"کتاب هایدی اسکات متعلق به" موج جدید "اکوکراسیتیک است - از نظر علمی سواد و کاملاً درگیر مسائل فوری وخامت محیط زیست ، گرم شدن کره زمین و پایداری است. او Zeitgeist علمی جدید پیچیدگی و هرج و مرج را با شعرهای اکولوژی متصل می کند ، و نشان می دهد که چگونه ، به طرز جالب توجه ، شاعران ابتدا به آنجا رسیدند. مهمتر از همه ، علوم و علوم انسانی در اینجا یک دیدگاه واحد را به اشتراک می گذارند ، همانطور که اگر سیاره نجات یابد باید آنها را نجات دهند. "-گیلن دی آری وود ، دانشگاه ایلینویز در Urbana-Champaign
- شرح
- بررسی
- بیوگرافی
- فهرست مطالب
- نمونه های نمونه
- فاعل، موضوع
در هرج و مرج و کیهان ، هایدی اسکات خوانش های ادبی را با روشهای زیست محیطی معاصر ادغام می کند تا دو الگوی اساسی و متضاد طبیعت را مورد بررسی قرار دهد که بوم شناسی علمی همچنان به بحث و گفتگو می پردازد: هرج و مرج و تعادل. ادبیات زیست محیطی دوره های عاشقانه و ویکتوریا از هرج و مرج محیطی و شکل میکروسکوپ متعادل به عنوان تروپ برای درک الگوهای طبیعی استفاده می کند ، و این دوره ها اولین کسانی بودند که بر تخریب های زیست محیطی انقلاب صنعتی تأمل می کردند. هرج و مرج و کیهان ادعا می کند که بذر تخیل که یک دانشمند را قادر می سازد دریاچه ای را به عنوان یک دنیای میکروسکوپی در سطح رسمی و تجربی مطالعه کند توسط شاعران عاشقانه و ویکتوریایی کاشته شد که آگاهانه در اطراف ادراکات خود را به خود جلب کردند تا بتوانند از نقاط مختلف استفاده کنند. از زمان و مکان در بین جهانی سازی دنیای مدرن.
علاقه این مطالعه فراتر از تشبیهات ادبی به زیبایی شناسی علمی است. این هدف تئوریزه کردن تاریخ بین رشته ای مفاهیمی است که زمینه ساز درک علمی ما از ماهیت مدرن است. ایده های اکولوژیکی پارادایم مانند اکوسیستم ، پویایی جانشینی ، تعادل سوراخ شده و تغییرات آب و هوا دارای یک پایه ادبی هستند که پیش از وضعیت آنها به عنوان تئوری های علم بود. این کتاب نشانگر ارتفاعی از چشم اندازهای اکوسینتیک به سمت پتانسیل های بین رشته ای کاملاً توسعه یافته از بوم شناسی ادبی است.
"کتاب هایدی اسکات متعلق به" موج جدید "اکوکراسیتیک است - از نظر علمی سواد و کاملاً درگیر مسائل فوری وخامت محیط زیست ، گرم شدن کره زمین و پایداری است. او Zeitgeist علمی جدید پیچیدگی و هرج و مرج را با شعرهای اکولوژی متصل می کند ، و نشان می دهد که چگونه ، به طرز جالب توجه ، شاعران ابتدا به آنجا رسیدند. مهمتر از همه ، علوم و علوم انسانی در اینجا یک دیدگاه واحد را به اشتراک می گذارند ، همانطور که اگر سیاره نجات یابد باید آنها را نجات دهند. "-گیلن دی آری وود ، دانشگاه ایلینویز در Urbana-Champaign
وی گفت: "این مطالعه گسترده ، خوب نوشته شده و تحریک آمیز از تروپ های زیست محیطی کلیدی برای تولید بینش جدید مهم در مورد ارزش محیط زیست ادبیات عاشقانه و ویکتوریا استفاده می کند. بررسی دقیق هایدی اسکات از روایات آخرالزمان و سمیت به ویژه قدرتمند است ، همانطور که ارتباط وی با یک اکولوژی نوظهور قرن نوزدهم با پارادایم های زیست محیطی فعلی ، از جمله تغییر آشوب آور ، اکولوژی اختلال و نظریه سیستم های طبیعی است. عمیقاً میان رشته ای در پل زدن علوم طبیعی ، علوم انسانی و گفتمانهای فرهنگی بوم شناسی ، هرج و مرج و کیهان نقش مهمی در بورس تحصیلی فعلی در اکوسینتیک گرایی دارد. "- Michael P. Branch ، دانشگاه نوادا ، رنو
"کتاب هایدی اسکات سزاوار است که یک کلاسیک فوری از تحلیل اکوکریتیک باشد. هرج و مرج و کیهانی که به طور واضح و غالباً به یاد ماندنی نوشته شده است ، به یکباره توسط اکولوژی علمی آگاه می شود و به عنوان اثری از انتقادات ادبی بسیار رضایت بخش است. "- گرگ گارارد ، دانشگاه بریتیش کلمبیا
"اسکات تصویری عمیقاً قانع کننده از آنچه که یک تلاش انتقادی واقعی بین رشته ای می تواند به نظر برسد ، ارائه می دهد ، و او این کار را با جسارت ، گرما و دانش عمیقی از هر دو فرهنگ که به او می پردازد انجام می دهد."- بهارد هگل ، مطالعات در رمانتیسم
دامنه کتاب گسترده و جاه طلب است. خواننده ای که علاقه مند به قرن نوزدهم و همچنین مسائل زیست محیطی معاصر است ، باید این کتاب را بخواند. "- A C. Colley ، مطالعات ویکتوریا
"یک افزودنی متفکرانه به یک اصطلاح اکوکریتیک که با تعطیل شدن بین نگرانی های فعلی و منابع گذشته مشخص می شود."- دانیل ویلیامز ، ادبیات و فرهنگ ویکتوریا
هایدی C. م. اسکات استادیار انگلیسی در دانشگاه بین المللی فلوریدا است.
فهرست
مقدمه: فراتر از دوگانگی
هرج و مرج عاشقانه: الگوهای طبیعی آشفته
هرج و مرج ویکتوریا: اختلالات صنعتی
غیر داستانی علوم امروز
قسمت 2 میکروسکوپ
میکروسکوپ های عاشقانه: دنیای مغز
ریز جهان ویکتوریا: سیستم های داخلی
مدل سازی علمی امروز
بخش 3 کیتس و اکولوژی: مطالعه موردی
تجربه گرای ادبی
هایپریون: آشوب تارتاروس
فراتر از دوگانگی
دو پرتره از طبیعت
نظریه های بوم شناختی پرتره های ایدئولوژیک طبیعت را ارائه می دهند. از آنجایی که پرتره می تواند منشأ، استعدادها، اعمال، قدرت ها و ویژگی های یک فرد را آشکار کند، نه فقط ظاهر فیزیکی او، پرتره های مختلف از طبیعت می توانند به طرز خارق العاده ای متضاد باشند. الگوی کلاسیک بوم شناختی طبیعت که در قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت، شخصیتی را به تصویر می کشد که اساساً متعادل، پرورش دهنده و قابل درک است، با چهره ای که تنها به تدریج تغییر می کند. اخیراً، بوم شناسی پست مدرن طبیعت را ذاتاً آشفته، تصادفی و در معرض تغییرات فاجعه بار به تصویر می کشد: شخصیتی با شخصیتی ناپایدار.
تصور کنید این دو گروه زیبایی شناختی متمایز، یکی معتدل و دیگری طوفانی، در یک نمایشگاه به نمایش گذاشته شده اند. دیوار اول بازنمایی هایی از طبیعت به عنوان یک جنگل قدیمی، یک صخره مرجانی بادگیر، یک ساحل رودخانه در هم پیچیده است. با رعایت قوانین ساده طبیعی، تعادل ظریف آن از تنوع زیستی پدید می آید و تغییرات آن تدریجی است و تمایل به بیان سازگاری های مطلوب دارد. ماهیت پارادایم تعادل به آسانی توسط تأثیرات انسانی تخریب می شود و علوم زیستی ما راه هایی را بررسی می کند تا عدم تعادل را برای بازگرداندن یک حالت ایده آل یا اوج اولیه بررسی کند. طبیعت متعادل همچنین چشم انداز سرپرستی و فرمانروایی انسان است که به عدن گوش می دهد.
دیوار دوم پرتره هایی از اتل غرق شده در اثر طوفان ، آبشار فلورسنت یک جریان گدازه ، یک ستون از روغن و گاز که از یک لوله در کف دریا بالا می رود ، نشان می دهد. قابل پیش بینی فقط از طریق حساب احتمالی ، تغییرات سریع ، غیر شناسی و در معرض تأثیر وقایع شانس هستند. این پرتره های طبیعت هرج و مرج حساس و هیجان انگیز هستند. آنها با ایجاد احساس ناظر کوچک و قدرت ، از زیبایی شناسی تعالی شرکت می کنند. از قضا ، این نیروهای متعالی تغییر که باعث می شود انسان در سایه طبیعت شورش احساس کوچک کند ، در اکولوژی پسامدرن ، اکنون فعالیت های خودمان را بر روی بوم ارائه می دهیم. Homo Sapiens از ناظران هرج و مرج متعالی در طبیعت به همدست بودن آن رفته است."فاجعه طبیعی" و "عمل خدا" هرگز این احساس ساده از بی گناهی منفعل را که قبل از انقلاب صنعتی و تغییرات آب و هوایی متعاقب آن داشتند ، نخواهد داشت. حتی اگر می دانیم آب و هوا همان آب و هوا نیست ، تغییر در آگاهی در قرن بیست و یکم باعث می شود هر سیل ، خشکسالی ، طوفان ، انقراض ، قحطی ، بیماری و گونه های تهاجمی که به طور بالقوه قابل ردیابی در ترازنامه ما است. پارادایم های طبیعت متعادل کلاسیک و طبیعت هرج و مرج پسامدرن دو روش برای به تصویر کشیدن یک دنیای طبیعی فوق العاده متنوع و پیچیده است. پارادایم های زیست محیطی هرگز کاملاً عینی نیستند. آنها به دلیل شرایط فرهنگی ظهور آنها رنگ آمیزی می شوند.
در طی نیم قرن گذشته ، علم اکولوژیکی پارادایم تعادل را به عنوان یک ساختار گمراه کننده و شبه عرفانی که مدلهای اقتصادی و مکانیکی را بر پویایی مبهم ارتباط زیست محیطی مجبور می کند ، نقد کرده است. امروز یک روند عمده در اکولوژی حداقل سه عزیمت مهم از این الگوی کلاسیک را مشخص می کند ، در واقع در حال حرکت بین مدلهای تعادل و فاجعه است. این ایده ها توسط اکولوژیست های جهانی پذیرفته نشده اند ، اما آنها به تئوری های اصلی الگوهای طبیعی تبدیل شده اند.
اولین یافته این است که جوامع زیست محیطی توسط نیروهای هرج و مرج و تصادفی شکل می گیرند. پویایی جمعیت و توزیع گونه ها باید از طریق فرآیندهای تصادفی درک شود که پیش بینی تغییر در محیط ها را دشوار می کند. تصور می شود مناظر به جای جوامع متحد شده توسط هم افزایی و متقابل ، عمدتاً از موزائیک های گونه ای ساخته شده توسط هرج و مرج و شانس تشکیل می شوند.
دوم ، تکامل نه تنها مبتنی بر سازگاری است بلکه حداقل به همان اندازه قابل توجه ، نسبت به شرایط محیطی واکنش نشان می دهد. انقراض و تغییرات سریع در مورفولوژی را می توان از طریق یک فاجعه و رانش تصادفی به طور مؤثرتری توضیح داد تا از طریق مفصل تدریجی و قابل فهم از سازگاری های برتر در زمان عمیق. همانطور که داروین ادعا کرد ، انقراض نتیجه رقابت بین المللی را به دست نمی آورد ، با پیروزی در شکل برتر. درعوض ، بیشتر انقراض به دلیل اختلالات تصادفی محیطی در بسیاری از مقیاس ها ، از موج های منطقه ای گرفته تا فاجعه جهانی است. در نتیجه ، سازگاری به خودی خود به طور اساسی بر شرایط مشروط است و بیشتر تکامل فقط پس از آشفتگی صورت می گیرد. این تئوری تکامل توسط تعادل سوراخ شده ، تجدید نظر در تدریجی داروینی در دوران بوم شناسی هرج و مرج است.
سرانجام ، تأثیرات انسان مهمترین عامل در اختلال زیست محیطی است که به قرن بیست و یکم حرکت می کنیم. تأثیرات بین مقیاس در دوران ما شامل انتشار گازهای گلخانه ای ، تخصیص زیستگاه ، جنگل زدایی ، تغییرات شیمیایی در اقیانوس ها و آب شیرین ، برداشت شدید شیلات و کشاورزی صنعتی است که توسط پتروشیمی ها هدایت می شود. مهمترین سؤالات اکولوژی ناشی از ظرافت های تأثیرات انسانی بر زیست کره است. این تأثیرات به پیشنهاد علمی که شخصیت پیش زمینه طبیعت خود هرج و مرج است ، فوق العاده است. بوم شناسی هرج و مرج ، دیدگاههای کلاسیک از یک دنیای طبیعی متعادل را متحول می کند که درک علمی را حداقل از زمان روشنگری دیکته کرده است. برای بهتر و بدتر ، این اصل خلاق جدید در اکولوژی است و ریشه های آن به خاک دوره عاشقانه می رسد. این مطالعه به بررسی عبارات ادبی هرج و مرج زیست محیطی که در دوره عاشقانه شروع می شود. ادعا می شود که روایت های ادبی قرن نوزدهم نقش مهمی در ترسیم دیدگاه پسامدرن از ماهیت هرج و مرج که در علم زیست محیطی اواخر قرن بیستم پدیدار می شود ، ایفا کردند.
Microcosm ، یکی دیگر از مفهوم های علمی با سابقه های عاشقانه ، در این مطالعه به عنوان نقطه مقابل اکولوژی هرج و مرج عمل می کند. Microcosm ابزاری تجربی برای مدل سازی فرآیندهای زیست محیطی است که اغلب به ایده آل یک طبیعت متعادل متکی است. سازه های فیزیکی و نظری موجود در ریزگردها به اکولوژی کمک کردند تا در قرن بیستم به یک علم تجربی تبدیل شود و از این روشها عبور کند ، بر اساس مشاهده و فهرست نویسی ، مورخان طبیعی قبلی. آزمایشات میکروسکوپ پیشنهاد می کند که اکولوژیست ها می توانند سیستم های کوچک را بسازند ، حفظ و دستکاری کنند تا بتوانند پویایی پیچیده طبیعت را در مقیاس های بزرگتر و واقعی زندگی کنند. میکروسکوپ های زیست محیطی اهلی و ساده اکوسیستم هستند: مدل های مکانیکی که به عنوان پروکسی برای محیط های طبیعی عمل می کنند. آنها به ویژه در مطالعه اختلال مفید هستند زیرا می توان از آنها برای مدل سازی آلودگی ، انقراض و سایر شیب های استرس که اکولوژیست ها نمی خواهند یا قادر به دستکاری در محیط های واقعی هستند ، استفاده شود.
با این وجود ، ریزگردها سازه های ایده آل هستند که فرض می کنند محیط های گسسته ای در طبیعت وجود دارند ، مانند اکوسیستم هایی با جوامع بسته ، نه یک پیوستار شباهت بیشتر و کمتر از فرم که در سراسر جهان متغیر است. توصیف دنیای کوچک گسسته ، خود یک راحتی مفهومی است که به طور ناقص در زیست کره منعکس می شود. اکولوژیست ها با آزمایش ترکیب گونه ها و با تعادل شیمیایی و پرانرژی در مدل ، امیدوارند که چه عواملی باعث ایجاد اختلال و تخریب در محیط های بزرگتر می شوند که زمانی پایدار بوده اند. این دو چهره فکری ، هرج و مرج و میکروسکوپ ، نقش نظری در بحث درباره شخصیت طبیعت به عنوان هرج و مرج ، متعادل یا ترکیبی از این دو و همچنین مبنای کاربردی در روشهای واقعی بوم شناسی تجربی دارند.
من پیشنهاد می کنم که دانه تخیل که یک دانشمند را قادر می سازد یک دریاچه را به عنوان میکروسکوپ در سطح رسمی و تجربی مطالعه کند توسط شاعران قرن نوزدهم کاشته شد که آگاهانه یک کره را در اطراف طبیعت در مقیاس کوچک ترسیم کردند تا بتوانند از آن استفاده کنند. زمان و مکان در میان دنیای مدرن و پر هرج و مرج ، جهانی ، صنعتی. این کتاب ریشه های ادبی این دو تاپ را بازجویی می کند ، و نحوه رونویسی آنها به علوم طبیعت. این پیشنهاد می کند که روایات نوآورانه قرن نوزدهم از آشفتگی زیست محیطی بوم شناسی هرج و مرج را در زمانی که تدریجی و تعادل پارادایم های تاریخ طبیعی بود ، پیش بینی می کند. همچنین پیشنهاد می کند که شاعران قرن نوزدهم به دانشمندان کمک کردند تا روشهای ساده سازی طبیعت در میکروسکوپ را بدون آنکه ساختارهای پیچیده خود را از بین ببرند ، درک کنند. تقلیل گرایی علمی به سمت اتمی ها و سیستم های برچیده شده تمایل دارد ، اما میکروسکوپ تلاش می کند تا سیستم های ارگانیک را بدون جدا کردن آنها کاهش دهد. آزمایش های Microcosm شبیه به نوع خاصی از سلیسم شعر شاعرانه ، هم در تصویر و هم به صورت تصویری است. این دو تروپ ، روایت هرج و مرج و مدل میکروسکوپ ، به طور موثری پرتره های متفاوت طبیعت را در ادبیات قرن نوزدهم تراز می کنند و علوم اکولوژیکی تازه را به گفتگو با پیشگویی های ادبی می رساند. آنها نظریه اکولوژیکی را در عرصه های مجزا روایت (تاریخ طبیعی) و تصویر شاعرانه پیچیده ساختاری (طراحی تجربی) بین رشته ای می سازند.
از این مطالعه ادبیات و علم اکولوژیکی، ممکن است به این نتیجه برسیم که تخیل در حال بازی در ادبیات، شکلی جایگزین، شاید غنی تر، برای مدل سازی تغییرات بوم شناختی، به ویژه تغییر غیرخطی که در بوم شناسی آشوب دیده می شود، فراهم می کند. اگرچه اشکال مختلف مدل سازی علمی برای پیش بینی چگونگی تغییر سیستم های تحت تأثیر ضروری هستند، محدودیت های طراحی مصنوعی و تقلیلی نیز می تواند باعث ایجاد مشکلاتی در زمانی که مدل ها برای سیستم های طبیعی قرار می گیرند و به کانون اصلی علم تبدیل می شوند. شاید جهان های خرد ادبی شکلی ارگانیک تر از تصور سیستم های بوم شناختی را نشان می دهند که برای نظریه های دینامیک طبیعی که در حال حاضر تحت سلطه مدل علمی هستند، ارزشمند است. از آنجایی که مدل های ادبی نه به تقلیل سیستم های پیچیده به حداقل خود اختصاص داده شده اند و نه به انتزاع آن ها برای تطبیق میلیون ها متغیر، ممکن است گسترده و سیال باقی بمانند، ممکن است خاطرات تاریخی اکوسیستم ها را حفظ کنند، و با فرم شاعرانه شان، ممکن استخوانندگان را وادار به حضور، درک و مراقبت از فضای طبیعی واقعی آنها در عروض و تصاویر می کند.
آشوب و کیهان خطرات را بر این ادعای اکو انتقادی افزایش می دهد که ادبیات مکمل دیدگاه های علمی ما دانش اساسی در مورد طبیعت ایجاد می کند. من ادعا می کنم که ادبیات در دهه های اولیه صنعت گرایی به یک دیدگاه روایی منحصربه فرد در مورد دگرگونی مناظر دست یافت و شاعران شروع به مدل سازی نظام های طبیعی به عنوان موجودیت های تجربی کردند که در پارامترهای طبیعی عروضی قرار دارند. این دیدگاه با روش های علمی اکولوژیکی ایجاد شده در طول قرن بیستم پیوسته است. دیدگاه های بوم نقادی اغلب تفکر ادبی (و کاتالیزورها، الهام و تخیل آن) را در مقابل روش علمی (طراحی و تکرار) قرار می دهند. این عقیده فرسوده، وابستگی های تحقیق بر اساس دانش نزدیک از اکوسیستم ها را نادیده می گیرد. هم نویسندگان و هم بوم شناسان خوانندگان نزدیک سیستم های طبیعی هستند و هر دو از تخیل استفاده می کنند تا فرآیندهای طبیعی رمزآلود را به تئوری های منسجمی تبدیل کنند که الگوها - حتی الگوهای آشفته را روشن می کنند.
علاوه بر این، قرن نوزدهم بریتانیا پیوندی منحصربه فرد از تقاطع های فرهنگی، تاریخی و انضباطی را فراهم کرد که به ما امکان می دهد به گروهی از نویسندگان نه تنها به عنوان شاعرانی که با فرم های طبیعی دلسوز هستند، بلکه به عنوان پژوهشگران یک چشم انداز در حال تغییر نگاه کنیم. برای مثال، دوروتی وردزورث در زمان جنگ و انقلاب در عین حال شاعر، روزنامه نگار، مورخ طبیعی و بوم شناس اجتماعی است. چارلز داروین علاوه بر تجربه گرا بودن، داستان نویسی است که مهم ترین روایت قرن نوزدهم را از انبوهی از مطالعات موردی متفاوت ساخته است. نوشته های همهجانبه ریچارد جفریس در مورد طبیعت روستایی ویلتشایر با بافت اواسط قرن نوزدهم رنگ آمیزی شده بود، که دگرگونی صنعتی و ویران کردن حومه بریتانیا را بر خوانش های نزدیک او که در غیر این صورت ایده آل بود، تحمیل کرد.
ایده آل های زیست محیطی اغلب با پارادایم های بوم شناختی تنیده می شوند، اما این کتاب بیشتر بر روش هایی که طبیعت را می شناسیم (معرفت شناسی زیست محیطی) بیشتر از روش هایی که باید در درون آن عمل کنیم (اخلاق زیست محیطی) متمرکز است. البته ادبیات محیطی مملو از اعتقادات اخلاقی است و بوم شناسی علمی نیز ناگزیر است، بنابراین این تقسیم بندی بین معرفت شناسی و اخلاق قابل نفوذ است. مردمی که به محیط زیست فکر می کنند نه تنها دانشمند هستند، بلکه طبیعت نویس، غواصان زباله، حامیان عدالت محیطی، باغبان شهری و حاشیه نویسان سالنامه ها نیز هستند. ما مردمی هستیم که در طبیعت فرهیخته زندگی می کنیم - که شامل مناطق بیابانی، مزارع، حومه ها، مناطق حاشیه ای و شهرها می شود. با این وجود، تمایز مهمی بین "اکولوژیست" - کسی که تعاملات بین موجودات و محیط آنها را مطالعه می کند - و "محیط گرا" وجود دارد، کسی که از مجموعه ای از رفتارهای انسانی مبتنی بر اخلاق در طبیعت حمایت می کند. آشوب و کیهان در اطراف بوم شناسان ادبی و علمی حلقه می زند.
اکوکراسیسم غالباً با محدودیت های اقتدار خاص خود درگیر می شود و این سؤال را مطرح می کند که آیا منتقدان ادبی در موقعیتی هستند که در مورد معرفت شناسی علمی در خارج از مرزهای متعارف استعاره ، تروپ ، لفاظی ، تئوری و تاریخ اظهار نظر کنند. آغازگر تأثیرگذار گرگ گارارد در این زمینه ، رابطه نزدیک اکوکراسیتیک با علم بوم شناسی را تشخیص می دهد ، اما موضع وی یکی از تابعیت ها است که می تواند "مشکلات موجود در اکولوژی" را روشن کند: "اکوکریتیک ها نسبت به ایده علم به عنوان کاملاً عینی و ارزشمند مشکوک هستند. رایگان ، اما آنها در موقعیت غیرمعمول به عنوان منتقدان فرهنگی برای به تعویق انداختن ، در آخرین تحلیل ، به درک علمی از جهان هستند. »(10). مطمئناً ، General Point Garrard معتبر است: اکوکریتیک در ضمن حفظ مسافت استراتژیک که امکان دیدگاه های انتقادی در مورد ذهنیت ذاتی و جنسیت ، جنس ، نژاد و گونه ها را فراهم می کند ، در موقعیت پیچیده ای برای حمایت از یافته های علمی (مانند تغییر آب و هوا) قرار دارند. تمرین علم. مطالعات ادبی ، حتی آنهایی که مبتنی بر اکولوژی هستند ، به دلیل ضد عرف بودن شهرت دارند: یک رپ خطرناک که باید آشکارا آن را از بین ببریم. یكی از چالش های اکوكراسی گرایی كه گارارد به آن اشاره می كند این است كه این زمینه باید "روابط سازنده بین علوم انسانی و علوم محیطی را توسعه دهد" (178). به طور خاص ، اکوکریتیک باید ناسازگاری بین دیدگاههای ادبی و الهام گرفته از گایا از طبیعت را در تعادل هماهنگ و دیدگاه اکولوژی پسامدرن از طبیعت به عنوان ذاتاً پویا و غیرقابل پیش بینی انجام دهند (178). من پیشنهاد می کنم که اکوکراسیسم می تواند بهتر از ایفای نقش خواهر و برادر مضاعف به علم زیست محیطی باشد. اکوکراسیت گرایی می تواند نظریه پردازی کند که چگونه درک علمی از طبیعت منشأ ادبی دارد. ادبیات روشهای روایت و الگوبرداری در علوم زیست محیطی را از طریق همکاری های درزانه با فلسفه ، تاریخ طبیعی و علوم طبیعی تأسیس شده فیزیک ، شیمی و زیست شناسی آغاز می کند. هنگامی که این استدلال میان رشته ای پذیرفته می شود ، ادبیات به پیشرو درک علمی ما از دنیای طبیعی ارتقا می یابد. به عنوان یک جد ، ادبیات مسئولیت همان تعصباتی را که دانشمندان علوم انسانی عجله می کنند در تجزیه و تحلیل های خود از علم در معرض خطر قرار می دهند ، به اشتراک می گذارد.
در سالهای اخیر ، اکوکریتیک بسیاری از پیوندهای جذاب بین طبیعت و ادبیات را دنبال کرده است که فراتر از دیدگاه کلاسیک طبیعت اول یا اولیه است - بیابان های سخت و آرمان از طبیعت "در آنجا" ، که کیت سوپر نیز آن را "طبیعت متافیزیکی" خوانده است (155-56). جایگزینی اسطوره های بیابان ، چشم انداز معاصر طبیعت دوم است - محیطی که با استفاده از انسان درگیر است ، که در زمان ما شامل اختلال ، تخریب و تغییر هرج و مرج است. طبیعت اصلی یک اسم مناسب است - ساختاری از کاملاً خارج از کشور. این بیابان است که دیگر وجود ندارد. طبیعت دوم مجموعه ای از محیط هایی است که ما در واقع در آن زندگی می کنیم ، کشت می کنیم ، غنی می شوند و از بین می بریم - آنچه Soper لقب داده است "طبیعت غیرقانونی". بین ماهیت متافیزیکی و طبیعت غیر روحانی ، سیستم مادی است که هدف علوم طبیعی است ، آنچه Soper "ماهیت واقع گرایانه" می نامد. اکوکریتیک ادبی به ویژه باید علاقه مند به ادعای این ماهیت واقع گرایانه به عنوان هدف تحقیق برای ادبیات و همچنین علوم باشد.
اکوکریتیک دندان های خود را بر اساس ماهیت متافیزیکی در قسمت دوم قرن بیستم ، با تمرکز ویژه بر رومانتیسم آلمانی ، انگلیس و آمریکایی برید. در یک دهه گذشته ، طبیعت غیر روحانی به عنوان مهمترین مکان برای توجه اکوکراسیتیک موفق شده است ، به ویژه که این زمینه به سمت محیط های زندگی شده در اطراف تجدید نظر های پس از استعمار ، اقتصادی اقتصادی ، کوئر و دوران صنعتی از طبیعت خالص تبدیل شده است. حتی اکوکریتیک با غلظت های عاشقانه انگلیس ، مانند جاناتان بیت ، آلن بول ، تیموتی مورتون و جیمز مکوزیک ، در سالهای اخیر به جای بکر بکر ، به طور گسترده روی محیط های آشفته نوشته شده اند. آهنگ Bate of the Earth درخشان ترین سبز در بین این چهار است ، اما کتاب او شامل خواندن مهمی از آشفتگی پیرامون فوران تامبورا در سال 1815 است که در سال 1819 به کیتس گسترش می یابد (104-5). کتاب Bewell در مورد انتقال بیماری های استعماری پیامدهای مهمی در گسترش فاجعه اکولوژیکی در یک اقتصاد جهانی دارد. اتخاذ مورتون از "اکولوژی تاریک" در مورد منسوخ شدن گایا و هارمونی در اولویت صمیمیت عزاداری با بیماری اکولوژیکی بیان می شود. کار این چهار اکوکریتیک (و همچنین بسیاری دیگر که در ادبیات آمریکایی و غیر غربی کار می کنند) خویشاوندی بین ادبیات محیط زیست و خواندن نزدیک ، همزمانی تاریخی و نظریه ادبی را برجسته می کند. نوشتن سبز جیمز مکوزیک نقش مهمی در تئوری عاشقانه فراتر از اقیانوس اطلس دارد که جزئیات روش های نویسندگان طبیعت آمریکایی ایده های پیشروهای انگلیسی خود را به ارث می برد. مک کیوک به علاقه من به شخصیت دوگانه طبیعت به عنوان متعادل و هرج و مرج نزدیک می شود و مانند جاناتان بیت ، گهگاه از گفتمان علمی برای روشن کردن متون ادبی استفاده می کند. به عنوان مثال ، او از خواننده می خواهد كه جامعه ادبی رمانتیک را به عنوان یک اکوسیستم تصور کند ، "جامعه ای پر جنب و جوش که در آن رقابت و هم افزایی ، تبادل ایده ها و جریان اطلاعات ، شکارچیان و طعمه ها ، میزبان ها و انگل ها ، همه در گرداب آشفته یک همزیستی هستندمحیط مشترک "(18). قیاس جوامع به عنوان اکوسیستم هایی که به دنبال هم افزایی و مشکل هرج و مرج هستند ، پایه اصلی بوم شناسی انسان است. با این حال ، این مطالعات ادبی ادعای خاصی در مورد منشأ ادبی علوم زیست محیطی دنبال نمی کنند. به عنوان یک مطالعه کاملاً بین رشته ای ، هرج و مرج و کیهان توجه بیشتری به مطالعات زیست محیطی نسبت به نقد ادبی متعارف می کنند و بیشتر از هر کار علمی ، خوانش های بیشتر از رمان ها و شعرها را انجام می دهند.
این اجداد علوم زیست محیطی را برای یافتن پیشانی های ادبی کمین نشان می دهد.
اشعار و رمان ها می توانند فرآیندهای مادی ، روابط گونه ها و سرعت تغییر در دنیای فیزیکی را روشن کنند. ما به طور کلی انتظار داریم که علم این کار تحقیقاتی را انجام دهد. درعوض ، من استدلال می كنم كه ادبیات خوانش های سیستماتیک روشنگری از ماهیت جسمی را ارائه می دهد که اغلب توجه علمی را پیش بینی می کند. هدف از این کتاب این است که چگونه ادبیات در اکتشافات رسمی ماهیت واقع گرایانه قبل از وجود اکولوژی علمی نقش داشته است. قرن نوزدهم صنعتگرایی و استعمار ، سرمایه گذاری طبیعت را به عنوان یک اسم مناسب سخت و مستعار خنثی کرد. این تغییر معنایی به "طبیعت" نشان می دهد که چگونه برخی از ادبیات این دوره ، الگوی کلاسیک تعادل اقتصادی را قبل از اینکه علم زیست محیطی روش های خود را به چالش بکشد ، به چالش کشید. این دو تروپ ادبی اساسی ، هرج و مرج و میکروسکوپ ، طی دو قرن گذشته به تئوری ها و روش های زیست محیطی تبدیل شده اند.
در حدود سال 1887 ، نزدیک به پایان زندگی کوتاه خود ، نویسنده و طبیعت گرای انگلیس ریچارد جفریس مشاهده ای را در مورد تنش بین الگوی تعادل و هرج و مرج ، که او آن را "عدم طراحی در طبیعت" خواند ، مشاهده کرد.
وقتی در آخر ذهنم را از تحقیر عظیم یک طراحی ، یک شی و یک هدف ، یک هدف یا یک سیستم جدا کردم ، شروع کردم به کم نور و کمالنه هرج و مرج به معنای بی نظمی یا سردرگمی بلکه صرفاً عدم نظم - از جهان در جهان ساخته شده است. این جهان در هیئت مدیره ذهن من مطرح شده بود: این دنیای ماشین ساخته شده و مکانیسم. چه ریز ، نفرت انگیز و ریزگردها را برای واقعیت جایگزین کرده ام. از نظر منطقی ، آنچه که دارای یک طرح یا یک هدف است ، محدودیت دارد. ایده یک طراحی یا یک هدف از آن زمان به دلیل کمبود آن برای من رشد کرده است. من برای لحظه ای ، حتی برای تلاش برای تهیه دلیلی برای گرفتن جای برنامه منفجر شده ، سرمایه گذاری نمی کنم. من به سادگی عمداً انکار می کنم ، یا به عبارت دیگر ، اکنون به آن مرحله پیش رفته ام که حتی در ذهن خودم حتی پذیرش موضوع به بحث نیز غیرممکن است. من به آفتاب نگاه می کنم و احساس می کنم که هیچ نظم پیمانکاری وجود ندارد: هرج و مرج الهی وجود دارد ، و در آن ، امید و امکانات بی حد و حصر.(خانه قدیمی در Coate 163)
این گذر ، سرسخت و جشن ، اصل سازماندهی مطالعه حاضر را بیان می کند. هرج و مرج الهی جفری با جایگزین کردن شکوه عالی خلاقیت بی نهایت برای یک کیهان مکانیکی از پیش تعیین شده ، امید را از ویکتوریا بازیابی می کند. طراحی یا هدفمند ، همانطور که او "میکروسکوپ" می نامد ، استاتیک ، معدنی ، تنظیم شده است. جفریس با انتقاد از یکباره محکومیت مذهبی مشیت الهی و تمایل به روشنگری برای دیدن طبیعت به عنوان یک ماشین بزرگ ، ادعا می کند که "عدم نظم" یک دیدگاه بزرگتر و آزاد کننده از دنیای طبیعی ارگانیک است. ماشین آلات کارهای صنعتی همان چیزی است که انسان بر روی تابلوهای نقاشی خود ترسیم می کند ، اما به قیاس ، کاهش زمین به "مکانیسم" ، از بین بردن خون حیات کیهان حیاتی و آشوب آور است. ریزگردها که فرآیندهای زیست محیطی را در ادبیات و علوم مدل می کنند. آنها برای کاهش پیچیدگی سیستم های طبیعی باز به سیستم های مدل ساده و قابل فهم خدمت می کنند. آنچه اغلب قربانی می شود خلاقیت ، سرنوشت ، تجزیه مرزها و محدودیت هایی است که توسط پارادایم طبیعت شانس و بدون طراحی امکان پذیر است.
تجارت گزینه های دودویی در ایران...
ما را در سایت تجارت گزینه های دودویی در ایران دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : زینالعابدین مراغهای بازدید : 25 تاريخ : دوشنبه 13 شهريور 1402 ساعت: 6:39