2. 4. 1 مثال - 2. 4. 1. 1 فناوری ، مرزها
- 2. 4. 1. 2 فناوری ، iTunes
- 2. 4. 1. 3 حذف موانع تجاری بین المللی
- 2. 4. 1. 4 ظهور رقبای جدید به بازار
- 2. 4. 1. 5 یک دادخواست در انتظار
- 3. 1 عوامل داخلی
- 3. 2 عوامل خارجی
- 3. 3 عوامل مثبت
- 3. 4 عوامل منفی
معرفی
ابزاری که غالباً در محیط کسب و کار وجود دارد و بسیاری از مشاغل مختلف از آن استفاده می کنند ، همان چیزی است که ما آن را ماتریس SWOT می نامیم (شکل 1) یا تجزیه و تحلیل SWOT. SWOT مخفف نقاط قوت ، ضعف ، فرصت ها و تهدیدها است. تجزیه و تحلیل SWOT ابزاری است که یک شرکت (یا به عنوان مثال یک مدیر پروژه) برای تجزیه و تحلیل کامل و عینی آن شرکت خاص از آن استفاده می کند. شما لازم نیست که برای یک شرکت خاص ، برای انجام تجزیه و تحلیل SWOT کار کنید اما مزایای مختلفی وجود دارد. اولین چیز ، چهار ربع مختلف یا چهار حوزه مختلف وجود دارد که مشاغل باید در آن تجزیه و تحلیل انجام دهند ، این بدان معنی است که آنها باید تحقیق کنند و دریابند ، چیزهایی که در آنها خوب هستند و چیزهایی که چنین نیستندخوب درنحوه تجزیه و تحلیل SWOT ، این است که دسته هایی وجود دارند که داخلی به حساب می آیند و دسته هایی وجود دارند که خارجی در نظر گرفته می شوند. چیزی که داخلی است چیزی است که شرکت یا شرکت کنترل آن را دارد. آنها به طور معمول تاثیری در آنچه در محیط داخلی رخ می دهد تأثیر می گذارد و در واقع نقاط قوت و همچنین نقاط ضعف است. این موارد به عنوان عوامل داخلی در نظر گرفته می شوند ، زیرا این شرکت معمولاً کنترل آنچه در آن خوب است و آنچه در آن خوب نیستند ، کنترل می کند. SWOT در بسیاری از موقعیت ها می تواند مفید باشد. به عنوان مثال. اگر تجارت در شرایطی قرار داشته باشد که یک رقیب جدید در حال ظهور باشد ، اغلب ایده خوبی برای شرکت خواهد بود که یک SWOT را انجام دهد ، توانایی رقابتی خود را بهینه کند ، یعنی در مورد نقاط قوت ، ضعف ، فرصت ها و تهدیدها کاملاً به روز شود.[1]

تجزیه و تحلیل SWOT چگونه کار می کند
ماتریس SWOT معمولاً با جمع آوری داده ها ، مانند روند فروش ، روند سود و بررسی های رضایت کارکنان و مشتری آغاز می شود. البته این تفاوت وجود دارد که آیا این یک تجارت کوچک است یا مشاغل بزرگ در سراسر جهان ، که مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در یک تجارت کوچک ، اغلب برای درگیر کردن مدیران و کارمندان کلیدی کافی خواهد بود ، در حالی که در یک شرکت بزرگ ، این تحقیق بسیار گسترده تر خواهد بود و احتمالاً ذینفعان بیشتری را درگیر می کند. دیدگاه های متعدد ذینفعان منجر به تجزیه و تحلیل جامع تر و مشارکتی می شوند ، که این مزیت اضافی برای ایجاد زمینه برای ابتکارات استراتژیک آینده و برنامه های بهبود فرآیند دارد. از این رو ، این ایده خوبی برای یک تجارت کوچک خواهد بود که بتواند هرچه بیشتر ذینفعان را درگیر کند. هنگامی که تحقیق انجام شد ، از داده ها برای شناسایی نقاط قوت ، ضعف ، فرصت ها و تهدیدها استفاده می شود. با این وجود اکنون می توان دید که آیا هر یک از نقاط قوت با فرصت ها مطابقت دارد یا خیر ، و شاید نقاط ضعف و تهدیدها را به نقاط قوت و فرصت تبدیل کند.[2] به عنوان مثال: یک شرکت در صنعتی است که استاندارد وب سایت عمومی بسیار پایین است (فرصت). وب سایت این شرکت همچنین بسیار بد/قدیمی (ضعف) است ، اما بودجه زیادی برای پیشرفت (قدرت) وجود دارد که فرصتی عالی برای عبور رقبا به صورت آنلاین است.

نقاط قوت
قدرت کاری است که شرکت انجام می دهد ، و یک مزیت رقابتی را به خود اختصاص می دهد. سؤالاتی که یک شرکت یا پروژه می تواند برای یافتن نقاط قوت خود بپرسد: سازمان شما چه مزایایی دارد؟چه کاری بهتر از هر کس دیگری انجام می دهید؟چه منابع منحصر به فرد یا کم هزینه می توانید از دیگران استفاده کنید؟مردم بازار شما چه نقاط قوت شما را می بینند؟چه عواملی به این معنی است که شما "فروش را دریافت می کنید"؟[3]
مثال
بسیار کم هزینه ، والمارت
به عنوان مثال شرکتی مانند والمارت ، یکی از بزرگترین نقاط قوت آنها این واقعیت است که آنها می توانند هزینه بسیار کمی را حفظ کنند ، که به آنها امکان می دهد محصولات خود را بسیار پایین تر از بسیاری از رقبای خود داشته باشند ، زیرا آنها توانایی حفظ هزینه های خود را دارندکم و این ارتباط زیادی با این واقعیت دارد که آنها فقط یک شرکت بزرگ هستند و می توانند از طرف تأمین کنندگان امتیازات خاصی داشته باشند زیرا آنها چنین کالاهای زیادی را خریداری می کنند. این یک قدرت برای والمارت است.
شناخت مثبت برند
شناخت مثبت برند نمونه دیگری از قدرت است. برخی از شرکت ها به خوبی شناخته شده اند ، شما تصویر و آرم را می بینید و بلافاصله احساسات مثبتی دارید که احساسات مثبت در مورد ، یک برند خاص را برانگیخته است. این نوع شرکت ها صرفاً باید آرم خود را بر روی یک محصول خاص قرار دهند و افراد بدون در نظر گرفتن آن ، آن را خریداری می کنند ، زیرا آنها به رسمیت شناخته شده از برند هستند. آنها به طور مثبت مشاهده می شوند ، آنها قبلاً محصولات و خدمات با کیفیت تولید کرده اند و البته این امر به شناخت قوی برند کمک می کند.
نیروی کار ماهر ، Costco
مثال دیگر نیروی کار ماهر است. نیروی کار ماهر یک قدرت بسیار مهم است زیرا منابع انسانی در بخش عمده ، بزرگترین دارایی است که بیشتر شرکت ها می توانند داشته باشند. کارکنان ماهر با کیفیت خوب بسیار سخت هستند و کارفرمایانی که می توانند کارگران خود را حفظ کنند و به طور مداوم آنها را آموزش دهند ، می توانند به عنوان یک مزیت رقابتی خدمت کنند. یک مثال Costco است. Costco به دلیل داشتن یک مسیر طولانی تر یا بالاتر از بسیاری از شرکت های دیگر در همان صنعت شناخته شده است. محیط خرده فروشی به شدت به مردم وابسته است ، اما گردش مالی زیادی وجود دارد. مردم دائماً استخدام می شوند و می روند. مدل خرده فروشی معمولی اگر می خواهید قیمت های پایین را حفظ کنید ، این است که شما به طور معمول باید هزینه کم را حفظ کنید ، به این معنی که به کارمندان خود بسیار قابل توجهی پرداخت نمی کنید. Costco برای آن صنعت کاری خارج از هنجار انجام داده است. آنها دستمزد بسیار بالایی برای صنعت پرداخت می کنند. آنها مزایایی را برای کارمندان پاره وقت و بسیاری از قدرتهای جذاب دیگر ارائه می دهند که برخی دیگر از خرده فروشان لزوماً آنها را ارائه نمی دهند و این مزیت برای داشتن کارگرانی که طولانی تر در آنجا بمانند ، فراهم می کند. دوره تصدی یک کارگر متوسط در Costco بسیار بیشتر از تصدی یک کارگر در والمارت است. به عنوان مثال که از نظر تاریخی دستمزدهای بسیار کمی را می پردازد و به طور مقایسه ای با سایر شرکت ها در صنعت صحبت می کند و به این ترتیب این مزیت را به آنها می دهد زیرا اگر شما نباشیدآنها مجبورند کارگران خود را بارها و بارها بازیابی کنند ، آنها احتمالاً در کاری که با گذشت زمان انجام می دهند خوب می شوند. کسی که 3 تا 5 سال برای یک شرکت کار کرده است ، به درستی قصد دارد این کار را بهتر و کارآمدتر انجام دهد و کسی که کمتر از یک سال کار کرده است. مهمتر از آن ، این همچنین اثر صرفه جویی در هزینه دارد ، زیرا به جای ارتکاب منابع و منابع مدیریتی در آموزش کارمندان جدید ، این منابع می توانند به مناطق دیگر اختصاص دهند. بنابراین این یک مزیت قابل توجه را فراهم می کند.
منابع مالی ، اپل
قدرت دیگر منابع مالی است و شامل دسترسی به پول نقد است. پول نقد یک منبع بسیار مهم است زیرا بدون آن ، اتفاقات زیادی نمی تواند رخ دهد ، بنابراین اگر شرکت ها مقدار زیادی پول نقد در دست داشته باشند ، این امکان را برای آنها فراهم می کند تا گزینه های مختلفی را دنبال کنند ، اگر فرصتی برای خود ارائه دهد ، گزینه هایی دارند. این شرکت می تواند از این فرصت استفاده کند. یک مثال اپل است که مقدار قابل توجهی پول نقد در دست دارد ، در جایی در قلمرو 110 میلیارد دلار پول نقد ، که مبلغ قابل توجهی بیشتر از هر شرکت آمریکایی دیگر است و به نظر می رسد که تقریباً سیب ها به صورت سالانه هزینه های عملیاتی هستندحدود 10 میلیارد دلار ، به این معنی که اپل می تواند 11 سال بدون پول درآورد ، به مدت 11 سال به فعالیت خود ادامه دهد و هنوز هم هزینه های عملیاتی آن را پوشش دهد که بسیار قابل توجه است. احتمالاً این اتفاق نخواهد افتاد ، مردم به خرید محصولات اپل ادامه خواهند داد ، اما بدیهی است که می دانند که شما آنقدر پول را برای روز بارانی کنار گذاشته اید ، که در صورتی که اتفاقی بیفتد ، اقتصاد به هر دلیلی بدتر می شود ، موقعیت شماخوب برای هوای طوفان و این یک قدرت بسیار مهم به ویژه در زمان های اقتصادی است که در آن قرار داریم.
نقاط ضعف
نقاط ضعف کارهایی هستند که شرکت انجام می دهد که لزوماً مثبت نیستند - این به طور بالقوه می تواند یک مسئولیت برای آنها باشد. آنچه عموماً یک قدرت نیست ، به طور بالقوه می تواند یک ضعف باشد اما نه تمام وقت. برخی از مواردی که شرکت ها ممکن است تا حدودی خوب باشند ، ممکن است ضعف قابل توجهی نباشد اما هنوز هم می تواند باشد ، بنابراین بدیهی است که به رسمیت شناختن برند بسیار منفی است. شرکت هایی که خدمات مشتری ضعیفی دارند و به طور گسترده ای شناخته شده است و این یک ضعف قابل توجه است زیرا این امر باعث می شود که مشتریان آینده به آن شرکت خاص بروند تا در صورت شنیدن کسی که در گذشته تجربه بدی داشته باشد ، برای خرید محصولات خریداری کنند. مواردی مانند انقضاء مالکیت معنوی ، ثبت اختراعات ، علائم تجاری و حق چاپ. موارد خاصی که دیگر تجدید نمی شوند می توانند یک ضعف باشند. در اینجا چند نمونه از سؤالی که می توانید از شما بخواهید ضعف ها را پیدا کنید: چه چیزی می توانید بهبود پیدا کنید؟از چه چیزی باید جلوگیری کنید؟افراد موجود در بازار شما احتمالاً نقاط ضعف می دانند؟چه عواملی فروش شما را از دست می دهند؟[3]
مثال
افزایش هزینه ، نیروی کار غیر ماهر ، کمبود منابع مالی
افزایش هزینه ها ضعف قابل توجهی است زیرا حاشیه ها را کاهش می دهد. داشتن یک نیروی کار غیر ماهر ضعف را ایجاد می کند زیرا شما در حال انجام منابع متعدد در آموزش و بدیهی است که منابع مالی را کم می کنید. اینها صرفاً چند نمونه از مواردی است که شاید بتوانید به آن توجه کنید تا مشخص شود که آیا یک شرکت در یک منطقه قوی است یا شاید اینطور نیست. شاید آنها منابع اضافی باشند که باید به یک منطقه خاص متعهد باشند. فقط به این دلیل که چیزی یک ضعف است به این معنی نیست که باید ضعف بماند ، بلکه فایده استفاده از چنین ابزاری برای شناسایی آن ضعف ها ، ایجاد منابع به سمت آنها و تبدیل آن ها به نقاط قوت یا حداقل به عنوان یک ضعف قابل توجه است.
فرصت ها
هنگامی که فرصتی رخ می دهد ، این شرکت وظیفه دارد آن را امتحان کند و آن را بشناسد و اگر این کار را انجام دهد ، می تواند به عنوان یک راه بالقوه برای رشد و سودآوری عمل کند. اگر فرصتی توقیف نشود ، می تواند به سرعت به یک تهدید تبدیل شود. فرصت های مفید می تواند از مواردی از قبیل تغییر در فناوری و بازارها در هر دو مقیاس گسترده و باریک حاصل شود. تغییر در سیاست دولت. تغییر در الگوهای اجتماعی ، پروفایل جمعیت ، تغییر سبک زندگی و غیره.[3]
مثال
فناوری ، آمازون
قابل توجه ترین نمونه احتمالاً به ویژه در زمانی که ما در آن زندگی می کنیم ، فناوری جدید و فناوری به سرعت در حال تغییر است ، در طی چند دهه گذشته چنین است و اگر به شرکت هایی مانند آمازون نگاه کنید ، فرصت های زیادی را برای برخی بنگاه ها فراهم کرده است. چه کسی توانست به فرصت کتاب های دیجیتال و رسانه های دیجیتال نگاه کند و اولین کسی بود که به بازار عرضه می شد ، هنگامی که آنها با خواننده الکترونیکی Kindle خود بیرون آمدند ، هیچ شرکت دیگری در آن زمان در آن زمان در واقع در آن بازار نبود. حداقل ، قبل از این امر این بود که کتابهای دیجیتال هرگز از محبوبیت کتابهای فیزیکی پیشی نمی گرفتند. کتابهای فیزیکی که دوست دارید آنها را باز کنید ، می توانید آنها را احساس کنید ، این توانایی را داشتید که آنها را نشان دهید و بسیار معتبر است ، همه بوی یک کتاب جدید را دوست دارند و این روند فکر است که چرا مردم می خواهند یک کتاب دیجیتالی داشته باشند؟این یک فناوری جدید بود ، که در یک مقطع فرصتی عالی برای آمازون فراهم کرد زیرا همه ما می دانیم که می بینیم چه اتفاقی افتاده است و می دانیم که کتابهای دیجیتال حتی از نظر فروش از کتابهای فیزیکی پیشی گرفته اند و به این ترتیب که فناوری آشکارا قابل توجه استفرصتی برای آمازون یا فرصتی برای آنها بود.
مقررات آرامش بخش دولت
نمونه های دیگر از فرصت ها ، آرامش مقررات دولت است. در ابتدا مقرراتی که شما باید از آن پیروی کنید ، دولت این است که آن ها را آرام کنیم ، بدیهی است که این صرفه جویی در هزینه است و این می تواند فرصتی باشد.
از بین بردن مانع تجارت بین المللی
از بین بردن موانع تجاری بین المللی می تواند فرصتی باشد. اگر از تجارت محصول خود با یک کشور خاص ممنوع شوید و ناگهان آن موانع از بین می روند ، بدیهی است که فرصتی خواهد بود.
تهدیدات
تهدیدها تغییراتی در محیط خارجی است که توانایی تأثیر منفی بر شرکت را دارند. فرصت ها و تهدیدها بسیار در هم تنیده است ، آنها بسیار مرتبط هستند ، فرصتی که توقیف نمی شود ، تمایل به تهدید دارد. سؤالاتی که یک شرکت می تواند از آن استفاده کند برای یافتن تهدیدهای خود می تواند این باشد: با چه موانعی روبرو هستید؟رقبای شما چه می کنند؟آیا استانداردها یا مشخصات کیفیت برای شغل ، محصولات یا خدمات شما تغییر می کند؟آیا تغییر فناوری موقعیت شما را تهدید می کند؟آیا بدهی بد یا مشکلات جریان نقدی دارید؟آیا هر یک از نقاط ضعف شما می تواند تجارت شما را به طور جدی تهدید کند؟[3]
مثال
فناوری ، مرزها
فناوری کتاب دیجیتال تهدیدی را برای شرکت هایی مانند مرزها ایجاد کرد. متأسفانه مرزها دیگر کار نمی کنند. اما آنها نتوانستند این فناوری را اتخاذ كنند كه نتوانستند تأثیر آن را بر كل صنعت پیش بینی كنند و این البته منجر به كاهش نهایی آنها شد.
فناوری ، iTunes
از آنجا که اپل با iTunes بیرون آمد ، مردم می توانند حقوق دیجیتال را به آهنگ ها خریداری کنند ، نه لزوماً یک CD فیزیکی ، بنابراین بسیاری از مشاغل که متخصص در فروش CD هستند ، بدیهی است که دیگر همچنان به کار خود ادامه نمی دهند زیرا این یک تهدید بود. فرصتی در یک مقطع اما آنها نتوانستند تنظیم کنند.
از بین بردن موانع تجاری بین المللی
همانطور که قبلاً صحبت کردیم ، حذف موانع تجاری بین المللی می تواند فرصتی باشد و اگر از تجارت محصول خود با یک کشور خاص ممنوع شوید و ناگهان این موانع از بین می روند ، بدیهی است که فرصتی خواهد بود. از طرف دیگر ، این تهدید خواهد بود ، اگر شما شرکتی باشید که در آن کشور فعالیت می کند و دولت شما ممنوع است ، هر شرکت خارجی از انجام کار با مصرف کنندگان در آن کشور ، این امر بدیهی است که تهدید خواهد بود زیرا اکنون رقابت بیشتری وجود دارد. ترجیحات مصرف کننده بسیار مکرر تغییر می کند و شرکت ها سعی می کنند با آنچه مشتریان به آنها علاقه مند هستند ، چه محصولاتی را می خواهند ، چه خدماتی می خواهند و همه چیز به طور منظم تغییر می کند ، بنابراین اگر ترجیحات مشتری تغییر کند که اگر خوب شرکت باشد می تواند فرصتی فراهم کندموقعیت یابی از آن استفاده کنید. همچنین می تواند تهدیدی باشد که مصرف کنندگان از استفاده از یک محصول یا خدمات خاص ، که اغلب می فروشید ، تغییر می کند ، که خوب نیست
ظهور رقبای جدید به بازار
مثالها شامل ظهور رقبای جدید به بازار ، برخی از شرکتهایی است که در یک صنایع خاص به خوبی عمل می کنند. نمونه آمازون با توجه به فروش کتابهای دیجیتال ، این کار را نسبتاً خوب انجام داد و بدیهی بود که موفقیت آمیز بود و شما ظهور بسیاری از رقبای جدید را مشاهده می کنید. بدیهی است که اپل یک بازیکن کلیدی است ، شما Google دارید که اکنون بازار کتاب های دیجیتال را ارائه می دهد. بارنز و نوبل همین کار را می کنند. شما باید ارزیابی کنید که یک موضوع چقدر قابل توجه است و ممکن است قابل توجه نباشد ، اما این چیزی است که باید به آن توجه کنید.
دادخواستی در انتظار
دادخواستهای در انتظار البته تهدید دیگری است. دادخواستها نه تنها شما را به ارتکاب منابع مالی ملزم می کند ، که به شما باز می گردد آیا منابع مالی دارید؟اگر این یک ضعف باشد ، یک دادخواست می تواند تهدیدی مهم را ایجاد کند زیرا این موارد گران می شود ، به خصوص هر چه بیشتر از زمان کشیده شدن آنها ، اما به تصویر شما نیز آسیب می رساند ، دادخواستها خیلی مثبت نیستند ، معمولاً بیشتر شرکت هایی که می خواهند قبل از رفتن حل و فصل کننددادگاه و دادرسی طولانی مدت به دلیل اینکه می توانند برای یک برند و فناوری جدید بسیار مضر باشند ، که نه تنها در مورد کتابهای دیجیتال صدق می کند بلکه وقتی به فناوری جریان نگاه می کنید ، دیدید که فیلمبرداری ، فیلم هالیوود و سایر شرکت هایی را که در واقع اجاره می دهند ، دیدیددی وی دی ، که توسط Netflix ، که به طور مستقیم به مصرف کنندگان منتقل می شود ، از بین می رود و بدیهی است که رفتن به یک مکان فیزیکی واقعی برای دسترسی به آن مواد دیگر ضروری نبود.
نوع عوامل
عوامل داخلی
قدرت و ضعف برای شرکت داخلی در نظر گرفته می شود و این بدان معنی است که شرکت می تواند این موارد را تحت تأثیر قرار دهد یا تغییر دهد:
- منابع مالی ، مانند بودجه ، منابع درآمد و فرصت های سرمایه گذاری.
- منابع فیزیکی ، مانند مکان ، امکانات و تجهیزات شرکت شما.
- منابع انسانی ، مانند کارمندان ، داوطلبان و مخاطبان هدف.
- فرآیندهای فعلی ، مانند برنامه های کارمندان ، سلسله مراتب بخش و سیستم های نرم افزاری
عوامل خارجی
فرصت ها و تهدیدات برای شرکت خارجی در نظر گرفته می شود و این بدان معنی است که شرکت لزوماً نمی تواند این موارد را تحت تأثیر قرار دهد یا تغییر دهد:
- روند بازار ، مانند محصولات جدید و فناوری یا تغییر در نیازهای مخاطبان.
- روندهای اقتصادی ، مانند روندهای مالی محلی ، ملی و بین المللی.
- بودجه ، مانند کمکهای مالی ، قوه مقننه و بنیادهای دیگر.
- جمعیت شناسی ، مانند سن ، سن ، نژاد ، جنسیت و فرهنگ مخاطب هدف.
عوامل مثبت
قدرت (داخلی) و فرصت ها (خارجی) عوامل مثبتی محسوب می شوند:
- حمایت سیاسی (قدرت).
- بودجه موجود (قدرت).
- تجربه بازار (قدرت).
- رهبری قوی (قدرت).
- پروژه ممکن است اقتصاد محلی (فرصت) را بهبود بخشد.
- ایمنی (فرصت) را بهبود می بخشد.
- پروژه باعث افزایش تصویر عمومی شرکت (فرصت) خواهد شد.
عوامل منفی
نقاط ضعف (داخلی) و تهدیدات (خارجی) عوامل منفی در نظر گرفته می شوند:
- پروژه پیچیده (ضعف)
- احتمالاً پرهزینه است (ضعف)
- تأثیر منفی زیست محیطی (ضعف)
- منابع کارکنان قبلاً کشیده شده اند (ضعف)
- محدودیت های زیست محیطی (تهدید)
- تأخیر در زمان (تهدید)
- مخالفت با تغییر (تهدید)
محدودیت های SWOT
ماتریس SWOT محدودیت های خود را دارد. این مهم است که در نظر داشته باشید که تنها یک قدم در روند برنامه ریزی تجارت است. اگر این یک وضعیت/مسئله پیچیده باشد ، معمولاً نیاز به انجام یک تحقیق و تحلیل عمیق تر برای تصمیم گیری های مناسب است. گاهی اوقات می توان با عواملی روبرو شد که نامشخص در کدام منطقه متعلق به آن باشد ، یعنی اینکه آیا این یک قدرت است ، ضعف یا هر دو. به عنوان مثال. یک مکان برجسته می تواند یک قدرت باشد ، اما همچنین یک ضعف است زیرا ممکن است اجاره نامه گران باشد. ماتریس SWOT بین اهمیت عوامل تمایز ندارد. این بدان معنی است که یک تجارت ممکن است لیست طولانی از نقاط قوت داشته باشد و فقط یک لیست کوچک از نقاط ضعف ، اما یکی از نقاط ضعف ، ممکن است آنقدر تأثیرگذار و جدی باشد که نقاط قوت را تحت الشعاع قرار دهد و بنابراین تصویری متمایز از نحوه عملکرد تجارت ارائه می دهد.[2]
تابستان
ماتریس SWOT از چهار حوزه تشکیل شده است که هنگام انجام تجزیه و تحلیل SWOT در نظر گرفته می شود.
- نقاط قوت: کارهایی که شرکت در داخل آن به خوبی انجام می دهد.
- نقاط ضعف: مواردی که شرکت می تواند کنترل کند ، اما خیلی خوب عمل نمی کند.
- فرصت ها: راه های بالقوه خارجی برای دستیابی به سودآوری بیشتر و رشد بیشتر.
- تهدیدها: چیزهایی که توانایی منفی شرکت را دارند.
برای انجام یک تجزیه و تحلیل خوب ، لازم است که یک تحقیق کامل انجام دهید. انجام یک تحقیق سطحی کافی نیست ، زیرا خطر از دست دادن برخی از عوامل مهم وجود دارد. SWOT محدودیت های خود را دارد و ممکن است ایده خوبی برای ترکیب/مقایسه عملکرد با یکی از ابزارهایی دیگر باشد که برای تجزیه و تحلیل شرکت ها استفاده می شود ، مانند پنج نیرو پورتر (LINK)
- ↑ https: //startvaekst. virk. dk/idefasen/forretningside/swot-analyse-i-idefasen.
- 2. 02. 1 Lauge Baungaard Rasmussen ، "تسهیل تغییر".
- ↑ 3. 03. 13. 23. 3http: //www. quickmba. com/strategy/swot/.