نظریه هرج و مرج

ساخت وبلاگ

Chaos Theory 515

نظریه هرج و مرج یک اصل علمی است که غیرقابل پیش بینی بودن سیستم ها را توصیف می کند. فرضیه آن این است که سیستم ها گاهی اوقات در هرج و مرج زندگی می کنند و انرژی می گیرند ، اما بدون هیچ گونه پیش بینی و جهت گیری ، تولید می شوند. این سیستم های پیچیده ممکن است الگوهای آب و هوا ، اکوسیستم ها ، جریان آب ، عملکردهای آناتومیکی یا سازمان ها باشند. در حالی که رفتار هرج و مرج این سیستم ها ممکن است در ابتدا تصادفی به نظر برسد ، سیستم های هرج و مرج را می توان با یک فرمول ریاضی تعریف کرد ، و آنها بدون ترتیب یا مرزهای محدود نیستند. این نظریه ، در رابطه با رفتار سازمانی ، در دهه 1990 تا حدودی تخفیف یافت و جای خود را به نظریه پیچیدگی بسیار مشابه داد.

منشأ نظریه هرج و مرج

یکی از اولین دانشمندانی که در مورد هرج و مرج اظهار نظر کرد ، هنری پینکار (1912-1954) ، ریاضیدان فرانسوی در اواخر قرن نوزدهم بود که به طور گسترده توپولوژی و سیستم های پویا را مطالعه می کرد. وی نوشته هایی را به همان غیرقابل پیش بینی بودن در سیستمهایی که ادوارد لورنز (در سال 1917) بیش از نیم قرن بعد مطالعه خواهد کرد ، ترک کرد. Poincaré توضیح داد: "ممکن است این اتفاق بیفتد که اختلافات اندک در شرایط اولیه در پدیده های نهایی موارد بسیار بزرگی ایجاد می کند. یک خطای کوچک در اولی یک خطای عظیم در دومی ایجاد می کند. پیش بینی غیرممکن می شود."متأسفانه ، مطالعه سیستم های پویا تا حد زیادی پس از مرگ پوینکار نادیده گرفته شد.

در اوایل دهه 1960 ، تعدادی دانشمند از رشته های مختلف دوباره در سیستم های پیچیده مانند جو زمین و مغز انسان به "رفتار عجیب و غریب" توجه کردند. یکی از این دانشمندان ادوارد لورنز ، هواشناسی از انستیتوی فناوری ماساچوست (MIT) بود که در حال آزمایش مدلهای محاسباتی جو بود. در فرآیند آزمایش خود ، او یکی از اصول اساسی نظریه هرج و مرج - اثر پروانه را کشف کرد. اثر پروانه ای به دلیل ادعای خود مبنی بر اینکه یک پروانه با بال های خود در توکیو می تواند بر الگوهای آب و هوایی در شیکاگو تأثیر بگذارد ، نامگذاری شده است. از نظر علمی ، اثر پروانه ثابت می کند که نیروهای حاکم بر تشکیل آب و هوا ناپایدار هستند. این نیروهای ناپایدار اجازه می دهند تغییرات کوچک در جو تأثیر عمده ای در جای دیگر داشته باشد. به طور گسترده تر ، اثر پروانه به این معنی است که آنچه ممکن است تغییرات ناچیز در قسمت های کوچک یک سیستم باشد می تواند اثرات نمایی بزرگتر بر آن سیستم داشته باشد. همچنین به برطرف کردن این تصور کمک می کند که فعالیت سیستم تصادفی و اختلالات باید به دلیل تأثیرات خارجی باشد و نه نتیجه نوسانات جزئی در خود سیستم.

یکی دیگر از مشارکت کنندگان اصلی نظریه هرج و مرج میچل فیگنباوم است (درگذشته 1944). یک فیزیکدان در بخش نظری آزمایشگاه ملی لوس آلاموس که از سال 1974 با شروع سال 1974 ، Feigenbaum بخش عمده ای از وقت خود را در تحقیق در مورد هرج و مرج و تلاش برای ساخت فرمول های ریاضی که ممکن است برای توضیح پدیده ای که دیگران روی ایده های مرتبط کار می کنند (هر چند در رشته های مختلف) استفاده می شود ، اختصاص داد. یک ریاضیدان برکلی ، کالیفرنیا که گروهی را برای مطالعه "سیستم های دینامیکی" و یک زیست شناس جمعیت تشکیل داد و در مدلهای بیولوژیکی ساده به مطالعه رفتارهای عجیب و غریب و پیچیده ای رسید. در دهه 1970 ، این دانشمندان و دیگران در ایالات متحده و اروپا شروع به دیدن فراتر از آنچه به نظر می رسد در طبیعت اختلال تصادفی است (جو ، جمعیت حیوانات وحشی و غیره) ، با یافتن ارتباطات در رفتار نامنظم. همانطور که توسط جیمز گلیک (B. 1954) در هرج و مرج بازگو شده است ، یک فیزیکدان ریاضی فرانسوی به تازگی این ادعا را مطرح کرده بود که تلاطم در مایعات ممکن است ارتباطی با یک انتزاع عجیب و غریب و بی پروا داشته باشد که وی "جذب عجیب" نامید. استفان اسمیل (درگذشت 1930) ، در دانشگاه کالیفرنیا ، برکلی ، در مطالعه "سیستم های دینامیکی" شرکت داشت. وی یک قانون فیزیکی را پیشنهاد کرد که سیستم ها می توانند به طور نامنظم رفتار کنند ، اما رفتار نامنظم نمی تواند پایدار باشد. در این مرحله ، با این حال ، علم جریان اصلی مطمئن نبود که از این نظریه ها چه چیزی را بسازد ، و برخی از دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی عمداً از ارتباط با طرفداران نظریه هرج و مرج خودداری کردند.

در اواسط دهه 1980 ، هرج و مرج کلمه ای برای حرکت سریع در حال رشد مجدد مؤسسات علمی بود و کنفرانس ها و مجلات مربوط به این موضوع رو به افزایش بود. دانشگاه ها به دنبال "متخصصان" هرج و مرج برای موقعیت های سطح بالا بودند. مرکز مطالعات غیرخطی در لوس آلاموس ، مانند سایر مؤسسات اختصاص داده شده به مطالعه دینامیک غیرخطی و سیستم های پیچیده ، تأسیس شد. یک زبان جدید متشکل از اصطلاحاتی مانند فراکتال ها ، bifurcations و نقشه های رشته فرنگی صاف متولد شد. در سال 1987 ، جیمز گلیک اثر برجسته خود را با نام "هرج و مرج: ساخت یک علم جدید ، مزمن توسعه تئوری هرج و مرج ، و همچنین علم و دانشمندان که به پیشرفت آن دامن زده اند ، منتشر کرد.

علم نظریه هرج و مرج

همانطور که توسط جیمز گلیک گفته شد ، هرج و مرج علمی از "ماهیت جهانی سیستم ها" است ، بنابراین از بسیاری از خطوط انضباطی عبور می کند - از اکولوژی تا پزشکی ، الکترونیک و اقتصاد. این یک تئوری ، روش ، مجموعه ای از اعتقادات و روش انجام تحقیقات علمی است. از نظر فنی ، مدل های هرج و مرج مبتنی بر "فضای حالت" ، نسخه های بهبود یافته نمودارهای دکارتی مورد استفاده در حساب است. در حساب ، سرعت و فاصله می تواند در یک نمودار دکارتی به عنوان x و y نشان داده شود. مدل های هرج و مرج امکان ترسیم متغیرهای بسیاری را در یک فضای خیالی فراهم می کنند و شکل های خیالی پیچیده تری تولید می کنند. با این حال ، حتی این مدل فرض می کند که همه متغیرها را می توان ترسیم کرد و ممکن است نتواند موقعیت هایی را در دنیای واقعی که تعداد متغیرها از لحظه به لحظه تغییر می کند ، حساب کند.

ابزار اصلی برای درک نظریه هرج و مرج (و تئوری پیچیدگی نیز) تئوری سیستم های پویا است که برای توصیف فرایندهایی که به طور مداوم با گذشت زمان تغییر می کنند استفاده می شود (به عنوان مثال ، فراز و نشیب های بازار سهام). هنگامی که سیستم ها از حالت پایدار خارج می شوند ، دوره ای از نوسان را پشت سر می گذارند و بین سفارش و هرج و مرج به جلو و عقب می چرخند. به گفته مارگارت جی ویتلی در رهبری و علم جدید ، "هرج و مرج وضعیت نهایی در حرکت یک سیستم به دور از نظم است."هنگامی که یک سیستم به آن نقطه می رسد ، قسمت های یک سیستم به عنوان تلاطم آشکار می شوند ، کاملاً فاقد جهت یا معنی هستند. Wheatley به نقل از محققان جان بریگز و F. David Peat توضیح روند نوسان:

بدیهی است که نظم و نظم آشوب آور مانند گروههای متناوب لمینت می شود. با سرگردانی در گروههای خاص ، یک سیستم در حالی که تکرار می شود ، به خودی خود خم شده و خم می شود و به سمت تجزیه ، تحول و هرج و مرج کشیده می شود. در داخل باندهای دیگر ، چرخه سیستم به صورت پویا ، و شکل خود را برای مدت طولانی حفظ می کند. اما سرانجام همه سیستم های منظم ، کشش وحشی و اغوا کننده از جذابیت هرج و مرج عجیب را احساس می کنند.

به عبارت ساده تر ، هر سیستم پتانسیل قرار گرفتن در هرج و مرج را دارد.

"جاذب عجیب" فوق دقیقاً همان چیزی است که یک فیزیکدان ریاضی فرانسوی در اوایل دهه 1960 شناسایی کرد. در سیستم های پیچیده، جایی که همه باید از هم بپاشند، جذب کننده وارد می شود و متغیرهای سیستم را به صورت مغناطیسی به داخل یک ناحیه می کشد و یک شکل قابل مشاهده ایجاد می کند. از آنجایی که تلاش های قبلی برای ترسیم نمودار چنین پدیده هایی فقط در دو بعد تکمیل می شد، این اثر قابل تجسم نبود. با این حال، رایانه ها اکنون اجازه می دهند که پدیده های «جاذبه های عجیب» قابل مشاهده باشند، زیرا در نهایت می توان تصاویری از ابعاد چندگانه که نشان دهنده متغیرهای متعدد هستند ایجاد کرد.

بخشی از دشواری مطالعه نظریه آشوب به این دلیل است که مطالعه سیستم های پیچیده به صورت تکه تکه دشوار است. تلاش های دانشمندان برای جداسازی قطعات سیستم های دینامیکی اغلب از هم می پاشد. این سیستم به تک تک اجزای آن سیستم و نحوه تعامل آن با تمام اجزای دیگر بستگی دارد. همانطور که بریگز و پیت بیان می کنند، "کل شکل چیزها به جزئی ترین جزء بستگی دارد. جزء از این نظر کل است، زیرا از طریق عمل هر جزء، کل ممکن است به شکل هرج و مرج یا تغییر دگرگون کننده ظاهر شود."

در همین راستا، تعیین اهمیت استقلالی که کوچکترین بخشهای یک سیستم دارند، مهم است. هر جزء از یک سیستم پیچیده این قابلیت را دارد که به طور تصادفی و غیرقابل پیش بینی در بافت خود سیستم نوسان کند. اصول راهنمای سیستم (جاذب ها) به این بخش ها اجازه می دهد تا در طول زمان به شکل مشخص و قابل پیش بینی منسجم شوند. این برخلاف تصوری است که بسیاری از نظریه آشوب دارند و معتقدند در چنین سیستمی نظمی وجود ندارد. اما حرکت هرج و مرج دارای مرزهای محدودی است که ظرفیت امکان نامتناهی در آن وجود دارد. حتی بدون جهت، بخش هایی از یک سیستم می توانند ترکیب شوند تا سیستم پیکربندی های متعددی از خود ایجاد کند و «نظم بدون قابلیت پیش بینی» را نمایش دهد. این سیستم ها هرگز دو بار در یک مکان فرود نمی آیند، اما هرگز از مرزهای مشخصی نیز فراتر نمی روند.

کاربرد عملی تئوری آشوب

در اوایل دهه 1980 ، شواهد جمع آوری کردند که نظریه هرج و مرج یک پدیده واقعی است. یکی از اولین نمونه های مکرر استناد شده ، شیر آب چکه شده است. در بعضی مواقع ، قطره آب از یک شیر آب نشتی رفتار هرج و مرج را نشان می دهد (آب با سرعت ثابت یا منظم چکه نمی شود) و احتمال پیش بینی دقیق زمان آن قطره ها را از بین می برد. اخیراً ، مدار پلوتون هرج و مرج نشان داده شده است. دانشمندان از برنامه های استفاده از هرج و مرج به نفع خود استفاده کردند. از تکنیک های کنترل آگاه هرج و مرج می توان برای تثبیت لیزرها و ریتم های قلب ، از جمله چندین کاربرد دیگر استفاده کرد.

عرصه دیگری که در آن نظریه هرج و مرج مفید است ، سازمانها است. استفاده از تئوری هرج و مرج در رفتار سازمانی به نظریه پردازان این امکان را می دهد تا از مدیریت فعالیت های روزانه گامی عقب بمانند و ببینند که چگونه سازمان ها به عنوان سیستم های یکپارچه عملکرد دارند. یک سازمان نمونه ای کلاسیک از یک سیستم غیرخطی است (یعنی سیستمی که در آن رویدادهای جزئی پتانسیل ایجاد عواقب شدید یا واکنش های زنجیره ای را دارند ، و تغییرات عمده ممکن است تأثیر کمی بر روی سیستم داشته باشد). به منظور بهره برداری از کیفیت هرج و مرج یک سازمان ، باید سعی کنید شکل سازمانی را که از فاصله دور ظاهر می شود ، ببیند. طبق نظریه هرج و مرج ، با جستجوی الگوهای سازمانی که منجر به انواع خاصی از رفتار در سازمان می شود ، به جای اینکه دلایل سازمان برای مشکلات سازمانی را مشخص کند ، بهتر خدمت می کند.

انتظارات سازمانی برای رفتار قابل قبول و میزان آزادی که افراد مجاز به کار با آن هستند ، شیوه رسیدگی به مشکلات و چالش های یک شرکت توسط اعضای آن را شکل می دهد. با اجازه دادن به افراد و گروه های درون یک سازمان ، برخی از استقلال ، مشاغل سازمان را ترغیب می کنند که خود را سازماندهی کند و چندین تکرار از عملکرد خود را تصویب کند تا اینکه بخش های مختلف سازمان بتواند به طور مؤثر با هم کار کند. سازمانی که این نوع مدیریت را تشویق می کند ، یک سازمان فراکتال نامیده شده است ، که به پدیده های سازمانی طبیعی اعتماد دارد تا خود را سفارش دهد.

با این حال ، استفاده از تئوری هرج و مرج در عمل سازمانی تمایل دارد در برابر دانه ترین الگوهای مدیریتی رسمی قرار بگیرد. سفارش را می توان با مفهوم محبوب تر کنترل اشتباه گرفت. تعریف شده توسط نمودارهای سازمان و توضیحات شغلی ، مدیریت سنتی به طور کلی به دنبال افزودن اختلال در برنامه استراتژیک خود نیست. همانطور که ویتلی اظهار داشت ، "سخت است که خودمان را به دنیایی از ذاتی بودن باز کنیم."سازمان ها روی ساختار و طراحی متمرکز شده اند. نمودارها برای نشان دادن پاسخگو به چه کسی یا چه کسی نقش و چه زمانی را ایفا می کنند. کارشناسان تجاری سازمان ها را به کوچکترین قطعات تقسیم می کنند. آنها با این امید که این اتمیزه کننده اطلاعات بهتری در مورد چگونگی بهبود عملکرد سازمان ارائه می دهد ، الگویی از عمل و سیاست های سازمانی ایجاد می کنند. با این حال ، نظریه هرج و مرج دلالت بر این دارد که این غیر ضروری ، حتی مضر است.

سیستم های خود سازماندهی آنهایی هستند که با اراده آزاد قادر به رشد و تکامل هستند. تا زمانی که هر قسمت از سیستم با خود و گذشته سیستم ها سازگار باشد. این سیستم ها می توانند از قدرت خلاقیت ، تکامل و اراده آزاد استفاده کنند - همه در مرزهای دید و فرهنگ کلی سازمان. از این نظر ، نظریه هرج و مرج نیاز به رهبری مؤثر ، چشم انداز هدایت ، ارزشهای قوی ، اعتقادات سازمانی و ارتباطات باز را نشان می دهد.

در دهه 1980 ، نظریه هرج و مرج شروع به تغییر فرایندهای تصمیم گیری در تجارت کرد. مثال خوب تکامل تیم های با عملکرد بالا است. اعضای تیم های مؤثر بسته به نیاز تیم در یک نقطه معین ، نقش هر یک از اعضای را بازی می کنند. اگرچه نه همیشه مدیر رسمی تعیین شده ، رهبران غیررسمی در یک سازمان ظاهر نمی شوند نه به این دلیل که به آنها کنترل داده شده است ، بلکه به این دلیل که آنها احساس قوی دارند که چگونه می توانند نیازهای گروه و اعضای آن را برطرف کنند. موفق ترین رهبران می فهمند که این سازمان یا فردی نیست که مهمترین آن باشد ، بلکه رابطه بین این دو است. و این رابطه در حال تغییر مداوم است.

یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان تجاری دهه 1980 و 1990 ، تام پیترز (درگذشت 1942) ، نوشت ، با شکوفایی در هرج و مرج: کتابچه راهنمای یک انقلاب مدیریتی در سال 1987. پیترز یک استراتژی برای کمک به شرکت ها برای مقابله با عدم اطمینان از بازارهای رقابتی ارائه می دهد. پاسخگویی مشتری ، نوآوری سریع ، توانمندسازی پرسنل و از همه مهمتر یادگیری کار در یک محیط تغییر. در حقیقت ، پیترز ادعا می کند که ما در "دنیایی وارونه" زندگی می کنیم و بقا بستگی به پذیرش "انقلاب" دارد. در حالی که صریحاً به تئوری هرج و مرج نگران نیست ، تمرکز پیترز بر اجازه دادن به سازمان (و مردم آن) خود را با اصول اصلی نظریه هرج و مرج کاملاً سازگار است.

از آنجا که اقتصاد و فناوری جهانی همچنان شیوه انجام تجارت به صورت روزانه را تغییر می دهد ، شواهدی از هرج و مرج به وضوح قابل مشاهده است. در حالی که مشاغل می توانستند یک بار به عنوان "غیر سازگار" موفق شوند ، مؤسساتی را با ساختارهای سلسله مراتبی به طور دائم نصب کنند ، شرکت های مدرن باید با گسترش بازارها و تکامل فناوری بتوانند بازسازی کنند. به گفته پیترز ، "برای برآورده کردن خواسته های صحنه رقابتی سریع در حال تغییر ، ما باید به سادگی یاد بگیریم که عاشق تغییر به همان اندازه که در گذشته از آن متنفر بوده ایم."

نظریه پرداز سازمانی کارل ویک (درگذشته 1936) نظریه مشابهی را برای پیترز ارائه می دهد ، با این اعتقاد که استراتژی های تجاری باید فقط به موقع باشد ... با حمایت بیشتر از سرمایه گذاری در دانش عمومی ، یک کارنامه مهارت بزرگ ، توانایی انجام یک مطالعه سریع ، اعتماد به نفسشهود و پیچیدگی در کاهش ضرر. "اگرچه او نظریه های خود را از نظر ایده های صریح ارائه شده توسط فیزیک کوانتومی و نظریه هرج و مرج بیان نکرد ، اظهارات وی از این ایده کلی پشتیبانی می کند که ایجاد و سلامت یک سازمان (یا یک سیستم) به تعامل افراد و بخش های مختلف در درون بستگی داردآن سیستمبا این حال ، همانطور که ویتلی در کتاب خود بیان می کند:

سازمان ها فاقد این نوع ایمان ، ایمان هستند که می توانند اهداف خود را به روش های مختلفی انجام دهند و وقتی روی جهت و دید تمرکز می کنند ، بهترین کار را انجام می دهند و اجازه می دهند اشکال گذرا ظهور و ناپدید شود. به نظر می رسد ما در ساختارها ثابت شده ایم ... و سازمان ها ، یا ما که آنها را ایجاد می کنیم ، فقط به این دلیل که ما حیرت انگیز و باهوش می سازیم ، زنده می مانیم - به اندازه کافی برای دفاع از خود در برابر نیروهای طبیعی تخریب.

وندی H. میسون

اصلاح شده توسط Hal P. Kirkwood ، Jr.

بیشتر خواندن:

چن ، گوانرونگ و Xinghuo Yu ، eds. کنترل هرج و مرج: تئوری و برنامه ها (یادداشت های سخنرانی در کنترل و علوم اطلاعات). نیویورک: Springer-Verlag ، 2003.

فرازماند ، علی."هرج و مرج و نظریه های تحول: یک تحلیل نظری با پیامدهای نظریه سازمان و مدیریت عمومی."بررسی سازمان عمومی 3 ، شماره. 4 (2003): 339-372.

گلی ، جیمز. هرج و مرج: ساختن یک علم جدید. نیویورک: کتابهای پنگوئن ، 1987.

پیترز ، تام. پر رونق در هرج و مرج. نیویورک: Harpercollins ، 1987.

Sullivan ، Terence J. "زنده ماندن استفاده از تئوری های مختلف سیستم برای توصیف تغییرات سازمانی."مجله مدیریت آموزشی 42 ، شماره. 1 (2004): 43-54.

Wheatley ، Margaret J. رهبری و علم جدید: کشف نظم در دنیای هرج و مرج اصلاح شده. سانفرانسیسکو: ناشران برت-کوهلر ، 2001. < Pan> چن ، گوانرونگ و Xinghuo Yu ، eds. کنترل هرج و مرج: تئوری و برنامه ها (یادداشت های سخنرانی در کنترل و علوم اطلاعات). نیویورک: Springer-Verlag ، 2003.

تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : زین‌العابدین مراغه‌ای بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 2 ارديبهشت 1402 ساعت: 16:14