کل چربی و اسیدهای چرب امگا 3 در رابطه با فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز سرم (BDNF) و اختلالات روانی در بزرگسالان ایرانی مصرف می شود

ساخت وبلاگ

با توجه به یافته های متناقض از تحقیقات قبلی و شیوع رو به رشد اختلالات روانی ، ما ارتباط بین چربی کل رژیم غذایی و اسیدهای چرب امگا 3 را با فاکتور عصبی ناشی از مغز سرم (BDNF) ، افسردگی ، اضطراب و پریشانی روانی در بزرگسالان ایرانی بررسی کردیم. با استفاده از یک روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای ، 533 بزرگسال میانسال در این مطالعه مقطعی قرار گرفتند. از پرسشنامه فرکانس غذایی نیمه بادی 168 ماده برای بررسی میزان مصرف رژیم غذایی استفاده شد. یک نمونه خون ناشتا 12 ساعته برای اندازه گیری سرم BDNF ترسیم شد. مقادیر BDNF سرم در دکوراسیون اول سطح پایین در نظر گرفته شد. از پرسشنامه اضطراب و افسردگی بیمارستان (HADS) و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) برای ارزیابی افسردگی ، اضطراب و پریشانی روانی استفاده شد. رابطه U شکل بین چربی و شیوع اضطراب و پریشانی مشاهده شد. سومین کوارتیل مصرف چربی در مقایسه با کوارتیل اول به طور معنی داری مربوط به کاهش 80 ٪ احتمال افسردگی (OR = 0. 20 ، 95 ٪ CI 0. 05-0. 80) ، در مدل کاملاً تنظیم شده بود. شرکت کنندگان در کوارتیل سوم چربی در مقایسه با کسانی که در کوارتیل اول بودند ، 45 ٪ شانس کمتری برای پریشانی داشتند ، در مدل خام (OR = 0. 55 ، 95 ٪ CI 0. 33-0. 92). با این حال ، این انجمن پس از در نظر گرفتن مخدوشان ناپدید شد. بین اسیدهای چرب امگا 3 و احتمال افسردگی ، اضطراب یا پریشانی ارتباط معنی داری وجود نداشت. شیوع مقادیر کم BDNF در شرکت کنندگان مبتلا به افسردگی بیشتر بود ، در مقایسه با افراد غیر افسردگی (9/14 در مقابل 9 ٪ ؛ 0. 06 = P). این مطالعه مقطعی یک رابطه U شکل بین چربی و شیوع اضطراب و پریشانی را نشان می دهد. مصرف متوسط چربی مربوط به شانس پایین تر از افسردگی بود. شیوع مقادیر کم BDNF در افراد مبتلا به افسردگی در مقایسه با افراد غیر افسردگی کمی بیشتر بود.

معرفی

افسردگی ، اضطراب و پریشانی روانی رایج ترین اختلالات روانی است که بسیاری از مردم از آن در سراسر جهان رنج می برند. افسردگی و اضطراب به ترتیب تقریباً 4. 7 و 7. 3 ٪ از جمعیت در سراسر جهان 1،2 را تحت تأثیر قرار داده است. زنان بیشتر از مردان 3 مستعد ابتلا به اختلالات روانی هستند. شیوع افسردگی در ایران تقریباً 30 ٪ 4 بود. این اختلالات روانپزشکی اثرات جانبی بر کیفیت زندگی دارند و مربوط به چاقی ، التهاب ، بیماری قلبی عروقی (CVD) ، انفارکتوس میوکارد (MI) و رفتارهای خودکشی 5،6،7،8 است. بنابراین ، این اختلالات در نهایت می توانند منجر به افزایش میزان مرگ و میر 9 شوند.

حساسیت به افسردگی تحت تأثیر عوامل جنسیت ، ژنتیکی ، محیطی و غدد درون ریز 10،11 است. رژیم غذایی یکی از پارامترهای قابل اصلاح محیطی است که می تواند در درمان و مدیریت علائم اختلالات روانشناختی 12،13،14 نقش داشته باشد. از آنجا که سیستم عصبی مرکزی (CNS) بیشترین غلظت اسیدهای چرب را پس از بافت چربی دارد ، وضعیت خلق و خوی به شدت تحت تأثیر چربی غشای سلولی 15،16 است. مطالعات قبلی نشان داده است که مصرف رژیم غذایی اسیدهای چرب امگا 3 با اختلالات روانی مانند اضطراب و افسردگی 17،18،19 همراه است. فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) ، یکی از تنظیم کننده های اصلی رشد و عملکرد سیستم عصبی ، عضو خانواده پروتئین های ترشحی از جمله فاکتور رشد عصبی (NGF) ، نوروتروفین 3 و 4 است.، رشد نورون ها ، تشکیل سیناپس و عملکردهای شناختی 20. برخی از شواهد نشان می دهد که سطح BDNF سرم در بیماران مبتلا به افسردگی و اضطراب 21،22 کاهش می یابد. برخی از داروهای ضد افسردگی می توانند با افزایش بیان ژن BDNF 23 ، خلق و خوی را بهبود بخشند.

برخی از تحقیقات قبلی نشان داده اند که مصرف اسیدهای چرب امگا 3 ممکن است تأثیر مفیدی بر افسردگی و اختلالات اضطرابی داشته باشد 24،25، اما برخی دیگر این تأثیر را تأیید نکردند یا یافته های متفاوتی را در مردان و زنان گزارش کردند. از سوی دیگر، رابطه بین چربی معمول رژیم غذایی و دریافت اسیدهای چرب امگا 3 با سطوح سرمی BDNF هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته است. اکثر تحقیقات قبلی در این رابطه، با استفاده از طرح کارآزمایی بالینی تصادفی شده (RCT) اثر مکمل اسیدهای چرب امگا 3 را بر سطوح BDNF بررسی کرده اند. با توجه به یافته های متناقض تحقیقات قبلی و شیوع رو به رشد اختلالات روان شناختی، بر آن شدیم تا ارتباط بین دریافت چربی تام رژیم غذایی و اسیدهای چرب امگا 3 را با سطوح سرمی BDNF، افسردگی، اضطراب و پریشانی روان شناختی در بزرگسالان ایرانی بررسی کنیم.

روش ها و مواد

طراحی مطالعه و شرکت کنندگان

این مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت در سال 2021 انجام شد و شامل یک نمونه نماینده از بزرگسالان ایرانی ساکن در یک شهر مرکزی بزرگ ایران (اصفهان) بود. با در نظر گرفتن فاصله اطمینان 95 ٪ ، دقت (D) 4 ٪ و 30 ٪ شیوع افسردگی در بزرگسالان ایرانی 4 در نظر گرفته شده ، حداقل اندازه نمونه 505 برای این تحقیق قابل قبول بود. از آنجا که همه گیر Covid-19 در طول جمع آوری داده های ما بسیار شیوع داشت ، ما در مجموع 600 نفر را برای شرکت در این مطالعه دعوت کردیم. با استفاده از یک روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای ، 20 مدرسه در مناطق مختلف آموزشی شهر اصفهان انتخاب شدند. به منظور داشتن یک نمونه نماینده از بزرگسالان عمومی با وضعیت اقتصادی اقتصادی مختلف ، کلیه افرادی که در این مدارس منتخب کار می کردند (از جمله مدیران مدرسه ، کارمندان ، دستیاران ، معلمان و خدمه) برای شرکت در این مطالعه دعوت شدند. با این وجود ، ما افرادی را شامل نمی شد که (1) رژیم غذایی ویژه ای را دنبال می کردند.(2) باردار یا در یک دوره شیردهی بودند. و (3) سابقه قبلی دیابت نوع 1 ، سکته مغزی ، بیماری قلبی عروقی و سرطان داشت. در میان 600 نفر از افراد دعوت شده ، 543 نفر موافقت کردند که شرکت کنند. ده شرکت کننده دیگر از این امر مستثنی شدند زیرا (1) بیش از 70 مورد از FFQ آنها خالی بود (4 نفر).(2) آنها گزارش کل انرژی بیش از 4200 یا کمتر از 800 کیلو کالری در روز (3 نفر) را گزارش کردند.(3) آنها پرسشنامه های اختلالات روانی را کامل نکردند (3 نفر). بنابراین ، تجزیه و تحلیل فعلی روی 533 نفر انجام شد. از آنجا که بیماران مبتلا به اختلالات روانی تهاجمی معمولاً قادر به کار نیستند ، فقط 5. 2 ٪ از شرکت کنندگان در مطالعه (28 نفر) داروهای ضد روانپزشکی مصرف می کردند. بنابراین ، این معدود بیماران مبتلا به وضعیت کنترل شده در تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و سپس مصرف داروهای ضد روانپزشکی به عنوان یک مخدوش در تجزیه و تحلیل در نظر گرفته شد. همه شرکت کنندگان رضایت آگاهانه کتبی امضا کردند. پروتکل این مطالعه از نظر اخلاقی توسط کمیته اخلاق محلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تصویب شد (شماره Ir. mui. research. rec. 1399. 612). روش مطالعه با توجه به اعلامیه چک لیست هلسینکی و استروب انجام شد.

ارزیابی مصرف رژیم غذایی

مصرف رژیم غذایی با استفاده از پرسشنامه فرکانس غذایی نیمه کمی 168 ماده (FFQ) ، که به طور خاص برای بزرگسالان ایرانی 30 طراحی و تأیید شد ، مورد بررسی قرار گرفت. یک مطالعه اعتبار سنجی قبلی این FFQ ، میزان رژیم غذایی 132 بزرگسال میانسال را با استفاده از این FFQ در مقایسه با چندین فراخوان رژیم غذایی 24 ساعته مورد بررسی قرار داد. ضرایب همبستگی بین دریافت رژیم غذایی به دست آمده از دوازده فراخوان رژیم غذایی 24 ساعته و این FFQ برای چربی 0. 59 ، برای کل انرژی در کل ، 0. 65 برای پروتئین ها ، 65/0 برای منیزیم و 67/0 برای فیبر بود. قابلیت اطمینان این FFQ همچنین با مقایسه میزان مواد مغذی به دست آمده از FFQ در دو نوبت 1 ساله از هم جدا شد. به طور کلی ، مطالعه اعتبار سنجی ذکر شده نشان داد که این FFQ می تواند ابزاری مناسب و معتبر برای ارزیابی میزان مصرف معمول رژیم غذایی در بزرگسالان ایرانی 30 باشد. به شرکت کنندگان دستور داده شد که این FFQ را توسط یک متخصص تغذیه متخصص تکمیل کنند. از آنها خواسته شد تا فرکانس و میزان مصرف مواد غذایی خود را در سال گذشته گزارش دهند. سپس ، ما با استفاده از اقدامات خانگی ، اندازه بخش غذاهای مصرفی را به گرم در روز تبدیل کردیم. سرانجام ، ما با وارد کردن تمام مواد غذایی به نرم افزار Nutritionist IV ، روزانه انرژی و کلیه مواد مغذی را به دست آوردیم. مصرف اسیدهای چرب امگا 3 با جمع آوری میزان مصرف اسید ایکوزاپنتانوئیک (EPA) ، اسید Docosahexaenoic (DHA) و اسید آلفا لینولنیک (ALA) برآورد شد.

ارزیابی اختلالات روانشناختی و ارزشهای BDNF سرم

از نسخه معتبر فارسی از مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستان (HADS) برای ارزیابی اضطراب و افسردگی 31 استفاده شد. این پرسشنامه مختصر و مفید شامل 7 مورد برای خرده مقیاس اضطراب و 7 مورد برای خرده مقیاس افسردگی است. هر مورد از یک گزینه چهار نقطه ای با نمره 0-1-2-3 تشکیل شده است. بنابراین ، نمره ای در محدوده 0-21 برای اضطراب و افسردگی بدست می آید. نمرات بالاتر نشانگر سطح بالاتری از اضطراب و افسردگی است. نمره 7 یا کمتر به عنوان وضعیت عادی تعریف شد ، در حالی که نمره 8 یا بیشتر به عنوان اضطراب یا افسردگی در نظر گرفته می شد. برای ارزیابی سطح پریشانی روانی 32 ، از پرسشنامه پرسشنامه بهداشت عمومی (GHQ) نسخه 12 ماده ای استفاده شده است. این پرسشنامه ساده فرم از افراد درخواست می کند تا تجربه اخیر خود را در مورد پریشانی روانی گزارش دهند. هر مورد دارای 4 گزینه (کمتر از حد معمول ، عادی ، بیش از حد معمول و بسیار بیشتر از حد معمول) است. دو روش برای به دست آوردن این پرسشنامه ، دوتایی (0-0-11-1) و روش لیکرت (0-1-12-3) وجود دارد که به ترتیب نمره کل 12 یا 36 را ارائه می دهند. در مطالعه حاضر از روش امتیاز دهی دوقلوی استفاده شد. نمره بالاتر به عنوان درجه بیشتری از پریشانی روانشناختی تعریف شد. در مطالعه حاضر ، نمره در محدوده 0 تا 3 پریشانی روانی کم در نظر گرفته شد ، در حالی که نمره 4 یا بیشتر پریشانی روانی بالا در نظر گرفته می شد.

نمونه خون پس از یک وضعیت روزه یک شب 12 ساعته به دست آمد. سرم جدا شده با سانتریفیوژ نمونه لخته تهیه شد. مقادیر BDNF سرم با استفاده از کیت های تجاری ELISA (Zellbio ، Veltlinerweg ، آلمان) اندازه گیری شد. محدوده سنجش برای BDNF از 0. 312 تا 20 نانوگرم در میلی لیتر با حساسیت 0. 078 نانوگرم در میلی لیتر بود. CV داخل سنجی و بین سنجی به ترتیب بود<8% and <10%. Based on a previous study 33 , we ranked participants based on deciles of serum BDNF concentrations and considered those in the first decile of BDNF values (serum BDNF level <0.47 ng/mL) as individuals with low serum BDNF values.

ارزیابی متغیرهای دیگر

با استفاده از آنالایزر ترکیب بدن (Tanita MC-780MA ، توکیو ، ژاپن) ، وزن با لباس سبک و بدون کفش اندازه گیری شد. ارتفاع بدون کفش با استفاده از اندازه نوار نصب شده روی دیوار اندازه گیری شد. شاخص توده بدنی (BMI) با تقسیم وزن در کیلوگرم با ارتفاع مربع در متر (کیلوگرم در متر 2) محاسبه شد. با استفاده از یک اسفیمومومتر دیجیتال (Omron ، M3 ، HEM-7154-E ، ژاپن) با دقت 0. 5 میلی متر جیوه ، فشار خون دو بار برای هر شرکت کننده پس از 5 دقیقه زمان استراحت در یک حالت نشسته اندازه گیری شد. میانگین این اندازه گیری ها ثبت شد.

فعالیت بدنی با استفاده از پرسشنامه معتبر بین المللی فعالیت بدنی (IPAQ) 34 ارزیابی شد. برای بررسی وضعیت اقتصادی-اجتماعی (SES) از پرسشنامه خود ایفا از جمله شغل، تعداد اعضای خانواده، سرپرست خانوار، شغل سرپرست خانوار، مالکیت خانه، نوع خانه، تعداد خودروهای خانوادگی، نوع خودرو استفاده شد.، تعداد لپ تاپ، تعداد سفر در سال (داخل یا خارج از کشور)، درآمد تقریبی شرکت کننده و درآمد تقریبی خانوار. نمرات این آیتم ها برای تعیین نمره کل SES جمع شدند. سپس افراد در سه سطح وضعیت SES پایین، متوسط و بالا رتبه بندی شدند. اطلاعات سایر متغیرها مانند سن، جنس، مصرف سیگار، سابقه پزشکی، وضعیت تاهل و تحصیلات با استفاده از پرسشنامه خود ایفا جمع آوری شد. اطلاعات دریافتی از داروهای ضد افسردگی (شامل نورتریپتیلین، آمی تریپتیلین، ایمی پرامین، فلوکستین، سیتالوپرام و فلووکسامین) و دریافت مکمل های غذایی (شامل ویتامین D، امگا 3، B کمپلکس، ویتامین B1، B2، B3، B6، نوروبی، مولتی ویتامینکلسیم و آهن) که مربوط به اختلالات روانی بودند نیز جمع آوری شد.

روش های آماری

توزیع عادی متغیرها با استفاده از آزمون Kolmogoro v-Smiov مورد بررسی قرار گرفت. داده ها به عنوان میانگین ± SD/SE برای متغیرهای مداوم و درصد برای متغیرهای طبقه بندی گزارش شده است. اول ، افراد به کوارتیل های دریافت چربی (به عنوان درصد کل مصرف انرژی) و مصرف اسیدهای چرب امگا 3 تنظیم شده با انرژی در رتبه بندی شدند. از آزمون مجذور کای و تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) برای مقایسه متغیرهای طبقه بندی و مداوم در کوارتیل های چربی و اسیدهای چرب امگا 3 استفاده شد. با استفاده از تجزیه و تحلیل کواریانس (ANCOVA) ، ما رابطه جنسی ، سن و مصرف رژیم غذایی تنظیم شده توسط انرژی افراد را در سرتاسر کوارتیل های چربی و اسیدهای چرب امگا 3 گزارش دادیم. رگرسیون لجستیک باینری برای گزارش نسبت شانس (OR) و فاصله اطمینان 95 ٪ (95 ٪ CI) برای اختلالات روانشناختی در کوارتیل های قرار گرفتن در معرض ، در مدلهای نفت خام و چند متغیره تنظیم شده استفاده شد. در مدل اول ، تنظیماتی برای مصرف انرژی ، سن و جنس انجام شد. اثرات وضعیت تأهل ، آموزش ، فعالیت بدنی ، سیگار کشیدن ، فشار خون بالا ، دیابت ، مصرف داروهای ضد افسردگی ، مصرف مکمل های رژیم غذایی و SES علاوه بر این در مدل دوم کنترل می شود. تنظیم بیشتر برای BMI در آخرین مدل انجام شد. اولین کوارتیل از اسیدهای چرب چربی یا امگا 3 در همه مدل ها به طبقه مرجع در نظر گرفته شد. کوارتیل های چربی یا اسیدهای چرب امگا 3 به عنوان متغیرهای مداوم برای تعیین روند در مدلهای رگرسیون لجستیک درمان شدند. علاوه بر این ، ما با استفاده از ANOVA و ANCOVA ، میانگین غلظت BDNF سرم (± SE) در کوارتل های چربی و اسیدهای چرب امگا 3 را با استفاده از ANOVA و ANCOVA تنظیم کردیم. از آزمون دقیق فیشر Chi-Square برای گزارش شیوع مقادیر کم BDNF استفاده شد (Decile 1 BDNF یا مقادیر<0.47 ng/mL) in participants with and without psychological disorders. All statistical analyses were performed using the SPSS software version 21 (SPSS Inc., version 21.0, Chicago, IL). P values less than 0.05 were considered statistically significant.

تأیید اخلاقی و رضایت از شرکت

روش مطالعه طبق اعلام لیست چک هلسینکی و استروب انجام شد. همه شرکت کنندگان رضایت کتبی آگاهانه ارائه دادند. پروتکل مطالعه توسط کمیته اخلاق محلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تصویب شد (شماره IR. MUI. Research. Rec. 1399. 612).

نتایج

در مجموع 533 بزرگسال ایرانی در مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت فعلی قرار گرفتند. 53. 8 ٪ از آنها مرد بودند. ميانگين سني ، وزن و BMI شركت كنندگان به ترتيب 5/42 (11. 15 ±) سال ، 75. 7 (14. 5 ±) كيلوگرم و 9/26 (41 ±) كيلوگرم در متر 2 بود. در میان آنها ، 18. 9 ، 5. 1 و 33. 4 ٪ به ترتیب از افسردگی ، اضطراب و پریشانی روانی بالا رنج بردند. میانگین غلظت BDNF سرم در شرکت کنندگان در مطالعه 1. 25 نانوگرم در میلی لیتر بود. میانگین چربی و اسیدهای چرب امگا 3 به ترتیب 91. 91 (0. 30 ±) (درصد مصرف انرژی) و 0. 14 (0. 004 ±) (گرم در روز) بود.

خصوصیات عمومی و مصرف رژیم غذایی شرکت کنندگان در مطالعه در سراسر کوارتیل های چربی و اسیدهای چرب امگا 3 در جداول 1 و 2 ارائه شده است. آنهایی که در رده برتر چربی و اسیدهای چرب امگا 3 قرار دارند ، بیشتر احتمال دارد که زنان ، جوان تر باشند. و در مقایسه با گروه پایین ، وضعیت اقتصادی اقتصادی و مکمل رژیم غذایی بالاتری داشت. افراد در آخرین کوارتیل چربی دریافت انرژی بیشتری از انرژی ، پروتئین ، کلسترول ، اسید چرب اشباع شده (SFA) ، اسید چرب اشباع نشده (MUFA) ، اسید چرب اشباع نشده (PUFA) ، لبنیات ، قرمز و پردازش شده گوشت و ویتامین B6 ، و ویتامین B6 داشتند. و کم مصرف کربوهیدرات ها ، فیبر کل ، تیامین ، آهن ، کامل و تصفیه شده و میوه ها ، در مقایسه با موارد موجود در اولین کوارتیل چربی. در صورت مصرف اسیدهای چرب امگا 3 ، افراد موجود در کوارتیل بالای مصرف دارای کلسترول ، SFA ، MUFA ، PUFA ، ویتامین B6 ، غلات و سبزیجات کامل ، و میزان کمتری از کربوهیدرات ها ، تیامین ، آهن و دانه های تصفیه شده بودند ،در مقایسه با دسته اول.

figure 1

figure 2

نسبت شانس تعدیل شده چند متغیره (OR) و فاصله اطمینان 95 درصد (CI) برای اختلالات روان شناختی در میان شرکت کنندگان در مطالعه در میان ربع های چربی و دریافت اسیدهای چرب امگا 3 تنظیم شده با انرژی در جدول 3 ارائه شده است. ربع سوم مصرف چربی در مقایسه با اولی 80% شانس کمتری برای افسردگی داشت (OR = 0. 20، 95% CI 0. 05-0. 80). علاوه بر این، شرکت کنندگان در چارک سوم مصرف چربی در مقایسه با کسانی که در چارک اول بودند، به طور قابل توجهی 45 درصد شانس کمتری برای پریشانی داشتند، در مدل خام (OR = 0. 55، 95٪ فاصله اطمینان (CI): 0. 33-0. 92). با این حال، این ارتباط پس از تنظیمات برای همه عوامل مخدوش کننده بالقوه ناپدید شد (OR = 0. 61، 95٪ فاصله اطمینان (CI): 0. 25-1. 48). مصرف چربی در مدل های خام یا کاملاً تعدیل شده ارتباط معنی داری با اضطراب نداشت. در مورد مصرف اسیدهای چرب امگا 3، ارتباط معنی داری بین دریافت اسیدهای چرب امگا 3 و احتمال افسردگی، اضطراب و پریشانی در مدل خام وجود نداشت. پس از تنظیم برای عوامل مخدوش کننده بالقوه، ارتباط معکوس بین مصرف اسیدهای چرب امگا 3 و اختلالات روانی مشاهده شد (برای افسردگی: ORQ4 در مقابل Q1= 0. 78، 95% فاصله اطمینان (CI): 0. 27-2. 20; برای اضطراب: یاQ4 در مقابل Q1= 0. 45، 95% فاصله اطمینان (CI): 0. 04-4. 3; برای پریشانی: ORQ4 در مقابل Q1= 0. 63، 95% فاصله اطمینان (CI): 0. 27-1. 47)؛اما این ارتباط ها از نظر آماری معنی دار نبودند.

figure 3

شیوع مقادیر کم BDNF در شرکت کنندگان در مطالعه با و بدون اختلالات روانی در شکل 4 نشان داده شده است. شیوع مقادیر BDNF پایین در شرکت کنندگان مبتلا به افسردگی در مقایسه با افراد غیر افسرده بیشتر بود (14. 9٪ در مقابل 9٪؛ P.= 0. 06). شیوع مقادیر کم BDNF در شرکت کنندگان دارای اضطراب (0. 52 = P) و پریشانی روانی (0. 32 = P) تفاوت معنی داری با افراد سالم نداشت.

figure 4

بحث

در مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت فعلی ، بین میزان چربی و شیوع اضطراب و پریشانی رابطه U شکل وجود داشت. اگرچه افزایش چربی از سطح پایین (Q1: 18. 12 درصد از مصرف انرژی) تا مصرف متوسط (Q3: 28. 90 درصد از مصرف انرژی) مربوط به کاهش شدیدتر در شیوع اضطراب و پریشانی ، میزان چربی بالاتر است (Q4: 36. 12 ٪ ازدرصد مصرف انرژی) با افزایش شیوع اضطراب و پریشانی همراه بود. علاوه بر این ، میزان چربی متوسط در مقایسه با مصرف کم (Q3 در مقابل Q1) مربوط به شانس پایین تر افسردگی بود. علاوه بر این ، شرکت کنندگان که از افسردگی رنج می برند ، در مقایسه با افراد غیر افسردگی ، برای مقادیر کم BDNF شانس کمی بالاتر داشتند. با این حال ، بین مصرف اسیدهای چرب امگا 3 و اختلالات روانشناختی رابطه معنی داری مشاهده نشد. هیچ ارتباط معنی داری بین مقادیر دریافتی اسیدهای چرب چربی یا امگا 3 و مقادیر BDNF مشاهده نشد.

تحقیقات فعلی نشان داد که درصد قابل توجهی از بزرگسالان ایرانی از افسردگی (9 /18 ٪) ، اضطراب (5. 1 ٪) و پریشانی (4 /33 ٪) رنج می برند. این اختلالات روانی تأثیرات جانبی بر کیفیت زندگی دارند و می توانند خطر ابتلا به بیماری های غیر واگیر (NCDS) 35 را افزایش دهند. ما یک ارتباط U شکل بین چربی و شیوع اختلالات روانی پیدا کردیم. بنابراین ، می توان از نظر بالینی به مردم ایران توصیه کرد که چربی خود را در محدوده 26-31 ٪ از مصرف انرژی خود حفظ کنند تا خطر ابتلا به اختلالات روانی را کاهش دهد.

رابطه بین مواد مغذی و خطر افسردگی در چندین مطالعه قبلی مورد بررسی قرار گرفت. در یک مطالعه مقطعی که اخیراً منتشر شده است ، از پایگاه داده های بررسی ملی بهداشت و تغذیه (NHANES) و کره جنوبی Nhanes (K-Nhanes) برای این ارزیابی استفاده شد. مصرف پروتئین به طور معکوس با شانس افسردگی همراه بود. علاوه بر این ، میزان مصرف کربوهیدرات مربوط به افزایش شانس افسردگی بود ، تنها در جمعیت ایالات متحده. با این وجود ، هیچ ارتباطی بین مصرف چربی و شانس افسردگی 36 وجود ندارد. یک تجزیه و تحلیل کوهورت مشابه همچنین ارتباط بین مصرف اسیدهای چرب و خطر افسردگی در فارغ التحصیلان دانشگاه اسپانیا (پروژه SUN) را مورد بررسی قرار داده است. این تحقیق رابطه مستقیمی بین مصرف چربی و خطر افسردگی را نشان می دهد. با این حال ، یک ارتباط ضعیف معکوس بین MUFA ، PUFA و روغن زیتون و خطر افسردگی 37 یافت شد. تا آنجا که ما می دانیم ، مطالعه ما اولین تحقیق بود که رابطه U شکل بین چربی و شیوع اضطراب و پریشانی را نشان داد. علاوه بر این ، مصرف چربی متوسط با کاهش شانس افسردگی همراه بود. تجزیه و تحلیل دیگر رابطه اسیدهای چرب امگا 3 با اختلال اضطراب را با استفاده از مطالعه طولی برزیل از پایگاه داده سلامت بزرگسالان (ELSA-BRASIL) بررسی کرد. مطالعه مقطعی ذکر شده ارتباط معکوس بین EPA ، DHA ، اسید Docosapentaenoic (DPA) و اختلالات اضطرابی را نشان داد. علاوه بر این ، نسبت N - 6/N - 3 مستقیماً با اختلال اضطراب همراه بود. با این حال ، این روابط پس از تنظیم برای مقایسه های متعدد 25 ناپدید شد. به طور مشابه ، ما نتوانستیم رابطه معنی داری بین اسیدهای چرب امگا 3 و اختلالات روانشناختی در مدلهای خام و تنظیم شده پیدا کنیم.

یک کارآزمایی بالینی تصادفی نشان داد که 1 گرم در روز اسید اتیل ایکوزپنتائنوئیک (E-EPA) نمی تواند سطح BDNF سرم را در بیماران مبتلا به دیابت و افسردگی عمده 38 بهبود بخشد. با این حال ، یک مکمل اسیدهای چرب 8 هفته ای امگا 3 در بیماران مرد مبتلا به بیماری عروق کرونر (CAD) تأثیر مطلوبی بر مقادیر BDNF ، پروتئین واکنشی C با حساسیت بالا (HS-CRP) و کلسترول لیپوپروتئین با چگالی کم داشت (LDL-C) 39. علاوه بر این ، مکمل اسیدهای چرب امگا 3 سطح BDNF را در بیماران دیابتی بالا می برد ، در حالی که هیچ تأثیر معنی داری بر شاخص های آنتروپومتریک 29 یافت نشد. اگرچه چندین RCT تأثیر مکمل اسیدهای چرب امگا 3 در گردش غلظت BDNF را بررسی کرده اند ، اما رابطه مصرف چربی رژیم غذایی معمول یا اسیدهای چرب امگا 3 با مقادیر BDNF سرم تا کنون مورد بررسی قرار نگرفته است. مطالعه اپیدمیولوژیک فعلی رابطه چربی رژیم غذایی طولانی مدت و اسیدهای چرب امگا 3 با مقادیر BDNF سرم را مورد بررسی قرار داده است و ما دریافتیم که مصرف متوسط چربی ممکن است با سطح BDNF سرم بالاتر همراه باشد. مطالعات بیشتر با طراحی آینده نگر برای روشن کردن این انجمن مورد نیاز است.

مکانیسم های مختلفی برای روشن شدن اثرات مطلوب یا نامطلوب مصرف چربی بر اختلالات روانی ارائه شده است. اسیدهای چرب اجزای مهم CNS در بدن انسان هستند. محتوای چربی غشای سلولی می تواند بر وضعیت خلق و خوی 15،16 تأثیر بگذارد. علاوه بر این ، میزان اسید اولئیک رژیم غذایی یک اسید چرب از نظر بیولوژیکی فعال است که می تواند مربوط به خطر کمتری از افسردگی 40 باشد. علاوه بر این ، PUFA های امگا 3 در انتقال سیگنال ، عملکرد گیرنده ، بازگرداندن انتقال دهنده عصبی نقش دارند و با افزایش سیالیت غشایی 41 می توانند حمل و نقل سروتونین را افزایش دهند. عوامل التهابی نقش مهمی در سنتز ، پردازش و انتقال انتقال دهنده های عصبی (مانند سروتونین ، گلوتامات و دوپامین) 42 دارند. شواهد قبلی نشان داد که اختلالات روانی مانند افسردگی با پاسخ التهابی سیستم ایمنی بدن و افزایش سیتوکین های التهابی 43 همراه است. با این حال ، برخی از اسیدهای چرب ، به ویژه اسیدهای چرب امگا 3 می توانند بیان سیتوکین ها مانند فاکتور نکروز تومور-آلفا (TNF-α) و اینترلوکین-1beta (IL-1β) 44 را مهار کنند.

از سوی دیگر، تجزیه و تحلیل فعلی نشان داد که مصرف چربی زیاد در مقایسه با مصرف متوسط با افزایش خطر اختلالات روانی مرتبط است. شایان ذکر است که پراکسیداسیون لیپیدی و پاسخ التهابی - به دلیل مصرف زیاد چربی - به شدت در بروز اختلالات روانی نقش دارد. علاوه بر این، یک رژیم غذایی ناسالم با محتوای چربی بالا منبع ضعیفی از ویتامین ها، مواد معدنی، پلی فنول ها و فیبرها است که در نوروژنز و محافظت عصبی نقش دارند. غذاهای پرچرب مانند غذاهای فرآوری شده سرشار از اسیدهای چرب اشباع هستند که می توانند علائم اختلالات روانی را از طریق میکروبیوتای روده و مسیرهای التهابی افزایش دهند. علاوه بر این، باید در نظر گرفت که التهاب و اختلالات روانی ناشی از رژیم غذایی پرچرب ممکن است اثر نامطلوبی بر غلظت BDNF سرم، به عنوان یک مولکول میانجی داشته باشد.

پژوهش حاضر دارای نقاط قوت و ضعفی است. این تحقیق بر روی نمونه ای نماینده از بزرگسالان با موقعیت های اجتماعی-اقتصادی مختلف انجام شد. بنابراین، یافته ها را می توان به کل جمعیت بالغ تعمیم داد. اختلالات روانشناختی و دریافت های غذایی با استفاده از پرسشنامه های معتبر مورد بررسی قرار گرفت. علاوه بر این، اثرات چندین عامل مخدوش کننده بالقوه در آنالیزها کنترل شد. با این وجود، محدودیت هایی وجود داشت که باید در تفسیر یافته ها در نظر گرفته شود. با توجه به طراحی مقطعی مطالعه، نتوانستیم رابطه علی بین دریافت چربی یا اسیدهای چرب امگا 3 و اختلالات روانی را استنباط کنیم. مطالعات آینده نگر بیشتری باید برای تأیید علیت انجام شود. اگرچه یک FFQ معتبر برای ارزیابی دریافت رژیم غذایی استفاده شد، سوگیری یادآوری ممکن است بر یافته ها تأثیر بگذارد. استفاده از FFQ خود گزارش دهی ممکن است منجر به طبقه بندی اشتباه افراد در بین دسته های مصرف چربی یا اسیدهای چرب امگا 3 شود. علاوه بر این، مطالعه حاضر در یکی از استان های مرکزی ایران (اصفهان) انجام شد که مصرف منابع غنی از امگا 3 مانند غذاهای دریایی بسیار کم بود. بنابراین، محدوده دریافت اسیدهای چرب امگا 3 در میان چارکی ها بسیار باریک بود (چرک اول در مقابل آخرین: 0. 06 در مقابل 0. 27 گرم در روز). این نکته ممکن است منجر به ارتباط های مشاهده شده باطل بین دریافت امگا 3 و نتایج مورد علاقه شود. اگرچه این مطالعه بر روی یک جمعیت عمومی انجام شده است، انتخاب شرکت کنندگان از یک سازمان می تواند بر تعمیم پذیری یافته ها تأثیر بگذارد. در نهایت، اثر مخدوش کننده های باقیمانده نیز باید در نظر گرفته شود.

در نتیجه ، این مطالعه مقطعی یک رابطه U شکل بین مصرف چربی و شیوع اضطراب و پریشانی را نشان می دهد. علاوه بر این ، مصرف متوسط چربی مربوط به شانس کمتر افسردگی بود. علاوه بر این ، شیوع مقادیر کم BDNF در افراد مبتلا به افسردگی در مقایسه با افراد غیر افسردگی کمی بیشتر بود. مطالعات بیشتر با طراحی آینده نگر برای تأیید این یافته ها لازم است.

در دسترس بودن داده ها

داده هایی که از یافته های این مطالعه پشتیبانی می کنند ، با درخواست معقول از نویسنده مربوطه در دسترس هستند. در نتیجه ، این مطالعه مقطعی یک رابطه U شکل بین چربی و شیوع اضطراب و پریشانی را نشان می دهد. علاوه بر این ، مصرف متوسط چربی مربوط به شانس کمتر افسردگی بود. علاوه بر این ، شیوع مقادیر کم BDNF در افراد مبتلا به افسردگی در مقایسه با افراد غیر افسردگی کمی بیشتر بود. مطالعات بیشتر با طراحی آینده نگر برای تأیید این یافته ها لازم است.

تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : زین‌العابدین مراغه‌ای بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 20 مرداد 1402 ساعت: 17:43