اقتصاد ایران از زمان استقرار جمهوری اسلامی در سال 1979 به دلایل متعددی از جمله سیاست های خارجی سخت گیرانه دولت که قدرت های بزرگ جهانی را به چالش می کشد و تنش های آنها با سایر کشورهای خاورمیانه دچار مشکل شده است.
جنگ ویرانگر هشت ساله با عراق هنوز بخشی از منابع مالی این کشور را مصرف می کند. علاوه بر این، کشور درگیر آشفتگی های داخلی، سیاسی و اجتماعی و همچنین سیاست های اقتصادی نادرست و ناقصی است که توسط سیاستمداران بی تجربه و مقامات دولتی اجرا می شود. علاوه بر همه اینها، تحریم های مجدد ایالات متحده دسترسی ایران به سیستم و بازار مالی بین المللی را فلج کرده است. در نتیجه، ریال ایران به شدت در حال کاهش بوده و از هفتاد ریال به دلار در سال 1358 به 165000 ریال کاهش یافته است. دولت با ایجاد چند نرخ ارز و در جدیدترین بازی خود، طرحی برای حذف کلی ریال، حذف چهار صفر و انتشار ارز جایگزین یعنی تومان، به دنبال پنهان کردن و جبران این کاهش بوده است. دومی به احتمال زیاد هیچ تفاوتی برای اقتصاد ایران نخواهد داشت مگر اینکه با اصلاحات اقتصادی و رفع تحریم ها حمایت شود.
برخلاف تصور غلط رایج در خارج از ایران، بخش خصوصی بزرگترین کارفرمای کشور است. شرکت های خصوصی به طور مستقیم یا غیرمستقیم به تجارت بین الملل وابسته هستند، زیرا در زنجیره تامین صادرات یا مصرف کننده کالاهای وارداتی یا هر دو هستند. اهمیت بخش خصوصی در ایجاد شغل و کمک به بقای مردم عادی ایرانی - علاوه بر ارائه محصولات و خدمات مورد نیاز جوامع - را نباید دست کم گرفت.
از اوایل جمهوری اسلامی ، بازیکنان تجاری و مالی با این چالش روبرو شدند که حداقل در هنگام انجام فعالیت های بین المللی ، دو نرخ ارز قابل توجه به طور قابل توجهی متفاوت باشد: نرخ رسمی که توسط بانک مرکزی ایران تعریف و یارانه می شود (CBI) و یک شناور کنترل شده توسط عرضه و تقاضای بازار کنترل نشده. عدم تعادل بین این دو نرخ به سرعت ناکارآمدی را برای فعالیت های تجاری بین المللی ایران که برای ده ها سال ادامه داشته است ، به همراه داشت. معرفی نرخ ارز سوم در آوریل 2018 ، به اصطلاح سیستم یکپارچه مدیریت فارکس (NIMA) ، تجارت بین المللی ایران و دسترسی به ارز سخت را خیلی بهتر نکرده است. در عوض ، این چالش های جدید بقا را برای مشاغل ایرانی ایجاد کرده است. نرخ NIMA توسط CBI معرفی شد زیرا دولت ایران پیش بینی خروج یک جانبه دولت ترامپ از برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) ، که در ماه مه 2018 انجام داد ، و پس از آن ، تنظیم مجدد تحریم ها ، که به ایرانیان رسیده انداقتصاد ، مشاغل و مردم سخت تر از همیشه.
در حال حاضر ، مشاغل ایرانی باید به نرخ رسمی ، نرخ NIMA کنترل شده توسط CBI و نرخ بازار شناور حرکت کنند. همان "شبکه پولی" در مبادلات ارزی بین ارزهای ریال و سخت ایران خدمت می کند. علاوه بر این ، این معاملات بین المللی را برای واردکنندگان و صادرکنندگان ایران و تأمین کنندگان و مشتریان خارجی آنها مستقل از نرخ ارز اختصاص داده شده انجام می دهد. این شبکه پیشرفته شامل تعداد زیادی از دفاتر مبادله ، حساب های بانکی و شرکت ها در ایران و سراسر جهان است. یک مجموعه اتحادیه وسترن را تصور کنید ، اما در مقیاس بسیار بیشتر و پیشرفته.
شرکت های ایرانی که محصولات "حیاتی" را وارد می کنند - e. g. داروها ، گوشت ، گندم - حق دارند از نرخ رسمی یارانه ای رسمی استفاده کنند (42،000 IRR = 1 USD). واردکنندگان محصولات "ضروری" - e. g. لوازم الکترونیکی ، ماشین آلات تولید ، دانه های کشاورزی ، چای - که امکان تولید در ایران وجود ندارد یا در سطوح کافی برای پاسخگویی به تقاضای بازار تولید نمی شود ، حق استفاده از نرخ ارز NIMA (154،000 IRR = 1 USD) را دارند. سایر واردکنندگان از نرخ بازار شناور استفاده می کنند (162،000 IRR = 1 USD). از طرف دیگر ، صادرکنندگان مجبور به اعلام و فروش بخش قابل توجهی از ارز سخت خود ، که از طریق درآمد خارج از کشور به دست آمده ، به سیستم NIMA CBI می فروشند. این بسته به اندازه درآمد آنها از پنجاه درصد تا نود درصد از پول سخت آنها متفاوت است (صادرکنندگان که سالانه کمتر از یک میلیون یورو درآمد دارند ، از فروش ارز سخت خود به سیستم NIMA معاف هستند).
دولت ایران سعی می کند تا حد ممکن ارز سخت بین واردکنندگان و صادرکنندگان از طریق سیستم NIMA گردش کند ، در حالی که نرخ ارز را به واردکنندگان ارائه می دهد که پایین تر از نرخ شناور باشد. این امر به این دلیل است که دولت فاقد قدرت مالی برای حمایت از کل تجارت بین المللی ایران با نرخ رسمی یارانه ای رسمی خود است. تنظیم NIMA ممکن است به عنوان "سیستم مالی همبستگی" در بین واردکنندگان و صادرکنندگان در نظر گرفته شود ، اما در واقع با هزینه صادرکنندگان عمل می کند. از آنجا که نرخ NIMA به سرعت به نرخ شناور نزدیک می شود ، ممکن است به زودی فروپاشید. در پایان ، کل بار بر روی شانه های بخش خصوصی قرار می گیرد.
بزرگترین چالش برای اکثر صادرکنندگان ایران این است که ، در حالی که آنها مجبور به ادغام در سیستم NIMA هستند و بنابراین مجبور به فروش بیشتر ارز سخت خود هستند ، آنها لزوماً حق دریافت نرخ ارز رسمی یا NIMA را ندارند. مواد اولیه یا سایر محصولات برای عملیات آنها. در عوض ، آنها باید از نرخ شناور استفاده کنند. این عدم تعادل نرخ ارز باعث می شود عملیات داخلی گرانتر شود و به تدریج صادرکنندگان را مجبور می کند تا بیشتر از ریاض های ایرانی خود را مصرف کنند تا به آنها اضافه کنند ، که در نهایت منجر به کسری مالی خواهد شد. تأثیر دومینو در اکوسیستم تجاری متصل ، باعث افزایش قیمت محصول در زنجیره عرضه/تقاضا خواهد شد و در نتیجه افزایش هزینه های عملیاتی برای همه طرفین باعث می شود که در نهایت شرکت ها ورشکسته شوند و بیکاری و فقر را افزایش دهند.
از آنجا که تحریم های تحمیل شده فعالیت های تجاری بین المللی را محدود می کنند و ارز ملی را بیشتر تضعیف می کنند ، عواقب آن برای بخش خصوصی و بنابراین ، ایرانیان معمولی ویرانگر و ناعادلانه هستند. هرچه مجازات های ایران برای تحقق آن باشد ، آنها همیشه مستقیماً مردم عادی را به سنگین ترین قیمت پرداخت می کنند.
Mohsen Tavakol یک مدیر اجرایی بین المللی تجارت ، کارآفرین فناوری ، سرمایه گذار و مشاور تحریم ها ، انطباق تجارت بین المللی و اخلاق تجاری است. او همچنین همکار ارشد غیر متخصص در شورای آتلانتیک است. او را در توییتر دنبال کنید: mohsen_tavakol.

Iransource 23 مارس 2020 < Pan> به عنوان تحریم های تحمیل شده فعالیت های تجاری بین المللی را محدود می کند و ارز ملی را بیشتر تضعیف می کند ، عواقب آن برای بخش خصوصی و بنابراین ، ایرانی های معمولی ویرانگر و ناعادلانه هستند. هرچه مجازات های ایران برای تحقق آن باشد ، آنها همیشه مستقیماً مردم عادی را به سنگین ترین قیمت پرداخت می کنند.
تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : زینالعابدین مراغهای
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
2 ارديبهشت
1402 ساعت: 16:53