای مادر نبرد. "36هیچ کس جرات انتقاد از تصمیم صدام حسین را در حضور خود نمی کند ، این دلالت بر این است که خود صدام تشخیص داد که تصمیم حمله به فشارهای شدید گرفته شده است. ماه رمضان در همان جلسه گفت:
تصور کنید اگر ما دو سال صبر کرده بودیم ، و سیاست نفت خلیج فارس همانطور که هست ادامه داشت. * چگونه می خواهیم وفاداری مردم و حمایت آنها را از رهبر حفظ کنیم اگر آنها ناتوانی رهبری در ارائه یک استاندارد حداقل را ببینندزندگی در این کشور ثروتمند؟در این شرایط ، آیا می توانید ارتش و مردم را در هر نبرد هدایت کنید ، مهم نیست که سطح آن و تحت هر پرچمی باشد؟من فکر می کنم نهمن از ایمان عمیق خود به پیروزی در این نبرد منحرف نمی شوم ، اما نتیجه هرچه باشد ، اگر مرگ قطعاً به این مردم و این انقلاب برسد ، بگذارید در حالی که ما ایستاده ایم بیاید.37
دستگاه حزب Ba'th در فوریه 1991 تحلیلی را برای رتبه بندی اعضای حزب منتشر کرد که اعتراف کرد که رهبری مجبور شده است به دلیل فشارهایی که تحت فشار قرار گرفته است ، تصمیم سریع برای حمله به کویت بگیرد ، حتی اگر تمام مقدمات لازم برای مقابله نبوده استساخته شده38
با احساس رژیم عراق ، تهدید و به دنبال شکستن آنچه که به عنوان مجموعه ای فزاینده از شرایط داخلی ، منطقه ای و بین المللی می دید ، کویت را به عنوان یک هدف دعوت کننده معرفی کرد. تعادل نظامی بین کویت و عراق برای بغداد بسیار مطلوب بود. دولت های مختلف عراقی در گذشته ادعاهایی را مطرح کرده بودند که کویت باید بخشی از عراق باشد (به بحث در زیر در "بحث های تاریخی" مراجعه کنید). الحمارائی گزارش می دهد که طارق عزیز به صدام و بقیه رهبری گفت که تنش بین کویت و سایر پادشاهی های عرب در خلیج فارس میزان مخالفتی را که عراق در منطقه با آن روبرو خواهد شد ، محدود می کند. به گفته الصمارا ، عزیز همچنین گفت كه هر واكنش آمریكایی زمان قابل توجهی را برای سازماندهی می كند و به اتاق عراق می دهد تا مانور دهد و نگهدارنده خود را در كویت انجام دهد.39بغداد چشم انداز پیروزی را معقول می دید. هزینه های بازیگری و اجازه ادامه "توطئه" علیه رژیم ، به عنوان بالا دیده می شد. بنابراین در سال 1990 تصمیم به حمله به کویت اتخاذ شد.
در دو هفته قبل از تهاجم ، صدام برای حفظ عنصر غافلگیرانه ، فریب های تاکتیکی را انجام داد.40رسانه های عراقی ، که ماه ها کویت را به هم ریختند ، لحن بسیار نرم تری را پذیرفتند. صدام به سفیر آمریكا در عراق ، آوریل گلاسپی اجازه داد تا در تاریخ 25 ژوئیه با این تصور كه این بحران در حال خنثی كردن است ، با وی ملاقات كند. پادشاه فهد از عربستان سعودی و رئیس جمهور حسنی مبارک از مصر پس از یک سری تماس با صدام ، همین تصور را داشتند. عراق با یک پیشنهاد مصری و سودی برای ملاقات بین نمایندگان عالی رتبه کویت و عراق ، که در 31 ژوئیه 1990 در شهر سعودی جیدا برگزار شد ، موافقت کرد.41هم کویت و هم ایالات متحده معتقد بودند که اگر عراق از زور استفاده کند ، فقط این خواهد بود که منطقه مرزی و جزایر کویتی واربا و بوبیان را اشغال کنند ، که کنترل دسترسی به بندر عراق Um Qasr را بیشتر از حرکات چانه زنی نسبت به حرکات چانه زنی کنترل می کنند تایک حمله نظامی واقعی.42صبح روز 2 اوت 1990 ، سربازان عراقی به کویت حمله کردند و طی چند ساعت کنترل کل کشور را کنترل کردند.
توجه 1: برای یک حساب معاصر دست اول ، به باب وودوارد ، فرماندهان ، نیویورک: سیمون و شوستر ، 1991 مراجعه کنید. کتابهای بعدی که به خوبی با سیاست آمریکا سروکار دارند شامل لارنس فریدمن و افریم کارش ، درگیری خلیج فارس ، 1990-91، پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون ، 1993 ؛مایکل گوردون و برنارد مربی ، جنگ ژنرال ها ، بوستون: کوچک ، براون ، 1995. خاطرات مفید از وقایع از طرف آمریکایی عبارتند از: جورج بوش و برنت اسکوکروفت ، دنیایی دگرگون شده ، نیویورک: آلفرد نوپف ، 1998 ؛جیمز ا. بیکر ، سوم (با توماس م. دفرانک) ، سیاست دیپلماسی ، نیویورک: G. P. Putnam's ، 1995 ؛کالین ال پاول (با جوزف ای. پرسیو) ، سفر آمریکایی من ، نیویورک: خانه تصادفی ، 1995 ؛و H. Norman Schwarzkopf (با پیتر پتر) ، این یک قهرمان نیست ، نیویورک: Bantam Books ، 1992. Back.
توجه 2: بروس دبلیو جنتلسون ، با دوستانی مانند اینها: ریگان ، بوش و صدام ، 1982-1990 ، نیویورک: W. W. نورتون ، 1994. برگشت.
توجه 3: زاخاری کارابل ، "Backfire: سیاست ایالات متحده نسبت به عراق ، 1988-2 اوت 1990 ،" مجله خاورمیانه 49 ، شماره. 1 (زمستان 1995): 28-47. بازگشت.
توجه 4: هانا باتاتو ، طبقات اجتماعی قدیمی و جنبشهای انقلابی در عراق ، پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون ، 1978 ؛Phebe Marr ، تاریخ مدرن عراق ، بولدر: Westview ، 1985 ؛ماریون فاروک-اسلوگلت و پیتر اسلوگلت ، عراق از سال 1958: از انقلاب تا دیکتاتوری ، لندن: I. B. Tauris ، 1990. Back.
تبصره 5: برای تاریخچه کردها در عراق ، به مایکل م. گونتر ، مخمصه کرد در عراق مراجعه کنید: یک تحلیل سیاسی ، نیویورک: سنت مارتین ، 1999 ؛دیوید مک داوال ، کردز ، لندن: گروه حقوق اقلیت ، 1996. برگشت.
توجه 6: رقابت بین این دو شاخه در Eberhard Kienle ، Ba'th v. Ba'th: درگیری بین سوریه و عراق ، 1968-1989 ، لندن: I. B. Tauris ، 1990. Back.
توجه 7: فاروک-اسلوگلت و اسلوگلت ، عراق از سال 1958 ، صص 205-09 ؛مار ، تاریخ مدرن عراق ، صص 217-220 ، 228-229. بازگشت.
توجه 8: مار ، op. cit. ، ص. 230. برگشت.
تبصره 9: برای پیشینه جنگ ایران و عراق ، به شاهرام هوبین و چارلز تریپ ، ایران و عراق در جنگ ، بولدر: Westview Press ، 1988 مراجعه کنید. و R. K. رمازانی ، ایران انقلابی: چالش و پاسخ در خاورمیانه ، بالتیمور: انتشارات دانشگاه جان هاپکینز ، 1986. برگشت.
توجه 10: مجید خادوری ، جنگ خلیج فارس ، نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد ، 1988 ، ص. 82 ؛رمازانی ، ایران انقلابی ، ص. 59 ؛Chubin and Tripp ، ایران و عراق در جنگ ، ص. 34. برگشت.
توجه 11: رمازانی ، ایران انقلابی ، ص. 60 ؛Chubin and Tripp ، ایران و عراق در جنگ ، ص. 25. برگشت.
توجه 12: پادشاه فهد ، در سخنرانی عمومی در طول جنگ خلیج فارس ، مبلغ کمک های سعودی به عراق را در طول جنگ ایران و عراق ذکر کرد. الشکار الاوات (لندن) ، 17 ژانویه 1991 ، ص. 4. برگشت.
توجه 13: فریدمن و کرش ، درگیری خلیج فارس ، ص. 39 ؛پاتریک کلاوسون ، "اقتصاد و تحریم های بین المللی عراق" ، در آماتزیا بارام و باری روبین ، ویرایش ، جاده عراق به جنگ ، نیویورک: سنت مارتین ، 1993 ، ص. 81 ، یادداشت 12 ؛آماتزیا بارام ، "حمله عراق به کویت: تصمیم گیری در بغداد" ، در بارام و روبین ، ویرایش ، جاده عراق به جنگ ، ص. 7 ؛محمد هایکال ، توهم پیروزی: نمای عرب از جنگ خلیج فارس ، لندن: هارپر کالینز ، 1993 ، ص. 178. برگشت.
توجه 14: کیرن عزیز چودری ، "در راه بازار: آزادسازی اقتصادی و حمله عراق به کویت ،" گزارش خاورمیانه 170 (مه/ژوئن 1991): 17 .. برگشت.
توجه 15: در شورای همکاری عرب ، به دیوید پرس ، "تعادل نظریه تهدید و پیدایش شورای همکاری خلیج فارس: یک مطالعه موردی تفسیری" ، مطالعات امنیتی 5 ، شماره. 4 (تابستان 1996): 143-171 ؛کورتیس رایان ، "اردن و ظهور و سقوط شورای همکاری عرب" ، مجله خاورمیانه 52 ، شماره. 3 (تابستان 1998): 386-401 بازگشت.
توجه 16: سد البزاز ، هارب توولید اوکرا [یک جنگ دیگر به دنیا می آید] ، امان: الحلهی لیل نشر و ال-توزی ، 1993 ، صص 41-45. بازگشت.
توجه 17: مارام ، "حمله عراق به کویت" ، در بارام و روبین ، ویرایش ، ص. 8 ؛سد البزازاز ، الجنارالات 'آخر مرد یالام [ژنرال ها آخرین نفری هستند که می دانند]36-37 ، 89-90 ؛WAFIQ AL-SAMARA'I ، HATAM AL-BAWABA AL-SHARQIYYA [تخریب دروازه شرقی] ، کویت: Dar Al-Qabas ، 1997 ، ص. 184-8بازگشت.
توجه 18: فریدمن و کرش ، درگیری خلیج فارس ، صص. 29-30 ؛Amatzia Baram ، "Neo-Tribalism در عراق: سیاست های قبیله ای صدام حسین ، 1991-96 ،" مجله بین المللی مطالعات خاورمیانه 29 ، شماره1 (1997): 5-6 ؛Amatzia Baram ، "ساختمان به سمت بحران: استراتژی صدام حسین برای بقا" ، مقاله سیاست شماره47 ، واشنگتن: موسسه واشنگتن برای سیاست های خاور نزدیک ، 1998 ، ص. 27 ؛Al-Samara'i ، Hatam ، ص. 185. برگشت.
توجه 19: البزاز ، هارب ، ص. 392. برگشت.
توجه 20: همانجا ، صص. 159-60 ، 210-2بازگشت.
توجه 21: بیکر ، سیاست دیپلماسی ، ص. 265. همچنین به هایکال ، توهم Triumph ، ص. 159 ؛البزاز ، هارب ، ص. 154-1مطابق متن عراق این نشست در ژنو بین بیکر و عزیز در ژانویه 1991 ، عزیز به بیکر یادآوری کرد و بیکر گفت که او آن را به یاد می آورد. محمد موتاغغار الدامی ، العن هارب الخالیج [جاده به جنگ خلیج فارس] ، اممان: الههلییا لیل نشر وا ال-طاوسی '، ص. 100-0بازگشت.
توجه 22: وودوارد ، فرماندهان ، ص. 203-0بازگشت.
توجه 23: الصمارائی ، هاتام ، ص. 214. بازگشت.
توجه 24: همانجا ، ص. 365. بازگشت.
توجه 25: البزاز ، هارب ، ص. 345. برگشت.
توجه 26: الصمارائی ، هاتام ، ص. 222-2بازگشت.
توجه 27: برای مباحث گسترده در مورد دیدگاه رژیم عراق در مورد وقایع در سال 1990 ، منتهی به دعوت کویت ، به رایگان و کارش رایگان ، درگیری خلیج فارس ، فصل های 2 ، 3 مراجعه کنید. هایکال ، تصویر Triumph ، صص. 158-231 ؛مارام ، "حمله عراق به کویت" ، در مابام و روبین ، ویرایش. بازگشت.
توجه 28: OFRA Bengio ، صدام در مورد بحران خلیج فارس صحبت می کند: مجموعه ای از اسناد ، تل آویو: مرکز موش دایان برای مطالعات خاورمیانه و آفریقا ، 1992 ، ص. 37-4بازگشت.
توجه 29: هایکال ، توهم ، ص. 209. بازگشت.
توجه 30: فریدمن و کرش ، درگیری خلیج فارس ، صص. 46-4بازگشت.
توجه 31: البزاز ، هارب ، ص. 27-36 ؛البزاز ، ال ژرانات ، ص. 47-5بازگشت.
توجه 33: نیویورک تایمز ، 20 مارس 1991 ، صص. A1 ، A2بازگشت.
توجه 34: فالیه عبد الجبر ، "ارتش میلیون مرد به شدت بر اقتصاد نابود شده ایالت نهفته است ،" الحیات (لندن) ، 31 مه 1991 ، ص. 5 ؛فله عبد الجبر ، "ریشه های یک ماجراجویی: حمله به پویایی سیاسی کویت عراق" ، در ویکتوریا بریتین ، ویرایش ، خلیج فارس بین ما: جنگ خلیج فارس و فراتر از آن ، لندن: ویراگو پرس ، 1991 ، ص. 37. برگشت.
توجه 35: همانجا ، صص 227-28 ، به نقل از دقایقی از جلسه. بازگشت.
توجه 36: همانجا ، ص. 200. برگشت.
توجه 37: همانجا ، صص 198-99. بازگشت.
توجه 38: البزاز ، هارب ، ص. 34. برگشت.
توجه 39: الصمارائی ، هاتام ، صص 312-313. بازگشت.
توجه 40: البزازاز ، ال Janaralat ، صص 73-74 ، گزارش می دهد که صدام در تاریخ 2 اوت به رهبری عراق گفت که در سال 1961 ، رهبر عراق عبد الکریم قاسم ، که کویت را تهدید کرده بود ، این اشتباه را مرتکب شده بوددر مورد اهداف او واضح است و به این ترتیب عنصر تعجب را از دست داده بود و به انگلیسی ها و مصریان اجازه می داد تا سربازان را به کویت بفرستند و برنامه های او را ناامید کنند. صدام به رهبری گفت که این بار عراق کارها را متفاوت انجام می داد. بازگشت.
توجه 41: برای گزارش عالی از وقایع منتهی به 2 آگوست ، به فریدمن و کرش ، درگیری خلیج فارس ، صص 47-63 مراجعه کنید. قبل از جلسه JIDDA از زور استفاده کنید. منابع عراقی می گویند که مصریان و آمریکایی ها از جدی بودن اوضاع بر کویت تحت تأثیر قرار نگرفتند و به این ترتیب اجازه داد که جلسه جیدا "شکست" کند. با این شکست ، تعهدات عراقی برای استفاده از نیرو دیگر قابل استفاده نبود. همچنین به Heikal ، Illusion of Triumph ، صص 225-229 مراجعه کنید. بازگشت.
توجه 42: در اواسط ماه ژوئیه ، منابع اطلاعاتی نظامی ایالات متحده این پیش بینی را انجام دادند. وودوارد ، فرماندهان ، صص 207-208. کمیته پارلمان کویت برای بررسی وقایع منتهی به حمله ، گزارش داد که دولت کویت پیش بینی چنین محدودی زمین را پیش بینی می کند. به الحیات (لندن) ، 10 ژوئیه 1996 ، صص 1 ، 6 ، برای گزارش گزارش کمیته فاش شده مراجعه کنید. این سناریو دقیقاً قبل از حمله در محافل دیپلماتیک و نظامی در حال گردش بود ، همانطور که در هر دو فریدمن و کرش ، درگیری خلیج فارس ذکر شده است ، ص. 57 و هایکال ، توهم پیروزی ، ص. 244. بازگشت.
توجه 43: الصمارائی ، هاتام ، صص 321-22. بازگشت.
توجه 44: همانجا ، صص 237-38. بازگشت.
توجه 47: الصمارائی ، هاتام ، صص 284-85. بازگشت.
توجه 48: البزازاز ، هارب ، ص. 265. بازگشت.
توجه 49: همانجا ، ص. 399. برگشت.
توجه *: F. Gregory Gause ، III استادیار علوم سیاسی در دانشگاه ورمونت و مدیر برنامه مطالعات خاورمیانه دانشگاه است. وی پیش از این در دانشکده دانشگاه کلمبیا بود و همکار مطالعات عربی و اسلامی در شورای روابط خارجی در نیویورک بود. وی دو کتاب را منتشر کرده است که روابط سعودی و یومنی: ساختارهای داخلی و نفوذ خارجی (انتشارات دانشگاه کلمبیا ، 1990) و سلطنت های نفتی: چالش های داخلی و امنیتی در کشورهای خلیج فارس عرب (شورای روابط خارجی ، 1994) و مقالات متعددی در موردسیاست بین المللی خلیج فارس و خاورمیانه. وی در دکتری دریافت کرددر علوم سیاسی از دانشگاه هاروارد (1987) ، و به زبان عربی در دانشگاه آمریکا در قاهره (83-83) و در کالج میدبوری (1984) تحصیل کرد. بازگشت.< Pan> توجه داشته باشید *: F. Gregory Gause ، III استادیار علوم سیاسی در دانشگاه ورمونت و مدیر برنامه مطالعات خاورمیانه دانشگاه است. وی پیش از این در دانشکده دانشگاه کلمبیا بود و همکار مطالعات عربی و اسلامی در شورای روابط خارجی در نیویورک بود. وی دو کتاب را منتشر کرده است که روابط سعودی و یومنی: ساختارهای داخلی و نفوذ خارجی (انتشارات دانشگاه کلمبیا ، 1990) و سلطنت های نفتی: چالش های داخلی و امنیتی در کشورهای خلیج فارس عرب (شورای روابط خارجی ، 1994) و مقالات متعددی در موردسیاست بین المللی خلیج فارس و خاورمیانه. وی در دکتری دریافت کرددر علوم سیاسی از دانشگاه هاروارد (1987) ، و به زبان عربی در دانشگاه آمریکا در قاهره (83-83) و در کالج میدبوری (1984) تحصیل کرد. back. note *: F. Gregory Gause ، III استادیار علوم سیاسی در دانشگاه ورمونت و مدیر برنامه مطالعات خاورمیانه دانشگاه است. وی پیش از این در دانشکده دانشگاه کلمبیا بود و همکار مطالعات عربی و اسلامی در شورای روابط خارجی در نیویورک بود. وی دو کتاب را منتشر کرده است که روابط سعودی و یومنی: ساختارهای داخلی و نفوذ خارجی (انتشارات دانشگاه کلمبیا ، 1990) و سلطنت های نفتی: چالش های داخلی و امنیتی در کشورهای خلیج فارس عرب (شورای روابط خارجی ، 1994) و مقالات متعددی در موردسیاست بین المللی خلیج فارس و خاورمیانه. وی در دکتری دریافت کرددر علوم سیاسی از دانشگاه هاروارد (1987) ، و به زبان عربی در دانشگاه آمریکا در قاهره (83-83) و در کالج میدبوری (1984) تحصیل کرد. بازگشت.
تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : زینالعابدین مراغهای
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
2 مرداد
1402 ساعت: 23:55