مرجان ساتراپی در تخت جمشید که توسط لس آنجلس تایمز به عنوان «یکی از تازه ترین و بدیع ترین خاطرات روزگار ما شناخته می شود»، ما را با خاطرات دلخراش خود در کمیک استریپ درباره بزرگ شدن در ایران در دوران انقلاب اسلامی خیره کرد. در ادامه داستان جذاب اوست. در سال 1984، مرجان از بنیادگرایی و جنگ با عراق فرار کرد تا زندگی جدیدی را در وین آغاز کند. زمانی که او به آنجا می رسد، دور از دوستان و خانواده اش با آزمایشات نوجوانی روبرو می شود، و در حالی که به زودی جایی برای خود در میان گروهی از افراد خارجی پیدا می کند، به مبارزه برای احساس تعلق ادامه می دهد.
مرجان که متوجه می شود بیش از حد توانش برای خانه اش تنگ شده است، پس از فارغ التحصیلی به ایران باز می گردد. بازگشت دشوار او به خانه او را مجبور می کند تا با تغییراتی که هم او و هم کشورش در غیاب او متحمل شده اند و شرمندگی از آنچه که به عنوان شکستش در اتریش درک می کند، مقابله کند. مرجان اجازه می دهد تا گذشته اش بر او سنگینی کند تا اینکه دوستان همفکری پیدا می کند، عاشق می شود و شروع به تحصیل هنر در دانشگاه می کند. با این حال، سرکوب و شوونیسم مورد تایید دولت در نهایت او را به این پرسش سوق داد که آیا می تواند آینده ای در ایران داشته باشد یا خیر.
پرسپولیس 2 به اندازه نسخه قبلی خود خنده دار و کوبنده است، یکی دیگر از محکومیت های آشکار و خشن بهای انسانی بنیادگرایی است. در به تصویر کشیدن مبارزات بزرگ شدن - که در اینجا با وضعیت مرجان به عنوان یک بیگانه هم در خارج و هم در داخل ترکیب شده است - خام، صادقانه و فوق العاده روشنگر است.
- ژانرها رمان های گرافیکی غیرداستانی طنز خاطرات بیوگرافی تاریخ ایران
. بیشتر
187 صفحه، شومیز
اولین بار در 1 ژانویه 2003 منتشر شد
جزئیات و نسخه های کتاب در حال بارگذاری رابط در حال بارگذاری رابط
درباره نویسنده

مرجانه ساتراپی
32 کتاب 5273 فالوور
مرجان ساتراپی (فارسی: مرجان ساتراپی) رمان نویس، تصویرگر، کارگردان فیلم های انیمیشن، و نویسنده کتاب های کودکان و نوجوانان ایرانی الاصل، رمان نویس معاصر گرافیک فرانسوی است. او به غیر از زبان مادری خود فارسی، انگلیسی، سوئدی، آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی صحبت می کند.
ساتراپی در خانواده ای که قبل از انقلاب ایران درگیر جنبش های کمونیستی و سوسیالیستی در ایران بود ، در تهران بزرگ شد. او در Lycée Français در آنجا شرکت کرد و به عنوان یک کودک شاهد سرکوب روزافزون آزادی های مدنی و عواقب زندگی روزمره سیاست ایران ، از جمله سقوط شاه ، رژیم اولیه روه الله خمینی و سالهای اول ایران بودجن گ-عراق. او یک حمله هوایی عراقی و حملات موشکی Scud به تهران را تجربه کرد. به گفته پرسپولیس ، یک اسکاد به خانه کنار او برخورد کرد و دوست و تمام خانواده خود را به قتل رساند.
خانواده ساتراپی از اجدادی آذری ایرانی دور هستند و فرزندان ناصر الدین شاه ، شاه ایران از سال 1848 تا سال 1896 هستند. ساتراپی گفت که "اما شما باید پادشاهان سلسله قوجار را بشناسید ، آنها صدها نفر از همسران داشتند. هزاران کودک. اگر این بچه ها را بر اساس نسلی خود ضرب کنید ، من نمی دانم ، 10-15000 شاهزاده [و شاهزاده خانم]. هیچ چیز خاصی در این مورد وجود ندارد. "وی افزود: به دلیل این جزئیات ، بیشتر خانواده های ایرانی به قول سیمون هاتنستون از گاردین "Blue Blooded" خواهند بود.
در سال 1983 ، در سن 14 سالگی ساتراپی توسط والدینش به منظور فرار از رژیم ایران توسط والدینش به وین اتریش فرستاده شد. در آنجا او در Lycée Français de Viee شرکت کرد. براساس رمان گرافیکی زندگی نامه خود ، پرسپولیس ، او طی سالهای دبیرستان در وین ماند و در خانه های دوستان ماند ، اما سه ماه در خیابان ها زندگی کرد. پس از یک دوره تقریباً کشنده پنومونی ، او به ایران بازگشت. او در زمینه ارتباطات بصری تحصیل کرد و سرانجام مدرک کارشناسی ارشد را از دانشگاه آزاد اسلامی در تهران دریافت کرد.
در این مدت ، ساتراپی به مهمانی های غیرقانونی متعدد به میزبانی دوستانش رفت و در آنجا با مردی به نام رضا ، جانباز جنگ ایران و عراق آشنا شد. او در سن 21 سالگی با او ازدواج کرد ، اما تقریباً سه سال بعد طلاق گرفت. ساتراپی سپس به استراسبورگ فرانسه نقل مکان کرد.
رتبه بندی و بررسی
شما چی فکر میکنید؟ به این کتاب امتیاز دهید یک بررسی بنویسید
دوستان و زیر
بررسی جامعه
71،988 رتبه بندی 3،010 بررسی 5 ستاره 32،541 (45 ٪) 4 ستاره 26،244 (36 ٪) 3 ستاره 10،067 (13 ٪) 2 ستاره 2،126 (2 ٪) 1 ستاره 1،010 (1 ٪) متن بررسی جستجو نمایش 1 - 30 از 3،008 بررسی

746 بررسی 3،434 دنبال کننده
گویی که انقلاب ایران قبلاً به اندازه کافی بد نبوده است ، بزرگ شدن در یک کشور غربی نیز دارای نقص های خود است
چون در هر دو دنیا، او یک فرد خارجی است، اما حداقل یک گروه از دوستان دارد که با هم یکپارچه نیستند و به او کمک می کنند در یک مکان بسیار عجیب و غریب و خارجی ساکن شود (من اهل اتریش هستم و دارای امتیازات جهانی هستم). مشکل این است که برای مقابله با چنین گذشته آسیب زا که او نمی تواند تنها در یک کشور خارجی پشت سر بگذارد، بسیار بیشتر از دوستان خوب نیاز دارد. بنابراین او تصمیم می گیرد
یک بار دیگر امتحان کنید این می تواند به عنوان تلاش دوم برای مبارزه با سیستم تلقی شود، اما، مانند بار اول، نمی تواند کار کند. یک انسان در برابر یک سیستم بیشتر فقط در افسانه ها برنده می شود. با این حال، این رمان یکی از
مهم ترین آثاری که زنان را در رنج بنیادگرایی نشان می دهند زیرا فرقی نمی کند تحت کدام پرچم، نماد یا ایدئولوژی، تبعیض، استثمار، شکنجه و کشتار یکسان است. شاید کمی پیچیده تر باشد تا جلوه متمدنانه ای به آن ببخشد، اما رویکرد توتالیتر همیشه یکسان باقی می ماند. در حالی که کتاب های دیگری که به مسائل خاصی می پردازند برای گروه های نسبتاً کوچکی از افراد با سن خاص، گرایش جنسی، ایدئولوژی سیاسی و غیره جالب هستند، این کتاب برای صدها میلیون زن نوشته شده است که در رنج هستند. این است
زندگی واقعی داستان Handmaid اگر دولت ها در آفریقا و خاورمیانه دموکراتیزه می شدند، آن ها با تعجب به توصیف یک آینده بدیل احتمالی و نابسامان نگاه می کردند، دوره ای از تندروهای تئوکراتیک که رهایی مترقی را در هم می کوبیدند.
تروپ ها نشان می دهند که ادبیات چگونه مفهوم سازی و خلق می شود و کدام ترکیب عناصر، آثار و ژانرها را منحصر به فرد می کند: https://tvtropes. org/pmwiki/pmwiki. ph.
174 لایک 2 نظر

784 بررسی 3003 دنبال کننده
این جلد دوم از زندگینامه ستراپی کمی شخصی تر است. این شامل شکست او در سازگاری با زندگی در اتریش و بازگشت به ایران، تلاش او برای سازگاری مجدد، ازدواج کوتاه او و با تصمیم او برای بازگشت به اروپا، این بار به فرانسه، جایی که در آنجا باقی خواهد ماند، پایان می یابد.
111 لایک 4 نظر

3, 815 بررسی 69. 1k دنبال کننده
تخت جمشید نام یونانی شهر باستانی پارسا است که در هفتاد مایلی شمال شرقی شیراز در ایران کنونی قرار دارد.. چون من در مورد آن متعجب بودم
خوب، نیمه دوم این داستان (شماره 3 و 4) کمتر در مورد انقلاب است، و بیشتر درباره یک زن جوان است که در حال بزرگ شدن است، و خود را در این راه کشف می کند. بله، این یک داستان ماهی خارج از آب است، اما بیشتر داستان ها زمانی است که شما در مورد آن دوره زمانی بین نوجوان و بزرگسال صحبت می کنید.
Satrapi has an extra layer of awkwardness, because she's alone in a foreign country during this time. Plus, the upheaval that happened in her country during her childhood gave her a different outlook on things than most of the فرزنداننوجوانان در مدرسه شبانه روزی او. خط پایین ، هر چند؟همه می خواهند در آن سن جای بگیرند.
بنابراین ، او کاری را انجام می دهد که همه ما در آن زمان از زندگی خود انجام دادیم. او آزمایش می کند ، او شورش می کند ، عاشق می شود ، قلبش را شکسته می کند ، غرور او را خرد می کند ، خودش را از دست می دهد و سپس راهی خانه می شود. متأسفانه ، ایران دقیقاً همان کشوری نبود که کاوش در چه کسی را آسان کرد یا خود را پیدا کرد. ترکیب ارزشهای دینی با قوانین ، این کار را برای او و سایر بزرگسالان جوان انجام داد که کارهای عادی را انجام دهیم که بیشتر ما به عنوان مناسک گذرگاه از آن استفاده می کنیم.

و من نمی گویم مردان کشورش این کار را آسان کرده اند ، اما زن بودن در چنین جامعه سرکوب شده؟وای. باور کردن که هنوز مکانهای مانند این در جهان وجود دارد ، دشوار است.
خوب ، در حالی که این یک داستان واقعاً خوب بود ، اما به اندازه کتاب اول من را کاملاً جابجا نکرد. با این حال ، قطعاً ارزش خواندن دارد. و چندین چیز وجود داشت که من را از این مورد شگفت زده کرد. بزرگترین شوک این بود که این یک داستان غم انگیز نبود. فکر کردم با خونریزی یا چیز دیگری به پایان می رسد! جواب منفی. پس از آن هیچ خوشبختی وجود ندارد ، اما شما را راضی می کند. همچنین ، والدین Marjane بسیار جذاب بودند. من نمی خواهم برای کسانی از شما که این مطلب را نخوانده اند ، چیزی خراب کنم ، اما وقتی بزرگ می شوم ، می خواهم مثل آن بچه ها باشم. من امیدوارم که من این موارد را داشته باشم که اجازه دهم بچه هایم خودشان باشند و اشتباهات خود را انجام دهند. من فکر نمی کنم شما برای دریافت این کتاب نیز نیاز به یک زن باشید. من فکر می کنم هرکسی می تواند این مطلب را بخواند و چیزی را در داستان ساتراپی پیدا کند ، زیرا این در مورد پیدا کردن شما کی است ، و سپس با خودتان صادق باشید. حتی وقتی آسان نیست.
93 لایک 48 نظر

542 بررسی 3،167 دنبال کننده

در سال 1984 ، مرجان برای شروع زندگی جدید در وین ، از بنیادگرایی و جنگ با عراق فرار کرد. این بررسی شامل * اسپویلر * است.
خیلی وقت است که من این احساس را داشتم که بخواهم یک داستان را در طول شب بخوانم ، اما پرسپولیس آن را برگرداند.
من این کشش غیرقابل توصیف را از همان صفحه اول احساس کردم و فقط می دانستم که این کتاب قصد دارد جایگاه ویژه ای در قلب من داشته باشد. پرسپولیس برای من بسیار مهم است که من متحیر شده ام که آنها تا این چند روز گذشته در زندگی من ظاهر نشده اند.
همه چیز در درون ؛ترک ، جابجایی ، آمدن ، روابط خانوادگی ، عشق مادرانه-فقط شخصاً اسیر شد.

من واقعاً ، واقعاً خانواده مرجی (مخصوصاً مادرش) را در ابتدای این جلد از دست دادم. من به او امیدوار بودم که در مورد یا با مادرش صحبت کند.
اما مکالمات او با جولی نیز بسیار جالب بود که در مورد آن بخوانید. این کتاب به طرز شگفت آور بسیاری از لحظات با صدای بلند خندید که مارجی در وین شروع کرد.


و زیبایی این داستان ، برای من ، این بود که یک لحظه می خندید و خنده دیگر شما به اشک می چرخد.
به عنوان مثال ، هنگامی که او سرانجام این پیام را دریافت کرد که مادرش به دیدار می آید:

تماشای رشد و تجمع مرجان به تنهایی ، صادقانه هم دلهره آور و هم دلهره آور بود.

من در اشک هستم ... دوباره
زمانی که او با مادرش گذراند باعث شد احساس کنم که به هر دوی آنها نزدیکتر است:

عشقی که آنها برای یکدیگر دارند ، مرا عمیقاً سوراخ کرد. و این باعث شد که عزیمت او دردناک تر شود.

از آنجا سفر مرجی را که به تنهایی زندگی می کند و کار می کنیم ، دنبال می کنیم. و ما در طول راه با شخصیت های عالی و نه چندان عالی (مارکوس) آشنا می شویم.

سوتلانا یک تعجب بزرگ بود.
اما مارکوس ... به طور جدی ، یک نفر چقدر می تواند بی حس شود؟


من خیلی عصبانی شدم که او عصبی برای گفتن داشت ، "این چیزی نیست که شما فکر می کنید ..."

و هر آنچه که بعد از آن اتفاق افتاد ، من را بی حرف رها کرد: از خوابیدن در خیابان های وین سرد و زمستان ، بازگشت به ایران و هنوز احساس درماندگی ، تا دانستن اینکه چگونه همه چیزهایی را که در طی 4 سال گذشته از خانواده خود گذراند ، به اشتراک بگذارم، و سپس جاده بهبودی.
او در طول چهار سال خیلی زیاد پشت سر گذاشت و این باعث شد وقتی مردم از وضعیت او استفاده کردند ، ناراحت تر شد.
اما مرجان به گذشته خود اجازه می دهد تا به شدت بر او وزن کند تا اینکه دوستان همفکر پیدا کند ، عاشق می شود و شروع به تحصیل هنر در یک دانشگاه می کند.
در دانشگاه او مرجی گفت موارد زیر که از آن زمان به ذهنم خطور کرده است:

من این جلد را بیشتر دوست داشتم زیرا دیدم که مارجی در حال آمدن است و همچنین به این دلیل که تصویر پرسپولیس در مورد مبارزات بزرگ شدن خام ، صادقانه ، صادقانه و فوق العاده روشن بود.

این کتاب چشمانم را باز کرد و چشم انداز جدیدی به من داد و من اکنون برای همیشه سپاسگزارم.

و پس از آن خیلی زود داستان به پایان رسید و من با چشمان پر از اشک (خوشحال و غمگین) مانده ام.
این درخشان ، دلهره آور ، به یاد ماندنی و کاملاً جذاب بود.
*توجه: من وابسته به آمازون هستم. اگر علاقه مند به خرید Persepolis 2 هستید ، فقط روی تصویر زیر کلیک کنید تا از طریق لینک من عبور کنید. من یک کمیسیون کوچک درست می کنم!*
. بیشتر 85 لایک 3 نظر

158 بررسی 45 دنبال کننده
همه باید قدم بردارند! گوزاین کتاب عالی است. این یک وحشت کوچک زیبا از کتاب اول ندارد ، زیرا ، ، این مربوط به مسائل قبل از نوجوانان نیست که ناز و ساده لوح است-مربوط به دنیای کار تحریک آمیز است که یک نوجوان را به سمت یک جوان جوان سوق می دهد. او بخشی از جهان غربی است که او ایده آل کرده و آن را سردتر می داند ، به روشی ظریف تر و حاد تر از رژیم سرکوبگرانه ای که در کتاب اول از آن فرار می کند. از آنجا که به همان اندازه که رژیم خشونت آمیز و پوچ است ، او هنوز در بندر عشق وجود دارد. او غرب را عاری از ایمان واقعی به مردم می داند. همه فریبنده هستند ، همه نکات نظری هستند. انتقاداتی که وی از کسل کننده و ریاکاری شورش دارد ، با بیان اینکه اروپایی ها خودخواه و دنیوی هستند. این به اندازه کتاب اول آتشین نیست ، زیرا در یک زمینه متفاوت مجدداً تجدید نظر می شود. به همین دلیل حتی می گویم جالب تر از کتاب اول است. با این حال ، لکه های کوچک ناز هنوز وجود دارد ، به عنوان مثال پانل را در آنجا در یک ماه از بلوغ عبور می کند و مورفه های عجیب و غریب را که بدنش می گذرد به نمایش می گذارد ، و به مزرعه هم اتاقی هایش در وسط کوه می رود و مادرش سبیل داردو خواهرش هایدی است.
ارتباط چندانی با انقلاب و روابط شخصی که توسط رژیم انجام می شود وجود ندارد. از آنجا که این کتاب بیشتر در مورد او و تبعید او است ، سازندهای شخصیت های کشته شده توسط استبداد از بین می روند. به طوری که علاوه بر شخصیت او ، تحقیر کاتاریس از آن خسته شده است. اما او خیلی احساس می کند! در این کتاب کوچک ، او بارها و بارها ناامید شده و ناامید می شود و سرعت آن را از آن خارج می کند-این قانع کننده است. او اصلاً این روابط قهرمانانه را تشکیل نمی دهد ، بنابراین سعی می کند تا آنها را لنگ کند. گرچه این نکته وجود دارد که او برای گپ زدن با یک سرباز بی پروا که او از کودکی خود می شناخت و ناخوشایند بودن آن بسیار ضخیم است ، تا زمانی که او به شوخی درباره یک سرباز مضطرب که سعی در ازدواج دارد و تبادل منفعل ، فیل سفید است ، می گویدبلند شدهناگهان ، آنها می توانند مانند روح صحبت کنند.
اگر این کتاب چیزی برای گفتن مستقل از کتاب اول داشته باشد ، در تضاد غرب به شرق است ، یک منژری سرد و رایگان در مقابل منطقه آشنای وحشت. و هنوز هم او از طریق آن رقص می کند ، مانند روبرتو بونی در "زندگی زیبا است".
نکته دیگری که می خواهم به آن اشاره کنم این است که این یک مستندات عالی از والدین حمایتی است که احساس می کنم باید ضروری باشد. ارزش های لیبرال و مهمان نوازی نسبت به دوران نوجوانی که آنها به نمایش می گذارند گرم است و احساس می کنم این رمان مبتنی بر آن است ، آن حمایت ساختاری از خانواده است که پایه و اساس توانایی او برای رشد از هر دو طرف ، نمای پانک اروپایی او و به ظاهر غیرقابل اجتناب است. طاعون بنیادگرایی. بنابراین برای مردمان ساتراپی عجله کنید ، ها!
54 لایک 7 نظر

نویسنده
48 کتاب 17K دنبال کننده
وقتی جلد اول پرسپولیس را خواندم ، مردم به من گفتند که باید کارهای دیگر این نویسنده را کشف کنم. خوشبختانه ، من یک و دو نفر از پرسپولیس را با هم خریداری کردم ، بنابراین می توانم بلافاصله از یکی به دیگری پرش کنم. در حالی که اولین کتاب در درجه اول در طول انقلاب اسلامی در ایران اتفاق می افتد و پس از آن ، چند سال بعد ، در حین حمله عراق ، کتاب دوم درباره آمدن سن مرجان در اتریش است: مکانی که والدینش تصمیم به ارسال او داشتند ، جایی که او می خواست. از جنگ ایمن تر باشید.
مارجین در چندین مکان به پایان می رسد: خانه های دوستان ، یک کلیسا (اگرچه او را به دلیل صحبت با راهبه ها بیرون رانده شد) ، خوابگاه ها ، حتی بی خانمان ها در خیابان ها. او در مورد آنچه مانند دیدن یک فروشگاه مواد غذایی کامل پس از کمبود در ایران و دشواری در زندگی در مکانی که او به این زبان صحبت نمی کند ، می نویسد. او همچنین در مورد برخی از نژادپرستی که او تجربه کرده است ، و اولین احساس شرم خود را برای ایرانی بودن می نویسد زیرا همه به دلیل این خبر آنها را به عنوان "تروریست" می دیدند.
من واقعاً از این کتاب لذت بردم ، زیرا مرجان در مورد تجربیات او بسیار صریح است. من فکر می کنم در خاطرات تمایل به به تصویر کشیدن خود به عنوان خودخواه وجود دارد ، اما مارجان خودش را تا حد ممکن صادقانه تر نشان می دهد ، حتی با هزینه ممکن. یک لحظه که به خصوص به من گیر افتاد ، زمانی بود که او یک مرد بی گناه را متهم کرد که پیشرفت های بی پروا را به سمت او انجام می دهد تا از دردسر با نگهبانان برای ملاقات با یک پسر جلوگیری کند. او و دوست پسرش از این داستان می خندند اما وقتی آن را به مادربزرگ خود می گوید ، برای اولین بار در زندگی خود به او فریاد می زند و می گوید که خاطره عموی خود را شرمنده می کند (دایی که به دلیل فعالیت های فتنه ای که خلاف انقلاب اسلامی بود درگذشت)بشراین یک لحظه قابل اعتماد بود ، زیرا فکر می کنم همه ما به عنوان نوجوانان کارهایی انجام داده ایم که فکر می کردیم طنز یا سرگرم کننده است و به دلیل اینکه چگونه آنها خانواده های ما را ناامید کردند ، ما را شرم آورد.
من هنگام خواندن پرسپولیس 2 گریه نکردم ، اگرچه در پایان کتاب نزدیک شدم ، وقتی او برای آخرین بار در مورد دیدن مادربزرگش صحبت می کند. با این حال ، این بدان معنا نیست که Persepolis 2 کمتر لمس کننده است. من دوست داشتم که چگونه او زندگی را به عنوان یک مهاجر ، برخوردهای او با دوستانش (و دشمنانش) توصیف کرد و تجربه او در رابطه با رابطه جنسی ، صمیمیت ، ازدواج و طلاق از دیدگاه غربی و یک ایرانی (و اینکه چگونه این دو اغلب درگیری می کردند). در یک لحظه او می گوید چیزی مانند "به غربی ها ، من یک ایرانی بودم ؛ اما برای ایرانیان ، من یک غربی بودم" که فکر می کردم راهی عالی برای توصیف احساساتی است که بسیاری از افراد با شهروندی دوگانه یا افرادی که چند ساله هستندمتعلق به گروهی که جدا از آن هویت های مفرد است.
این یک سریال عالی است. به راحتی می توان فهمید که چرا آن را به یک فیلم ساخته شده است: سبک ، روایت ، محتوا - همه چیز بسیار قانع کننده است. همانطور که در کتاب اول گفتم ، اگر شما علاقه مند به کسب اطلاعات بیشتر در مورد ایران هستید و از خاطرات نوشته شده توسط زنان جالب لذت می برید ، مطمئناً پرسپولیس یک خوانده است.
. بیشتر 28 لایک 6 نظر

910 بررسی 20 دنبال کننده
پرسپولیس اول لمس می کرد. پرسپولیس دوم نبود. Marjane در سن نوجوان به وین فرستاده می شود و در آنجا از طریق هر دو شرایط و دهان بزرگ خود از جایی به جای دیگر گزاف گویی می شود. مرجان ، متروکه و منزوی ، به مواد مخدر و دوستان و دوستداران سوال برانگیز می رود تا این زمان را بدست آورند. اگرچه ظاهراً روشن است ، اما به سختی از مدرسه عبور می کند. بعد از اینکه دوست پسرش را تقلب کرد ، سه ماه را در خیابان می گذراند و سپس به ایران باز می گردد. یک بار در ایران ، واقعاً شوخی و سرگرم کننده می شود. مرجان افسرده است. او اقدام به خودکشی می کند. برخی از یو پی اس وجود دارد ، اما فراز و نشیب های زیادی وجود دارد. من همه آنها را لیست نمی کنم و آن را برای همه افراد خراب نمی کنم ، اما واقعاً!
همه این چیزهای بد ، غم انگیز و وحشتناک در جریان است ، و من چیزی احساس نمی کردم. هیچ چی. شاید به این دلیل باشد که بسیاری از غم و اندوه ناشی از اقدامات خودش بوده است.(لازم به ذکر است که من به طور کلی تحمل کم برای نوجوانان احمق دارم.) شاید به این دلیل باشد که به روشی جدا شده گفته شده است. شاید به این دلیل باشد که من بی روح هستم. در هر صورت ، احساس شخصی نمی کرد. به نظر نمی رسید که وقایع موجود در کتاب برای نویسنده اتفاق افتاده است. من با مرجان ارتباط نداشتم ، و با او همدردی نکردم. همچنین ، عنصر گرافیکی در این کتاب واقعاً چیزی برای من اضافه نکرد. من نمی دانم. این کتاب فقط مرا سرد کرد.
هر چند چند چیز برای من کارساز بود. مرجان در مواقع تنهایی به مطالعه روی می آورد و می گوید: «آدم باید خود را تربیت کند». درست است، واقعی. درست است، واقعی. یک مورد دیگر برای من صادق بود: زمانی که مرجان به اتریش می رود، یکی از اولین خریدهایش مواد شوینده لباس شویی معطر بود. در ایران جنگ زده موجود نبود. او اشاره می کند که حتی امروز نیز ده ها جعبه مواد شوینده معطر در خانه اش نگهداری می کند.
ای کاش چند مورد دیگر از آن لحظات شخصی در کتاب وجود داشت.
کل این بررسی به دلیل اسپویل پنهان شده است. نمایش بررسی کامل 28 لایک 5 نظر

3, 386 بررسی 9, 479 دنبال کننده
این ادامه داستان مرجانه است، زمانی که والدینش او را به اتریش می فرستند، جایی که او باید در مکان های مختلف زندگی کند و خیلی از اتفاقات را نمی فهمد. این هنوز یک داستان واقعا غم انگیز است.
من این dvd را دیدم و دوستانم لینک برخی از گیف های فیلم را نشان می دهند. کتاب و فیلم غمگینی است.
25 لایک 6 نظر

430 بررسی 679 دنبال کننده
1. 5/5 ستاره (گرد به پایین)
خوب، مدتی می گذرد که یک کتاب مرا اینقدر عصبانی کرده است.
این یک تغییر شدید نسبت به پرسپولیس 1 بود، باورم نمی شد در مورد همان شخص می خواندم!
- من واقعاً عاشق پرسپولیس 1 بودم. کوبنده، دلخراش و آموزنده بود. قهرمانی باهوش، باهوش و قوی داشت که سوالات درست را می پرسید و قلب در جای درست داشت.- من نمی دانم آن شخص در پرسپولیس 2 کجا رفت، چون در عوض دختری بود که تمام اخلاقش را از دست داد و مدام تصمیمات وحشتناک زندگی می گرفت. بارها و بارها و بارها، و خوب بود، همه ما انسان هستیم، اما نکته اینجاست که در کتاب احساس نمی کردم که او اصلاً چیزی از سختی هایش یاد گرفته یا چیزی از آن گرفته باشد. اگر می خواستم ببینم افرادی که به دلیل اعتیادشان به مواد مخدر انتخاب های بدی می کنند و سبزیجات می شوند، فقط تلویزیون تماشا می کردم.
من قطعاً می توانم مرجان را به خاطر صداقتش و به خاطر نشان دادن تمام ایراداتش تحسین کنم، اما من همچنین متوجه منظور آن نمی شوم؟او سعی داشت چه درسی بدهد؟تخت جمشید 1 حاوی تاریخ بود - من در مورد مردم ایران، انقلاب، ظلم و ستم خیلی چیزها یاد گرفتم. اما در این کتاب، این موارد بسیار کم بود. بیشتر در مورد بزرگ شدن او و تلاش برای جا افتادن او بود، که برای او به معنای انجام هر کاری بود که دیگران انجام می دادند. و من فقط نمی توانستم درک کنم که چگونه دختری که اینقدر باهوش و تحصیل کرده بزرگ شده بود، می تواند هر یک از این تصمیم ها را بگیرد.
در پشت جلد کتاب، ستایشی وجود دارد که می گوید: «هر انقلابی به وقایع نگاری مانند ساتراپی نیاز دارد، خوب، اگر وقایع نگاری یک انقلاب به معنای توصیف این است که او چقدر مواد مخدر مصرف کرده، چند سیگار کشیده است، به چند مهمانی رفته و چگونه می رود. همه اطرافیان او به طرز وحشتناکی نسبت به او و نحوه او بی انصافی کردند و فقط او قربانی شد - پس من نمی خواهم در مورد این نوع انقلاب بدانم.
چیزی که بیش از همه من را عصبانی کرد این بود که چگونه هر بار خودش را به عنوان یک قربانی به تصویر می کشید. مطمئناً، زندگی او آسان یا زیبا نبود - اما به خاطر تصمیمات بد خودش بود. او می خواست همه به خاطر زندگی او برای او ترحم کنند، در حالی که او یکی از معدود افرادی بود که از جنگ فرار کرد. او برای بهبود زندگی خود به اروپا فرستاده شد، اما در عوض آن را دفن کرد.
همچنین نمی توانستم تحمل کنم که او نسبت به دیگران چقدر تحقیرکننده است - او از همه انتقاد می کرد - برخی را پشت سرشان چاق می خواند (اولین باری که صاحبخانه جدیدش را دید، او را چاق و چهره اسب نامید، فقط به این دلیل که زن جذاب نبو د-مطمئناً، زن بداخلاق بود، اما به شما حق قضاوت و خندیدن به ظواهرشان را نمی دهد)، برخی را به دلیل عدم هوش و برخی به دلیل قیافه آنها قضاوت کرد. و بدترین قسمت زمانی اتفاق افتاد که او عمدا دروغ گفت و آن مرد بیچاره را در خیابان محکوم کرد تا خود را نجات دهد. من هرگز در مورد خودخواه ترین افراد مطالعه نکرده ام.
همچنین اظهاراتی مانند "اگر کارهای سرگرم کننده تری برای انجام دادن وجود داشت، هرگز به اندازه خودم کتاب نمی خواندم" و "ازدواج اول فقط یک تمرین قبل از ازدواج دوم است" برایم خوب نبود. اگر کتابی می نویسید، پس نگویید که کتاب ها آخرین راه حل هستند، فقط در صورتی که هیچ چیز بهتری برای انجام دادن ندارید - هیچ کتابخوانی که به خود احترام می گذارد با شما موافق نخواهد بود. و فقط به این دلیل که ازدواج شما جواب نداد، به این معنی نیست که شما حق دارید چنین جملات کلی را ارائه دهید. پیشرو بودن در افکار خود به این معنی نیست که شما حق دارید نسبت به افکار دیگران تحقیر کنید.
چیزهای کمی بود که دوست داشتم - از برخی دیدگاه های او درباره دنیا و اینکه چگونه برخی از آداب و رسوم و قوانین مضحک را که تا به امروز بر دوش زنان ایران بود، توضیح می داد خوشم آمد.
می دانم باید آن را dnf'd می کردم، اما در کار کند بود و تنها کتابی بود که همراه داشتم، بنابراین به شخم زدن آن ادامه دادم.
من هنوز هم پرسپولیس 1 را کاملا توصیه می کنم، اما این قسمت دوم چیزی به من یاد نداد.
تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : زینالعابدین مراغهای
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
20 مرداد
1402 ساعت: 22:52