تعریف پشتیبانی

ساخت وبلاگ

جدید: WordWeb برای Mac OS X ؛همچنین برنامه iPhone/iPad را امتحان کنید

نرم افزار فرهنگ لغت یک کلیک رایگان را برای ویندوز یا برنامه های iPhone/iPad و Android دریافت کنید

  1. حمایت ، کمک یا شجاعت روانشناختی یا شجاعت به "او در طول بیماری از او حمایت کرد".- پشتیبان گیری
  2. تأمین مواد یا پول برای پوشش دادن به صورت "او از فرزندان طبیعی خود پشتیبانی نمی کند"."بورس تحصیلی وقتی که در دانشگاه بودم از من حمایت کرد"
  3. یک نفر را انتخاب کنید تا در یک لیست خاص "من در سال 1960 از KepedKeedy" پشتیبانی و تأیید کنید.- برگشت ، تأیید ، غرق شدن ، چاقو برای ، پرشور برای
  4. حمایت فیزیکی از ؛وزن "او با یک دست از من حمایت کرد در حالی که من در پرتو متعادل شدم".- نگه دارید ، پایدار ، نگه دارید
  5. مانند شواهد یا حقایق جدید "شواهد از متهم حمایت می کند".- تأیید ، تأیید ، پایدار ، اثبات ، تأیید
  6. به عنوان یک عقیده "من از دیدگاه شما در مورد سقط جنین حمایت می کنم" اتخاذ کنید.- اشتراک در
  7. با شواهد یا اقتدار پشتیبان تهیه کنید یا مطمئن تر یا تأیید کنید - تأیید کنید ، زیربنایی ، تحمل کنید
  8. در دفاع از "او از حرکت اعتصاب حمایت کرد" استدلال کنید یا صحبت کنید.- دفاع کنید ، برای
  9. (Dramaturgy) یک ماده فرعی را برای (یک مجری دیگر) "Oliviersupportedgielgudbeautyly در Secondact" بازی کنید
  10. یک مشتری معمولی یا مشتری "ما از این فروشگاه پشتیبانی می کنیم" باشید.- حمایت ، حمایت از [بریت] ، حمایت ، ادامه دهید
  11. با چیزی یا شخصی همراه باشید - هضم ، تحمل ، بیرون زدن ، معده ، خرس ، ایستاده ، تحمل ، بروک ، باقیمانده ، رنج ، قرار دادن
  1. فعالیت تأمین یا نگهداری با تهیه پول یا ضروریات "حمایت وی خانواده را در کنار هم نگه داشته است"."آنها به او حمایت عاطفی دادند در طول روزها"
  2. کمک به علت ، سیاست یا منافع "رئیس جمهور دیگر حمایت حزب خود را ندارد"."آنها طرحی از پشتیبانی متقابل را تهیه کردند"
  3. چیزی که برای یک شخص فراهم می کند ، باعث ایجاد یا علاقه به شخص ، "حمایت از سیاست های خط مشی" ؛"ایمان او تمام حمایتی بود که او نیاز داشت" ؛"تیم از حمایت هواداران خود لذت برد"
  4. (ارتش) یک عملیات نظامی (که اغلب شامل منابع جدید مردان و مواد) برای تقویت یک نیروی نظامی یا کمک به عملکرد مأموریت خود "آنها خواستار حمایت از توپخانه هستند".- تقویت ، اجرای مجدد
  5. مستند Validation "قوی ترین پشتیبانی برای این دیدگاه کار جونز است" ؛- مستندات
  6. Financialmeanswherehy One زندگی می کند "او برای پشتیبانی به دولت درخواست کرد" ؛- حفظ ، معیشت ، زندگی ، نان و کره ، تغذیه
  7. ساختار حامی که پایه و اساس "مجسمه در پشتیبانی مرمر" را در اختیار شما قرار می دهد یا فراهم می کند
  8. عمل تحمل وزن یا تقویت "او برای پشتیبانی از دیوار خمیده است" ؛- حمایت کننده
  9. یک قسمت موسیقی (آواز یا ابزاری) که از سایر قسمت های موسیقی پشتیبانی یا فراهم می کند - همراهی ، همراهی موسیقی ، پشتیبان گیری
  10. هر وسیله ای که وزن چیز دیگری را تحمل کند "جایی برای اتصال به قفسه وجود نداشت"
  11. FinancialResourcesprovided برای ساخت برخی از پروژه های خاص "پشتیبانی بنیادی برای آزمایش"- پشتیبانی مالی ، بودجه ، پشتوانه ، پشتوانه مالی ، حمایت مالی

فرم های مشتق شده: پشتیبانی ، پشتیبانی ، پشتیبانی

کپی رایت © WordWeb Software

تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : زین‌العابدین مراغه‌ای بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 1:22