با هر دو تخمین تاریخی و تحلیلگر ، رشد یک متغیر اگزوژن است که بر ارزش تأثیر می گذارد اما از جزئیات عملیاتی شرکت جدا می شود. صحیح ترین راه برای ترکیب رشد در ارزش ، ایجاد درون زا ، یعنی ، این است که آن را به عنوان تابعی از این که یک شرکت برای رشد آینده و کیفیت سرمایه گذاری مجدد آن سرمایه گذاری مجدد می کند ، تبدیل کند. ما با در نظر گرفتن رابطه بین اصول و رشد درآمد عدالت شروع خواهیم کرد و سپس به دنبال عوامل تعیین کننده رشد درآمد عملیاتی هستیم.
رشد درآمدهای سهام
در صورت برآورد جریان نقدی به سهام ، ما معمولاً با برآورد درآمد خالص شروع می کنیم ، اگر در کل ارزش سهام یا سود هر سهم را ارزیابی می کنیم ، اگر ارزش سهام خود را برای هر سهم ارزیابی می کنیم. در این بخش ، ما با ارائه اصول اولیه که رشد پیش بینی شده سود هر سهم را تعیین می کنند ، شروع خواهیم کرد و سپس به دنبال نسخه گسترده تری از مدل هستیم که به رشد درآمد خالص می پردازد.
رشد درآمدهای هر سهم
ساده ترین رابطه تعیین کننده رشد بر اساس نسبت حفظ (درصد درآمد حفظ شده در بنگاه) و بازده سهام در پروژه های آن است. بنگاه هایی که نسبت حفظ بالاتری دارند و بازده بالاتری در سهام دارند ، باید نسبت به شرکتهایی که این ویژگی ها را به اشتراک نمی گذارند ، نرخ رشد بسیار بالاتری در سود هر سهم داشته باشند. برای ایجاد این ، توجه داشته باشید که
g t = نرخ رشد در درآمد خالص
ni t = درآمد خالص در سال t
با توجه به تعریف بازده سهام عدالت ، درآمد خالص در سال T-1 می تواند به این صورت نوشته شود:
ROE T-1 = بازده سهام در سال T-1
درآمد خالص در سال T را می توان به صورت:
با فرض اینکه بازده سهام بدون تغییر است ، یعنی Roe T = Roe T-1 = ROE ،
جایی که B نسبت احتباس است. توجه داشته باشید که شرکت با صدور سهام جدید مجاز به افزایش حقوق صاحبان سهام نیست. در نتیجه ، نرخ رشد در درآمد خالص و نرخ رشد درآمدهای هر سهم در این فرمول یکسان است.
رشد درآمد خالص
اگر این فرض را آرام کنیم که تنها منبع حقوق صاحبان سهام حفظ درآمد است ، رشد درآمد خالص می تواند با رشد درآمد هر سهم متفاوت باشد. به طور شهودی ، توجه داشته باشید که یک شرکت می تواند با صدور سهام جدید برای تأمین اعتبار پروژه های جدید ، در حالی که سود هر سهم راکد می کند ، درآمد خالص را به میزان قابل توجهی رشد دهد. برای به دست آوردن رابطه بین رشد درآمد خالص و اصول ، ما نیاز به اندازه گیری چگونگی سرمایه گذاری که فراتر از درآمد حفظ شده است ، نیاز داریم. یکی از راه های به دست آوردن چنین اقدامی ، تخمین مستقیم سهام شرکت در مشاغل خود در قالب هزینه های خالص سرمایه و سرمایه گذاری در سرمایه در گردش است.
سرمایه گذاری مجدد در تجارت = (مخارج سرمایه � استهلاک + تغییر در سرمایه در گردش � (بدهی جدید صادر شده � بازپرداخت بدهی))
تقسیم این تعداد بر درآمد خالص ، اندازه گیری بسیار گسترده تری از نرخ سرمایه گذاری مجدد سهام را به ما می دهد:
نرخ سرمایه گذاری مجدد سهام =
بر خلاف نسبت احتباس ، این تعداد می تواند بیش از 100 ٪ باشد زیرا بنگاه ها می توانند سهام جدید را افزایش دهند. رشد مورد انتظار در درآمد خالص می تواند به این صورت نوشته شود:
رشد پیش بینی شده در درآمد خالص =
عوامل تعیین کننده بازده سهام
هم درآمد هر سهم و هم رشد درآمد خالص تحت تأثیر بازده سهام یک شرکت قرار می گیرد. بازده سهام عدالت تحت تأثیر تصمیمات اهرم شرکت است. در وسیع ترین شرایط ، افزایش اهرم منجر به بازده بالاتر سهام خواهد شد اگر بازده پس از مالیات پس از مالیات بیش از نرخ سود پس از مالیات که به بدهی پرداخت می شود ، فراتر رود. این در فرمولاسیون زیر بازده سهام ثبت شده است:
t = نرخ مالیات بر درآمد عادی
مشتق ساده است [1]. با استفاده از این نسخه گسترده ROE ، نرخ رشد را می توان به صورت:
مزیت این فرمول این است که به صراحت برای تغییر در اهرم و اثرات متعاقب آن بر رشد امکان پذیر است.
بازده متوسط و حاشیه ای
بازده سهام با تقسیم درآمد خالص در سال اخیر با ارزش کتاب سهام عدالت در پایان سال گذشته اندازه گیری می شود. در نتیجه ، بازده سهام عدالت هم کیفیت هر دو پروژه قدیمی را که برای یک دوره قابل توجه در کتاب بوده اند و هم پروژه های جدید از دوره های اخیر اندازه گیری می کند. از آنجا که سرمایه گذاری های قدیمی بخش قابل توجهی از درآمد را نشان می دهند ، ممکن است میانگین بازده برای شرکتهای بزرگتر که با کاهش بازده سرمایه گذاری های جدید روبرو هستند ، یا به دلیل اشباع بازار یا رقابت ، به طور قابل توجهی تغییر نکند. به عبارت دیگر ، بازده ضعیف در پروژه های جدید تأثیر تأخیر در بازده های اندازه گیری شده خواهد داشت. در ارزیابی ، بازده هایی است که بنگاه ها در سرمایه گذاری های جدیدتر خود انجام می دهند که بیشترین اطلاعات را در مورد کیفیت پروژه های یک شرکت ارائه می دهد. برای اندازه گیری این بازده ها ، ما می توانیم با تقسیم تغییر در درآمد خالص در سال اخیر با تغییر در ارزش کتاب سهام در سال قبل ، بازده حاشیه ای را محاسبه کنیم:
بازده حاشیه ای از حقوق صاحبان سهام =
به عنوان مثال ، Reliance Industries درآمد خالص 24033 میلیون روپیه را در سال 2000 در مورد ارزش کتاب سهام عدالت 123693 میلیون روپیه در سال 1999 گزارش داد ، که منجر به بازده متوسط سهام 19. 43 ٪ شد:
میانگین بازده سهام = 24033/123693 = 19. 43 ٪
بازده حاشیه ای از سهام در زیر محاسبه می شود:
تغییر در درآمد خالص از سال 1999 به 2000 = 24033- 17037 = 6996 میلیون روپیه
تغییر در ارزش کتاب سهام از سال 1998 تا 1999 = 104006 � 123693 = 19،687 میلیون روپیه
بازده حاشیه ای در سهام = 6996/19687 = 35. 54 ٪
اثرات تغییر بازده سهام عدالت
تاکنون در این بخش ، ما با این فرض عمل کرده ایم که بازده سهام با گذشت زمان بدون تغییر باقی می ماند. اگر این فرض را آرام کنیم ، یک مؤلفه جدید را برای رشد معرفی می کنیم - تأثیر تغییر بازده سهام در سرمایه گذاری موجود در طول زمان. به عنوان مثال ، شرکتی که دارای ارزش کتاب 100 میلیون دلار و بازده سهام 10 ٪ است ، در نظر بگیرید. اگر این شرکت بازده خود را در سهام خود به 11 ٪ افزایش دهد ، حتی اگر پولی را دوباره سرمایه گذاری نکند ، نرخ رشد درآمد 10 ٪ را ارسال می کند. این رشد اضافی را می توان به عنوان تابعی از تغییر در بازده سهام عدالت نوشت.
علاوه بر نرخ رشد مورد انتظار =
جایی که روtبازگشت سهام در دوره t است. این علاوه بر نرخ رشد اساسی محاسبه شده به عنوان محصول بازده سهام در دوره T و نسبت حفظ خواهد بود.
نرخ رشد مورد انتظار کل =
در حالی که افزایش بازده سهام عدالت باعث ایجاد سرعت رشد در دوره بهبود می شود ، کاهش بازده سهام عدالت باعث کاهش بیش از متناسب در نرخ رشد در دوره کاهش می شود.
ارزش دارد در این مرحله بین بازده سهام در سرمایه گذاری های جدید و بازده سهام در سرمایه گذاری های موجود ، تمایز قائل شود. رشد اضافی که ما در بالا تخمین می زنیم ناشی از بهبود بازده سرمایه گذاری های جدید نیست بلکه با تغییر بازده سرمایه گذاری های موجود است. به دلیل عدم وجود اصطلاح بهتر ، می توانید آن را "راندمان رشد" در نظر بگیرید.
رشد درآمد عملیاتی
درست همانطور که رشد درآمد عدالت توسط سهام عدالت که دوباره به تجارت و بازدهی که در آن سرمایه گذاری است ، بازگردانده می شود ، می توانید رشد درآمد عملیاتی را با سرمایه گذاری مجدد کل به شرکت و بازدهی که در سرمایه سرمایه گذاری شده است ، مرتبط کنید.
شما سه سناریو جداگانه را در نظر خواهید گرفت و در این بخش نحوه تخمین رشد در هر یک را بررسی می کنید. اولین مورد زمانی است که یک شرکت در حال کسب بازده بالایی برای سرمایه است که انتظار دارد با گذشت زمان حفظ شود. دوم این است که یک شرکت در حال بازده مثبت سرمایه است که انتظار می رود با گذشت زمان افزایش یابد. سوم ، عمومی ترین سناریو است ، جایی که یک شرکت انتظار دارد که حاشیه های عملیاتی با گذشت زمان تغییر کند ، گاهی اوقات از مقادیر منفی به سطح مثبت.
الف) بازده پایدار سناریوی سرمایه
هنگامی که یک شرکت بازده پایدار سرمایه دارد ، رشد مورد انتظار درآمد عملیاتی آن محصول نرخ سرمایه گذاری مجدد است ، یعنی نسبت درآمد عملیاتی پس از مالیات که در هزینه های خالص سرمایه و سرمایه در گردش غیر نقدی سرمایه گذاری می شود ، وکیفیت این سرمایه گذاری ها ، به عنوان بازده سرمایه سرمایه گذاری شده اندازه گیری می شود.
رشد مورد انتظارایت= نرخ سرمایه گذاری مجدد * بازده سرمایه
بازده سرمایه =
در تهیه این تخمین ها ، شما از درآمد عملیاتی تعدیل شده و مقادیر سرمایه گذاری مجدد که در فصل 4 محاسبه کرده اید استفاده می کنید. هر دو اقدامات باید به جلو نگاه کنند و بازده سرمایه باید بازده مورد انتظار سرمایه در سرمایه گذاری های آینده باشد. در بقیه این بخش ، شما در نظر می گیرید که چگونه می توانید نرخ سرمایه گذاری مجدد و بازده سرمایه را تخمین بزنید.
میزان سرمایه گذاری مجدد
نرخ سرمایه گذاری مجدد چقدر یک شرکت برای تولید رشد آینده در حال شخم زدن است. نرخ سرمایه گذاری مجدد اغلب با استفاده از جدیدترین صورتهای مالی برای شرکت اندازه گیری می شود. اگرچه این مکان مناسب برای شروع است ، اما لزوما بهترین تخمین نرخ سرمایه گذاری مجدد آینده نیست. نرخ سرمایه گذاری مجدد شرکت می تواند به ویژه در بنگاه هایی که در پروژه های نسبتاً کمی ، پروژه های بزرگ یا خرید سرمایه گذاری می کنند ، جریان داشته و جریان یابد. برای این بنگاهها ، نگاه کردن به میانگین نرخ سرمایه گذاری مجدد با گذشت زمان ممکن است اندازه گیری بهتری از آینده باشد. علاوه بر این ، با رشد و بالغ شرکت ها ، نیازهای سرمایه گذاری مجدد آنها (و نرخ) آنها کاهش می یابد. برای بنگاه هایی که طی چند سال گذشته به طور قابل توجهی گسترش یافته اند ، احتمالاً نرخ سرمایه گذاری مجدد تاریخی بیشتر از نرخ سرمایه گذاری مجدد آینده مورد انتظار است. برای این بنگاهها ، میانگین صنعت برای نرخ سرمایه گذاری مجدد ممکن است نشانه بهتری از آینده نسبت به استفاده از شماره های گذشته فراهم کند. سرانجام ، مهم است که شما به طور مداوم به درمان هزینه های تحقیق و توسعه و هزینه های اجاره نامه عملیاتی خود ادامه دهید. به ویژه ، هزینه های تحقیق و توسعه باید به عنوان بخشی از هزینه های سرمایه برای اهداف اندازه گیری نرخ سرمایه گذاری مجدد طبقه بندی شود.
بازده سرمایه
بازده سرمایه اغلب بر بازده شرکت در سرمایه گذاری های موجود است که در آن فرض می شود ارزش کتاب سرمایه برای اندازه گیری سرمایه سرمایه گذاری شده در این سرمایه گذاری ها باشد. به طور ضمنی ، شما فرض می کنید که بازده حسابداری فعلی سرمایه یک معیار خوب برای بازده واقعی است که در سرمایه گذاری های موجود به دست می آید و این بازده یک پروکسی خوب برای بازده هایی است که در سرمایه گذاری های آینده انجام می شود. البته این فرض به دلایل زیر برای زیر سوال بردن باز است.
� ارزش کتاب سرمایه ممکن است معیار خوبی برای سرمایه گذاری در سرمایه گذاری های موجود نباشد ، زیرا این نشان دهنده هزینه تاریخی این دارایی ها و تصمیمات حسابداری در مورد استهلاک است. هنگامی که ارزش کتاب سرمایه سرمایه گذاری شده را درک می کند ، بازده سرمایه بیش از حد بیش از حد خواهد شد. هنگامی که ارزش کتاب بیش از حد سرمایه گذاری شده سرمایه گذاری شده است ، بازده سرمایه کم می شود. اگر ارزش کتاب سرمایه برای بازتاب ارزش دارایی تحقیق یا ارزش سرمایه اجاره نامه های عملیاتی تنظیم شود ، این مشکل تشدید می شود.
� درآمد عملیاتی ، مانند ارزش کتاب سرمایه ، یک معیار حسابداری از درآمد یک شرکت در طی یک دوره است. تمام مشکلات در استفاده از درآمد عملیاتی غیرقابل تنظیم که در فصل 4 شرح داده شده است ، همچنان اعمال می شود.
� حتی اگر درآمد عملیاتی و ارزش کتاب سرمایه به درستی اندازه گیری شود ، بازده سرمایه در سرمایه گذاری های موجود ممکن است برابر با بازده حاشیه سرمایه ای نباشد که شرکت انتظار دارد سرمایه گذاری های جدید را انجام دهد ، به خصوص که شما بیشتر به آینده می رویدبشر
با توجه به این نگرانی ها ، شما باید نه تنها بازده فعلی سرمایه شرکت را در نظر بگیرید ، بلکه هرگونه روند در این بازده و همچنین بازده متوسط صنعت در سرمایه است. اگر بازده فعلی سرمایه برای یک شرکت به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین صنعت باشد ، بازده پیش بینی شده سرمایه باید پایین تر از بازده فعلی باشد تا منعکس کننده فرسایش باشد که احتمالاً با پاسخ به رقابت رخ می دهد.
سرانجام ، هر بنگاه که بازده سرمایه ای بیشتر از هزینه سرمایه خود را بدست آورد ، بازده اضافی را کسب می کند. بازده اضافی نتیجه مزایای رقابتی یک شرکت یا موانع ورود به صنعت است. بازده های اضافی زیاد که برای مدت طولانی قفل شده است ، حاکی از آن است که این شرکت از مزیت رقابتی دائمی برخوردار است.
نرخ سرمایه گذاری مجدد منفی: علل و عواقب آن
اگر استهلاک آن از هزینه های سرمایه خود فراتر رود یا اینکه سرمایه در گردش در طول سال به میزان قابل توجهی کاهش می یابد ، نرخ سرمایه گذاری مجدد برای یک شرکت می تواند منفی باشد. برای اکثر بنگاه ها ، این نرخ سرمایه گذاری منفی یک پدیده موقت است که منعکس کننده هزینه های سرمایه گذاری لپه یا سرمایه در گردش بی ثبات است. برای این بنگاه ها ، نرخ سرمایه گذاری مجدد سال جاری (که منفی است) را می توان با میانگین نرخ سرمایه گذاری مجدد طی چند سال گذشته جایگزین کرد.(این همان کاری است که ما برای Embraer در تصویر بالا انجام دادیم.) برای برخی از بنگاه ها ، نرخ سرمایه گذاری مجدد منفی ممکن است بازتابی از سیاست های بنگاه ها باشد و اینکه چگونه با آن برخورد می کنیم به این بستگی دارد که چرا شرکت در این امر شروع به کار می کندمسیر:
� بنگاه هایی که در گذشته در تجهیزات سرمایه یا سرمایه در گردش سرمایه گذاری کرده اند ، ممکن است بتوانند چندین سال از سرمایه گذاری گذشته زندگی کنند ، کمی سرمایه گذاری کنند و برای آن دوره جریان نقدی بالاتر را تولید کنند. در این صورت ، ما نباید از نرخ سرمایه گذاری مجدد منفی در پیش بینی ها استفاده کنیم و رشد را بر اساس پیشرفت در بازده سرمایه تخمین بزنیم. پس از رسیدن شرکت به جایی که از منابع خود استفاده می کند ، باید نرخ سرمایه گذاری مجدد را تغییر دهیم تا میانگین صنعت را منعکس کند.
� سناریوی شدیدتر بنگاه است که تصمیم گرفته است به مرور زمان خود را نقدینگی کند ، با عدم جایگزین کردن دارایی ها به محض پایین آمدن و با پایین آوردن سرمایه در گردش. در این حالت ، رشد مورد انتظار باید با استفاده از نرخ سرمایه گذاری مجدد منفی تخمین زده شود. جای تعجب نیست که این امر منجر به نرخ رشد پیش بینی شده منفی و کاهش درآمد با گذشت زمان خواهد شد.
ب - بازده مثبت و در حال تغییر سناریوی سرمایه
تجزیه و تحلیل در بخش قبلی بر این فرض استوار است که بازده سرمایه با گذشت زمان پایدار است. اگر بازده سرمایه با گذشت زمان تغییر کند ، نرخ رشد پیش بینی شده برای شرکت دارای یک مؤلفه دوم خواهد بود که در صورت افزایش بازده سرمایه ، نرخ رشد را افزایش می دهد و در صورت کاهش بازده سرمایه ، نرخ رشد را کاهش می دهد.
نرخ رشد پیش بینی شده =
به عنوان مثال ، بنگاهی که می بیند بازده سرمایه خود را از 10 ٪ به 11 ٪ بهبود می بخشد در حالی که با حفظ نرخ سرمایه گذاری مجدد 40 ٪ ، نرخ رشد مورد انتظار از:
نرخ رشد پیش بینی شده =
در واقع ، بهبود بازده سرمایه باعث افزایش درآمد دارایی های موجود می شود و این پیشرفت به رشد اضافی 10 ٪ برای شرکت تبدیل می شود.
بازده حاشیه ای و متوسط در سرمایه
تاکنون ، شما به بازده سرمایه به عنوان معیاری که بازده را تعیین می کند ، نگاه کرده اید. با این حال ، در واقعیت ، دو اقدام بازده سرمایه وجود دارد. یکی بازدهی است که توسط شرکت در کل سرمایه گذاری های خود به دست آمده است ، که شما به عنوان میانگین بازده سرمایه تعریف می کنید. مورد دیگر بازدهی است که فقط در سرمایه گذاری های جدیدی که در یک سال انجام می دهد ، توسط یک شرکت به دست می آید ، یعنی بازده حاشیه ای سرمایه.
تغییر در بازده حاشیه سرمایه ، اثر مرتبه دوم ایجاد نمی کند و ارزش شرکت محصول بازده حاشیه سرمایه و نرخ سرمایه گذاری مجدد است. با این حال ، تغییر در بازده متوسط سرمایه منجر به تأثیر اضافی بر رشد مزمن در بالا خواهد شد.
داوطلبان تغییر بازده متوسط سرمایه
چه نوع بنگاه هایی احتمالاً بازده خود را در تغییر سرمایه با گذشت زمان مشاهده می کنند؟یک گروه شامل شرکت هایی با بازده ضعیف در سرمایه است که باعث بهبود کارآیی و حاشیه عملیاتی آنها و در نتیجه بازده آنها به سرمایه می شود. در این بنگاه ها ، نرخ رشد مورد انتظار بسیار بالاتر از محصول نرخ سرمایه گذاری مجدد و بازده سرمایه خواهد بود. در حقیقت ، از آنجا که بازده سرمایه در این بنگاه ها معمولاً قبل از چرخش کم است ، تغییرات کوچک در بازده سرمایه به تغییرات بزرگی در نرخ رشد تبدیل می شود. بنابراین ، افزایش بازده سرمایه در دارایی های موجود 1 ٪ به 2 ٪ درآمد را دو برابر می کند (در نتیجه نرخ رشد 100 ٪).
دسته دیگر شامل بنگاه هایی است که بازده بسیار بالایی در سرمایه گذاری های موجود در سرمایه گذاری های موجود دارند اما احتمالاً می بینند که این بازده ها با ورود رقابت به تجارت ، نه تنها در سرمایه گذاری های جدید بلکه در سرمایه گذاری های موجود نیز می روند.
ج - بازده منفی سناریوی سرمایه
سومین و دشوارترین سناریوی برای برآورد رشد زمانی است که یک شرکت در حال از دست دادن پول است و بازده منفی سرمایه دارد. از آنجا که شرکت در حال از دست دادن پول است ، احتمالاً نرخ سرمایه گذاری مجدد نیز منفی خواهد بود. برای برآورد رشد در این بنگاهها ، شما باید بیانیه درآمد و اولین رشد پروژه درآمدها را بالا ببرید. در مرحله بعد ، شما از حاشیه عملیاتی پیش بینی شده شرکت در سالهای آینده برای برآورد درآمد عملیاتی در آن سالها استفاده می کنید. اگر حاشیه مورد انتظار در سالهای آینده مثبت باشد ، درآمد عملیاتی مورد انتظار نیز مثبت خواهد شد و به ما امکان می دهد رویکردهای سنتی ارزیابی را در ارزش گذاری این بنگاهها اعمال کنیم. شما همچنین تخمین می زنید که شرکت برای ایجاد رشد درآمد ، با پیوند درآمدهای سرمایه گذاری شده در بنگاه ، چه مقدار باید سرمایه گذاری مجدد کند.
رشد درآمدها
بسیاری از شرکت های با رشد بالا ، ضمن گزارش خسارات ، همچنین افزایش زیادی در درآمد از دوره به دوره دیگر نشان می دهند. اولین قدم در پیش بینی جریان نقدی ، پیش بینی درآمد در سالهای آینده است ، معمولاً با پیش بینی نرخ رشد درآمدها در هر دوره. در تهیه این تخمین ها ، پنج نکته برای در نظر گرفتن وجود دارد.
با افزایش درآمدهای شرکت ، میزان رشد درآمدها کاهش می یابد. بنابراین ، افزایش ده برابر درآمدها برای یک شرکت با درآمدهای 2 میلیون دلار کاملاً امکان پذیر است اما برای یک شرکت با درآمدهای 2 میلیارد دلار بعید است.
� نرخ رشد مرکب در درآمد با گذشت زمان می تواند کم به نظر برسد ، اما ظواهر فریبنده است. نرخ رشد مرکب در درآمد 40 ٪ بیش از ده سال منجر به افزایش 40 برابر درآمد در طی دوره خواهد شد.
� در حالی که نرخ رشد درآمدها ممکن است مکانیسمی باشد که شما برای پیش بینی درآمدهای آینده استفاده می کنید ، برای اطمینان از معقول بودن آنها باید درآمدهای دلار را پیگیری کنید ، با توجه به اندازه بازار کلی که شرکت در آن فعالیت می کند. درآمدهای پیش بینی شده برای یک بنگاه ده سال خارج از آن ، 90 ٪ یا 100 ٪ سهم (یا بیشتر) از بازار کلی را در یک بازار رقابتی به آن می دهد ، شما به وضوح باید نرخ رشد درآمد را مجدداً ارزیابی کنید.
� فرضیات در مورد رشد درآمد و حاشیه عملیاتی باید از نظر داخلی سازگار باشد. بنگاهها می توانند با اتخاذ استراتژی های تهاجمی قیمت گذاری ، نرخ رشد بالاتری را در درآمد ارسال کنند اما رشد درآمد بالاتر با حاشیه های پایین همراه خواهد بود.
- در هنگام برآورد رشد درآمد ، شما باید تعدادی از داوری های ذهنی را در مورد ماهیت رقابت ، ظرفیت بنگاهی که برای رسیدگی به رشد درآمد و قابلیت های بازاریابی شرکت ارزیابی می کنید ، انجام دهید.
پیش بینی حاشیه عملیاتی
قبل از در نظر گرفتن چگونگی تخمین حاشیه عملیاتی ، اجازه دهید با ارزیابی اینکه بسیاری از شرکتهای با رشد بالا ، در اوایل چرخه زندگی ، هنگام شروع ارزیابی ، ایستاده اند. آنها معمولاً درآمدهای کم و حاشیه عملیاتی منفی دارند. اگر رشد درآمد درآمدهای پایین را به درآمد بالا تبدیل کند و حاشیه های عملیاتی منفی باقی بمانند ، این بنگاهها نه تنها هیچ چیزی را ندارند بلکه برای زنده ماندن بعید به نظر می رسند. برای اینکه بنگاه ها با ارزش باشند ، در نهایت درآمد بالاتر باید درآمد مثبت داشته باشد. در یک مدل ارزیابی ، این در آینده به حاشیه عملیاتی مثبت تبدیل می شود. یک ورودی کلیدی در ارزیابی یک شرکت با رشد بالا ، حاشیه عملیاتی است که انتظار دارید از زمان بلوغ آن برخوردار باشد.
در تخمین این حاشیه ، شما باید با نگاه به مشاغل موجود در این شرکت شروع کنید. در حالی که بسیاری از شرکت های جدید ادعا می کنند که در مشاغل خود پیشگام هستند و برخی معتقدند که آنها هیچ رقابتی ندارند ، بیشتر احتمال دارد که آنها اولین کسانی باشند که پیدا می کنندروش جدیدی برای ارائه محصول یا خدماتی که قبلاً از طریق کانال های دیگر ارائه شده بود. بنابراین ، ممکن است آمازون یکی از اولین بنگاه هایی باشد که کتاب را به صورت آنلاین می فروشد ، اما بارنز و نجیب و مرزها پیش از آنها به عنوان خرده فروشان کتاب بودند. در حقیقت ، می توان خرده فروشان آنلاین را به عنوان جانشینان منطقی برای فروشگاه های خرده فروشان مانند L. L. Bean یا Lillian Veon در نظر گرفت. به همین ترتیب ، یاهو! ممکن است یکی از اولین پورتال های اینترنتی (و موفق ترین) اینترنت باشد اما آنها به دنبال رهبری روزنامه هایی هستند که از محتوا و ویژگی ها برای جذب خوانندگان استفاده کرده اند و از خوانندگان خود برای جذب تبلیغات استفاده کرده اند. استفاده از متوسط حاشیه عملیاتی رقبا در تجارت ممکن است برخی از محافظه کاران را مورد حمله قرار دهد. از این گذشته ، آنها خاطرنشان می كنند كه آمازون می تواند موجودی كمتر از مرزها را در اختیار داشته باشد و بار حمل اجاره نامه های عملیاتی را كه بارنز و نوبل انجام می دهند (در فروشگاه های خود) ندارد و بنابراین باید در مورد تولید درآمدهای خود و متعاقباً مؤثرتر باشد. درآمداین ممکن است صحیح باشد اما بعید است که حاشیه های عملیاتی برای خرده فروشان اینترنتی به طور مداوم بالاتر از همتایان آجر و ملات خود باشند. اگر چنین بود ، انتظار دارید که شاهد مهاجرت خرده فروشان سنتی به خرده فروشی آنلاین و افزایش رقابت بین خرده فروشان آنلاین در مورد قیمت و محصولات رانندگی حاشیه باشند.
در حالی که حاشیه شغلی که یک شرکت در آن فعالیت می کند ، ارزش هدف را ارائه می دهد ، هنوز دو مسئله تخمین دیگر وجود دارد که شما باید با آن مقابله کنید. با توجه به اینکه حاشیه عملیاتی در مراحل اولیه چرخه زندگی منفی است ، ابتدا باید در نظر بگیرید که چگونه حاشیه از سطح فعلی به مقادیر هدف بهبود می یابد. به طور کلی ، پیشرفت در حاشیه ها در سالهای اولیه (حداقل از نظر درصد) بیشترین خواهد بود و با نزدیک شدن به شرکت به بلوغ ، از بین می رود. مسئله دوم موضوعی است که هنگام صحبت در مورد رشد درآمد بوجود می آید. شرکت ها ممکن است بتوانند با حاشیه های پایین رشد درآمد بالاتری را ارسال کنند اما تجارت باید در نظر گرفته شود. در حالی که شرکت ها به طور کلی هر دو رشد درآمد بالاتر و حاشیه بالاتر را می خواهند ، فرضیات حاشیه و رشد درآمد باید سازگار باشد.
تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : زینالعابدین مراغهای
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
2 ارديبهشت
1402 ساعت: 19:56