دستکش ها را قرار دهید ، بی پرده صحبت کنید و طرحی را برای ظهور هرج و مرج تهیه کنید
نویسنده محاکمات و مصائب مربوط به یک شرکت مشکل دار را که در آستانه بسته شدن بود ، به اشتراک می گذارد و موفق به بازیابی شده است. در این درگیری ، وی نقش های رهبری ، هماهنگی و اختصاصی را در داخل شرکت به عهده گرفت ، با افسر درآمد IRS مذاکره کرد ، مکالمات دشواری با بانک (یک معامله کننده بالقوه) داشت و جبران شد.

معرفی
صرفه جویی در کسب و کار یکی از بزرگترین اوج هایی را که می توانید در حسابداری داشته باشید ، ایجاد می کند.
گرفتن مشتری
من در ایالت دیگری که نیاز به سفر هواپیما دارد ، برای مشتری مراجعه کردم. در آن روزها ، یک هواپیما یک ساعته فقط یک ساعت طول کشید و شما فقط چند دقیقه قبل از برخاستن توانستید به دروازه بروید. قبل از سفر ، من قبلاً با مالک صحبت کرده بودم ، به نقل از هزینه روزانه من برای دیدن نگاه ، و به او گفتم اگر فکر می کردم می توانم به او کمک کنم ، روشی را پیشنهاد می کنم.
هدف از درگیری
اوضاع بسیار ساده بود. IRS قصد داشت تجارت خود را ببندد ، و مالک می خواست بدون تجارت بتواند از آنجا دور شود ، شکسته و بدون خانه خود ، بلکه بدون بدهی مداوم برای مالیات های حقوق و دستمزد پرداخت نشده. بنابراین ، به نظر می رسید که من یک هدف دارم - برای استفاده از IRS برای اعمال آنچه در برابر مسئولیت شخصی دریافت می کنند.
تجزیه و تحلیل اولیه
قبل از سفر ، من برای پنج سال گذشته صورتهای مالی ماهانه را دریافت کردم و یکی از کارمندان خود را برای ورود به این داده ها در صفحه گسترده وارد کردم.
یک بررسی سریع به من نشان داد که درصد برای خریدهای ماهانه به فروش برای هر سه ماه متوالی کاملاً سازگار است. با این حال ، موجودی هر ماه در صورتهای مالی که به من گفته شد به بانک ارائه شد. این معنی ندارد ، بنابراین من موجودی را نادیده گرفتم زیرا صفحه گسترده ساده من به سرعت نشان داد که موجودی نمی تواند افزایش یابد. یک شرکت در مشکل موجودی ایجاد نمی کند. این آنچه را که برای حمل محصول نیاز دارد خریداری می کند.
مالی ماهانه ارائه شده توسط کنترل کننده به بانک به سادگی درست نبود. این موجودی برای نشان دادن سود مورد توجه قرار گرفت. کنترل کننده آنچه را که فکر می کرد برای کمک به کارفرمای خود باید انجام دهد ، انجام داد ، اما او رئیس خود را به یک دلهره جدی انجام می داد ، و احتمالاً کاری را انجام می داد که ممکن است او را دچار مشکل جدی کند. در عین حال ، بانکی که اطلاعات را مرور می کردند ، اگر توجه به آن می کردند ، باید کاملاً بی کفایت باشند و اگر آن را مرور نکردند ، در انجام کار خود سهل انگار بودند.
من همچنین یک تجزیه و تحلیل سریع یکنواخت انجام دادم و دیدم که این تجارت حاشیه های بسیار زیادی دارد ، اما بیش از حد غیر ضروری و فروش کافی نیست. من قبل از اینکه در هواپیما باشم ، تقریباً یک برنامه را تدوین کردم. نقش من مالیات بود ، اما من فکر کردم که بیشتر در ذهنم انجام دهم.
اولین بازدید من
این یکی از جالب ترین روزهای من بود. این هواپیما ساعت 10:15 بامداد وارد شد. من انتخاب شدم ، به کارخانه مشتری رانده شدم و بعد از برخی معرفی ها ، من آماده شدم که ساعت 10:45 دقیقه کار کنم. این حدود یک ساعت طول کشید. ساعت 11:45 دقیقه بعد از ظهر ، دقیقاً با پایان یافتن راهپیمایی ، وکلای مشتری برای دیدار با من وارد شدند و فهمیدند که استراتژی من چه خواهد بود. من می دانستم که آنها هرگز این کارخانه را ندیده اند ، بنابراین پیشنهاد می کنند که شاید "ما" (من اکنون بخشی از گروه صاحب مشاغل هستم) باید یک تور مختصر به آنها بدهیم. ساعت 12:15 بعد از ظهر. همه ما نشستیم و همانطور که اغلب اتفاق می افتد ، وکلا و من در مورد اینکه چقدر عالی بودیم و درباره مشتری گفتیم ، لاف می زنم.
سپس وکلا از من خواستند که من به تفصیل توضیح دهم که چگونه می خواهم کار را انجام دهم. به خاطر داشته باشید که من با افرادی صحبت می کردم که قادر نبودند (به همراه حسابدار مشتری) برای رسیدن به پایگاه اول با افسر درآمد IRS ، اما آنها قصد داشتند من را "ارزیابی" کنند. همه چیز با من کار نمی کند.
من می خواستم میزان مشکل را پیدا کنم ، تأیید کنم که مشتری به من گفت که مایل است به عنوان یک قطعنامه موفق تسویه حساب کند ، و من باید سؤالاتی را بپرسم که مهمات لازم را برای من برای صحبت با IRS فراهم می کند.
ساعت 12:45 بعد از ظهر. ما از زمان مجبور به ترک وکلا از زمان خارج شدیم. مشتری سپس اتاقی را به من داد که بتوانم در آن کار کنم ، اما من گفتم: "به نظر می رسد زمان ناهار است. بگذارید با کنترلر ناهار برویم ، "که ما این کار را کردیم.
ما ساعت 2:30 بعد از ظهر برگشتیم ، گفتم 45 دقیقه به تنهایی نیاز دارم و ساعت 3:15 بعد از ظهر با آنها ملاقات می کنیم. به مدت 45 دقیقه ، پس از آن نیاز به بازگشت به فرودگاه برای پرواز من در خانه است.
وقتی ملاقات کردیم ، من طرحی را برای نجات شرکت ارائه دادم ، اما گفتم که فقط در صورت فروش بیشتر کار می کند. من سپس به مالک گفتم که او باید خود را به طور کامل اختصاص دهد تا فروش بیشتری را بدست آورد. او مجبور شد از دفتر یا کارخانه بماند. گفتم هیچ چیز دیگری نباید تغییر کند. اگر او فروش را بدست آورد ، ما می توانیم تغییراتی را برای کاهش هزینه ها ایجاد کنیم ، اما اگر او فروش را دریافت نکرد ، هیچ چیز دیگری از آنجا که او از کار خارج می شود ، مهم نیست. من همچنین به کنترل کننده گفتم که برای سه شنبه بعد از ساعت 11:00 بعد از ظهر جلسه ای با IRS برگزار کند (پنجشنبه در آنجا بودم).
روز اول به نظر می رسید یک روز آسان است و از دیدگاه بدنی ، آن بود. با این حال ، با توجه به تمرکز و تمرکز و تعجب از اینکه آیا احساسات و غرایز من درست است و آیا می توانم همکاری کنم ، یک روز بسیار پر از استرس بود. من فهمیدم که هرگونه خالی از سر من ، هرگونه شک و تردید و هرگونه لغزش از زبان می تواند باعث شود که این برنامه بدون نفس نفس بکشد.
دو مهمترین موارد مقدماتی
دو مهمترین کارهایی که من انجام دادم تجزیه و تحلیل پیشرفته و تور بود.
این تجزیه و تحلیل دسته ای از شماره ها به من داد و این احتمال را نشان داد که این شرکت قابل چرخاندن باشد. این یک رویداد AHA بود زیرا این چیزی نبود که من در مورد آن فکر می کردم. من به دنبال راه هایی برای ارائه استدلال به مأمور درآمد در مورد چگونگی تعطیل کردن شرکت در هنگام گرفتن مشتری از هرگونه مسئولیت شخصی بودم. اینگونه بود که من شروع کردم و فکر می کردم. صرفه جویی در این شرکت درخشش یک فکر نبود ، بلکه طرحی خود را در پشت ذهن من ارائه داد. علاوه بر این ، من وقت داشتم که در دفتر و خانه خود شب قبل از سفر به این موضوع فکر کنم. وقتی برای سفر ساعت جامد و بدون حواس پرتی در هواپیما بودم ، طرح یک طرح را تدوین کردم.
مهمترین چیز دیگر تور بود. این یک ساعت غیررسمی به من داد تا با مالک و کنترل کننده صحبت کنم و احساس تجارت را پیدا کنم. در واقع ، این فرصتی برای "لگد زدن لاستیک ها" به من داد. نکته دیگر این است که من یک فرد ترسناک بودم. نه به عمد ، بلکه برای کنترل کننده ، من این قدرت را داشتم که او را در معرض دید قرار دهم و او را اخراج کنم. مالک همچنین فردی شرم آور بود که شرکت خود را به زمین زد ، و من به عنوان "تنها شخص" معرفی شدم که می توانست این کار را انجام دهد تا او بقیه عمر خود را بدهکار نباشد. پیاده روی در اطراف کارخانه تلاشی برای ایجاد یک گزارش و قرار دادن آنها با من بود. اگر این کار کند ، آنها به من اعتماد می کردند و برای آنها راحت تر خواهد بود که با آنچه ممکن است پیشنهاد کنم - که در آن مرحله برای من ناشناخته بود ، اما هرچه بیشتر در اطراف گیاه قدم می زدم ، راحت تر می شوماحساس همچنینحسابداران و مشاوران گاهی اوقات از این امر چشم پوشی می کنند که ما با مردم و شرایط تغییر زندگی سر و کار داریم و ترازنامه های بد و بیانیه های سود و ضرر و زیان که معنی آن با چند تغییر در برخی از تعداد قابل تغییر است.
مهم است که یک نگاه نزدیک به تجارت مشتری را برای درک آن بدست آورید. و در این حالت ، فرصتی برای صرفه جویی در آن دارید.
ملاقات با افسر درآمد IRS
هنگامی که من با افسر درآمد IRS ملاقات کردم ، طرحی را ارائه دادم که شرکت در تجارت خود ادامه دهد ، با IRS تمام جریان نقدی "اضافی" را تا زمانی که مالیات ها به طور کامل پرداخت نشود ، دریافت می کند ، و من می خواهم که ابتدا جریان نقدی اضافی اعمال شودبه بخش صندوق اعتماد گذشته. شرایطی که من ارائه دادم این بود که مالیات های نگهدارنده فعلی هفتگی در تاریخ پرداخت حقوق و دستمزد ، چه به او یا از طریق سیستم سپرده گذاری مالیاتی فدرال پرداخت می شود.
من تمام جزئیات برنامه خود را به او نشان دادم. من یک ماه درخواست کردم تا برنامه خود را برای "پس انداز" شرکت ، که او به من داد ، عملی کنم. ما موافقت کردیم که پرداختهای مالیاتی هفتگی بلافاصله شروع می شود و من در یک ماه با او ملاقات می کنم. ما سپس با هم تصمیم می گیریم که آیا این طرح کار می کند و باید عملی شود ، یا او می تواند به طور کامل مالیات های گذشته را جمع کند. من دو ساعت و نیم آنجا بودم. سپس با صاحب ، کنترل کننده و وکلای آنها برای یک ناهار (خیلی دیر) ملاقات کردم ، جایی که من برنامه خود را تنظیم کردم و همه را به همه اختصاص دادم.
اختصاص نقش
این شرکت موجودی در قفسه های خود داشت که به سقف می رسید. نگاهی سریع در طول تور اولیه من از تجارت ، لایه هایی از گرد و غبار را نشان می داد ، که این نشانه ای از قدیمی است و در بدترین حالت منسوخ است. تور من همچنین یک تجارت عملی مناسب را نشان داد ، با اینکه افراد سخت کار می کنند ، یک محیط کار تمیز (به جز موجودی قدیمی) ، خریدهای فعلی به همان سرعت که روند تولید اجازه می دهد به تولید می روند و هیچ کس در انتظار چیزی نیست. مالک و کنترل کننده همه را با نام می شناختند. این شرکت تولید کننده بود ، اما از ماشین آلات حداقل و نیروی کار بسیار ماهر استفاده می کرد ، بنابراین سرمایه زیادی نبود. منطقه حمل و نقل عقب مانده نبود و به نظر نمی رسید که کف تولید هیچ تنگنا داشته باشد. با این حال ، فضای استفاده نشده و ظرفیت اضافی زیادی وجود داشت.
وقتی با وکلا به دومین تور مشاغل رفتم ، ایده هایی را ارائه دادم ، از جمله این که 80 نفر به دلیل معیشت خود به این تجارت وابسته بودند. این یک مسئولیت جدی است و یک دلیل اصلی برای نجات تجارت است ، و یکی از مواردی که مأمور درآمد IRS درک کرده و نگرانی عمده ای برای وی برای همکاری وی در دادن زمان برای انجام برنامه من است.
من نقش های مختلفی را به هر شخص درگیر با مشتری اختصاص دادم. کنترل کننده مجبور شد به تأمین کننده اصلی برود و از آنها بخواهد که برای پرداخت های گذشته ، یخ زدگی کنند ، اما این که آنها برای همه خریدهای جدید مشتری خود را پرداخت می کنند. او همچنین مجبور شد یک سال از مسئولیت جبران خسارت کارگران پرداخت نشده و توصیه های کاهش هزینه را دریافت کند.
مالک مجبور شد فروش بیشتری کسب کند و برای دریافت اجاره 40 درصد برای سال آینده نیاز به فروش بیشتر داشت. وکلا باید بانک را برای یخ زدن مبالغ گذشته و پرداخت های اصلی در حال انجام ، به این بانک برسانند ، اما در حال حاضر تمام بهره جدید پرداخت می شود.
هر کاری که نمی توان انجام داد ، این معامله را از بین می برد.
نظارت من
این مسافت مانع نبود زیرا من افراد تعاونی داشتم که به طور دقیق گزارش دادند و به آنچه باید انجام شود پاسخ می دهند. من هر چند روز از طریق تلفن چک می کردم. من برای چند جلسه که به آنها سفر کردم نیاز داشتم.
همه به زیبایی عمل می کردند که کار من را آسانتر و مؤثرتر می کرد به جز وکلا که با بانک برخورد می کنند. این بانک از انجام هر کاری غیر از پرداخت کامل برای مبلغ گذشته خودداری کرد و وام پرداخت شده در حال حاضر براساس شرایط را پرداخت کرد. وکلا گفتند که آنها هنوز هم می توانند این کار را انجام دهند و برای درگیر شدن به من احتیاج نداشتند. من به وکلا گفتم که ما وقت خود را تمام می کنیم زیرا باید به مأمور درآمد IRS گزارش دهم که آیا می توانیم آن را کنار بگذاریم ، و بانک امتناع از همکاری ، یک معامله گر بود.
غلبه بر معامله گر
وکیل اصلی به من گفت نگران نباشید و ما یک هفته قبل از جلسه IRS من مهلت تعیین کردیم. آنها در آن زمان به من زنگ زدند تا به من بگویند که این بانک جوانه نمی زند ، و من به آنها گفتم که می خواهم با رئیس جمهور تماس بگیرم. من از آنها خیلی واضح پرسیدم که آیا چیزی وجود دارد که می توانم بگویم یا انجام می دهد اوضاع را بدتر می کند و آنها گفتند "نه". تا آنجا که آنها نگران بودند ، این یک معامله مرده بود.
من سپس با رئیس جمهور بانک تماس گرفتم که انتظار تماس من را داشت و جدی بودن امتناع او را توضیح دادم. وقتی مطمئن شدم که او به هیچ وجه تسلیم نمی شود ، من برخی از چیزهای بسیار زبر را به او گفتم و به او گفتم که تا سه شنبه به جواب مثبت احتیاج دارم و آویزان شدم.
او بلافاصله با وكلا تماس گرفت تا از آنچه كه من به او گفتم ابراز خشم و ناراحت كند و هرگز نمی خواست با من صحبت كند ، اما اینكه او به موضع این بانک تجدید نظر می كند و روز سه شنبه با آنها تماس می گیرد ، در این زمان او با هر آنچه از ما خواسته بود موافقت كردبرای.
شاید بخواهید بدانید که من به بانکدار چه گفتم. این فقط برای من و شخصی که با او صحبت کردم ، به همراه وکلا مشتری که او به برخی از آنچه من گفته ام گفته است (اما من مطمئن هستم ، نه همه). خوب نبود ، اما من با یک شخص خوب صحبت نمی کردم.
خرید IRS به برنامه
من روز پنجشنبه با افسر درآمد IRS ملاقات کردم و معامله ای داشتیم. اولین پرداخت به IRS تحت این طرح حدود شش ماه پس از آن صورت گرفت و سرانجام آنها به طور کامل پرداخت شدند. این تجارت نجات یافت و 80 نفر شغل خود را حفظ کردند. پس از سال ، صاحبخانه مستاجر تمام پرداختی داشت تا اینکه مشتری من از محل پیشی گرفت. مشتری مجبور به تشکیل پرونده برای ورشکستگی نبود و بسیار موفق شد.
بسیاری از حسابداران به افسران درآمد IRS به عنوان "دشمن" نگاه می کنند. در واقع ، آنها حرفه ای هستند که کار ناخوشایندی انجام می دهند. آنها وظیفه دارند از افرادی که معمولاً در شکل مالی بسیار بدی قرار دارند ، جمع کنند و یا که گمراه شده اند یا بچه های خردمند هستند که سعی در استفاده از پول مالیاتی برای تأمین مالی رشد خود دارند ، یا شاید یک عمارت برای خودشان یا چیزهای دیگر بسازند. به هر حال ، افسر درآمدی که با او ملاقات کردم کاملاً درک اوضاع بود ، اگر او مجبور نبود ، هیچ تمایلی به تعطیل کردن تجارت نداشت ، نگران این بود که بدهی را از افزایش و گوش دادن متوقف کند و درک کرد ، آنچه را که من به او گفتم و برنامه منبشرمن کاملاً مقدم بودم - Today که ما آن را شفاف می نامیم. این همچنین به او کمک کرد که او یک حرفه ای واقعی باشد و تا زمانی که من به او اطمینان دادم که مالیات های فعلی پرداخت می شود و مستندات مورد نیاز خود را برای اجرای این امر در صورت لزوم به او می داد - لازم نبود - او با آن همراه شد. ممکن است بگویید من خوش شانس شدم ، اما این طور نیست. این معمولی برای تجربه من بود ، که در این موارد گسترده بود که با افسران درآمد IRS یا برای آن موضوع ، هر نماینده IRS همراه بود.
خرید از مشتری
من همچنین مشتری داشتم که انتظارات بسیار واقع بینانه ای داشت. این نادر استاو آماده بود تا همه چیز را از دست بدهد اما نمی خواست در ادامه بدهی باشد. وقتی این اتفاق بیفتد ، می توانم تا آنجا که لازم است پاکت را فشار دهم زیرا نمی توانم آن را بدتر کنم. کار سخت تر برای من این است که مشتری نمی خواهد همه چیز را از دست بدهد ، اگرچه این نتیجه احتمالی است. سپس ، من نمی توانم به همان اندازه که نیاز دارم فشار بیاورم زیرا هر "عمل جنگ" توسط من ممکن است مشتری را در صورت عدم موفقیت در وضعیت بدتری قرار دهد.
من یک عمل جنگ را به عنوان یک عمل یا تهدید تعریف می کنم که در صورت مقاومت در برابر طرف مقابل بیشتر از ما صدمه می زند. با این حال ، اگر پذیرفته نشود ، غیرقابل برگشت می شویم. برخی از نمونه ها این است که جلوی پرداخت اصلی و بهره در وام بانکی یا متوقف کردن پرداخت صاحبخانه اجاره ماهانه یا پرداخت هزینه کافی برای پوشش حمل و نقل فعلی را بگیریم. وقتی چیزی برای از دست دادن ندارم و مخالفان تعاونی ندارم ، می توانم اقدامات یک جانبه ای را انجام دهم تا آنها را مجبور کنم که پیشنهادات "معقول" خود را بپذیرند.
برخی از جزئیات
همه چیز خوب پیش رفت اما در یک خط صاف و صاف نبود. برخی از برجستگی ها وجود داشت.
طرحی که من در کنار هم قرار دادم نوع طرحی بود که ممکن است با یک شرکت در فصل 11 انجام دهید اما 11 گزینه ای نبود. این شرکت هیچ منبع سرمایه اضافه شده و جریان نقدی کافی ، بر اساس نحوه عملکرد آن ، برای ادامه تجارت استفاده نمی شود. همچنین ، پرداخت به من ، وکیل و حسابداران شرکت (که درگیر این فعالیت نبودند) قادر به پرداخت پیش پرداخت نخواهند بود ، و من به تأیید دادگاه نیاز داشتم که اجرای برنامه من را به تأخیر می اندازد. علاوه بر این ، اقدامات من با بانک احتمالاً قادر به وقوع آن نبوده است زیرا من از آنجا که من پاسخگو به دادگاه بودم ، انجام می شد. بعلاوه ، این بانک طلبکار امن بود زیرا آنها در حساب های دریافتنی و موجودی حساب های دریافتی پتو داشتند. زمان از ذات بود و متحد شد تا این طرح را اجرا کند.
طبق یک فصل 11 ، اقدامات IRS ممکن است برای مدتی منجمد شده باشد ، اما آنها همچنان به کنترل خود ادامه می دادند و بعید به نظر می رسید که هر مجموعه ای ابتدا به بخش صندوق اعتماد که یک دستور راهپیمایی من بود ، اعمال می شدبشرهمچنین ، تأمین کننده اصلی مشتری سیاستی داشت که آنها در فصل 11 به مشتری نمی فروشند.
یک نکته دیگر این است که تأمین کننده اصلی دستور COD را نمی پذیرد و می خواست بدهی موجود را پرداخت کند. آنها همچنین می خواستند تعادل طولانی گذشته را کاهش دهند. ما موافقت کردیم که مبلغی برابر با هر سفارش جدید به علاوه 10 ٪ بپردازیم و این کل پرداخت ابتدا برای قدیمی ترین فاکتورها اعمال می شود. بنابراین ، به محض دریافت 22،000 دلار ، مبلغ 20،000 دلار مواد اولیه ارسال می شود و به حساب موجودی موجود در حساب های موجود اعمال می شود. آنها همچنین موافقت کردند که وقتی مانده حساب به 90 روز گذشته رسید ، از هرگونه هزینه و علاقه دیررس چشم پوشی و لغو کنند. آنها با این کار بسیار همکاری داشتند. پس از توافق ، هیچ مشکلی وجود نداشت. این طرح به عنوان یک مدل با سایر تأمین کنندگان استفاده شد. سلام ، همه آنها هنوز مشتری داشتند و بدهی در حال افزایش نخواهد بود.
تعادل جبران خسارت کارگران یک مشکل بود زیرا این یک سازمان شبه دولت بود. این مذاکره سنگین داشت. وقتی ارزیابی ها را بررسی کردم ، نشان دادم که چگونه برخی از کارمندان در گروه های بالاتری از آنچه باید بودند قرار داشتند ، و در حالی که آنها اجازه تصفیه (یا نمی خواستند) ، آنها موافقت کردند که تمام مجازات ها و علاقه ها را لغو کنند و 24 ماهه را پذیرفتند. پرداخت مبلغی که توافق کردیم بدهکار بود ؛تا زمانی که تمام پرداخت ها و ارزیابی های جدید به موقع پرداخت می شدند ، که آنها بودند.
درخواست از صاحبخانه برای کاهش 40 ٪ اجاره به مدت یک سال ، و در آن زمان ما آن را با آنها مرور می کنیم نیز سرگرم کننده نبود. با این حال ، هنگامی که من به او اطمینان دادم که مشتری من پس از آن چیزی پرداخت نمی کند و حداقل شش ماه طول می کشد تا مستاجر خود را اخراج کند و سپس او حداقل برای دو یا سه ماه دیگر فضای خالی داشته باشد. من با او (و همه) بسیار مستقیم و بی پرده بودم. بدون ظرافت توسط من ، اما کاملاً باز است. من همچنین برنامه خود را به او نشان دادم و گفتم كه اگر كار كند ، او پس از آن مستاجر خوبی خواهد داشت. من همچنین به او گفتم که این کاهش تعلیق نیست که بعداً پرداخت شود. این یک کاهش خارج و خارج بود.
هیچ کس رها نشد ، هیچ بخش قطع نشده بود ، و موجودی قدیمی پس از جمع شدن هر قسمت از طرح ، 15 سنت به دلار فروخته شد. قبل از آن ، وقتی اولین جلسه را ترک کردم ، به آنها گفتم که موجودی را تمیز کرده و آن را تازه جلوه دهند. به این ترتیب ، اگر یک بانکدار ، صاحبخانه ، یک مقام IRS یا هر کس دیگری بخواهد محل را بررسی کند ، یک تن موجودی را می دید که خوب به نظر می رسد. یک کارخانه با جعبه های پوشیده از گرد و غبار زیادی به نظر می رسد مانند تله.
این شرکت 100 ٪ متعلق به یک زن بود و این یک مسئله خبرنامه بود. در آن زمان ، من تماس های رسانه ای گسترده ای داشتم و می توانستم هرگونه رفتار ناعادلانه ای را که وی دریافت کرده بود ، تبلیغ کنم.
من با همه مقدم بودم. برنامه من را به همه نشان داد. من دستور کار پنهان نداشتم. من تا حد امکان شفاف بودم و این در روزهای قبل از آن یک اصطلاح مشترک بود. برای همه مهم بود که به من اعتماد کنند و اطمینان داشته باشند که من برای نجات شرکت تا حد ممکن کار می کنم. من همچنین هشدار دهنده نیستم اما با کاربردی ، منطق ، اعداد معقول سر و کار دارم و نشان دادم که چگونه هر آنچه را که پیشنهاد کردم حس خوبی کسب کرده است.
هزینه های من
به نظر می رسد در مورد هزینه ها تثبیت فعلی وجود دارد ، بنابراین در اینجا نحوه شارژ این مشتری را ارائه می دهم. من روزانه به مشتری می دادم که هر روز که در محل آنها بودم ، برای من پرداخت می شد. من هیچ کاری را که در دفتر خود یا برنامه ریزی خود انجام شده است ، هزینه نکردم. هر بار که از هواپیما پیاده می شدم ، آن روز چک به من داد. آنها تمام کرایه های هواپیما را پرداخت کردند و من همه چیز دیگر مانند پارکینگ در فرودگاه نیوآرک را پرداخت کردم. آنها برای همه ناهارها پرداخت کردند. این برای هر دوی ما خوب کار کرد. من کل هزینه ها را به خاطر نمی آورم ، اما من تقریباً هفتگی به آنجا می رفتم و گاهی اوقات دو بار در هفته. این همچنین یک تعامل بسیار جالب ، رمان و هیجان انگیز با افراد بسیار خوب بود (به جز رئیس بانک که من هرگز با آنها صحبت نکردم).
موارد بسیاری از این دست وجود دارد که من باید به صورت زمانی شارژ کنم زیرا هیچ راهی برای تخمین زمان یا میزان کارهایی که من انجام می دهم وجود ندارد. علاوه بر این ، من دوست ندارم که هر دهم ساعت کار را انجام دهم که کار سطح بالایی ، خلاق ، خلاقانه و احتمالاً منحصر به فرد را انجام می دهم. این چنین نمونه ای بود و نرخ روزانه هرگونه منفی را که احساس می کردم از بین می برد. من همچنین نمی خواستم مشتری هر بار که احساس می کرد می خواهد با من صحبت کند ، یک صندوق پول را به صدا در می آورد. علاوه بر این ، من با یک شرکت شکسته سر و کار داشتم و کل هزینه های من بالا بود. من نمی توانستم تصور کنم که این بسیار بالاتر است ، صرف نظر از ارزشی که من ایجاد کردم.
روز من با مشتری از ساعت 10:15 بامداد آغاز شد و ساعت 4 بعد از ظهر به پایان رسید. وقتی به فرودگاه رانده شدم. در آن روزها زودتر از زمانی که در دفتر کار خود کار کردم یا با مشتری ها در دفاتر یا کارخانه های آنها ملاقات کردم به خانه رسیدم.
موفقیت
حدود یک سال و نیم پس از اجرای برنامه ، من یک بار در ماه یک بار با تیم مدیریت و وکیل آنها (که من با آنها کاملاً خوب آشنا شدم) ملاقات کردم ، مانند یک هیئت مدیره غیررسمی. در بعضی از مواقع ، این شرکت به راحتی کار می کرد و جلسات من متوقف شد و سپس در نهایت تماس های من.
نتیجه این بود که شرکتی که در آستانه بسته شدن و انحلال توسط IRS قرار داشت ، می تواند ادامه یابد و رشد کند.
این یک تکلیف بسیار رضایت بخش بود. و چه کسی می گوید حسابداری خسته کننده است؟
ادوارد مندلوویتز ، CPA ، PFS ، ABV ، CFF ، با WithUmsmith+Brown ، PC ، در شرق برونزویک ، نیوجرسی شریک زندگی است. وی بیش از 40 سال تجربه حسابداری عمومی دارد ، یک حسابدار دارای مجوز عمومی در ایالت های نیوجرسی و نیویورک است و یکی از حسابداری 100 فرد با نفوذ امروز است. او همچنین استاد کمکی در برنامه MBA دانشگاه Fairleigh Dickinson است. نویسنده 29 کتاب ، آقای مندلوویتز صدها مقاله برای مجلات و خبرنامه های تجاری و حرفه ای نوشت و بیش از 350 برنامه CPE ارائه داد. او یک وبلاگ دو بار در هفته در www. withum. com/partners-network-log می نویسد.
آقای مندلوویتز را می توان با شماره (732) 743-4582 یا از طریق پست الکترونیکی به emendlowitz@withum. com تماس گرفت.
تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : زینالعابدین مراغهای
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
20 مرداد
1402 ساعت: 12:41